". . . دلخوش به این مقدار نباشید، روحیات شما را عظمت میدیم، شما را به مقام انسانیت میرسانیم، اینها شما را منحط کردند. . . ."

- روح الله خمینی

محکوم ساختن یک انسان به اعدام، گذشته از جرمی که فرد محکوم مرتکب شده است، در نفس عمل یک جنایت و پلیدی است و در جهان امروز نبایستی نه قابل توجیه باشد و نه جایی داشته باشد. از آن روی، این هفته در روز ۷ دسامبر، کشورهای عضو اتحادیه اروپا با امضای "منشور بنیادی حقوق اتحادیه اروپا" (the Charter of Fundamental Rights of the European Union)، رسماً به حکم اعدام پایان دادند.  شوربختانه، در کشورهایی که جان انسان بی ارزش است نه تنها امیدی به پایان آن نیست، بلکه هر سالی که می گذرد شمار اعدام ها رو به افزایش است، که دو رژیم استبداد مذهبی در ایران و رژیم کمونیستی در چین، رکوردار این جنایت می باشند. ولی، رژیم جمهوری اسلامی، این حرکت ضدانسانی و وحشیانه را گامی فراتر از چین برده است و آن اعدام ها در برابر چشمان مردم است، عاری از سن آنان.

این حرکت وحشیانه که از روز آغاز بقدرت رساندن رژیم اسلامی در ایران توسط کشورهای بیگانه بیدرنگ به اجرا گذاشته شده است، در نخستین اعدام ها در ملاء عام، نه تنها بسیاری از مردم از حضور بهم رساندن در مکان های اعدام خودداری می ورزیدند، بلکه حتی آنانی که بدون آگاهی و اتفاقی به چنان مکان هایی که معمولاً در میدان های شهرها انجام می شد می رفتند، با دیدن انسان حلق آویز از جرثقیل، درچار شوک شده و بیهوشی می شدند. ولی امروز، رژیم چجنان سنگدلی و عشق به خون را در جامعه ایرانی نهادینه ساخته است که نه تنها تماشای اعدام تبدیل به تفریحی برای مردم شده است، بلکه بسیاری فرزندان خردسال خود را نیز به تماشا می بردند. با تماشای عکس هایی که این کودکان گرفته شده است، چند تن از فشار روحی مست خنده و تنی دیگر شگفت زده، که نگاه کودکانه پُر از پرسش های بی پاسخشان، هزاران غم و معنی در خود نهفته دارد.

در اینجاست که سخن  - سکیپ کوریل (Skip Coryell) در برابر چشم و ذهن زنده و به رقص در می آیند: "هیچ افتخاری برای گوسفند بودن نیست. آنها بر فراز تپه ای بع بع کنان به تماشای سلاخی همنوعان خود می ایستند!" در نتیجه این عده که به تماشای اعدام ها می روند، نه گناهشان کمتر از جلادانیست که این توحش را در جامعه اشاعه می دهند - و نه خردشان بیشتر از گوسفندانی است که برفراز تپه به تماشای مرگ همنوع خود می ایستند.

بهر روی، نفرین بر رژیمی باد که اخلاقیات و پایبندهای انسانی، فرهنگ مهربانی و همدردی را در جامعه ایرانی کُشت و بجایش بی فرهنگی، توحش و سنگدلی را در جامعه نهادینه کرد، که امروز ایرانی، برای تفریح‌ به تماشای جان دادن انسانی دیگر بر بالای طناب دار در ملا عام می ایستد؛ - ننگ و شرم بر پدر و مادر یا بزرگسالانی باد، که غیرمسئولانه و بدون اندیشیدن، بجای آنکه به کودکان مهربانی و بخشش فرا دهند تا روحیه و روان لطیفشان با این دیدن وحشگیری ها زخمگین نشوند، اجازه می دهند تا شاهد جان گرفتن انسان دیگری باشند.

در هر روی، این اعدام ها در ایران اکثریت جنبه سیاسی داشته که رژیم تحت نام های گوناگون از جمله قاچاق مواد مخدر دست به چنین جنایت هایی می زند، ولی حتی اگر شخصی هم بلاترین جرم را مرتکب شود، مقصر سیستم کشور، نظام، دولت و جامعه است که یک شخص را بسوی حرکتی غیرقانونی سوق داده است، بویژه آنکه هیچ انسانی مجرم از مادر زاده نمی شود. البته، هیچ توجیهی بر ارتکاب جرم نیست، ولی در ایران که بایستی با همه منابع زیرزمینی و نیروی انسانی امروز سوئیس خاورمیانه باشد، مبدل به یک کشور جهان سومی شده است و در آن فقر و گرسنگی و فساد و فحشاء بیداد می کند؛ و رشوه برای بالاترین مقام یک اداره دولتی تا آبدارچی راه در آمدی شده است، از جامعه چگونه می توان انتظار داشت تا قانون شکنی نشود - بویژه آنکه جامعه به چشم خود می بیند که سران رژیم و وابستگانشان در حال غارت و چپاول کشورند، در نتیجه دارایی برای ملت ایران نمی ماند تا شکم خود را سیر کنند و بدین علت بسیاری برای سیر کردن شکم های فرزندانشان، وادار می شوند تا به هر بلا و جنایتی تن در دهند.

در هر روی، "آفریدگار است که جان میدهد و تنها اوست که حق باز پس گرفتنش را دارد." به امید لغو مجازات وحشیانه، قرون وسطایی و ضد ِخدایی حکم اعدام در ایران و سراسر جهان.

شاپور سورنپهلو

لندن -  ۲۲ آذرماه ۱۳۷۹

December 12th, 2000

 

 

ssp rss logo ssp email logo ssp youtube logo ssp balatarin logo ssp telegram ssp instagram logo ssp twitter logo ssp fb logo

 

#419ab3