
برنارد لوئیس، یکی از پیشگامان 'اندیشه تجزیه ایران'،[[۱]] در سن ۱۰۱ سالگی پس از دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری سخت و طولانی سرانجام آرزوی تجزیه و ایرانستان شدن ایران را با خود به گور برد و روان پلید و ناپاکش دوزخ نشین شد.
لوئیس پژوهشگر و اسلامشناس سرشناس انگلیسی، از هواداران صهیونیسم جهانی و پدرخوانده ایرانستیزانی بود که "ایران و فرهنگ و هویتش" را خطری برای منافع غرب و صهیونیسم جهانی بشمار آورده و تنها راه رویارویی با آن را، نابودی سازی ایران از طریق تجزیه اش پیشنهاد داده بود. او برای نخستین بار علنی در گردهمایی گروه بیلدربرگ در سال ۱۹۷۹، پیشنهاد "ایجاد مرزبندی های قومی" و سرانجام "تجزیه ایران در خطوط قومی و زبانی" و "ملیت سازی" را داده بود.
او برای اجرای طرح خود پیشنهاد داده بود که بریتانیا (و در کل کشورهای غربی)، می بایستی با تنش زایی و شورش افکنی در آسیای غربی (بنادرستی خاورمیانه خوانده می شود![[۲]])، به احساسات با برانگیختن احساسات محلی، به خواسته های جدایی طلبانه دامن زده و اندیشه استقلال طلبی تیره های ایرانی همچون بلوچ ها، آذری های ترک[زبان]، کُردها، و نیز دروزی های لبنان، علوی های سوری، قبطی های اتیوپی، فرقه های صوفی سودانی و قبایل عرب را تشویق نماید تا پس از درگیر شدن با یکدیگر، سرانجام آن بخش از جهان به قطعات ریز و قابل کنترل تقسیم شوند:
"هدف آنست که خاورمیانه را به قطعات ریز تقسیم کرده و با آتش افروزی و پدید آوردن یکسری جنبش های جدایی طلبانه مابین کردهای ایران، آذری ها، بلوچ ها، عرب ها، 'کشورک' های نوپایی ایجاد شوند تا با یکدیگر رقابت کنند."
و افزوده بود:
"این جنبش های نهایتا [پس از جدایی از ایران] خطر و تهدیدی برای حاکمییت کشورهای ترکیه، عراق، پاکستان و دیگر کشورهای همسایه خواهند بود."
البته هدف اصلی صهیونسیم جهانی و هوادارن و تئوریسن هایش از جمله برنارد لوئیس، بپاسازی "اسرائیل بزرگ" بر اساس طرح تئودور هرتسل و خاخام فیشمن می باشد[[۳]]، که برای پیاده سازیش نیاز به تجزیه چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه را دارد. بر سر کار آوردن رژیم جمهوری اسلامی در سال ۵۷ و نیز رخدادهای سیاسی کنونی در عراق و سوریه در راستای پیاده سازی همین طرح می باشد.
نیز برنارد لوئیس کسی بود که بهمراه میس ان لمبتن (مامور اینتلیجنس سرویس بریتانیا و کارشناس اطلاعاتی در تهران)، نظریه "ولایت فقیه" و "برپایی نظام شیعه در ایران" را در سال ۱۹۶۴ (۱۳۴۲) را مطرح ساخته بودند که شش سال پس از آن، روح الله خمینی، بدون آنکه نامی از این دو تن برد، "نظریه ولایت فقیه" را به نام خود منتشر ساخت.
بهر روی، پروژه تجزیه ایران و در کل آسیای غربی لوئیس، تاکنون نظر بسیاری از ایرانستیزان جهانی، بویژه اروپامحوران را بخود جلب و از سیاست های پیشنهادی او پیروی می کنند، که اکثریت تشنجات و اختلافات میان تیره های ایرانی در چند دهه گذشته و زاده و رشد کردن "پانیست های ایرانستیز"[[۴]]، بر اساس و در پی سیاست او پیاده شده اند، از جمله بپاسازی گروه های تروریستی عرب که خود را "الاحوازی" خوانده و در پی تجزیه استان های گاز و نفت خیز از ایران می باشند (این سرزمین های ایرانی تا پیش از آزادسازی ایران بدست رضاشاه بزرگ از اشغال قاجارها و بیگانگان، جزوی از خاک و مستمعرات غیررسمی بریتانیا بشمار می رفتند[[۵، ۶]]).
خوشبختانه برنارد لوئیس مُرد (با آنکه دیر مُرد)، ولی شوربختانه طرح او توسط بیگانگان به یاری دست نشاندگان ایرانفروششان (رژیم روضه خوانان و نفرت پراکنان قومی) همچنان متبلور و زنده و در حال حرکت بسوی پیاده شدن می باشد؛ - که اگر ملت ایران همچنان مانند چهار دهه گذشته به تماشا نشسته و رژیم ایرانستیز روضه خوانان را به زیر نکشاند و بجایش یک نظام ایرانی و با "آرمان های ایرانپرستانه"، در راستای هویت، فرهنگ و ارزش های ایرانی بر سرکار نیاورد، درخت مرگبار ایرانستان ِ لوئیس و دیگر ایرانستیزان، سرانجام به بار خواهد نشست.
به امید شکست و نیستی همهٔ ایرانستیزان.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد!
شاپور سورنپهلو
روز اورمزدو خوردادماه از ماه اردیبهشت سال ۳۷۵۶ بهدینی
۲۰ ماه مه ۲۰۱۸ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
__________________________
۱ - برای اطلاعات بیشتر بهمراه بازبُردها به نوشته این نگارنده بنام: «آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران» رجوع شود.
۲ - سورنپهلو، شاپور، "'خاورمیانه' نامی تحقیر آمیز ساخت غربیان و پیروی کورکورانه ما ایرانیان در بکاربری آن".
۳ - "The Zionist Plan for the Middle East: The Israel of Theodor Herzl (1904) and of Rabbi Fischmann (1947)"، Translated and edited by Israel Shahak, Re-Arranged and organised by Shapour Suren-Pahlav
۴ - اکثریت سران این گروه های مزدور و حقوق بیگانگان می باشند، که با سواستفاده از بیسوادی و ساده لوحی قشر عوام برای خود تشکیلاتی بپا ساخته اند، از جمله "پان ترکسیم" با هدایت از سوی دولتهای بادکوبه، آنکارا و تل آویوو؛ - "پان کُردیسم"، با هدایت از سوی واشینگتن و تل آویوو؛ - "پان بلوچیسم"، با هدایت از سوی تل آویو و ریاض؛ و "پان عربیسم" (یا گروه های الاحوازی)، با هدایت از سوی لندن و پشتیبانی مالی ریاض
۵ - سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران".
۶ - سورنپهلو، شاپور، "مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز".
≠
