داعش، میوهٔ مرگبار بنیادگرایی اسلامی و فرزند ناخلف صهیونیسم و غرب

"دست کم گرفتن دشمن هر آنچه که بی خطر بنظر آید، نشانگر نادانی و بمثابه شکست قطعی در جنگ است!"
- "سون تسو"، ژنرال چین باستان در کتاب "هنر جنگ"
از سال ۲۰۱۱ بدینسو گروهی در سوریه به نام "الدولة الإسلامية في العراق والشام'" با نام کوتاه شده "داعش" رو به رشد و نمو است که محافل امنیتی آمریکایی در تلاشند این گروه تروریستی را مبارز و مخالف رژیم استبدادی بشار اسد جلوه دهند. ولی شواهد و مستندات برعکس آن را اعلام می کند و نشان می دهد که هدف این گروه مبارزه با اسد نیست، بلکه صهیونیسم و غرب باری دیگر دست بدست یکدیگر داده و گروهی به مراتب خطرناکتر و پلیدتر از همهٔ گروه های تروریستی اسلامی را پدید آورده اند تا بر اساس طرح برنارد لوئیس در راستای اهداف صهیونیسم جهانی و منافع کشورهای غربی بویژه آمریکا منطقه را به آتش کشاند.
گروه تروریستی داعش
"داعش"، شاخه ای از طالبان است که برای نخستین بار در سال ۲۰۰۴ بنام "جماعة التوحيد والجهاد" (JTJ) پایه گذاری شد. در سال ۲۰۰۶ پس از ائتلاف با چندین گروه تروریستی فعال در عراق، به "حکومت اسلامی عراق" (ISI) و سپس در سال ۲۰۰۷ بنام "حکومت اسلامی عراق و شام" (الدولة الإسلامية في العراق والشام - ISIS)، با نام کوتاه شده داعش (در زبان تازی) تغییر نام داد.[[1]] این گروه که همانند همهٔ گروه های تروریست اسلامی، دارای افکار تند سنّیگری (وهابی/سلفی) می باشد، از پشتیبانی مالی عربستان سعودی و قطر و لجستیکی نظامی آمریکا، اسرائیل و ترکیه برخوردار است.
اعضای داعش متشکل از شهروندان کشورهای عربی شمال آفریقا و حوزه خلیج فارس، بویژه عربستان سعودی و نیز عراق (از جمله کُرد های عراق)، اردن، پاکستان، ترکیه، بریتانیا و فرانسه می باشند. با آن که بخشی از اعضای این گروه بخاطر افکار تند مذهبی (وهابی) به داعش جذب شده اند، ولی اکثریت اراذل و اوباشانی می باشند که بدنبال ماجراجویی و علاقه به خونریزی و کشتار می باشند که به این گروه پیوسته اند. گفته شده است که در میان تروریست ها شهروندانی از بادکوبه (جمهوری آذربایجان جعلی) و ترکنژادانی از چچن، آسیایی میانه و ترکستان چین نیز در میان تروریست ها دیده شده است.
در هر روی، داعش بجز ادعای مبارزه با رژیم اسد، نیز مدعی می شود که در پی زنده ساختن یک حکومت اسلامی همانند خلفای بنی امیه است که از سوریه تا عراق را در بر گرفته و خواهان صادر کردن اسلام به منطقه و جهان است - دقیقاً ادعا و سیاستی که جمهوری اسلامی در ۳۵ سال گذشته در پی اجرایش می باشد.
پیش از پرداختن به اهداف اصلی این گروه نیاز است تا به معرفی سناتور جان مک کین، که امروزه پدرخوانده این گروه بشمار می رود پرداخته شود.
جان مک کین، "سفیر مرگ" و پدرخوانده داعش
براساس پژوهش های یکی از کارشناسان بنیادگرایی اسلامی در کالج پادشاهی لندن (King's College LOndon) که از دوستان این نگارنده می باشد، گروه داعش زیر پوشش سازمان سیا و پنتاگون و در نهایت دولت آمریکا عمل می کند. براساس این پژوهش، گروه داعش در دو سال گذشته توسط نیروهای ویژه آمریکا، فرانسه و بریتانیا تعلیمات نظامی دیده است و جان مک کین نقش راهبردی و میانجی میان سازمان سیا، پنتاگون، شرکت های تسلیحاتی آمریکا، سازمان های امنیتی غربی و این گروه را بر عهده دارد.
جان مک کین سناتور ایالت آریزونا، از نومحافظه کاران و جنگخواهان بنام آمریکایی است که دارای شخصیتی پوپولسیتی (عامیانه) و رفتاری اراذل و اوباشانه که در شأن یک سیاستمدار نیست می باشد، که در سال ۲۰۰۸ در زمان انتخابات ریاست جمهوری را به باراک اوباما باخت. او نیز دارای افکاری شدیداً ضدایرانیست و بارها خواهان بمباران ایران و كشتار ملت ایران شده است. در هر روی، بهترین عنوان برای مک کین "سفیر مرگ" و "گسترنده جنگ های داخلی" است، زیرا که تومار جنگخواهی و خونریزی بلندبالایی در زیر بغل دارد.
او در سنین جوانی در جنگ ویتنام، خلبان بمب افکن و مسئول کشتار شمار بالا و ناروشنی از مردم آن کشور بوده است. در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی، همواره آمریکاییان را تشویق به جنگ بویژه با ایران می کرد، تا سرانجام بختش یاری و جورج بوش پسر رئیس جمهور شد. در سال ۲۰۰۳ یکی از معماران یورش به عراق و اشغال آن کشور بود، بویژه در یاری رسانی به جورج بوش در پرونده سازی سلاح های کشنده دستجمعی صدام که کاملاً دروغین و برای توجیه یورش و اشغال آن کشور آماده شده بود؛ - سپس در سال ۲۰۱۱ و مسلح ساختن گروه های تروریست مسلمان در لیبی که به سرنگونسازی رژیم معمر قذافی و بپاسازی جنگ داخلی در آن کشور منجر شد نقش اساسی را ایفا نمود. امروز لیبی به سه قسمت عملاً تجزیه شده است و شرکت های نفتی آمریکایی و فرانسوی دارایی هایش را به غارت می برند. او همزمان، نقش مهمی در بپاسازی جنگ داخلی در سوریه تحت نام مبارزه با رژیم اسد ایفا کرده است، که سرانجامش کشتار صدها هزار انسان و بدون هیچ گمانی نابودی و تجزیه سوریه خواهد بود.
مک کین، نیز از سال ۱۹۹۳ ریاست IRI "انستیتو جهانی جمهوریخواهان" (International Republican Institute) که شاخه ای از NED "موقوفه ملی برای دمکراسی" (National Endowment for Democracy) که توسط سازمان سیا در زمان رونالد ریگان بنیاد گذاشته شده بود را بر عهده دارد. وظیفهٔ اصلی IRI ایجاد یکپارچگی و هماهنگی در سیاست خارجی اینتلیجنس سرویس بریتانیا، سازمان اطلاعات امنیت کانادا و سازمان اطلاعات امنیت استرالیا با سازمان سیا است. جان مک کین نیز از هوادارن سرسخت صهیونیسم جهانی و اسرائیل و دارای رابطه نزدیک با حزب تندروی لیکهود می باشد. شگفت انگیز نیست که او ریاست IRI را بر عهده دارد، زیرا IRI با بزرگترین لابی صهیونسیتی در آمریکا به نام AIPAC همکاری ویژه و نزدیکی دارد.
در هر روی، مک کین که امروز نقش پدرخواندگی گروه داعش را بر عهده گرفته است، سرنوشت تاریک و مرگباری را در انتظار نه تنها مردم سوریه، بلکه کشورهای پیرامونش (بجز اسرائیل) بویژه عراق را قلم خواهد زد، بویژه آنکه او از مخالفان خروج سربازان آمریکایی از عراق می باشد و اگر داعش به عراق رخنه کند، آنزمان به بازگشت و حضور سربازان آمریکایی به آن کشور مشروعیت خواهد داد.
همچنین بر اساس گفتهٔ آن دوست پژوهشگر، جان مک کین شخصی بوده است که شرکت های تسلیحاتی آمریکا و سازمان سیا را متقاعد ساخته است تا گروه داعش را تا دندان به پیشرفته ترین سلاح های آمریکایی مسلح و مجهز سازند، از جمله موشک های استینگر. نیز گویا قرار است چند ده تن از اعضای اصلی این گروه چند ملیتی که هسته رهبری و نظامی این گروه را به گونه ای سازمانی-تشکیلاتی را ساخته است، توسط نیروهای ویژه آمریکا و سازمان سیا در اردن تعلیمات ویژهٔ نظامی-سیاسی بینند (از جمله خود رهبر این گروه)، تا مبدل به یک سازمان مخوف سیاسی با ارتشی منظم شود.
از آنروی می توان برآورد کرد، که این متحمل شدن مخارج سنگین برای سازمان سیا و آمریکائی ها، تنها برای سرنگونی رژیم اسد نیست و بایستی برنامه بزرگتری در سر داشته باشند.
اهداف داعش
الف: بنیادگرایی اسلامی (شیعه و سنی) در خدمت اهداف غرب و صهیونیسم جهانی

بازسازی نقشه ۱۹۷۸ برنارد لوئیس بنام "کمان بحران"
۱ - مرحله نخست، ترویج بنیادگرایی اسلامی در كشورهای مسلمان (از اقیانوس هند تا دریای مدیترانه) تا موجبات شورش و انقلاباتی در آن کشورها شود؛ -
۲ - اثرات مرحله نخست، موجبات تزلزل اقتصادی و سیاسی و ایجاد تفرقه و اختلافات تیره ای، قبیله ای، زبانی، قومی و فرقه ای را فراهم می سازد. در نتیجه دولت های مرکزی سرنگون و کشورها دستخوش جنگ ها درونی خواهند شد که سرانجام اسباب تجزیه و تکه پاره شدنشان فراهم می شود؛
۳ - مرحله سوم، جنگ ها درونی، مبدل به وجود آمدن کشورک های نوپایی در منطقه از دل کشورهای بزرگی همچون ایران، عراق، سوریه، افغانستان و پاکستان خواهند شد، که چون به یاری سه کشور آمریکا، بریتانیا و اسرائیل شکل گرفته اند، به زیر نفوذ آن ها در آمده و جزو مستعمرات نوینشان خواهند شد!
بنابرین، رخدادهایی که از سال ۱۹۷۰ تا به امروز، و خردادهایی همچون بقدرت رسیدن جمهوری اسلامی در ایران، طالبان تا افغانستان، جنگ با عراق و امروز جنگ داخلی در سوریه شاهد می باشیم، میوهٔ طرح او می باشد که همانند ماشینی مرگبار در حال حرکت است و تا تکه پاره ساختن منطقه آسیای غربی (بنادرستی خاورمیانه بدان گفته می شود) از حرکت باز نخواهد ایستاد.
نیز گذشته از اهداف داعش، با مطالعه بر روی این گروه و آرمان هایش که زنده سازی شنزارهای نجد و حجاز ۱۴۰۰ سال پیش در منطقه می باشد، بیدرنگ آشکار می شود که این گروه تروریستی آن روی سکهٔ جمهوری اسلامی و گروه های تروریستی اسلامی وابسته به آن است، با این تفاوت که بجای شیعه، یک گروه سنّی است.
بدینروی، شایسته است که اگر "داعش" مخفف "الدولة الإسلامية في العراق والشام" است، نیز جمهوری اسلامی را بایستی "داعت" خواند ("الدولة الإسلامية في الاتهران").
۲ - یک اهرمن در دو پیکر: از "داعت" انگلیسی در تهران تا "داعش" غربی-اسرائیل در سوریه
همانگونه که در بالا ذکر شد، با آنکه خود داعش و رسانه های غربی مدعی می شوند که این گروه بدنبال پایه گذاری یک حکومت ناب محمدی و مبارزه با رژیم اسد است، ولی به گمان این نگارنده اهداف اصلی آن فراتر از آن می باشد و به گمان زیاد اشغال عراق و تجزیه آن کشور را هم در سر می پرورانند. با این حرکت غرب و صهیونیسم جهانی به چنین هدف دست خواهند یافت:
۱ - با تحت الشعاع قرار دادن اخبار روز، اذهان عمومی مردم جهان را از جنایات اسرائیلی ها در فلسطین دور خواهد ساخت؛
۲ - مستحکم ساختن مواضع و منافع کشورهای غربی در منطقه و اجرای "طرح خاورمیانه نو"؛[[3]]
۳ - با گسترش جنگ داخلی در سوریه، آن کشور تجزیه و سرزمین های حاصلخیز و نفت خیز غربش به اسرائیل واگذار خواهد شد، از جمله بلندیهای جولان که جزیی از خاک سوریه و امروز در اشغال اسراییل می باشد و نیز سرزمین های حاصلخیز جنوب غربی سوریه که مد نظر اسرائیلی ها می باشد و درصورت از هم پاشیدن و تجزیهٔ سوریه، جزیی از خاک اسرائیل خواهد شد. بتازگی "گرگ موری" سفیر پیشین بریتانیا در ازبکستان، فاش ساخته است که اسرائیل پیش از آنکه این مناطق را رسماً جزیی از خاک کشور خود کند، پروانه استخراج نفت سوریه را به دو شرکت مرداک و روتشیلد فروخته است؛[[4]]
۴ - نیز با گسترشش در عراق و با دستگذاری کامل بر روی نفت عراق (برای منافع غرب) نیز میسر می شود؛
۵ - داعش نقش "شیرینی برای مگسان" را ایفا خواهد کرد تا گروهای تروریستی اسلامی سنّی، بویژه اعضای طالبان و القاعده را بخود جلب و در زیر یک پرچم و در یک مکان گرد آورد. از آن روی کنترل همهٔ ترویست های اسلامی، تا فرا رسیدن تاریخ انقضایشان برای دولت آمریکا و در کل غرب آسان خواهد شد. نیز در این میان مسلمانان بنیاد گرا و نیز اراذل اوباش مسلمان شهروند کشورهای اروپایی، کشورهای خود را به مقصد سوریه و عراق برای جهاد ترک خواهند گفت، که در حقیقت آن کشورها از شر آنان رها خواهند شد.
۶ - دولت باراک اوباما، اعلام کرده است که نیروهای نظامی خود را از عراق خارج خواهد کرد، که پرچمدار و سردسته مخالفین این سیاست، کسی نیست بجز سناتور جان مک کین. مک کین در سال ۲۰۰۷ در زمانی که یک گزارشگر پرسیده بود که آیا برنامه پنجاه ساله برای ماندن در عراق دارید، پاسخ داده بود، خیر، "برنامه صد ساله" است! بنابرین، اگر داعش از یک گروه تروریستی در سوریه مبدل به یک سازمان نظامی-سیاسی شود و عراق را تسخیر کند، بویژه آنکه عراق دستخوش جنگ داخلی و ناتوان در دفاع از مرزهای خود می باشد، حضور نظامی آمریکا در آن کشور توجیه خواهد شد.
نیز نیروهای آمریکایی که در دسامبر سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شده اند، پنتاگون اکنون وادار شده است هر ساله "بودجه نظامی جنگ در خارج از مرزهای آمریکا" (DoD's Overseas Budget) را کاهش داده است و قرار است کاهش چشمگیری در اینده ای نزدیک داشطه باشد، که این کاهش بدان معناست که شرکت های اسلحه سازی و بانک های آمریکایی بخش بزرگی از منبع درآمدشان قطع خواهد شد. این نیز علیه برنامه مک کین خواهد بود که امروز عضو برجسته "کمیتهٔ نیروهای مسلح سنای آمریکا" است و به صندلی ریاست آن کمیته چشم دوخته است. در صورت، هر گونه تنش بیشتر در منطقه توسط داعش، نه تنها سربازان آمریکایی و کشورهای هم پیمان آمریکا به عراق باز خواهند گشت، بلکه مک کین نیز به آرزوی خود که ریاست کمیته است نائل خواهد شد - که ریاست این کمیته بمنزله چیرگی بر کل پنتاگون و نیروهای ارتش آمریکا است.
۸ - دولت کنونی نوری المالکی مخالف شدید آمریکا می باشد.[[5]] او کسی است که آمریکا را وادار ساخت نه تنها نیروهایش عراق را ترک گویند،[[6]] بلکه همهٔ قراردهای امنیتی با شرکتهای های نظامی مزدور یا "ارتش مزدور" آمریکایی همچون "بلک واترز" را لغو سازد، این مساله دست آویزی خواهد شد تا غربیان با توجیه آنکه او ناتوان در اداره عراق است، وی را از کار بر کنار و حتا رهسپار تبعیدش سازند؛
۹ - در صورت اشغال عراق از سوی داعش، یا دست کم دستیازی بر بخش شمال غربی آن کشور، آرزوی اسرائیل بر آورده خواهد شد! زیرا که مسعود بارزانی، نخست با اشک تمساح ریختن که اقلیم کردستان در خطر است، نه تنها حضور نیروهای اسرائیلی و امریکایی را در آنجا توجیه می کند و آن کشورهای او را قانونی تا دندان مسلح خواهند ساخت، بلکه اساس تجزیه اش از عراق را فراهم خواهد ساخت که کشورکی بنام کردستان آنهم با نام یکی از استان های ایران در کنار مرزهای ایران بپا شود. این رخداد بمنزله خطر تجزیه و جدایی آن بخش از ایران نیز می باشد که در کل جزو اقمار اسرائیل در خواهد آمد. در هر روی، اگر هم که داعش به عراق حمله ور نشود و مسائلی که در بالا ذکر شد بالا رخ ندهد، طرح جداسازی اقلیم کردستان توسط اسرائیل و آمریکا حقیقی است و آنان به هر روش و شیوه و نیرنگی که شده باشد، سرانجام ازعراق جدایش خواهند ساخت و تکه بزرگی از پازل و رویای "اسرائیل بزرگ" یا "اسرائیل ِ تئودور هرتسل و خاخام فیشمن"[[7]] تحقق خواهد یافت.
۱۰ - داعش موجب خواهد شد، تا نظام های دیکتاتوری منطقه همچون جمهوری اسلامی از آنان بعنوان مترسکی برای ادامهٔ بقای خود بهره وری کرده و به جنگ و تنش در کشورهای خود و منطقه ادامه دهند. بدینروی، سرنگونی رژیم اسلامی در تهران آنهم بدست مردم ایران و بدون جنگ و خشونت و دخالت بیگانگان، موجب خواهد شد تا صلح و آرامش نه تنها به ایران بلکه به آسیای غربی بازگردد، که این رخداد برای کشورهای غربی هولناکترین کابوس است! زیرا که سود در جنگ و تنش در منطقه است نه صلح و آرامش و کشورهای غربی بویژه آمریکا دیگر توان فروش سلاح های خود را به کشورهای تولید کننده نفت همچون عربستان سعودی و امارات را نخواهند داشت، زیراکه دیگر مترسکی به نام جمهورہ اسلامی برای ترساندنشان وجود نخواهد داشت.
افزون بر آن، سرنگونی رژیم روضه خوانان در ایران، موجودیت و سیاست های زیاده خواهانه اسرائیل را نیز به خطر خواهد انداخت. زیرا که اسرائیل ازروز آغاز بپاسازی رژیم در سال ۱۹۸۰ که موساد هم در سرنگونی نظام شاهنشاهی در سال ۱۹۷۹ و نیز بقدرت رساندن رژیم روضه خوانان نقش داشت،[[8]] همواره با فرافکنی و مظلوم بازی و اشک تمساح ریختن که جمهوری اسلامی در تلاش است تا نابودش سازد به اشغال سرزمین های بیشتر در فلسطین ادامه داده است. در زمان نبود چنین رژیمی، اسرائیلی ها دیگر توان مظلوم بازی را نخواهد داشت. نیز در اینجا جای دارد تا اشاره شود، بر عکس ادعاهای رسانه های جهانی و باور عام، جمهوری اسلامی دشمن اسرائیل نیست، بلکه نوکر و در راستای اهداف اسرائیل انجام وظیفه میکند! (امید است در آینده ای نزدیک بدان بپردازم.)
۱۱ - با بالا گرفتن تشنج و سرایت درگیری به عراق، گروههایی همانند داعش در ایران که از سوی کشورهای غربی بپا شده اند (از جمله گروههای عرب در جنوب ایران که خود را الاحوازی[[9]] میخوانند که رئیس آنان یک انگلیسی می باشد و نیز الجیش العدل در استان سیستان و بلوچستان)، بخشی از تروریست های داعش را بخود جلب خواهند کرد، که می توانند رخدادهایی همانند سوریه در ایران بپا سازند. این مساله بدون هیچ گمانی موجب تشنجات درونی و حتی جنگ داخلی در ایران می شود.
در هر روی، جمهوری اسلامی مانند همهٔ رژیم های دست نشانده در جهان، تاریخ انقضا دارد و روزی که غربیان و اسرائیلی ها به هدف اصلی خود، که ایرانستان شدن ایران است رسند، این رژیم بهمراه کل کیان و هستی ایران سرنگون خواهد شد. البته دو مساله می تواند از این رخداد جلوگیری کند. نخست سرنگونسازی غافگیر کننده این رژیم بدست مردم ایران و یا رخدادهای نویی در منطقه که کشورهای غربی را وادار سازد، رژیم نویی همچون رژیم سازمان مجاهدین خلق، که به پلیدی جمهوری اسلامی است بر سرکار آورند تا کار رژیم کنونی را در اینده ای مطلوب به پایان رساند.
پایان سخن
اگر پیش بینی این نگارنده درست باشد و داعش (یا در حقیقت کشورهای غربی و صهیونیسم جهانی) به عراق بازگردد ولی اینبار بعنوان یک ارتش منظم و گروهی سازماندهی شده، مسلماً منطقه را بخون خواهند کشاند و در کوتاه مدت بازندگان اصلی دو کشور عراق و سوریه خواهند بود و برندگان، كُردهای عراق و اسرائیل و شرکت های تسلیحاتی آمریکا - ولی در دراز مدت سه کشور ایران، ترکیه، عربستان سعودی و حتی خود کُردها[[10]] به جمع بازندگان خواهند پیوست.
نیز در گذشته پیش بینی کرده و هشدار داده بودم، کشورهای غربی برای منافع خود، دست به تغییر در نقشه خاورمیانه خواهند زد و برای اجرای آن بایستی جنگی خانمانسوز در منطقه بپا کنند و طبیعتاً ایران نیز درگیر آن خواهد شد و پس ازدرگیرساختن ایران و ضعف نظامی کشورمان، توان دست گذاری بر روی سرزمینهای نفت و گاز خیز جنوب ایران را خواهند داشت.[[11]]
در پایان، مسلماً این جستار که برای بسیاری قابل هضم و قبول نخواهد بود و افسانه و تئوری توطئه تلقی خواهد شد، ولی کل نوشتار را می توان در یک جمله خلاصه کرد: "گروه داعش پس از جمهوری اسلامی، نیرومندترین سلاح نابودگریست که تاکنون غرب بر ضد ما ایرانیان و منطقه ساخته است و بایستی در انتظار خونریزی شدیدی در منطقه که حتا می تواند برای کیان وهستی ایران نیز خطرساز باشد بنشینیم."
افزون بر آن، به باور این نگارنده "سنگ بنای اسرائیل بزرگ بیاری گروه های تروریستی اسلامی بر روی لاشه سوریه بنا نهاده خواهد شد. روزی اسرائیل تا رود فرات در اشغال خود درخواهد آورد و جزو سرزمین های اشغالی خود خواهد ساخت."
بنابرین، امروز ما ایرانیان دو راه پیش روی می باشد: "بپاخیزی و سرنگونی این رژیم و آزادسازی کشورمان" تا دیگر بخشی از طرح لوئیس نباشیم - یا "به اهرای طرح لوئیس و انتظار مرگ و نیستی خود و کشورمان نشستن" باشیم - گزینش با ماست.
شاپور سورنپهلو
روزسروش از ماه خورداد سال۳۷۵۱ بهدینی
۱۴ ژوئن ۲۰۱۳ ترسایی
پی نوشت
1 - http://www.longwarjournal.org/archives/2006/10/the_rump_islamic_emi.php
2 - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده سال ۵۷: چرا و چگونه آمریکا، بریتانیا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
3 - سورنپهلو، شاپور، "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران"
5 - http://www.nbcnews.com/id/20406226
7 - "The Zionist Plan for the Middle East: The Israel of Theodor Herzl (1904) and of Rabbi Fischmann (1947)"، Translated and edited by Israel Shahak, Re-Arranged and organised by Shapour Suren-Pahlav:
8 - احمدی علی آبادی، کاوه، "چرا و چگونه موساد، شاه را سرنگون کرد؟" - http://www.iranglobal.info/node/6909
9 - سورنپهلو، شاپور، "مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز"
10 - برخلاف باور اکثریت، قومی به نام کُرد وجود خارجی ندارد. بویژه آنکه کُردها نه زبان مشترک دارند (سورانی، کرمانجی، لکی، زازاکی، گورانی و غیره) و نه دین یگانه (شیعه، سنی، یزیدی، اهل حق و غیره)، که اگر برفرض هم یک کشور شوند، سرانجام غربیان از آنها بهره وری کرده و با ایجاد یک جنگ درونی، نابودیشان را بدست خودشان فراهم خواهند ساخت. بگفته ای ساده تر، آنان امروز مست شرابند، ولی سردرد و حال تهوع و بیمارستان، بامداد فردایش و پریدن مستی از سر خواهد بود.
11 - سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران"
≠


