iranian_nationalism_is_like_a_feast_for_enemies

"ناسیونالیسم (میهنپرستی) ایرانی، همچون مرغی ست که هم در عزا سرش کنده می شود و هم در عروسی!"


از زمان برسرکار آوردن رژیم روضه خوانان در ایران توسط آمریکا و بریتانیا[[1]]، ایرانستیزان همواره تلاش کرده اند تا به هر بهایی که شده است، حس ملی گرایی و میهنپرستی را در ایرانیان نابود سازند. نخست این عده، "ملی گرایی ایرانی" را با "نژاد پرستی" یکی کرده و سپس با واژه های فریبنده و آنهم در نقش کارشناس، روشنفکر و انساندوست-بازی کوشیده اند تا با نکوهش ایرانیان بخاطر داشتن اندیشه های ملی گرایانه و عشق به آب و خاکشان شرمنده و خجل سازند، تا از این راه با نامید ساختنشان از هویت ملی و تاریخی خود گریزان گشته و راه را برای اجرای طرح ایرانستان سازی ایران فراهم سازند.[[2]]

در تازه ترین یورش ها به ملی گرایی و میهنپرستی ایرانیان، شخصی به نام عرفان ثابتی است که 'گویا' شخصیتی مطرح در میان جامعه بهایی در انگلستان بشمار می رو. او در برنامه ای از تلویزیون من و تو به نام 'روبرو'، ملی گرایی ایرانی را نژادپرستانه خوانده و ریشه های نفرت در ایران [اسلامی] را میهنپرستی و جان فدا کردن برای دفاع از آب و خاک ایران خوانده است.[[3]]

در این برنامه که بجز مازیار مکفی، مهمان/مجری همیشگی این برنامه، چند تن دیگر نیز شرکت داشتند که هر کدام برای خود کارنامهٔ ایرانستیزی وایرانستانخواهی [:تجزیه طلبانه] قطوری را در زیر بغل دارند شرکت جسته اند، از جمله نیما راشدان (حزب اللهی، عضو پیشین انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم نظام که در ستایش روح الله خمینی مداحی می کرد و شعر می سرود و بخشی از موج صادراتی های ماموران و مزدوران و مُهره های مهندسی شدهٔ رژیم به برونمرزها می باشد تا در پوشش ‌مخالفت، برای رژیم دلالی کند)؛ - محمدعلی توفیقی (مانند خود آقای ثابتی، بدون داشتن مدرک دکتری، در این برنامه خود را بدروغ "دکتر" معرفی کرده و از ایرانستانخواهان شناخته شده کُرد زبان است)؛ - و سرانجام دکتر ناهید حسینی،[[4]] (یک جمهوری طلب فدرالخواه [تجزیه طلب پنهانی] است که همچون دنیل برت (رئیس گروه های تروریستی عرب، موسوم به "الاحوازی"[[5]])، ایران را کشوری با ملت ها و ملیّت های گوناگون معرفی می کند).

اکنون پرسشی که مطرح می شود، چه شوندهایی [:عللی] موجب می شود که یکی از اعضای اقلیتی مذهبی که از روز نخست بر سر کار آوردن رژیم اسلامی همواره در زیر زور و ستم قرار داشته و بسیاری از هم باوران ایشان، جانشان را بخاطر دگر اندیشی و بهایی بودن از دست داده اند،[[6]] اکنون این چنین آشکارا، خویشتن را با سیاست های ایران-زُدایی و ایران-ستیزی رژیم هم نوا و همسو ساخته و دقیقاً همانند  اراذل و اوباش رژیم (حزب اللهی ها، مکتبی ها و امثالهم)، ایرانستانخواهان [تجزیه طلبان] و ایرانفروشان [:مزدوران بیگانه]، که سراسر وجود و هستی اشان را تنفر و انزجار از ایران و ایرانی، فرهنگ، هویت و ملی گرایی ایرانی فرا گرفته است، درصدد یورش به ملی گرایی و میهنپرستی ایرانی بر آمده است؟ بگذریم که سران فرقه بهائیت بعنوان ستون پنجم در درون نظام شاهنشاهی، موجبات سرنگونی محمدرضاشاه و به بقدرت رساندن رژیم جمهوری اسلامی را فراهم ساختند[[7]] و اگر هم نکوهشی و سرزنشی در کار باشد، بایستی جامعه خود را بعنوان خائن نکوهش و سرزنش کند!

ایرانستیزی، نقطهٔ مشترک آخوندیسم و بهائیت!


 

فرقهٔ سیاسی بهائیت که امروز بعنوان مذهب و دین ارائه داده می شود، ادامهٔ فرقهٔ مذهبی 'شیعه امامیه' و 'بابیه' بشمار می رود که در سده نوزدهم ترسایی توسط حسینعلی نوری نامی به بهاءالله بنیاد گذاشته شد. بر اساس پژوهش های زنده یاد استاد احمد کسروی، بهائیت را روسیه تزاری ساخته بود[[8]] که بعدها به زیر کنترل بریتانیا و در زیر چتر "اخوان المسلین"[[9]] در می آید. نیز فریدون آدمیت بهاییت را بهمراه 'ازلیت'، دو "مذهب سیاسی" و از شاخه های بابیت بر شمرده و دو کشور روسیه و بریتانیا را سازنده و پشتیبانان آن دانسته بود.[[10]]

باری، بسیاری از فرقه ها و جنبش های مذهبی در سراسر تاریخ بشریت که نامی ترینشان یهودیت، مسیحیت و اسلام می باشند، ساخته و پرداخته دست انسان هایند که به نام "دین" و فرستاده شده از سوی آفریدگار به گلوی مردم زودباور حُقنه شده اند - که شوند [:علت] اصلی ساخت این باورهای مذهبی بدون در نظر گرفتن بستر تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی آن ها، سیاست و برنامهٔ ویژه ای را بدنبال داشته است. برخی از آن ها ابزاری برای نجات ملت هایشان از جاهلیت بوده است (همچون اسلام)، برخی دیگر انقلابی (همچون مسیحیت)، شماری برای کنترل مرزهای سیاسی (از جمله یهودیت که گمان داده شده ساخت ایران ِ هخامنشی بوده[[11]])، و برخی دیگر در راستای سیاست های استعماری، استثماری و عقب مانده نگه داشتن جوامع ویژه ای ساخته شده اند که بهائیت متعلق به واپسین گروه است.

بر آن اساس همهٔ شواهد و مدارک تاریخی نشانگر آنست که  فرقه بهائیت در سدهٔ نوزدهم ترسایی توسط روسیه تزاری ساخته شده است و سپس در زیر چتر استعمار بریتانیای کبیر پرورانده شده تا همانند مکتب 'آخوندیسم' (ساخت سِر جان ملکم) در ایران، از رهایی ایرانیان از چنگال استثمار روس و انگلیس جلوگیری کند. نیز با نگرش به شوند ساخت بهائیت می توان دریافت، با آن که تا به اندازه ای باورهای "فراجهانی ِ اسلامی" را با خود به یدک می کشد، ولی اندیشه و باور اصلی آن بر پایه و اساس "بی-وطنی" آمیخته با "جهان-میهنی"، بپا شده است. ایجاد احساس بی وطنی موجب می گردد تا فرهنگ بی تفاوتی نسبت به میهن و سرنوشت ملی در جامعهٔ ایرانی نهادینه شود که با گسترش نخوت، خرافات و واپسگرایی، از بیداری هویتی، خودآگاهی ملی و پیشرفت ایران جلوگیری کند.

از آن روی، سرشت و ساختار هویتی بهائیت، پیروان متعصبش که واژه ای شایسته تر  از "بهاءاللهی" (بر وزن 'حزب اللهی') در توصیفشان نیست را وادار می سازد تا همانند پیروان مکتب آخوندیسم (حزب اللهی ها و مکتبی ها)، به جنگ و ستیز با ملی گرایی ایرانی و میهنپرستی در ایران، تا ریشه کن سازیش بپا خیزند. با آگاهی بر این مساله اینک می توان دریافت که چرا اشخاصی همانند عرفان ثابتی که البته روشن نیست "دانسته یا ندانسته" یا "آگاهانه و ناآگاهانه" بر زبان آورده است، خود را در کنار رژیم روضه خوانان و دیگر ایرانستیزان قرار داده تا ملی گرایی ایرانی را نژادپرستی جلوه دهد.

شگفت آور نیست، از آن لحاظ که آخوندیسم و بهائیت هر دو از فرآورده های یک دستگاه استعماری/استثماری می باشند، یکی از وجوده مشترکشان "بی-وطنی" است که رژیم  جمهوری اسلامی در ۴۰ سال گذشته آن را پیشه کرده و در اجرایش کوشا بوده است.

در اینجا جای دارد تا به مسالهٔ دیگری نیز اشاره شود، و آن تضاد میان 'ملی گرایی ایرانی' و 'بهائیت' در شیوهٔ برخوردشان با مسائل انسانی است، تا روشن شود که کدامین از این دو مکتب و اندیشمان، حامل باورها و اندیشه های نژادپرستی می باشند.

ملی گرایی ایرانی، مروج نژادپرستی ست یا بهائیت؟


 

"میهنپرستی" و ملی گرایی در ایران، که قطب مخالف "ناسیونالسیم غربی" قرار دارد، دارای اندیشه ها و سرشت انساندوستانه می باشد، که نه تنها با اندیشه های نژادپرستانه یا هر گونه تبعیضی مبارزه می کند، بلکه همواره مدافع حقوق انسانی همهٔ ایرانیان، فارغ و بدور از تفاوت های زبانی، دینی و جنسیتی می باشد. مکتب ملی گرایی چه به شیوهٔ باستانی آن و چه نوین آن، در درازای تاریخ کهنسال ایران، همواره پرچمدار و مدافع آزادی، تجدد و مبارزه با تبعیض، زور و ستم بوده است - که این مبارزات دربرگیرنده مبارزه با اشغال کشور، استعمار و استثمار از سوی بیگانگان نیز بوده است - که بهترین نماد مبارزاتی ملی گرایان و میهنپرستان در تاریخ معاصر را می توان انقلاب مشروطه نام برد که بر علیه استبداد قاجاری بپا شد و سرانجام میوهٔ آن، آزادی و بپاسازی مردمسالاری به شکل نوینش در ایران بود - که با برسرکار آوردن رژیم روضه خوانان، بیگانگان، بیاری اقلیتی ایرانفروش، ایران را به دوران استبداد قاجاری بازگرداندند.

نیز با نگاهی به "قهرمانان و بزرگان اصلی" ملی گرایان و مهنپرستان ایرانی، که شاخص های آن ها، اشوزرتشت، کورش بزرگ، آریوبرزن، سورنا، بابک خرمدین، یعقوب لیث، رئیسعلی دلواری و ستارخان و باقرخان می باشند - که بلاستثنا، بخاطر آن که دارای کمالات و ویژگی های والای انسانی بوده اند مبدل به قهرمانان و بزرگانشان شده اند؛ - از جمله که به اشو زرتشت افتخار می ورزند، زیرا که نخستین پیام آور راستی در جهان بود و بنیاد نیک اندیشی، نیک گفتاری و نیک کرداری را بنیان گذارده بود؛ - نماد ملی اشان کورش بزرگ است که برعلیه استبداد، بردگی و اسارت بپاخاست و عبریان را از اسارت آزاد و نخستین فرمان نامه آزادی در جهان را صادر نمود؛ - مفتخر به وجود آریوبرزن ها، سورن ها، یعقوب لیث ها و رئیسعلی دلواری ها می باشند، زیرا که در راه دفاع از میهن و هم میهنانشان جان برکف بپاخاسته بودند تا ایران، ایرانی باقی بماند؛ -  به داشتن ستارخان ها و باقرخان ها می بالند، زیرا که برای آزادی، پیشرفت و استقرار مردمسالاری و حکومت قانون در ایران، بر علیه استعمار و استثمار برخیزیدند؛ و افتخار می ورزند که گفتهٔ "بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند" سعدی، بنیاد و هسته باور و اصل سازمان ملل می باشد. اکنون از آن سوی، نگاهی بیندازیم به نژادپرستی بعنوان هستهٔ فکری و باورهای فرقه بهائیت.

بهائیان از جمله آقای ثابتی، عباس افندی، نامی به عبدالبهاء که فرزند ارشد حسینعلی نوری (بهاءالله) بوده و سومین شخصیت مقدس و محوری آیین بهائی بر می شمارند و بر اساس کتاب اقدس، مبیّن و مفسر متون بهائی بوده است در کتاب الواح یا تعالیم دوازده‌گانه (جلتای سوم) به نقل قول از پدرش به پیروان خود، نژادپرستی، تبعیض و پیشه کردن نفرت و خشونت را می آموزاند:

racism_the_core_belief_of_bahaism

"آفریقایی ها [سیاهپوستان] حیوانات وحشی، احمقی هستند که نه دارای عقل می باشند و نه هوش!"


و می افزاید:


"هیچ آموزشی در جهان نمی تواند سیاهپوستان را مبدل به انسان و متمدن سازد و نبایستی انتظار داشت که سنگ سیاه تبدیل به گوهر شود!"[[12، 13]]

بگفته ایی دیگر، 'پیامبر مقدس' و 'خدای رو زمین'[[14]] آقای ثابتی، نه تنها به پیروان خود نژادپرستی و تبعیض و نفرت  را می آموزاند، بلکه بانی خشونت نیز بوده است. زیرا زمانی که یک انسان بخاطر تیرگی رنگ پوستش، 'غیر انسان' و 'جانور' دسته بندی می شود، بگونه ای خودکار عاری و فاقد حقوق انسانی خواهد شد. نتیجهٔ چنین اندیشهٔ ارتجاعی و غیرانسانی، رژیم هایی همچون آپارتاید در آفریقای جنوبی می شوند که سرانجام "میهن پرستانی" همچون استیو بیکو و نلسون ماندلا بر علیه آن بپاخاسته و رژیم نژادپرست را واژگون و بساط نژادپرستی را از کشورشان برچیدند. البته جملات بالا، قطره ای در دریای نژادپرستی و نفرت پراکنی سازندگان فرقه بهائیت بوده و این نفرت، یهودیان را نیز در بر می گیرد.

نیز جای دارد به فریبکاری بهائیان نیز اشاره گردد که در چاپ های کنونی، بسیاری از بخش های نژادپرستانه و منسوخ کتاب های مقدسشان، بویژه جملات ذکر شده در بالا از کتاب الواح، سانسور و حذف شده اند، تا بدروغ خود را یک فرقه انساندوست جلوه دهند. این سانسورها نیز متوجه یکمین و دومین نسخه های چاپ کتاب الواح که در سال های ۱۹۱۵ و ۱۹۱۹ در شیکاگو چاپ شده اند می شوند و در بازچاپ و بازنویسی آن ها، این بخش ها بویژه گفتار بالا در مورد سیاهپوستان و چندین نمونهٔ دیگر حذف شده اند تا اگر کسی به آن دو چاپ رجوع نماید، آنان با نشان دادن چاپ های نو از آن دو کتاب، با رندی تلاش کنند تا آن را شایعه جلوه داده و انگ "بهایی ستیزی" بر منقدین و افشاگران زنند.

بنابرین، آقای ثابتی اگر براستی، دارای احساسات انساندوستانه است و خواهان نابودی و پایان نژادپرستی در جهان می باشد، در وهله نخست، بایستی بر علیه بهائیت و آموزش های نژادپرستانه اش بپاخیزد و سپس در همین برنامه، افکار نژادپرستانه بهائیت را محکوم و به نقد کشد؛ - نه مکتب ملی گرایی ایرانی و مهنپرستانی که خونشان، درخت آزادی، شرافت و انسانیت را در درازنای تاریخ ایران و جهان آبیاری کرده اند و "کل انسانیت را برابر با یکدیگر و اعضای یک پیکر" می دانند.


پایان سخن


 

در آغاز این جستار ذکر شد که روشن نیست که آیا آقای ثابتی که به ملی گرایی و مهنپرستی در ایران یورش آورده است "دانسته یا ندانسته" یا "آگاهانه و ناآگاهانه" انجام شده است، ولی فارغ از "دانستن یا ندانستن" او، بدون هیچ گمانی از سر خودستایی و ابراز فضل کردن، بی خردی و نادانی، نیاندیشیدن و در نظر نگرفتن پسامد گفته هایش بر زبان آورده شده است. زیرا که این گونه سخن ها آب در آسیاب ِ بهایی ستیزی رژیم روضه خوانان روانه ساخته و ابزاری می شود در دست سران رژیمی که خود پرچمدار ایرانستزی می باشند - تا با اشک تمساح جاری کردن، احساسات ملی گرایان و میهنپرستانی که ضد رژیم می باشند (بویژه جوانان و نوجوانان ایرانی که امروزه بخاطر مبارزه مدنی و منفی با رژیم به ایرانگرایی پناه آورده اند) را جریحه دار ساخته و "بهایی ستیزی" را در آنان زنده و پرورش می دهد -- که سرانجام قربانی این سخنان، نه آقای ثابتی که در رفاه و آسایش و امنیت بریتانیا بسر می برد، بلکه اقلیت و هم میهنان بهایی بیگناهمان خواهد بود که بهای بیخردی ایشان را با جان و هستی خود، در میان خاموشی و تماشای هم میهنانشان پرداخت خواهند کرد. امروز همهٔ اقلیت ها در ایران، بویژه اقلیت بهایی، نیازمند به جلب دوست، همدل و پشتیبان دارد، نه افزودن به شمار دشمنان، بویژه ملی گرایان ایرانی که همواره مدافع مظلومان بوده و سرمشق زندگی خود را نبرد با ستمگران وضع نموده اند.


فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.


شاپور سورنپهلو

روز امرداد از ماه شهریور سال ۳۷۵۶ بهدینی

۲ شهریورماه ۲۵۷۷ شاهنشاهی

۲۴ اوت ۲۰۱۸ ترسایی


oath_to_iran_iranian_nationalism_is_not_racism

بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 -  سورنپهلو، شاپور، "ازتوطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"


و - سورنپهلو، شاپور، "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران"

2 - "برنارد لوئیس، طراح تجزیه ایران، پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی، سازنده ولایت فقیه و پدرمعنوی جمهوری اسلامی را بشناسید!"


3 - برنامهٔ روبرو قسمت ۷۷، بتاریخ ۵ ماه مه ۲۰۱۸، از دقیقهٔ ۱۸:۲۰ - https://youtu.be/8qfmC01IrG0

4 - https://iranglobal.info/node/20955

5 - برای اطلاعات بیشتر در باره دنیل برت، به مقاله این نگارنده در افشاگری او و گروهش رجوع نمایید: سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز"


و - سورنپهلو، شاپور، "مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز"


6 - انگیزه اصلی دشمنی متعصبین شیعه، از جمله رژیم کنونی روضه خوانان با بهائیت و پیروانش بدان خاطر می باشد که السیّد علی‌محمد شیرازی نامی به 'باب' مدعی شده بود که او مهدی، امام دوازدهم شیعیان می باشد و ظهور «من یُظهِره‌الله» (آن که آفریدگار او را آشکار خواهد ساخت  =  پیامبر!)، و دین نویی را نوید داده بود، که پیروان بهائیت بر این باورندآن باصطلاح پیامبر، حسینعلی نوری (بها الله) بوده است. بگفته ای دیگر با این ادعای ظهور مهدی و سپس آمدن دین نو، فرقه بائیت عملاً به فرقهٔ شیعه پایان می دهد و نتیجه آن می شود که شیعیان بایستی به آئین نو در آیند. برای اطلاعات بیشتر به نوشتار "بیان" در ایرانیکا مراجعه شود:

MacEoin, D. M., "Bayan", Encyclopedia of Iranica - http://www.iranicaonline.org/articles/bayan-declaration-elucidation-term-applied-to-the-writings-of-the-bab-q.


7 -  سورنپهلو، شاپور، "از کودتا تا انقلاب مهندسی شده ۵۷: چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"

8 - احمد کسروی: " . . . آنچه دانسته‌ ایم بهاء در تهران با کارکنان سیاسی روس همبستگی می ‌داشته و این بوده چون به زندان افتاد روسیان به رهایی ‌اش کوشیده و از تهران تا بغداد غلامی از کنسول‌ خانه همراهش گردانیده ‌اند. پس از آن نیز دولت امپراتوری روس در نهان و آشکار هواداری از بهاء و دستهٔ او نشان می‌داده."

9 -  سورنپهلو، شاپور، "از کودتا تا انقلاب مهندسی شده ۵۷: چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"

10 - "از آن پس عنصر بهائی چون عنصر جهود، به عنوان یکی از عوامل پیشرفت سیاست انگلیس در ایران درآمد. طرفه اینکه از جهودان نیز کسانی به آن فرقه پیوسته‌اند و همان میراث سیاست انگلیس به آمریکائیان نیز رسیده است است." در کتاب "امیرکبیر و ایران"، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی (تهران ۱۳۵۵)، برگ ۴۵۷

11 - به مقاله مفصل پژوهشی-دانشگاهی "ایران و ساخت کیش یهودی؟" نوشته دکتر مایکل مگی مراجعه شود:

Magee, M. D. "Persian and Creation of Judaism" - https://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/non-iranian/Judaism/Persian_Judaism/Persia_created_judaism.htm

12 -  “The inhabitants of a country life Africa are all as wandering

savages and wild animals. They lack intelligence and knowledge; all are uncivilized; not one civilized and a wise man is not to be found among them. These are the proofs of the wise men. The prophets also acknowledge this opinion, towit: That education hath a great effect upon the human race, but they declare that minds and comprehensions are originally different. And this matter is self-evident; it cannot be refuted. We see that certain children of the same age, nativity and race, nay, from the same household, under the tutorship of one teacher, differ in their minds and conprehensions. One advanceth rapidly, another is slow in catching the rays of culture, still another remaineth in the lowest degree of stupidity. No matter how much the shell is educated (or polished), it can never become a radiant pearl. The black stone will not become the world-illumined gem.” - "Tablets of ‘Abdu’l-Baha", Published at Chicago (May 1915 ), Vol. III, p.567.

13 - در اینجا جای دارد تا اشاره شود، برخلاف آنکه ادعا می شود که حسینعلی نوری مخالف بردگی بوده است، ولی او و السیّد علی‌محمد شیرازی نامی به باب، هر دو  بردگانی را خدمت کاری و جنسی خود داشته اند، از جمله حاجی مبارک ۵ ساله، فذی ۷ ساله (باب با او همبستر می شده)، اسفندیار و مسعود. نویسنده نامی بهایی، عبدالقاسم افنان در کتاب خود به نام "مروارید سیاه" به بردگی در خانه ایندو اشاره می کند.

Afnan, A., "Black Pearls: Servants in the Household of the Bab and Baha'u'llah", Kalimat Press (1999), p. 30

14 - بهائیان بر این باورند که خداوند در پیکر حسینعلی نوری (بها الله) حلول کرده و او را تجلی روح اعظم الهی بروی زمین می پندارند! از آن روی، این خرافه موجب شده است تا به تصویر او نظر نیفکنند!