al_ahwazi_terrorist_groups_in_the_house_of_common

دنیل برت (نفر سوم از سمت راست) بهمراه چندتن از اعضا و پشتیبانان گروه های تروریستی الاحوازی در پارلمان بریتانیا .

 

al_ahwazi_imaginary_kingdomدر یک هفته گذشته گروه های تروریستی عرب موسوم به "الاحوازی"[[۱]] در لندن تحت سرپرستی یک انگلیسی به نام دنیل برت، بگونه ای بسیار مشکوکانه ای به تکاپو افتاده و به روند فعالیت های خود در بریتانیا شدت و سرعت قابل ملاحظه ای بخشیده اند، تا آنکه امروز آگاه گشتم این گروه ها بر آن شده اند تا با بکارگیری حربه 'عملیات پرچم' (False Flag)، موج تازه ای از تنش ها و ناآرامی ها در استان خوزستان را بپا سازند.

این برنامه با نام "پروژه الاحواز" که گویا پیاده سازیش در سال کنونی عملی خواهد شد، با هدایت اندیشکده های آتلانتیستی در بریتانیا و آمریکا (به نمایندگی کشورهایشان)، اسرائیل[[۲]] و پشتیبانی مالی و نظامی عربستان سعودی[[۳]] انجام می شود. نیز سازمان مجاهدین خلق که از پشتیبانان این گروه ها می باشد[[۴، ۵]]، مسلماً در هرگونه تنش زایی، نقش کلیدی را ایفا خواهد کرد و با گزینش جان بولتون بعنوان مشاور امنیت ملی آمریکا نمی تواند بی ارتباط باشد.[[۶]]

همانگونه که در چندسال گذشته با زیر نظر داشتن فعالیت های این گروه های همواره هشدار داده ام، نخستین هدف این گروه ها زدن جرقه یک جنگ درونی در جنوب ایران می باشد، تا سرانجام کشورهای غربی تحت نام جلوگیری از کشتار و دفاع از اقلیت عرب(!) در ایران، به ایران یورش برده و سرانجام بر روی سرزمین های گاز و نفت خیز ایران دست گذارند. شوربختانه جمهوری اسلامی نه تنها زمینه و راه را برای آنان هموار ساخته است، بلکه به استقبال هر گونه اختلافی در درون کشور می رود تا اذهان عمومی را خود از جنایات و خیانت ها خود دور ساختن و چند صباحی دیگر به بقای ننگین اش ادامه دهد.

در هر روی، همواره بایستی مد نظر داشت که اگر این گروه ها سخنی بر ضد رژیم اسلامی بر زبان می آورند، نه آنکه بدنبال سرنگونی رژیم اسلامی و آزادی ایران از چنگال روضه خوانان می باشند، بلکه بدنبال ایرانستان سازی و جداسازی سرزمین های نفت و گاز خیز از ایران می باشند تا کشور عربی به نام "الاحواز" (با شهر ساسانی هرمز اردشیر یا "اهواز" کنونی اشتباه نشود) را در جنوب ایران بپا سازند.

این کشور خیالی عربی که گروه های عرب مزدور بیگانه به دروغ مدعی می شوند که تا سال ۱۹۲۵ میلادی یک کشور مستقل به نام "الاحواز"(!) وجود داشته است که توسط رضاشاه به اشغال ایرانیان درآمده است، شامل استان های خوزستان، بوشهر، لرستان، ایلام و کهگیلویه و بویر احمد و نیز بخش هایی از استان های کرمانشاه، کردستان، همدان، مرکزی، قم، اصفهان، چارمحال بختیاری، فارس، و هرمزگان می شود. شگفت انگیز نیست که این کشور خیالی سرزمین های گاز و نفت خیز ایران را در بر می گیرد و تا پیش از آزادسازی ایران از چنگال رژیم قاجاریه بدست رضاشاه بزرگ، بخش نفوذی و تحت اشغال و چیرگی بریتانیا بشمار می رفت و تا پیش‌از رضاشاه قصد بپاسازی کشور نویی به نام "ایران جنوبی"[[۷]] را در سر می پروراند. بریتانیا تا به امروز بگونه ای غیرمستقیم و غیررسمی، جنوب ایران را بخشی از سرزمین های مستعمره خود می پندارد.

بهر روی، در صورت رخداد دادن چنین تنشی می بایستی در انتظار تکرار رخداد سال ۲۰۰۵ میلادی و بمب گذاری ها در استان خوزستان باشیم، که منجر به کشته شدن بسیاری از شهروندان بیگناهمان و دستگیری بیش از ۴۰۰ تن شد.

آن رخداد تروریستی بخاطر پخش نامه ای از جانب محمدعلی ابطحی بود که دولت وقت تصمیم بر آن دارد تا طی ده سال جمعیت ۵۰۰ هزاری اعراب خوزستان را به ۱/۳ کاهش دهد. ولی شواهد نشان می دهد که نه تنها آن نامه را دنیل برت نوشته بود، بلکه آن عملیات با هدایت نیروهای ویژه ارتش و سازمان جاسوسی بریتانیا، با همکاری "جبهه دموکراتیک خلق عرب الاحواز" (AADPF) با مرکزیت در لندن و "سازمان مجاهدین خلق" (MKO) انجام شده بوده است.

راهکار چیست؟

چیزی که مسلم است نبایستی از جمهوری اسلامی انتظار داشته باشیم تا در خنثی سازی این گروه ها اقدامی کند! زیرا که رژیم نه تنها از هر گونه رخدادی برای دور سازی افکار مردم ایران از نابسامانی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی استقبال خواهد کرد، بلکه این بقای این گروه های ایرانستیز و تروریستی به بقای رژیم ایرانستیز بستگی دارد! رژیم اسلامی در سی و اندی سال گذشت برای بقای خود، در راستای سیاست "جدایی انداز و حکومت کن"، دست به قوم سازی، مرزبندی مردمی، تفرقه سازی و نفاق زده است، که نتیجه آن پدیدار شدن این گروه های در ایران شده است و هر روزی که عمرش بگذرد، درصد و احتمال ایرانستان شدن ایران بمراتب بیشتر خواهد شد!

بنابرین، این وظیفهٔ رویارویی بر دوش ملت ایران است و تنها و بهترین شیوه رویارویی با چنین تنشی، چه از سوی هم میهنان خوزستانی و چه دیگر هم میهنان، "خاموشی" است و هر گونه واکنش دیگری مبدل به شعله ور ساختن و ایجاد اختلافات بیشتر در آن بخش از کشور و در راستای برنامه رهبران آن گروه ها خواهد بود.

نیز وظیفه همهٔ کُنشگران سیاسی می باشد تا با هُشیاری نه تنها در دامی که این گروه های برای ایران و ایرانیان گسترده اند نیفتاده و هوشیارانه همواره در مد نظر داشته باشند که هر گونه تنشی، مهندسی شده و توسط بیگانگان هدایت می شود، بلکه آن دسته از هم میهنانمانمان که بدون اندیشیدن دستخوش احساسات گشته و ناخودآگاهانه با گفته ها یا نوشته های خود آتش آور معرکه خواهند شد را از نیرنگ ها و دسیسه های دشمنان ایران آگاه سازند.

فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.

 

 

شاپور سورنپهلو

روز آذر از ماه فروردین سال ۳۷۵۶ بهدینی

۲۹ مارس ۲۰۱۸ ترسایی


بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:

_______________________________

۱ - برای اطلاعات بیشتر درباره گروه های ایرانستان-خواه[:تجزیه طلب] و ایرانفروش[:مزدور بیگانه] که تحت ریاست یک انگلیسی به نام دنیل برت به نوشتار های زیر مراجعه شود:

الف. سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران"

ب. سورنپهلو، شاپور، "مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز"

۲ - سورنپهلو، شاپور، "دعوت اسرائیل از کشورهای عرب خلیج فارس، برای همکاری در تجزیه و نابودی ایران"

۳ - سورنپهلو، شاپور، "هشدار: حضور چهار ارتشی و مامور امنیتی بیگانه، حامی گروه های تروریستی عرب در خاک ایران!"

۴ - سورنپهلو، شاپور، "سازمان مجاهدین، گزینه ی آمریکایی ها برای متحد ساختن ایرانفروشان در زیر یک پرچم، برای بپاسازی یک جنگ درونی و "ایرانستانسازی" ایران"

۵ - سورنپهلو، شاپور، "دیدار رئیس انگلیسی گروه تروریستی الاحواز با مجاهدین خلق"

۶ - سورنپهلو، شاپور، "همکاری گروه تروریستی سازمان مجاهدین خلق و گروه های تروریستی عرب در تکه پاره ساختن ایران"

۷ - بازخوانی تاریخ:‌ سالروز ورود ژنرال پرسی سایکس به ایران، برای تجزیه ایران بپاساختن کشورنویی به نام "ایران جنوبی"