ruhollah_zam_islamic_regime_stooge

 

aamad_news_cyrus_ii

امروز کاربر آمدنیوز متعلق به روح الله زم، در اینستاگرام گزارشی باصطلاح محرنامه با سرنامهٔ "پروژه کوروش دو در تل‌آویو کلید می‌خورد" را پخش کرده است[[1]] که بدون هیچ گمانی یک دروغ است.

آمد نیوز در این گزارش می نویسد:

"به زودی با سفر یکی از عناصر اپوزیسیون به اسرائیل و اقامت در معروف‌ترین هتل تل‌آویو که با برنامه‌ریزی یکی از شخصیت‌های مشهور ایرانی مورد تأیید دولت اسرائیل انجام می‌شود، عملیات «کوروش دو» به طور رسمی آغاز به کار خواهد کرد. در این عملیات که با کلیدواژه‌ی «براندازی» آغاز به کار می‌کند، این شخصیت سیاسی به عنوان «کوروش دوم» به جامعه‌ی ایرانی و جهانی معرفی و پس از آن عملیات گسترده داخلی و بین‌المللی برای بازگشت او به ایران آغاز می‌شود. گفته شده عملیات «کوروش دو»، کلید «فتح تهران» خواهد بود. "

و خیالپردازی را فراتر برده و با آمیختن یک حقیقت و رخداد تاریخی بدان می افزاید:

"عملیات «کوروش دو» در یک ستاد عالی با حضور افسران حرفه‌ای کشور اسرائیل و با کمک مالی یک کشور بزرگ عربی، به تصویب کلوپ قدرتی گوادلوپ رسیده است. این کلوپ قدرتی پیش‌تر در سال هزارونهصدوهفتادونه/ هزاروسیصدوپنجاه وهفت تصمیم گرفت که «محمدرضا پهلوی» پادشاه فقید ایران از کشور خارج و زمام امور را به انقلابیون بسپارد. ممکن است در هفته‌های پیش‌ رو، ابعاد عملیات نظامی و اطلاعاتی این پروژه، که «راهی به سوی تهران» و «فتح پایتخت» است، توسط «آمدنیوز» رمزگشایی و منتشر شود.‍"

ولی به چه شوندی[:علتی] که این نگارنده بر این باورست این گزارش دروغ و ساخت دستگاه های اطلاعاتی رژیم روضه خوانان می باشد؟

گزارشی تخیلی با اهدافی پلید


 

روح الله زم فرزند محمدعلی زم یکی از روضه خوانان بنام دولتی است که در چند سال گذشته با خبرسازی های گوناگون، خود را بعنوان یک برانداز و مخالف رژیم روضه خوانان مطرح ساخته است. البته او نام آوری خود را مرهون زودباوری های برخی از ایرانیانی بایستی بداند که به دام او افتاده اند و مهمتر تلویزیون های دولتی بیگانه، بویژه صدای آمریکا است، که تحت تاثیر دروغ ها و هیاهوگری های او قرار گرفته و دروغ هایش را رسانه ای می سازند.

بهر روی، گناه پدر را پای فرزند نباید نوشت و نیز فرزند یک آخوند بودن دلالت بر گنهکاری او نیست، ولی بگفتهٔ انگلیسی ها که "سیب از درختش دور نمی افتد"، با بررسی کارنامه روح الله زم ماهیت او به آسانی آشکار می گردد که همانند پدرش یک روضه خوانان است، ولی بدون عمامه و با اکثریت افرادی همچون او که در خانواده های روضه خوانان زاده و رشد کرده اند ندارد هیچ تفاوتی ندارد.

زیربنای تربیت و فرهنگ این قشر بر روی دروغ و فریب و سؤاستفاده از بی سوادی و ناآگاهی عام بنا گذاشته شده است که از راه 'روضه خوانی' یا در حقیقت فریبکاری و بازی با واژه ها و سخنوری برای تحمیق و خام سازی مردم ِ مذهبی و امرار معاش می کند. نیز چون این رضه خوانان، سراسر زندگی خود را به تنبلی و تن کاهلی و در مفت خوری بسر برده اند، در نتیجه عاری از اصول و پایبندهای اخلاقی می باشند به هر کاری که دست می زنند حتی اگر هم به نام فعالیت سیاسی باشد، از چارچوب فرهنگی که در آن رشد کرده اند برون نمی باشد و آمدنیوز یکی از بهترین نمونه های آن می باشد.

ولی پیش از پرداختن به ماهیت آمدنیوز و این گزارش دروغین، مسالهٔ قابل تامل ارائه برآوردی از ماهیت خود روح الله زم است.

روح الله زم و ماهی گیری در آب گل آلود


 

به باور این نگارنده، روح الله زم را بایستی جزو دستهٔ مهندسی شده از سوی دستگاه اطلاعاتی رژیم نام برد که بدون آنکه متوجه شود در یک دهه گذشته به برونمرزها صادر شده است تا با هوچی گری، غوغاگری و شلوغ بازی، اپوزیسیون های مخالف رژیم را به تمسخر گرفته و فعالیت هایشان علیه رژیم را خنثی سازد. در حقیقت روح الله زم و اشخاصی همچون او، از جمله سیّد محمد حسینی، معصومه قمیکلا (معروف به مسیح علینژاد)، امیرعباس فخرآور، سیّد مهدی جلالی تهرانی، علی جوانمردی، سیّد علی علیزاده،[[2]] مجید مجیدی، مهدی خلجی، سیّده شادی صدر، سیّد ابراهیم نبوی، جمع نامه نویسان به ترامپ،[[3]] دست اندرکاران تارنمای گویا و توانا (اکبر عطری و همسرش مریم معمارصادق)، رادیو زمانه و گروه فرشگرد، نه تنها فرزندان روضه خوانان می باشند، بلکه بدون استثناء دست پرورده رژیم بوده و در گذشته با انجمن های اسلامی و دیگر گروه های وابسته به رژیم از جمله عضویت در دفتر تحکیم نظام همکاری داشته اند. این عده بخاطر سطحی گریشان، ولی مهارت و خبرگی در سخنوری، غوغاگری و معرکه گیری توانسته اند تا سطح مبارزات ملی علیه رژیم را پائین آورده و از کارآیی مبارزاتی بر ضد رژیم کاسته و حتی خنثی سازند. گزافه نیست که ادعا شود، وجود این عده در میان مخالفین رژیم، یکی از دلایل اصلی می باشد که از سرنگونی رژیم تا امروز جلوگیری شده است و تا زمانی که پالایشی در اپوزیسیون ها صورت نگیرد و این عده بعنوان فعال علیه زدوده نشوند، همچون استخوان لای زخم در زیر پوشش مخالفت و مبارزه، به بقای رژیم یاری خواهند رساند.

در هر روی،  چون روح الله زم پایبند به هیچ اصول اخلاقی نیست، لذا نمی تواند یک مبارز ملی باشد که بخاطر عشق به میهن برای آزادیش فعالیت و مبارزه کند؛ ولی او مامور سازمان سیا و موساد هم نیست که رژیم ادعا می کند و نه مزدور و مامور رژیم است که برخی از مخالفان رژیم او را متهم می سازند؛ - بلکه یک روضه خوان بدون عمامه است؛ او شخصی ست فرصت طلب، جاه طلب، طماع و در پی آنست تا با دروغ پراکنی، شایعه سازی و ایجاد تنش و تشنج در میان مخالفین رژیم، نام و مالی برای خود بدست آورد و اگر هم روزی در آینده رژیم اسلامی سرنگون شود (که خواهد شد)، دارای جاه و مقامی شود - البته اگر تا آن روز سر خود را بباد ندهد.

باری تجربه نشان داده است اشخاصی همچون زم که نه از عشق به میهن و ملت بهره ای برده اند، نه دارای آرمان حزبی و سیاسی می باشند و نه به شرافت انسانی و اصول اخلاقی پایبند می باشند، ولی 'کُنشگری سیاسی' را، بویژه در نقش یک مخالف، چه برای سرگرمی برمی گزینند یا امرار معاش و کسب نام و شهرت، سرانجام خوشی نخواهند داشت، بویژه آنکه چنین اشخاصی که برای رسیدن به اهدافشان در بسیاری از زمان ها نادانانه عمل کرده و چون می پندارند که یک بازی ساده ایست، نه توانایی تشخیص مرزهای امنیتی را دارند و نه می پندارند که می تواند گریبانگیرشان شود. بهر روی، تاریخ انقضای زم هم بسر خواهد آمد و روزی که رژیم بداند او بجای سود دهی، وارد مرحله آسیب رسانی شده است، او را به آسانی به تله انداخته و کارش را یکسره خواهند ساخت. نیز یکی از شیوه هایی که رژیم های استبدادی همچون رژیم روضه خوانان حاکم بر ایران برای به تله انداختن اینگونه افراد بکار می بندد، شیوهٔ "دام شیرین" (honeytrap) یا یا بگفتهٔ نیاکانمان از "هول حلیم در دیگ افتادن" است که هم می تواند از طریق شهوت جنسی انجام شود و هم طمع مالی.[[4]]

گر نخواهی شود سرنگون، مخالفین را همرنگ خود ساز: تکنیکی به نام هیاهوگری سیاسی[[5]]


 

وزارت اطلاعات کنونی در حقیقت وارث ساواک پیشین است، که ماموران کارکشته اش توسط نهادهای اطلاعاتی غربی و اسرائیلی (سازمان سیا و موساد) تعلیم دیده بودند. افزون بر آن، از سال ۲۵۳۷ و روابط نزدیک رژیم روضه خوانان با نهادهای اطلاعاتی آلمان شرقی پیشین (استازی[[6]]) و نیز روسیه (کا.گ.ب[[7]])، شیوه ها وترفندهای اطلاعاتی بیشتر و البته متفاوتری (بویژه در بخش جاسوسی مخالفین رژیم) را کسب کرده و امروز آن ها را در ساختار اطلاعاتی خود وارد و بکار بسته است. یکی از این شیوه های خنثی سازی مبارزات علیه خود، پیشه کردن شیوهٔ "اراذل و اوباشگری سیاسی" یا "هیاهوگری سیاسی" است، که شیوه ایست برای کاهش سطح مبارزات و فعالیت های سیاسی که نتیجه آن به حاشیه کشاندن مخالفین راستین می باشد که برای حیات رژیم خطرناک بشمار می روند از جمله فعالیت های شاهزاده رضاپهلوی و هواداران نهاد پادشاهی پارلمانی. برای درک این مساله بایستی به ساختار رژیم مراجعه شود.

ساختار رژیم جمهوری اسلامی متشکل از دو گروه "روضه خوانان" و "عوام زورمند" یا اراذل و اوباش مذهبی است هر دو فرآورده قشر عام می باشند. این قشر که تا پیش از انقلاب، قشر عوام و محروم از سواد جامعه را تشکیل می داد، در سال ۵۷ به یاری بیگانگان (بریتانیا، آمریکا، فرانسه و اسرائیل[[8]]) و اقلیت ایرانفروش (با‍صطلاح "روشنفکران انقلابی!) قدرت را در ایران بدست گرفت. این قشر پس از بدست آوردن قدرت در ایران، در وهلهٔ نخست دست به پاکسازی قشر نخبگان و برکنار ساختن آنان از صدر کشور و جامعه زد. سپس  به سراغ قشر متوسط  که بخاطر سیاست های آموزشی و پرورشی رضاشاه بزرگ و نیز شکوفایی اقتصادی ایران در دهه هفتاد ترسایی که بدست شاهنشاه فقید پدید آمده بود رفته و اکثریت جامعه را مبدل به قشر خود ساختند. بگفته ای دیگر، ملت ایران را مبدل به قشر خود، یعنی مردمانی عامی و سطحی ساختند. این قشر که ایران را همچون روستایی فراخ پنداشته و اداره می کنند، موجب شده است تا جامعهٔ ایرانی را در همهٔ سطوح فرهنگی، سیاسی، اجتماعی به ورطهٔ سقوط و نابودی کشانند، که بهترین نشانهٔ آن، سقوط اخلاقیات و رفتارهای مدنی و شهروندی در ایران امروزی است.[[9]] باری، چندی نگذشت که این قشر ناتوانی خود، در اداره کشور نشان داد و موجب گشت تا قشر نخبگان سیاسی و رجال سیاسی کهنه کار که به برونمرزها فراری شده بودند به گرد آوری نیرو برای سرنگونسازی رژیم فعالیت گسیل شوند. این حرکت رژیم را از سرنوشت و آینده خود هراسان ساخت، بویژه آنکه رژیم و عوام زورمند مذهبی از دید فکری و شم سیاسی در برابر آن غول های سیاسی گذشته توان رویارویی و دفاع از خود را نداشتند، از آن روی برای رویارویی و خنثی سازی مخالفین خود، سیاست ترور را اتخاذ کرد. دستاورد این سیاست، چند قربانی بویژه ارتشبد اویسی و دکتر شاپور بختیار را بهمراه داشت، که هر دو به آسانی توان سرنگونسازی رژیم را داشتند.

بهر روی، تاریخ مبارزات سیاسی در سراسر جهان نشان داده است که وجود یک شخص در راس یک حزب/سازمان/گروه مخالف و سازماندهی شده برای رژیم های استبدادی خطرناک و کُشنده بشمار می روند. زیرا چنین اشخای توان آن را دارند تا همهٔ مخالفین رژیم، با باورهای گوناگون سیاسی را در زیر یک چتر گرد آورده و یکصدا و یکپارچه علیه آن گسیل دارند، که بهترین نمونه اش روبسپیر و انقلاب فرانسه، لنین و فروپاشی رژیم تزاری، روح الله خمینی و گردآمدن همهٔ نیروهای مخالف نظام شاهنشاهی (از مذهبی تا کمونیست) در زیر یک چتر واحد بوده است. ولی قطب مخالف و ناکارآی آن، ازدیاد مخالفینی می باشد که بگونهٔ فردی عمل کرده و به هیچ رویی پذیرای اتحاد با دیگر مخالفین با عقاید متفاوت با خود را ندارند. چنین اشخاصی نه تنها عملاً از ایجاد اتحاد میان نیروهای مخالف جلوگیریی می کنند، بلکه ندانسته هر گونه خطری را از سر رژیم های استبدادی دور می سازند. در نتیجه، رژیم که پس از ترورهای گوناگون در برونمرزها بویژه پس از ترور دکتر شاپور بختیار در سال ۱۹۹۱ ترسایی و در بر داشتن انتقادات جهانی، دریافت که دیگر نمی تواند همچون گذشته در کشورهای بیگانه دست به ترور مخالفین خود زند، بدون آنکه با واکنش جهانی روبرو نشود - از آن روی، بر آن گشت تا دست به تغییرات اساسی در زمینهٔ "مخالف زدایی" زد.

بدون هیچ گمانی و به باور این نگارنده، طرح و اجرای این تغییر سیاست در رویارویی با مخالفان خود، توسط وزارت اطلاعات ریخته و به اجرا گذاشته شده است، زیرا که روضه خوانان و عوام زورمند عاری از سواد سیاسی و دانش استراتژی می باشند. بنابرین، بر مبنای این سیاست نو، رژیم روضه خوانان قشر نویی از مخالفین خود را عملاً بدست خود ساخته و پس از صادر نمودن آنان به برونمرزها و زوم کردن بر روی فعالیت های بی اثرشان، آنان را بعنوان اپوزیسیون های گوناگون مطرح ساخته است. این اشخاص باصطلاح مخالف رژیم که به بگفتهٔ عوام، "هر کدامشان برای خود سازی می زنند"، و  یکی دم ازبراندازی می زند و دیگری اصلاح طلبی، یکی سنگ جمهوری-دموکراتیک به سینه می زند و دیگری سنگ جمهوری فدرال (یا تجزیه خزنده)، برخی سلطنت طلب و برخی دیگر هوادار پادشاهی مشروطه و پارلمانی، ولی در پایان و کل چون اکثراً زاده و زائده همان قشر می باشند، دارای اندیشه هایی سطحی با روحیه ای هوچی گری و غوغاگرانه هستند و سرنگونی رژیم جلوگیری می کنند.

برای اثبات این مساله اگر به سال های ۲۰۰۰ ترسایی بویژه از سال ۲۰۱۰ ترسایی بدینسو نگریسته شود، می توان به آسانی دریابیم که ناگهانی در یک موج، بگونه ای سریع و غیرعادی عده ای مخالف به برونمرزها سرازیر گشته و آنچنان هیاهو و شلوغی بپاساخته اند که امروزه تربیون ها و بلندگوهای مخالفین را در دستان خود گرفته و آن رسته از مبارزان راستین سیاسی که سازمانی عمل کرده (همچون نهضت مقاومت ملی ایران) و توان ضربهٔ زدن به رژیم را داشته اند از صحنه مبارزاتی برون ساخته اند؛ - که نتیجه آن، همانگونه که در سطور بالا ذکر شد، دور سازی خطر از سر رژیم بوده است. بگفته ای دیگر، رژیم با مهارت، هم زمین پیکار را به سود خود تغییر داده است و هم سطح شیوه مبارزاتی را پائین، سطحی و ناکارآرا ساخته است که دستاوردش از دور خارج کردن مخالفینی همچون شاهزاده رضاپهلوی بوده است. البته در اینجا جای اشاره دارد که شاهزاده رضا پهلوی نیز به سهم خود گنهکار می باشد، زیرا که با دست پیمان دادن با افرادی ناصالح و نیاندیشیدن و در نظر نگرفتن کارنامه و گذشته این عده، فریب آنان را خورده و همراه و همدست آنان شده است؛ - دست هایی که سرانجام در زمان به پایان رسیدن تاریخ انقضای این گروه ها یا اشخاص توسط رژیم از جمله روح الله زم، او را نیز با خود به زیر خواهند کشاند.

اکنون بازگردیم بر سر گزارش‌ باصطلاح محرمانهٔ روح الله زم و جویا شدن هدف ساخت چنین دروغی.

پروژهٔ تخیلی "کورش دو" ساخت وزارت اطلاعات رژیم اسلامی


 

با مطالعه و بررسی بر روی محتوای این گزارش، بجز آنکه تناقض گویی های فراوانی آشکار می شود، بلکه نشان می دهد که دروغی بیش نیست که زیرکانه با چاشنی حقیقت بخشیدن به گزارش، به خواننده خود می قبولاند که این گزارش حقیقی است.

نخست این گزارش با این جملات خبری آغاز می شود:

"به زودی با سفر یکی از عناصر اپوزیسیون به اسرائیل و اقامت در معروف‌ترین هتل تل‌آویو که با برنامه‌ریزی یکی از شخصیت‌های مشهور ایرانی مورد تأیید دولت اسرائیل انجام می‌شود، عملیات «کوروش دو» به طور رسمی آغاز به کار خواهد کرد. "

اینک پرسشی که بایستی مطرح شود، اگر چنین عملیات براندازی حقیقت دارد می بایستی از سوی نهاد اطلاعاتی اسرائیل که موساد است طراحی و باجرا گذاشته شود - و تاریخ نشان می دهد، اسرائیلی ها نه تنها طرح های سری خود را با هیچ نهاد اطلاعاتی، حتا سازمان سیا هم در میان نمی گذارند (دیگر چه رسد به یک روضه خوانان زاده با یک شبکه اینترنتی کوچک ، که او هم بنوبه خود مانند "کلاغ خبرچین" این طرح محرمانه را رسانه ای کند تا در بطن خفه شود)، بلکه دستگاه های اطلاعاتی جهان بویژه کا. گ. ب. روسیه هم توان "رمزگشایی" عملیات اسرائیلی ها را ندارند. بنابرین، مضحکانه است کسی بپندارد که روح الله زم توان "رمزگشایی" را داشته باشد!

بهر روی، روح الله زم فراتر رفته و مدعی می شود که این "عملیات که با کلیدواژه‌ی «براندازی» آغاز به کار می‌کند"  و "این شخصیت سیاسی به عنوان «کوروش دوم» به جامعه‌ی ایرانی و جهانی معرفی و پس از آن عملیات گسترده داخلی و بین‌المللی برای بازگشت او به ایران آغاز می‌شود."

چیزی که مسلم است منظور از "کورش دو" کسی نیست بجز شاهزاده رضا پهلوی. در اینجا، بر خلاف باور برخی از هم میهنان، زم هم دست به تخریب شخصیت شاهزاده رضا پهلوی زده است و هم برای خود کیسه ای دوخته است! زیرا نه تنها شاهزاده را مزدور اسرائیلی ها معرفی می کند تا مورد تنفر مردم ایران قرار گیرد، نیز در تلاش است تا غیرمستیم برای رژیم خوشرقصی کرده و باصطلاح با سرپوش برداشتن از این عملیات [تخیلی] برای خود پاداش بزرگی از سوی رژیم را بهمراه داشته باشد. همچنین، زم در ادامهٔ تخریب شاهزاده رضا پهلوی و پیوند دادنش با اسرائیلی ها، و نیز افزدون جملهٔ "با کمک مالی یک کشور بزرگ عربی" او را نیز حقوق بگیرعربستان سعودی معرفی می کند، بویژه آنکه بتازگی تلویزیون ایران اینترنشنال، تبدیل به بلندگویی برای فرشگردی های دست پروده رژیم شده است و شوربختانه مورد تائید شاهزاده قرار داشته و طبعاً پذیرفتنش برای مردم ایران آسان تر می شود.

زم پس از آن، به یک حقیقت اشاره می کند و آن نقش غربیان در سرنگونسازی نظام شاهنشاهی بر اساس طرح برنارد لوئیس است[[10]] که چهارتن از سران کشورهای غربی، بر سرنوشت شاه در گوادلوپ مُهر پایانی زده و روح الله خمینی و رژیمش را بجایش بر سرکار آوردند.[[11، 12]] زم می نویسد:

". . . به تصویب کلوپ قدرتی گوادلوپ رسیده است. این کلوپ قدرتی پیش‌تر در سال هزارونهصدوهفتادونه/ هزاروسیصدوپنجاه وهفت تصمیم گرفت که «محمدرضا پهلوی» پادشاه فقید ایران از کشور خارج و زمام امور را به انقلابیون بسپارد."

پس از خواندن واپسین بخش و اشاره او به گوادلوپ، آشکارتر می گردد که این گزارش می بایستی از سوی نهادهای اطلاعاتی رژیم به زم دیکته شده باشد، بویژه آنکه طرح سرنگونی نظام شاهنشاهی در گوادلوپ ریخته نشد، بلکه گوادلوپ برای تحکیم و یکپارچه سازی سیاست چهار کشور آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان در سیاست در قبال محمدرضاشاه برگزار شده بود.[[14]] باری، هدف از این گزارش دروغین اینست که در آینده و پس از افشای این دروغ، واژهٔ "گوادلوپ" با واژهٔ "دروغ" یکسان و برابر شود. بگفته ای دیگر، هر زمانی که سخن از رخداد گوادلوپ و نقش غربیان و اسرائیلی ها در بر سرکار آوردن رژیم روضه خوانان بر زبان ها جاری خواهد شد، رژیم با ارجاع به این گزارش دروغین، مدعی خواهد شد که مانند کل گزارش دروغ و خیالپردازی بوده است.

در پایان، تا آن روزی که این دروغ علنی و آشکار شود، هم میهنان اگر براستی خواهان سرنگونسازی این رژیم می باشند تا آینده ای روشن و شادی برای خود، فرزندانشان، کشورشان و هم میهنانشان بسازند، بایستی از اینگونه اشخاص غوغاگر و مهندسی شده دوری جویند و بجای آن ها، نیرو و زمان پرارزش خود را در یک شخص یا سازمان ملی که توان برنامه ریزی برای سرنگونسازی را داشته باشد معطوف سازند؛ - بویژه آنکه همه کسانی که همچون زم از محصولات رژیم می باشند، تاریخ انقضای مصرف بر روی پیشانی هایشان مُهر شده است و در چنان روزی از به شیوه های گوناگون از صحنه برون رانده شده و مُهره های مهندسی شده نویی جای آنان را خواهند گرفت، تا با ادامه غوغاگری از کارآرایی مبارزات علیه رژیم بکاهند.

در هر روی، ما امروز نیاز به گزارشگر یا افشاگر جنایات رژیم که همه از آن آگاهند نداریم، بلکه نیاز به یک اندیشکده سیاسی است،[[15]] تا طرح سرنگونی را آماده و پیاده سازد. نیز هم میهن گرامی، بهوش باشند که دشمنان بسیار پرنیرنگ و فریبکارند و هر گونه اعتماد و اطمینانی بدون اندیشیدن، نتیجه اش شکست، مرگ و نیستی خواهد بود.

 

فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.

 

شاپور سورنپهلو

روز دیبمهر از ماه آذر سال ۳۷۵۶ بهدینی

۱۸ آذرماه ۲۵۷۷ شاهنشاهی

۹ دسامبر ۲۰۱۸ بهدینی

بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - https://www.instagram.com/amadnews.official/p/BrLktWtlQIB/?hl=en

 

2 - "آیت الله بی بی سی و پدیده تازه ای بنام علی علیزاده"


3 - "وحشت ِ چهار دهه حکومت خون و خشونت روضه خوانان به یک کنار، وحشت ِ نامه نویسان ایرانی به ترامپ، به کناری دیگر"


4 - یکی از قربانیان "دام شیرین" رژیم، علیرضا نوری زاده بود که رژیم چت جنسی او را ضبط و پخش کرده بود. رژیم با آنکه به زندگی سیاسی او نتوانست پایان دهد، ولی آسیب های زیادی به او وارد ساخت.

 

5 - این بخش رونوشتی از نوشتار این نگارنده به نام "هشدار: نیرنگ تازهٔ رژیم برای خنثی سازی مبارزات ملی و مردمی: صدور اراذل و اوباش سیاسی خود به برونمرزها، تحت نام اپوزیسیون و مخالفین رژیم" می باشد - http://bit.ly/2NZcyr8

6 - Bachus, S. "Counterfeiting of U.S. Currency Abroad: Hearing Before the Committee on Banking & Financial Resources, U.S. House of Representatives" (1996), p29.

7 - Rubinstein A. Z., "The Soviet Union and Iran under Khomeini", International Affairs (Royal Institute of International Affairs 1944-) Vol. 57, No. 4 (1981), pp. 599-617

8 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"

 

9 - "جمهوری اسلامی، بانی نابودی ادب و نزاکت اجتماعی و فرهنگ شهریگری در ایران"

10 - "برنارد لوئیس، طراح تجزیه ایران، پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی، سازنده ولایت فقیه و پدرمعنوی جمهوری اسلامی را بشناسید!"

11 - "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران"

12 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"


13 - همان

14 - "چگونه می توان رژیم جمهوری نوقاجاری اسلامی را سرنگون ساخت؟"