"همیشه خوک ها تصمیم می گرفتند٬ سایر حیوانات هرگز نمی توانستند تصمیمی اتخاذ کنند، ولی رای دادن را یاد گرفته بودند!"
- جورج اورول در کتاب مزرعه حیوانات
ایران همچون توپی شده است که در طی یک سیرکی بنام انتخابات میان جناح های رژیم به یکدیگر پاس داده می شود. البته هدف نخستین از بپاسازی "سیرک انتخابات"[[1]] تحمیق جهانیان و سرگرم سازی مردم ایران است که هر چهار سال بپا می شود، تا آنان را محو تماشای نمایش خویش سازند و بر اریکه قدرت همچنان سوار و ایران را بگفته شاهنشاه فقید، سرانجام به نیابت بیگانگان به مرحله ایرانستان برسانند. بر آن اساس، امروز شواهد نشان می دهد که عمر دولت السیّد محمد الخاتمی روزهای پایانی خود را می گذراند و توپ بایستی به جناح محافظه کار پاس داده شود تا به گمان زیاد بمدت ۸ سال در دست آنان باشد، و سپس به جناح دولتی موسوم به اصلاح طلبان (بخوانید استمرار طلبان) برگردانده شود. از آن روی، نتیجه این تعزیه و سیرک انتخابی در راه، بطور قطع شکست هاشم رفسنجانی و پیروزی محمود احمدی نژاد خواهد بود که سوی السیّد علی الخامنه ای به سمت ریاست جمهوری از اکنون منتصب شده است ولی شوربختانه ملت ما هنوز در پنداشت تبدیل آب دریا به دوغ با ریختن یک قاشق ماست در آنست.
افزون بر آن، موقیعت ولی فقیهی الخامنه ای از سوی هاشمی رفسنجانی، کسی که که او را آیت الله و ولی فقیه ساخت در خطرست که باند الخامنه ای بایستی به هر شیوه ای او را دفع سازد و بدور دیده نمی شود پس از شکست در انتخابات نمایشی برای او پرونده ای ساخته شود تا روانه زندانش گردد و درهمان جا نیز بمیرد یا حداکثر به شیوه های گوناگون سربه نیست شود و ادعا کنند که به مرگ طبیعی مُرده است. از آن روی الخامنه ای به پشتیبانی سپاه پاسداران در این جنگ نیازمندست که محمود احمدینژاد آنچه که خامنه ای در پی آن می باشد را برای او می تواند فراهم سازد، زیرا که احمدینژاد نه تنها در گذشته پاسدار و مهره امنیتی آن نهاد سرکوب در استان کردستان بوده است، بلکه در میان سپاهیان از محبوبیت بالا و پشتیبانی آنان برخوردارست.
بهر روی، چیزی که بایستی از ریاست جمهوری احمدینژاد انتظار داشت، تفاوتی با دوره خاتمی نخواهد داشت و بایستی انتظار داشت تا ایران سیر قهقرایی خود را بسوی نابودی که بیگانگان با آن هدف این رژیم را بقدرت رساندند، ادامه دهد. ولی برای خالی نبودن عریضه، با نگاهی به کارنامه او در زمان شهرداری تهران[[2]] می توان برآورد و پیش بینی کرد که در زمان ریاست جمهوریش، نه تنها سپاه پاسدران قدرت کامل سیاسی، اقتصادی و نظامی را قبضه خواهد نمود، بلکه جامعه ایرانی همچنان سیه روز تر و بدبخت تر از گذشته خواهد شد و در زمان ریاست جمهوری او، دزدی ها و تعصبات عقب افتاده مذهبی وارد فاز نو و افزایش پیدا خواهد کرد و فضا و جو سیاسی ایران خفقان آور تر از گذشته خواهد شد.
باری، باند رفسنجانی بهمراه کُل جناح دولتی اصاح طلبان، با ایجاد ترس در دل ملت ایران که اگر رای ندهند، چنان آینده ای در انتظارشان می باشد، تالش خواهند کرد تا مردم را قانع به شرکت در سیرک انتخابای نمایند که البته ۸ سال حکومت دیکتاتوری رژیم زیر نظر الخاتمی و نامیدی ملت از او و بامید واهی اصلاحات راستین، به کشیده شدنشان به پای صندوق های رای یاری خواهد کرد.
ولی اگر ملت ایران، براستی از وضیعت کنونی خسته شده و خواهان تغییرات اساسی برای خود و کشورشان می باشند، تنها از طریق سرنگونسازی رژیم میّسر می شود و در نخستین گام خودداری ورزیدن و تحریم انتخابات نمایشی در راهست.
پرسش ها و پاسخ ها
- در وهله نخست چرا رژیم فاشیست اسلامی، که یکی از یکی از خودکامه ترین نهادهای توتالیتر، ضدبشری ترین و مخوف ترین رژیم ها نه تنها در تاریخ ایران بلکه در تاریخ جهان می باشد، نیازمند شراکت ملت ایران در انتخابات است و برای قانع ساختنتان از هیچ ترفند و نیرنگی فرو نمی گذارد؟ خواه ارعاب و ایجاد ترس در میان ملت باشد تا دعوت، درخواست و خواهش و تمنا؟ بویژه با توجه به اینکه انتخابات یک اصل اساسی جوامع دموکراتیک است و رژیم اسلامی به معنای واقعی کلمه در ستیز و طرف مقابل آن طیف قرار دارد و هیچکدام از سران رژیم برگزیده ملت ایران در یک انتخابات آزاد نبوده و نیستند؛ رهبر رژیم توسط شورای نگهبان منصوب میشود، که همه اعضای آن هم خود انتصابی می باشند و شباهت به یک باشگاه انحصاری دارد که اعضای آن تنها روضه خوانان می باشند. نیز همه نامزدهای ریاست جمهوری از فیلتر آن شورای غیرانتخابی گذر کرده و سرانجام حرف آخر را هم رهبر رژیم می زند؟
- دوم، اگر ادعاهایی که جناح های دولتی به گلوی ایرانیان فرو می نمایند، که اگر رای ندهید بدتر از آنچه که هست خواهد شد، حقیقت است یا دروغ و عوامفریبی؟
- و سرانجام چگونه خودداری ورزیدن و تحریم انتخابات نمایشی، به سرنگونی رژیم و آزادی ملت و کشور از چنگال روضه خوانان و اراذل و اوباش مذهبی می سرانجامد؟
مشروعیت و فریب
در وهله نخست، رژیم اسلامی بعنوان یک موجودیت اقتدارگرای تئوکراتیک که خود را به صورت دموکراتیک به جهانیان نشان می دهد، تلاش می کند تا نخست، از انتخابات برای تداوم مشروعیت خود بهره وری کرده و خود را به عنوان یک هیئت حاکمه مشروع نشان دهد که وظیفه حفاظت از منافع مردم را بر عهده دارد. سپس با ایجاد آن توهم، مشروعیت مردمی خود را حفظ کرده و از آن راه اعتبار درونی و جهانی برای خود فراهم می سازد که نتیجه آن مستحکم شدن پایه های رژیم خواهد بود.
نیز هدف رژیم با نمایش مشارکت قوی رای دهندگان، اعتبار بخشیدن به حاکمیت خود و انحراف از نظارت پیرامون اعمال استبدادی خود است. علاوه بر این، انتخابات نمایشی، ظاهری از انتخاب را ارائه میدهد که به رژیم این امکان را میدهد تا خود را در چارچوب پارامترهای کاملاً کنترلشده پاسخگو به خواست مردم نشان دهد. این شعار دموکراسی در حقیقت در خدمت تسکین نارضایتی درونی و کاهش انتقادات جهانی برنامه ریزی شده است، در حالی که یک راه تایید شده برای بیان سیاسی فراهم می کند که مخالفان را از به چالش کشیدن مستقیم اقتدار رژیم دور می کند.
بنابراین، اصرار رژیم بر مشارکت رای دهندگان به عنوان ابزاری دو منظوره برای مشروعیت بخشیدن و فریبکاری و کنترل عمل می کند و به رژیم آن امکان را می دهد تا پوشش دموکراسی خود را حفظ کند و در عین حال سیطره استبدادی خویش را بر قدرت تحکیم کند. علیرغم تناقضات آشکار و عدم وجود گزینش های راستین انتخاباتی، رژیم همچنان بر اهمیت رای دادن برای حفظ بقای خود تاکید می کند.
کنترل و راهبرد بلاغی
دوم، رژیم از نتایج انتخابات به عنوان دستاویزی برای سرکوب مخالفان و سرکوب قیامهایی که مغایر با منافع خود تلقی میشوند، بهره برداری میکند. نیز در شرایطی که شهروندان با گزینه های نامطلوب یا فرآیندهای انتخاباتی روبرو می شوند، رژیم از شراکت ملت در رای گیری ها و نمای پشتیبانی مردمی برای توجیه اقدامات سرکوبگرانه خود استفاده می کند. رژیم با ادعای عمل مطابق با "اراده مردم"، حتی اگر اجبار یا ساخته شود، در پی مشروعیت بخشیدن به اقدامات اقتدارگرایانه خود و در عین حال مشروعیت زدایی از صدای مخالفان بر آمده و هر گونه مخالفت یا اعتراضی را می تواند به سرعت نامشروع دانسته و به عنوان توهین به روند انتخاباتی و خواست ادعایی دموکراتیک مردم قلمداد کند.
افزون بر این، رژیم برای توجیه اقدامات افراطی و ضدبشری خود مانند دستگیریهای خودسرانه، قتلها و سرکوبهای دستهجمعی، از «دستور مردمی» استفاده میکند. نیز رژیم با نشان دادن مخالفان خود به عنوان دشمنان دولت و تضعیف کننده روند انتخاباتی، افکار عمومی را علیه آنها جمع می کند تا پایگاه قدرت خود را مستحکم سازد.
بدین ترتیب، رژیم نه تنها برای حفظ قدرت، بلکه برای سرکوب مخالفان و توجیه نقض حقوق بشر، فرآیند انتخابات را به سلاح تبدیل می کند. تایید ادعای مردمی بودن برای رژیم برای سرکوب مخالفان، صرف نظر از مشروعیت یا توجیه آن، تبدیل به کارت سفیدی برای جنایاتش می شود. از آنروی، هر شخصی که در این انتخابات شرکت می کند، ناخواسته و غیرمستقیم در همه جنایات رژیم شریک و سهیم می شود و هر رای که در صندوق های رای ریخته می شود، مبدل به گلوله ای در تفنگ رژیم برای کُشتار هم میهنانشان حتی فرزندانش می شود.
ترس ازدرون حاکمیت و جنگ لاشخورها
سوم، رژیم اسلامی همواره نگران تهدیدات علیه ثبات خود از دو سو روبروست، یک ملت ایران و دوم، از درون ساختارهای حاکمیت خود است. مبارزات درونی قدرت و رقابت های جناحی وجه مشترک نظام های استبدادی در جهان همانند رژیم اسلامی است که بایستی با ایجاد تعادل میان منافع مراکز گوناگون قدرت، برای حفظ سیطره خود بر قدرت ضروری است. در نتیجه، در صورت رویارویی با مشارکت کم مردم در انتخابات و یا در صورت یک تحریم سراسری، رژیم وادار خواهد شد، در نخستین واکنش وادار خواهد شد تا با دستکاری در انتخابات و ادعای دروغین مبنی بر اینکه میلیون ها نفر در آن شرکت کرده اند و اعلام برنده به عنوان محبوب ترین نامزد با ده ها میلیون رای از جنگ درونی جلوگیری کند.
ولی این مساله موجب خواهد شد تا نه تنها توهم مشروعیت خود در نزد جهانیان را از دست دهد، نیز در درون جناح آن مراکز قدرت متوجه ضف قشر و لایه رهبری رژیم شده و با علم اینکه رژیم هر گونه مشروعیتی را دست داده و سرنگونی اش در افق سیاسی پدیدار شود. بویژه آنکه بسیاری از لایه های زیرین رژیم در همه جنایات رژیم شریک و سهیم بوده، ولی با علم آنکه درصورت سرنگونی رژیم آنان نیز به زیر کشانده خواهند شد و بایستی روزی پاسخگو شوند، پیشدستی کرده و با یک خیزش درونی از جمله کودتای نظامی، سران رژیم بنام خیانت به ملت ایران دستگیر و بنای نویی را پایه خواهند گذاشت - یا بگفته ای دیگر ادامه همین وضیعت ولی رفو شده آن، هر چند که هر گونه تغییراتی کوتاه مدت خواهد بود، زیرا این عده از جنس همین رژیم بوده و نمی توانند ماهیت پلید خویش را تغییر دهند. یکی از بهترین شواهد این مساله اگر دقت شود، همیشه در پیش از انتخابات، تنی چند از روضه خوانان و مداحان دست به انتقاد از رژیم زده و خود را چالشگر به ملت ایران نشان می دهند تا در صورت عدم حضور مردم در انتخابات و تغییرات از درون، جان های بی ارزششان در خطر نیفتد و اگر هم رژیم موفق شد تا مانند گذشته مردم را فریب داده و درصدر قدرت باقی ماند، صدای آنان دیگر شنیده نمی شود تا سیرک انتخابات بعدی.
در نتیجه، تشویق مشارکت رای دهندگان از سوی رژیم و جناح اصلاح طلبان نشانگر وحدت و انسجام رژیم از درون نیز می باشد تا قدرت و مشروعیت خود را به چالشگران که نظامیان می باشند نشان دهد. بگفته ای ساده تر، رژیم بایستی با جلب پشتیبانی از روند بظاهر انتخابات، پایه های درونی خود را تقویت کند تا از براندازی از درون جلوگیری نماید. افزون بر آن، مشارکت بالای رایدهندگان به رژیم این امکان را میدهد که از مردم اختیارات گستردهای را مطالبه کند و حکومت خود را مشروعیت بیشتری بخشد و پیشگیرانه صداهای مخالف را تضعیف کند.
بنابرین، اصرار رژیم بر مشارکت رای دهندگان، یک ابزار چند وجهی برای در قدرت باقی ماندن و پیشگیری از سرنگونی عمل می کند. از آنروی، اگر ملت ایران براستی خواهان تغییرات اساسی می باشند بایستی این سیرک های انتخاباتی را تحریم کرده و از شراکت در آن ها خودداری ورزند. وگرنه همین روزگار شوم و غم انگیز نه تنها برقرار و ادامه خواهد یافت، بلکه هر روزی که خواهد گذشت زندگی خود و فرزندانشان سیاه تر و تیره تر از دیروزشان خواهد شد.
پایان سخن

شوربختانه در سیرک های انتخاباتی پیشین بسیاری از جمله این نگارنده هشدار دادیم[[3]] که روزگار ایرانی با شراکت در چنین تعزیه ها و سیرک های رژیم تغییر نخواهد کرد، ولی شوربختانه گویا یکی از ویژگی های خلقی ما ایرانیانست که بایستی سرمان نه یکبار، بلکه چندین بار بایستی به سنگ خورد و سرانجام متلاشی شود تا دم پایانی پیش از مرگ که دیر شده است از خواب بیدار گشته و متوجه شویم، آینده خود و کشورمان همانی خواهد بود که در ۲۷ سال گذشته بوده و هر سالی که از عمر این رژیم ایرانستیز و ایرانفروش ملایان گذشته است، روزگار ایران و ایرانی رو به افول و بدبختی بیشتری گذارده است. در نتیجه هم میهن، اگر امروز با شرکت در انتخابات نمایشی رژیم از سرنگونیش خودداری ورزی، روزی فرا خواهد رسید که دیگر هیچ راه بازگشت و نجاتی برایت باقی نخواهد ماند. در چنان روزی نه دیگر اشک و شیون دردی را درمان خواهد کرد و نه دیگر می توان خود و کشورمان از نابودی قطعی نجات دهیم. هم میهن، آزموده را آزمودن خطاست و از این خواب خودفریبانه ات پیش از آنکه دیر شود بیدار شو.
و اینک، هشداری نهایی به هممیهنان سادهدل رای دهند: این را بیپرده به خاطر بسپار. هر رأیی که در این نمایش انتخاباتی به صندوق میاندازی، هر سکوتی که در برابر سرکوب پیشه میکنی، نه اشتباه است و نه ناآگاهی. اینها همدستیاند. با گزینش میان بد و بدتر، مشروعیتی را به حاکمیت میبخشی که با همان، دست به کشتار میزند. هر رأی، گلولهایست در لوله اسلحه سرکوبگران. هر سکوت، طنابیست که بر گردن فرزندان خودت سختتر میشود.
حسابکشی نه در قالب استعاره، که با خون فرا خواهد رسید. و آنگاه که پسران و دخترانت، بیآنکه راهی جز عصیان بیابند، در برابر ماشین استبداد قد علم خواهند کرد، همان دستگاهی که رأی و سکوت تو استوارش کرد، تو خواهی ماند با تکههای تنهایشان، سوراخسوارخ از گلولهها و غرق در خون، دفنشده در زیر انبوه جانباختگان. نامشان را فریاد خواهی زد در خلائی که خود ساختی ولی پاسخی بجز مرگ نخواهی شنید.
و آن هنگام است که قدرتهای بیگانه، در نقاب 'دفاع از حقوق بشر'، با جنگنده هایشان و هزاران تُن بمب و نقشههای تجزیه از راه خواهند رسید تا تو و کشور را بنام آزادی و دموکراسی تکهتکه سازند. آنگاه معنای راستین سازشت و مشروعیت بخشَ به رژیم را درخواهی یافت: تو نه تنها به فرزندانت خیانت کردی و آنان را به قتلگاه رژیم روانه ساختی، بلکه جان خود واگذار نمودی و میهنات را به ورطهی نابودی کشاندی.
شاپور سورنپهلو
لندن - ۱۸ خرداد ۱۳۸۴
June 8th, 2005
پی نوشت ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نامواژه سیاسی "سیرک انتخاباتی" (Election Circus) توسط یک تحلیلگر سیاسی انگلیسی بنام دیو برند ساخته شد که در سال ۱۹۸۰ ترسایی در توصیف انتخابات اتحادیه های کارگری در نوشتاری بکار برد. او در توصیف آن اتحادی ها نوشته که شادی برای تماشاچی ها موقتی است و برنده اصلی گردانندگان سیرک می باشند که با سرگرم ساختنشان تماشاگران گنده تر از گذشته می شوند. از آنروی، این نام بهترین توصیف برای انتخابات ریاست جمهوری در ایران اشغالی می باشد. زیرا که این رای گیری ها، سیرکی است که ازاجزای گوناگون همچون تعزیه، تئاتر روحوضی، سیاه بازی با شرکت دلقک ها و جانواران گوناگون اسلامی برای سرگرم ساختن و فریب دادن ملت ایران دست و پا می شوند و نهایتاً برنده آن رژیم است. البته، تفاوت این سیرک اسلامی با سیرک راستین در اینست که تماشاگران سیرک راستین، پس از ترک چادر سیرک، هر چند که برای تماشا پولی خرج کرده اند، ولی در زندگی اشان تاثیرات منفی نخواهد داشت، ولی شراکت در سیرک های اسلامی، نتیجه اش یا خوراک جانواران در سیرک خواهند شد یا لخت مادرزادی، آس و پاس آن خممه را ترک می کنند. پیوند به نوشتار: Brand, D., "The Principles of Revolutionary Trade Unionism", Unite!, Vol. 6, No. 19, October 15, 1980.
2 - احمدینژاد که در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲ شهرداری تهران شد، نخستین اقدامش جایگزین ساختن شمار زیادی از چراغهای قرمز و تقاطعها با دور برگردان در شهر بود که موجب سردرگمی رانندگان و تصادفات بیشتر شد. سپس تلاش نمود تا نمایشگاه بینالمللی تهران را پلمپ کند که با ناکامی سرانجامید. پس از آن بسراغ روزنامه همشهری رفت و با تغییر مدیریت و افزودن مایه مذهبی و خرافی یک روزنامه مذهبی را به گلوی تهرانی ها فرو نماید. از دہگر خدمات درخشان او در نابودی پایتخت، صدور مجوز ساخت برجباغها، نیروبخشی و بپاسازی مراکز خرافه مذهبی از جمله دستههای سینه زنی در شهرداری، برخورد شدید با فرهنگسراها که آن ها را مراکز فساد و منکر خواند، و تعطیل دیگر نهادهای فرهنگی همچون خانه تئاتر، اداره تئاتر، آموزشگاه مجسمهسازی، تئاتر نصر و تئاتر پارس و سرانجام هم در پایان سمتش ۳۲۰ میلیارد تومان از حساب سازمان فرهنگی هنری گُم شد، که نه او و نه هیچکس دیگری پاسخگو نشد.
3 - رژیم استبداد و مردم زودباور: سیرک و تعزیه ای به نام انتخابات ریاست جمهوری
#419ab3
≠
