"رژیم نوقاجاری"، نتیجه اتحاد "استعمار آبی و سرخ و ارتجاع سیاه" با هدف ایرانستانسازی ایران

"سرخ و سیاه و آبی، موجودیست که نیمی ازمغزش در روسیه کمونیستی ِ پیوسته به زباله دانی تاریخ و چین مائوئیستی سیر و سیاحت می کند و نیمی دیگرش در شنزارهای نجد وحجاز ۱۴۰۰ سال پیش؛ ولی بر گردن افسار بردگی و سرسپردگی به استعمار غرب را دارد."
رژیم نوقاجاری، هژده ساله شد؛ - رژیمی خونخوار و ایرانستیز[[1]] که توسط "بیگانگان[[2]] استعمارگر آبی و سرخ" با بهره وری از "ارتجاع سیاه"،[[3]] در سال ۲۵۳۷ نظام شاهنشاهی را سرنگون کرده و آنرا با یک هدف بقدرت رساندند: "ایرانستان سازی ایران"!
برای دستیابی به هدف خود، نخست ایرانیان را در طی پنج دهه، به دورهٔ قاجاریه بازگردانیده و آنان را آنچنان در بیسوادی، خرافات، بینوایی، گرسنگی، بیماری تن و روان، فساد، دروغ، بی تفاوتی و نفرت از خود و یکدیگر غرق و غوطه ور خواهند ساخت تا نه تنها عاری از نیروی اندیشیدن، عزت و احترام، کرامت انسانی و نفس ملی شوند، بلکه تا به جایی صدماتی به ارزش های ملی، همچون حاکمیت ملی، استقلال، میهن پرستی، عزت و سربلندی کشور وارد خواهند ساخت تا سرانجام ایران را بدون هیچگونه پایداری در جریان یک انقلاب خونین که به جنگ داخلی سرانجامد، ایرانستان سازند! آنچه که در هژده سال گذشته در ایران شاهد آن بوده ایم، دقیقاً شیوه هایی برای اجرای طرح در بازآفرینی و بازگرداندن کامل حاکمیت رژیم ننگین و 'ایرانفروش'[[4]] قاجاریه ولی بگونه ای نو با لایهٔ مذهبی در ایران می باشند.
در نتیجه، ملت ایران بایستی بداند و همواره در مد نظر داشته باشد که رژیم جمهوری اسلامی، در حقیقت تکرار تاریخ و آن را باید رژیم "نوقاجاریه" خواند. با آگاهی بر این مساله، نه تنها می توانیم دریابیم که چرا جامعه ایرانی در همه زمینه های فرهنگی، عملی، ادبی، هنری، اقتصادی، اخلاقی و مدنی سقوط فاحش داشته است، بلکه مهمتر پیش بینی کنیم که این رژیم سرانجام چه بر سر تمامیت ارضی ایران خواهد آورد! همانگونه که قاجارها نیمی از آب و خاک ایران را بباد داده و نیمی دیگرش را به بیگانگان واگذار کرده بودند، این رژیم نیز ایران را بدان نقطه خواهد کشاند و هر بخشی از آن را به بیگانه ای خواهند فروخت و ته مانده اش را هم ایرانستان خواهند ساخت.
باری، زمان آن فرا رسیده است که با نیرومندترین اسلحه که "مکتب ایرانیت" و "ناسیونالسیم/ملی گرایی ایرانی" می باشد، به جنگ "دیو دروغ" رفته و کشورمان را آزاد و سپس یک نظامی ایرانی که تضمین حقوق پایۀ انسانی و حقوق بشر را وظیفۀ بنیادی خود بداند بپاساخته و دوباره همچون ایرانی آزاده زندگی کرده و مانند یک ایرانی پرافتخار در کشورمان از این جهان چشم فروبندیم.
شاپور سورنپهلو
لندن - ۲۲ بهمن ماه ۱۳۷۵
February 10th, 1997
پی نوشت
_________________________
1 - با آنکه این نگارنده همواره با واژه سازی برون از حیطه جغرافیایی ایران مخالفت ورزیده و بر این باور بوده ام که واژه سازی بایستی از سوی فرهنگستان ایران انجام گردد، ولی چون امروزیک رژیم دست نشانده بیگانگان که ماهیت آن ضد ایرانی است در صدر قدرت می باشد و تلاش می کند تا زبان تازیان را جایگزین زبان ملی کشور سازد، از آن روی این مسئولیت مهم واژه سازی برای غنی سازی واژگان زبان رسمی بویژه واژگان سیاسی، بر عهده و بر دوش زبانشناسان می افتد. این نگارنده پس از سال ها تحصیلات دانشگاهی در رشته های ایرانشناسی و زبان های باستانی ایران و نیز فعالیت های فرهنگی، خود را واجد این مهم دانسته و از آن روی پیشنهاد می دهم که چندین واژه در توصیف آنانی که چه در درون کشور و چه در برونمرزها، بر ضد فرهنگ ایرانی و هویت ملی فعالیت دارند را ساخته و وارد واژگان سیاسی ایران نمایم. این چند واژهٔ زیر را این نگارنده ساخته و به هم میهنان پیشنهاد می دهم:
الف - ایرانستیز و ایرانستیزی = شخص، جریان یا اندیشه ای که با ایران و ایرانی، فرهنگ ایرانی و هویت و تاریخ ایران دشمنی و سر ستیز دارد. این واژه را این نگارنده در سال ۱۹۹۰ ترسایی برابر اصطلاح انگلیسی 'anti-Iranian' ساخته و برای نخستین بار در مقاله ای در روزنامه "اعدام" با مدیریت آقای حاجیلو بکار برده شد؛
ب - ایرانفروش (ایران+فروش) و ایرانفروشی = واژه های "خائن"، "مزدور خارجی/بیگانه" و حتی "وطنفروش" معناهای گسترده ای دارند، ولی واژه ی "ایرانفروش" (یا "ایرانفروشی") معانی خاصی داشته و می توان ویژه مزدورانی بکاربرده شود که در قبال دریافت پول و مواجب، به کشور خود خیانت کرده و ایران را به فروش می رسانند، تا آن کسی که از روی طمع قدرت یا فریب خوردن از دشمن به کشور و ملت ایران خیانت می ورزد؛
پ - ایرانهراس و ایرانهراسی = بیگانگانی که همواره در تلاشند تا ایران و فرهنگ ایرانی را خطری برای جهان و جهانیان جلوه دهند؛
ت - ایرانستانخواه و ایرانستاخواهی = برابر واژه "تجزیه طلب" و کسانی که دارای اندیشه های تجزیه طلبانه و خواهان تکه پاره ساختن ایران می باشند. بخش نخست این واژه را از شاه فقید وام گرفته ام که پیش از ترک ایران، ایرانیان را از خطر ملایان و خطر تجزیه ایران آگاه ساخته بود که شوربختانه همه خود را داوطلبانه به ناشنوایی زده بودند و می زنند!
2 - آنچه که در سال ۲۵۳۷ در ایران رخ داد، یک "انقلاب مردمی" نبود. بلکه یک توطئه از سوی بیگانگان بویژه سه کشور بریتانیا، آمریکا و اسرائیل بود تا در ایران یک انقلاب مهندسی شده رخ داده و رژیم بنیادگرایی اسلامی امروزی بقدرت رسد. در آینده ای نزدیک در نوشتاری، به ریشه های فتنه، طراحان و بازیگران توطئه، چگونگی و شیوه های سرنگونسازی نظام شاهنشاهی بویژه بپاسازی یک انقلاب مهندسی شده و سرانجام بقدرت رسیدن رژیم ستمگر جمهوری اسلامی، به گونه کامل پرداخته و ارائه داده خواهد شد.
3 - سورنپهلو، شاپور: "از مقاله "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با هدف بپاسازی غائله ۵۷ در ایران، تا عبارت نادرست "ارتجاع سرخ و سیاه" نُقل دهان طوطیان مبارز".
#419ab3
≠










