ترور قاسم سلیمانی، طرح مشترک جمهوری اسلامی و آمریکا

یک دولت ترویست، تروریستی را بکُشت!
پاسدار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس رژیم روضه خوانان، بامداد امروز بدستور دانلد ترامپ در عراق ترور شد.[[1]] نیز این درنگ رژیم از اعلام ترور او سرباز زده است و به گمان زیاد بخشی از تعزیه رژیم است تا واکنش مردم را پیش اعلام داشتنش بسنجند ولی تا پایان امروز یا بامداد فردا ترور او را رسماً تائید خواهد شد.
با آنکه ترور قاسم سلیمانی برای اکثریت چه ایرانیان و چه بیگانگان غیرمنتظره و غافلگیرانه تلقی خواهد شد، ولی رخدادی نبوده است که از پیش، پیش بینی نشده باشد، بویژه که ترامپ سپاه سرکوبگر پاسداران را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بود و شکار سرانش از سوی آمریکا بویژه اشخاصی همچون سلیمانی انتظار می رفت،[[2]] ولی به باور این نگارنده، این ترور با هماهنگی رژیم روضه خوانان انجام شده است و چهار سال پیش در نوشتاری ترور او را پیش بینی کرده بودم (البته پیش بینی کرده بودم که او در سوریه قربانی خواهد شد نه در عراق[[3]]).
قاسم سلیمانی: قربانی طرح و هدف مشترک بخشی از سران رژیم اسلامی و آمریکا.
- "هیچ رخداد سیاسی اتفاقی رخ نمی دهد. اگر رخ دهد می توانید شرط ببندید که آن گونه طراحی شده است!" -- فرانکلین د. روزولت[[4]]
جمهوری اسلامی، برای کشورهای غربی و اسرائیل، همچون "گاو نُه من شیرده ای" بشمار می رود که منافع اقتصادی و مصالح سیاسی آنان را با ایجاد تنش در منطقه ضمانت می کند و برای همین منظور هم غربیان، بیاری اسرائیل، نظام شاهنشاهی را در سال ۲۵۳۷ سرنگون ساخته و رژیم کنونی دست نشانده خود را در ایران بقدرت رساندند.[[5]] بگفته ای دیگر، سرنگونی رژیم و بقدرت رسیدن یک نظام ملی، بویژه یک نظام پادشاهی پارلمانی (بریتانیا شدیداً مخالف آن می باشد)، که خواهان دوستی، آشتی و ثبات در منطقه باشد، برای کشورهای غربی و اسرائیل و نیز روسیه و چین، کابوسی خواهد بود.
از آن روی، آمریکا[[6]]، اروپا و اسرائیل[[7]]، به هر بها و قیمتی که شده باشد بایستی از سرنگونی رژیم جلوگیری کنند. در نتیجه، ترور سلیمانی برای رژیم و نیز آمریکایی ها چندین سود و منفعت را بدنبال خواهد داشت.
۱ - سود و منفعت قربانی کردن سلیمانی برای رژیم:
در وهلهٔ نخست، خیزش ملی آبانماه که نخستین جرقهٔ "انقلاب ایرانی" زده شده بود را نه تنها تحت الشعاع قرار خواهد داد و کاملاً به حاشیه خواهد کشاند، بلکه خون کشته شدگان آبان ماه را پایمال و بهدرخواهد داد. افزون بر آنکه آن دسته بازداشت شدگان که شماری میان ۷ تا ۱۲ هزار تن برآورد شده است، بدست فراموشی سپرده خواهد شد تا در سیاهچال های رژیم در زیر شکنجه جان دهند.
دوم، این رخداد به اختناق و سرکوب های بیشتر مردم از سوی رژیم یاری می رساند و رژیم با علم کردن باصطلاح "شهادت" قهرمان [پوشالی] که برای مردم در چند سال گذشته دست و پا شده است، آنهم بدست آمریکایی ها، مردم را در پشتیبانی از رژیم بپا می خیزاند و از این راه مهلت انقضای رژیم را تمدید خواهد ساخت.
سوم، مردم ایران که دیگر فریفتهٔ تعزیه ها و سیرک های انتصابات ریاست جمهوری نمی شوند، اکنون با بهلاکت رسیدن سلیمانی در پشت سر رژیم قرار خواهند گرفت و باری دیگر به پای صندوق های رای کشانده خواهند شد تا از این طریق نه تنها به بقای رژیم یاری رسانی شود بلکه رژیم با بدست آوردن رای مردم، در نزد جهانیان خود را نه یک رژیم، بلکه نظامی دموکرات نشان داده و مشروعیت جهانی را بدست آورد. گذشته از آنکه آمریکایی ها، دادگاهی کردن سلیمانی را که بایستی در آینده و در دادگاه های ملی پاسخگوی جنایاتش می شد را اکنون با ترورش از ملت ایران سلب نموده اند.
در هر روی، بدون هیچ گمانی ترور سلیمانی، موجب شادی همه دست اندرکاران رژیم نخواهد شد و بازندگانی را نیز با خود بهمراه خواهد داشت.
همانگونه که چهار سال پیش در نوشتاری، به نقش سلیمانی در جنگ کفتارها، یا جنگ خامنه ای و رفسنجانی بر سر قدرت در رژیم پرداخته بودم،[[8]] که پیش بینی هم شده بود برنده آن جنگ السید علی خامنه ای و بازنده شیخ اکبر رفسنجانی خواهد بود،[[9]] اکنون نیز با ترور او یا در حقیقت قربانی کردنش، باری دیگر برنده خامنه ای می باشد.
"سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" با آنکه از نامش آشکار است، وظیفه اش پاسداری از رژیم می باشد - نه ایران، ولی در دو دهه گذشته با بدست گرفتن نبض اقتصاد و دستیازی بر منابع زیرزمینی و طبیعی کشور، امروز تبدیل به یک مافیای اقتصادی شده است که نه تنها برای خاندان خامنه ای، بلکه برای کل قشر روضه خوانان خطرناک شده است و حتا روند یک کودتا از سوی سپاه و تشکیل رژیمی نو، البته در قالب اسلامی و در ادامه رژیم کنونی، ولی بدون مشارکت قشر روضه خوانان نه تنها مشاهده، بلکه بگوش می رسد - که در راس این نیرو و کاندیدای مطرح برای رژیم آینده، شخصی نبود بجز قاسم سلیمانی.
رژیم اسلامی با بهره وری از وجود گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه، که مانند خود رژیم جمهوری اسلامی از ساخته های کشورهای غربی و اسرائیل می باشد، و حتی از عقل سلیم دور نیست که گمان داده شود، رژیم در ساخت آن به غربیان یاری کرده باشد،[[10]] با بزرگسازی و قهرمانسازی از سلیمانی، از جمله شکست دادن داعش(!) و دور ساختنش از مرزهای ایران و نیز تبدیل عراق و سوریه بعنوان "حیات خلوتی برای ایرانیان"، با موفقیت توانسته است تا بخش بزرگی از مردم ایران را به او جلب و جذب نمایند. این بزرگسازی و قهرمانسازی از سلیمانی آنچنان با موفقیت انجام شده است، که حتا بسیاری از مخالفین رژیم در درون ایران و برونمرزها را واداشته است تا دوستدار او شده و او را بعنوان یک "قهرمان ملی" بپندارند.[[11]] از آن روی قشر روضه خوانان بر آن شده است تا توان کودتای سپاه را دفع کند، که با از میان برداشتن سلیمانی ممکن می شده است.
در نتیجه، به گمان بسیار زیاد، رژیم در ماه های آتی برای متنفر ساختن مردم، بویژه هواداران خود از سپاه، سناریوها و سانحه های مهندسی شده ای را پیاده خواهد ساخت - حتا اگر به کشتن چند صد تن تا چند هزار تن ایرانی بیگناه سرانجامد و سپس رژیم با اشک تمساح جاری کردن، غیرمستقیم و هوشمندانه همهٔ گناهان را بر سر سپاه خواهد انداخت. با این حرکت، رژیم نه تنها سپاه را از کودتا بر حذر خواهد ساخت، بلکه خامنه ای مطمئن خواهد شد تا سپاه در نقش نیروی سرکوبگر باقی مانده و از ولایت فقیهی فرزندش مجتبی، پشتیبانی کند.
البته، راه رویارویی دیگر برای خنثی سازی کودتای نظامی سپاه برای رژیم وجود دارد که پشتیبانی ارتش است وبرای جلب آن رژیم تلاش خواهد کرد تا خود را ملی گرا و ایراندوست(!) جلوه دهد. ولی این طرح با شکست روبرو خواهد شد زیرا که تاریخ معاصر نشان داده است، که نه تنها بر روی ارتش نمی توان حساب کرد، بلکه ارتش کنونی ایران، دیگر آن ارتش شاهنشاهی با یک هویت نیمچه ایرانی نیست و اکنون با آهن پاره های نظامی بازمانده از پیش از انقلاب که روزی پیشرفته ترین در جهان بودند، مبدل به مترسک در مزرعه ای شده است که حتا پرندگان هم به تو خالی بودنش پی برده اند.
در هر روی، می توان پیش بینی کرد که کودتای سپاه در آینده رخ خواهد داد، ولی بایستی موقیعتی برایش فراهم شود تا کودتای خود را مشروع جلوه دهد، از جمله دفاع از یکپارچگی و تمامیت ارضی یران.
۲ - سود و منفعت قربانی کردن سلیمانی برای آمریکایی ها و ترامپ:
نخست، حزب دموکرات ماه ها می باشد که در پی استیضاح دانلد ترامپ است که بدون هیچ گمانی با شکست نیز روبرو خواهد شد و خود دموکرات ها هم از آن آگاه می باشند، زیرا که دو هر کنگره و سنا در دست جمهوری خواهان می باشد و هر اندازه ای هم که جمهوری خواهان از ترامپ متنفر باشند، ولی ریاست جمهوری او را بر یک دولت موکرات ترجیح می دهند. ولی دموکرات ها با این حرکت بدنبال دو هدف می باشند: یک حرکت سمبولیک؛ - و دوم، پائین آوردن شانس پیروزی در انتخابات آینده. بگفته ای دیگر، با نشان دادن به مردم آمریکا که ترامپ شخصی فاسد می باشد، بخشی از رای دهندگان را بر علیه خواهند شوراند تا در عوض به دموکرات ها رای دهند. در هر روی، با آنکه ترامپ دیوانه توصیف شده است و بدون هیچ گمانی هم یک عوامگرای نژادپرست و مبتلا به بیماری خودشیفتگی و خودستایی است و همواره نیاز دارد تا مطرح و محبوب باشد،[[12]] ولی همزمان او یک بازرگان و فروشنده ماهریست که بخوبی می داند چگونه خود را به بخش بزرگی از آمریکایی ها، بویژه آمریکایی های ساکن "آمریکای میانه" (Middle America) که اکثریت روستایی، و مانند خود او عامی و بیسواد و نژادپرست می باشند قالب کند. از آنروی، با ترور سلیمانی بدستور ترامپ که آمریکایی ها در چند سال گذشته از "مش قاسم" یک غول و قهرمان ساخته اند و مسلماً ادعای اینکه ترامپ "بزرگترین تروریست و دشمن آمریکا" را مغلوب و از میان برداشته ساخته است، موجی از پشتیبانی مردم ساده لوح آمریکا را بهمراه خواهد داشت. البته این پشتیبانی در برگیرنده ساده لوحان وطنی که آنان را "امُت ترامپ اللهی" نام نهاده ام نیز می شود، زیرا که این عده بخاطر عدم سواد سیاسی و فقر فکری، خامی، نادانی و بی خردی می پندارند، ترامپ گامی برای سرکوبی و سرنگونی رژیم برداشته است.
در نتیجه با این حرکت، نه تنها ترامپ مدارکی که در زمان استیضاحش از سوی دموکرات ها مبنی بر فاسد بودنش را بی اثر و خنثی خواهد ساخت، بلکه شانس برنده شدنش در انتخابات آینده ریاست جمهوری که در ماه نوامبر سال کنونی ترسایی برگزار می شود را افزایش خواهد داد، هر چند که بدور دیده می شود او باری دیگر برگزیده شود- هر چند که بدور دیده می شود پیروز گردد. او بخاطر بر زبان آوردن سخنان تحریک آمیز، بویژه زنستیزانه و نژادپرستانه موجب شده است تا قشر جوان، روشنفکر و تحصیلکرده آمریکا و نیز سیاهپوستان آمریکایی و حتی کسانی که به او در سال ۲۰۱۶ رای داده بودند را بر علیه خود بشوراند و بدون هیچ گمانی در انتخابات بعدی به او رای نخواهند داد و این مساله می تواند در شکست او نقش مهم و اساسی ایفا کند. البته ترور سلیمانی برای ترامپ سود مالی و شخصی نیز در بر دارد. این مساله موجب خواهد شد تا ترامپ به نام سیاست "فشار حداکثری"، تحریم های بیشتری را بر ایران وارد سازد و سران رژیم که دورزدن تحریم ها را از روس ها آموخته اند، وادار خواهند شد تا به پولشویی بیشتری روی آوردند که امروز مهمترین بانک بیگناه که برای رژیم پولشویی کرده و طلای ایران بفروش می رساند، بانک خلق ترکیه (Halkbank) است که ترامپ در آن سهیم است.[[13]]
در هر روی، سپاه پاسداران نیز متوجهٔ این حرکت شطرنجی رژیم و آمریکا شده است یا خواهد شد و بدون هیچ گمانی بدون اجازه دستگاه رهبری، پاتکی به منافع آمریکا در منطقه از جمله در عراق خواهد زد و با کشتار سربازان آمریکایی تلاش خواهد نمود تا این طرح مشترک را خنثی سازد که البته اگر رژیم از آن آگاه شود، مسلماً امریکایی ها را از آن نیز آگاه خواهد ساخت. نیز با آشنایی با روحیهٔ ترامپ درصورت چنین پاتکی، ترامپ خسارات جانی به آمریکایی ها را "صفر" یا حداقل اعلام خواهد کرد و رژیم نیز از آن سوی بر شماره اعلام شدهٔ "صفر" پافشاری نخواهد کرد.
بنابرین، قدر مسلم این بازی، "شکست کوتاه مدتی" را برای سپاه خواهد بدنبال خواهد داشت - ولی در دراز مدت سپاه چه در قالب یک کودتای نظامی و یا ترورهای سیاسی انتقام خود را از قشر روضه خوانان و دست اندرکاران این بازی خواهد گرفت -- زیرا که این طعمه و غنیمت جنگی که نامش ایران می باشد، بیش از اندازه لذیذ و گیرا و سودمند می باشد، که به این آسانی ها مافیای سپاه از آن چشم پوشی کند.
پایان سخن
از امروز بامداد که گزارش "ترور یک تروریست بدست یک دولت تروریست" پخش شده است، موجی از شوق میان مخالفان رژیم ایجاد شده است، که بایستی به حال خود و نیز این عده ساده لوح "گله اندیش" گریست. این عده "اُمت ترامپ اللهی" که ایرانی-نمایان بی هویت و بیگانه پرستی[[14]] می باشند و آزادی را در توبرهٔ ترامپ می جویند و می پندارند که آمریکایی ها، همان هایی که به یاری بریتانیا این رژیم ایرانی کُش اسلامی را ۴۰ سال پیش بقدرت رساندند و در چهار دهه گذشته همواره از سرنگوینش جلوگیری کرده اند، باری دیگر در نادانی و بیخردی کامل مبهوت جنگ زرگری رژیم و آمریکایی ها شده و می پندارند که "گربه برای خشنودی خدا، موش می گیرد" و این حرکت تروریستی در راستای کمک به ایرانیان در سرنگونسازی رژیم انجام شده است.
بنده نه صادق هدایتم و نه خود را در حد دانایی و سواد آن استاد بزرگ و زنده یاد می دانم، ولی اکنون می توانم او را درک کنم، که چرا در زمان هایی که از خانهٔ خود پای بیرون می گذاشته است، پالتوی خود را بر سرش می کشیده و تنها روزنهٔ کوچکی روبروی خود باز می گذارده است تا جلوی پای خویش را ببیند. بدان خاطر که چشمانش بر مردم ِ نادان نیفتد! . . . زیرا که دانستن درد است و نادانی موهبت.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد - با آنکه اهورا هم از این مردم قدرنشناس که در سال ۵۷ مشت ها را گره کرده و خود را به این روز سیه انداختند، و اکنون به امید ترامپ نشسته اند نیز قطع امید کرده است.
شاپور سورنپهلاو
روز فروردین از ماه دی سال ۳۷۵۷ بهدینی
۱۳ دیماه ۲۵۷۸ شاهنشاهی
۳ ژانویه ۲۰۲۰ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 -https://www.theatlantic.com/international/archive/2020/01/qassem-soleimani-death-missed/604396
2 - "گله پاسداران انقلاب اسلامی و ترامپ ِ گاوباز" - https://bit.ly/2G0PUKp
3 - "یورش مش قاسم سلیمانی، قهرمان پوشالی رژیم و آمریکایی ها به ملی گرایی ایرانی" - http://bit.ly/2rW2CXP
4 - برگردان آزاد: In politics, nothing happens by accident. If it happens, you can bet it was planned that way.
5 - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه کشورهای غربی و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
6 - "ترامپ، ایران و جنگ زرگری: استخوان لای زخمی به نام جمهوری اسلامی" - http://bit.ly/30eUvlu
7 - سورنپهلو، شاپور، "رژیم روضه خوانان در خدمت اهداف صهیونیسم جهانی: از به رسمیت شناختن غیررسمی اسرائیل تا همکاری همه جانبه پنهانی!"
8 - سورنپهلو، شاپور "یورش مش قاسم سلیمانی، قهرمان پوشالی رژیم و آمریکایی ها به ملی گرایی ایرانی" - http://bit.ly/2rW2CXP
9 - همان
10 - سورنپهلو، شاپور، "داعش، میوهٔ مرگبار بنیادگرایی اسلامی و فرزند ناخلف صهیونیسم و غرب"
11 - البته این یکی از نگونبختی های ملت کنونی ایران است، که "عشق ورزی به زندانبانان و قصابانشان مساله ایی طبیعی" شده است و آنان را حتا منجی و رهانند خود می پندارند از جمله قصاب السیّد میرحسین موسی که تنها در یک شب دستور کشتار ۳ هزار نوجوان و جوان ایرانی مخالف رژیم را صادر کرده بود و امروز امید ِ بخشی از ملت ایران شده است! به این دو نوشتار مراجعه شود:
- سورنپهلو، شاپور، "آقای موسوی دم خروس را باور کنیم یا قسم . . . ؟"
- سورنپهلو، شاپور، "موسوی و کروبی، دو "سوپاپ سبز" رژیم دستاربندان در آب نمک خوابانده شدند!"
12 - سورنپهلو، شاپور، "شوق شگفت آور گوسفندان از دیدن گرگ: استقبال رژیم روضه خوانان و هوادارنش از ترامپ" - http://bit.ly/2W7833n
13 - سورنپهلو، شاپور، "بانک ایران دوشی: بانک خلق ترکیه و مثلث فساد اردوغان، ترامپ و رژیم روضه خوانان" - http://bit.ly/3slXWom
14 - سورنپهلو، شاپور، "عرب زدگی' روی دیگر سکه 'غرب زدگی'، و خطری بزرگ برای هویت و فرهنگ ایرانی"
#419ab3
≠










