دلقکه رژیم روضه خوانان، السیّده زینب موسوی و توهین و به تمسخر گرفتن فرهنگ و اساتیر ایرانی

"آن چیزی که جهان را دگرگون می سازد، دیدگاه های شخصی نیست، بلکه شیوهٔ اندیشه و كردارهای یک شخص است!"
در همهٔ کشورهای جهان بویژه مردمان کشورهای آزاد و دموکرات، شخصیت های سیاسی کشورهای خود را بدون هیچ گونه تاملی به شوخی گرفته و بباد انتقاد و استهزا و ناسزاگویی می گیرند. ولی نه تنها تاکنون نشده است که آنان فرهنگ، هویت ملی و گذشته تاریخی خود را تمسخر کرده و به سخره کشند، بلکه سالیانه میلیون ها دلار سرمایه هزینه می کنند تا برای خود یک تاریخ جعلی باستانی فراهم سازند. این حرکت ناشایست خودزنی و غریبه نوازی ویژه ایران-اسلامی است، بویژه در ۳۹ سال گذشته آخوندهای حاکم بر کشور آن را در جامعه ایرانی رواج داده و تا آنجایی که توانسته است یورش های خود را به عناوین و شیوه های گوناگون معطوف ایران باستان (فرهنگ، تاریخ، تمدن، دین و آئین، رسومات و سنت ها) و شخصیت های نامدار تاریخی بویژه کورش بزرگ و فردوسی و نیز شاهنامه ساخته است.
اجرای برنامه 'خنداننده شو' یا 'خندوانه شو' از سوی صدا و سیمای رژیم اسلامی (شبکه بی بی سی فارسی، شاخه تهران) که در روز ١٩ تیر ١٣٩٦ پخش شد، در راستای همان یورش ها رسانه ای شد، که موجب شادی ایرانستیزان و دشمنان فرهنگ، تاریخ و تمدن ایران - و جریحه دار ساختن احساسات ملی آندسته ایرانیانی که هنوز "شعور و عزت ایرانی" در رگ هایشان در جریان می باشد شد.
یکی از شرکت کنندگان این برنامه"هجوگویی" که نامش را "طنز" و "کمدی" گذاره اند،[[*]] السیّده زینب موسوی که مدیر صفحه هایی در رسانه های اجتماعی به نام "امپراطور کوزکو" می باشد، در برابر میلیونها ایرانی بیننده تلویزیونی، با ادبیاتی بسیار رکیک و کاربرد واژگانی زشت، دست به تمسخر و ریشخند آشکارا نمادهای هویت ایرانی از جمله رستم و سهراب ِ شاهنامه فردوسی زد و با گستاخی به تبار ایرانیان ناسزا گفت، که البته با ریشخند و تشویق مکرر شخصی بنام رامبد جوان، مجری برنامه خندوانه و حاضران دستچین شده ناآگاه و بیسواد در صحنه همراه بود، که در هر کجای دیگر جهان این حرکت ناشایست رخ می داد، با سکوت معترضانه حاضران روبرو می شد. در همان برنامه مجری نیز تأکید بر آن داشت که از کاربرد واژه "ملت ایران"، خودداری شود و بجایش برای میهمانان، بر واژههای مجهول و مشکوک "ملت اسلامی" و "ملت انقلابی" تأکید میکرد.
نخست، از دید فردی و باورها و وابستگی شخصی این اشخاص بی مایه ای همچون السیّده زینب، بهمراه دستگاه رهبری بیگانه-تبار می باشند، که امروز کشورمان را در دستان و چیرگی خود دارند، کشورمان را بدون متولی و ملتمان را یتیم یافته و دیواری کوتاه تر از تاریخ و فرهنگ ایران برای ابراز فضل های بی فضلانه خود نیافته اند، که بدین آسانی عقده گشایی می کنند. این عده باتاکید ورزیدن بر "سیّد" بودنشان از جمله درج آن در شناسنامه هایشان، نه تنها نشان می دهد که در پی برتری جویی(!) و امتیاز و سواستفاده های شخصی در جامعه می باشند، بلکه در حقیقت به "عرب-تبار" بودن خود بالیده و افتخار می ورزند. این عده به کورش و داریوش و دستاوردهای نیاکانمان در ایران باستان و نیز فردوسی و شاهنامه اش نمی توانند افتخار نمی کنند، زیرا بعنوان یک بیگانه-تبار، افتخارات و دستاوردهای ایرانیان باستان برایشان بیگانه و حتی دشمن شمرده می شوند. نبایستی فراموش کرد، که نیاکان این عده که داعشی های ۱۴۰۰ پیش بودند و با زور شمشیر کیش جهالیت خود را بر ایرانی متمدن غالب نمودند، در همان زمان که ایران چندین هزارسال از تمدنش می گذشت، ولی آنان هنوز در شنزارهای نجد و حجاز سرگرم زنده بگور کردن دختران، نامگذاری روزانه شترهایشان و پرستش چند بُت ساخته شده ازچوب و سنگ، از جمله الله، لات و منات بوده و بویی از فرهنگ و تمدن نبرده بودند! ولی این تمسخر کردن ها و فرهنگ و هویت ملی را نشانه رفتن بجز منافع و وابستگی ها فردی، سیاستی از پیش برنامه ریزی شده ای را دنبال و اجرا می کند.
بهر روی، این نخستین بار نیست که مزدوران فرهنگی رژیم ملایان، با در دست داشتن رسانه اصلی و باصطلاح ملی کشور، آشکارا به نمادهای فرهنگی و ملی ایران یورش برده و تلاش در نابودیشان کرده اند. این حرکت در پیروی از سیاست ها و برنامه های ایرانستیزانه و پلید دستگاه حاکم است تا با نابودی "هویت ملی"، که شاهنامه و اساتیرش بخشی جداناپذیر و ساختاری آن می باشند، سرانجام "ملت ایران" را مبدل به "اُمت عربی" سازند. در نتیجه برای نظام خط قرمزها، انتقاد کردن از سران رژیم، مکتبی ها، شیعه و اعراب صدر اسلام که یکی از دیگری خون آشام تر و وحشی می باشند، ولی برای به سخره و خاک و خاشاک کشاندن فرهنگ، هویت، تاریخ و تمدن ایران، اندیشه و کرداریست آزاد و نه تنها خط قرمزی وجود ندارد، بلکه مورد تشویق و ترغیب و تمجید نیز قرار می گیرند. ولی درد آور اینست که چرا ایرانی، با بیش از ده هزار تاریخ تمدن، امروز چنین خوار و زبون شده است، که به این بیگانه تباران پروانه می دهد تا با چنین بی پروایی گستاخی کنند؟! براستی چه بر فرزندان کورش و داریوش آمده است، که امروز مشتی بیسر و پای پاپتی ِ شنزارنشین، افتخارات، هویت، فرهنگ و تاریخ کشورشان را به تمسخر می گیرند، و نه تنها مات و مبهوت به تماشا نشسته و دمی بر نمی آورند، بلکه از اینگونه حرکت های ایرانستیزانه استقبال و دفاع هم می کنند؟
"جیک جیک مستونت بود، فکر زمستونت نبود!"
مساله ای که همانند خورشید پرتوافکن روشن است روز رستاخیز ایرانی نزدیک است و نظام استبداد مذهبی که همانند دیگر نظام های استبدادی جهان پایدار نبوده اند، نیز سرنگون خواهد شد، که بگفته قدیمی ها: "دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز ندارد!"،
بنابرین این عده ایرانستیز عضو حزب باد بوده و بیدرنگ که بوی سرنگونی رژیمشان به بینی هایشان رسد، تغییر رنگ خواهند داد، ولی بایستی در خاطر داشته باشند که امروز "جیک جیک کنان، مست تابستان هستند و زمستان در راه را نمی بینند"، در آینده ای نه چندان دور، بایستی پاسخگوی توهین ها و یورش های خود به فرهنگ، هویت و تاریخ ما ایرانیان باشند.
پاینده و جاودان باد خاک مقدس ایران، فرهنگ، تمدن، تاریخ و هویت ایرانی.
شاپور سورنپهلو
روز باد از ماه تیر سال ۳۷۵۵ بهدینی
۱۰ ژوئن ۲۰۱۷ ترسایی
* - برخی عربزده (متعصب مذهبی) بهمراه غربزده و جهانوطنی های "خودروشنفکرپندار"، بر این باورند که هیچ چیز مقدس نیست و شاد بودن مهم است و اکنون برنامه این سیده را "طنز" خوانده بر بالای منبر رفته و ایرانیان را به "جنبه داشتن" دعوت می کنند! نخست، این عده در خانواده های پرورش یافته اند که بسیار مذهبی و نیز اهل فرهنگ و ادب و علم و دانش نبوده و عاری از درک چنین مسائلی می باشند. - دوم، زمانی مردم را به جنبه داشتن دعوت می کنند، که خودشان، بردباری و تحمل شنیدن باورهای مخالف، یا کوچکترین انتقادی از مذهب، باورها و حتی سیاستمداران مورد علاقه اشان را ندارند، ولی چون وطندوست نیستید و کشور و فرهنگ و هویت ملی برایشان مهم نیست، به عمق توهین پی نبرده و بقیه را هم دعوت به بی تفاوتی و همرنگ خود ساختن می کنند. سوم، این عده ناآگاهند که "طنز" با "هجو" دو معنی جداگانه دارند. طنز با بیانی ظریف، تلاش می کند تا مشکلات و کاستیها در جامعه را با زبانی شیرین اصلاح کند. ولی "هجو" نقطه مقابل آن قرار داشته و هدف آن مسخره کردن، ریشخند یا تخریب و نابودساختن فرهنگ، هویت یا شخصیت کسی نگاشته یا گفته میشود! چهارم، آندسته جهان وطنی ها که برای ابراز وجود و اظهار فضل کردن طوطی وار شعار "هیچ چیزی مقدس نیست" را می دهند، نمی دانند که معنی آن، یعنی "همه چیز قابل دستمایه قراردادن است، بدون تبعیض قائل شدن". این عده بی هویت که مردم را به جنبه داشتن دعوت می کنند، از خود نمی پرسند که چرا کسی توان آن را ندارد تا سران رژیم اسلامی، معتقدات سیاسی و مکتبی آنان، سوریه، فلسطین و یا امامان شیعه و احادیثشان و صحرای کربلا و شنزارهای نجد و حجاز را به سخره و نقد کشد؟ چرا تنها همه یورش این عده معطوف فرهنگ و هویت ایرانی است؟ اگر همه افراد این گروه توان اندیشیدن را داشتند، متوجه می شدند که در اینجا مساله شوخی و خنده و طنز مطرح نیست، بلکه این در راستای سیاست رژیم اسلامی در نابود ساختن فرهنگ و هویت ملی است تا "ملت ایران" را مبدل به "اُمت عربی" سازند.
≠


