
پیشگفتار
سی و یکمین نشست پیمان آتلانتیک شمالی، نامی به ناتو در بروکسل، در روز ۲۳ خرداد (۱۳ ژوئن) برگزار شد.[[1]] هر چند که محور اصلی نشست، تثبیت و مستحکم ساختن "طرح ناتو ۲۰۳۰"[[2]] اعلام شده بود، ولی گویا اعلام مرگ ناتو را در پی داشته است، زیرا که نه تنها جو بایدن، ناخشنودی خود را از عملکرد اعضای ناتو اعلام داشته است، بلکه بودجه اداری ناتو از ۲.۵ میلیارد دلار در سال به ۱.۵ میلیارد دلار کاهش یافت. در نتیجه، بدون هیچ گمانی، ناتو از مرگ خود به هر شیوه ای که شده باشد جلوگیری خواهد کرد.
خون، مرگ و نابودی بهایی که اوکراینی ها برای بقای ناتو خواهند پرداخت!
نشست کنونی ناتو، بر عکس پروپاگاندایی که چند کشور اروپایی که بریتانیا در راس آن ها قرار دارد بپا ساخته اند، نه تنها می توان گسسته ترین نشست در تاریخ ناتو دانست، بلکه شواهد نشان می دهد که "طرح ناتو ۲۰۳۰" که طرح جلوگیری از خطر روسیه و چین است اجرایی نخواهد شد، زیرا که ناتو تا سال ۲۰۳۰ وجود نخواهد داشت تا آن را به اجرا گذارد.
اکنون پرسشی که پدیدار می گردد چگونه ناتو می تواند از مرگ خود جلوگیری نماید؟ پاسخ ساده است، با بپاسازی یک جنگ در اروپا ممکن می شود و شواهد نشان می دهد که قرعه به نام اوکراین افتاده است.
زیرا که در این نشست برای نخستین بار است که از زمان نشست بخارست در سال ۲۰۰۸، و لشکرکشی روسیه به اوکراین و گرجستان، ناتو رسماً سخن از پیوستن اوکراین و گرجستان به ناتو بمیان می آورد، که البته موجب نگرانی و شکاف میان اعضای ناتو، از جمله آمریکا و بویژه کشورهای همسایه و در تیررس روسیه که می توانند تاوان ماجراجویی های ناتو و رئیس جمهور اوکراین که مزدور ناتو می باشد را با بهایی سنگینی بپردازند، مخالفت ورزیده اند. زیرا این اعضا بخوبی آگاهند که روسیه چه واکنشی نشان خواهد داد، آنهم با حضور کنونی نیروهای نظامی آن کشور و آرایش جنگی در مرزهای اوکراین.
باری، در این نشست، آمریکا بر عکس ناتو، برای عضویت اوکراین شرط گذاری کرده و نماینده اش با تکرار سخن پیشین خود که "اوکراین تا زمانی که با اصلاحات زیربنایی کشورش بویژه در بخش اقتصادی و سیاسی آماده نسازد نمی تواند به ناتو بپیوندد،"[[3]] تلاش کرده است تا از تنش با روسیه جلوگیری نمایند. این پیشه جویی در دو سیاست دوگانه، نیز نشان از آن دارد که آمریکا دیگر در راس قدرت ناتو قرار ندارد و ناتو بیاری شرکت های تسلیحاتی و نفتی، تبدیل به یک دولت مستقل و مخوف جهانی شده است. بگفته ای دیگر، گلوبالیسم که بسیاری از آن هراسناک می باشند، بمعنای راستین کلمه در حال شکل گرفتن می باشد که بتدریج دولت های گوناگون غربی را به زیر کنترل خود در خواهد آورد.
به گمان زیاد، نخستین دولتی که ناتو در زیر کنترل خود دارد، دولت فاسد و کنونی اوکراین است. زیرا نه تنها سخنان ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور یهودی اوکراین در ستیز با گفته های آمریکا و در راستای سیاست های ناتو گفته بر زبان آورده است، گویای این مساله است نیز سخنان ابراز شده از سوی هیئت اکراینی و سیاستمداران آن کشور در رسانه های اجتماعی هم تائید می نماید[[4, 5]] که آنان آماده فدا ساختن جان شهروندان و آینده کشور خود می باشند تا ناتو از مرگ نجات یابد.
باری، فداسازی اوکرائین و اوکراینی ها، پیامد آن در بهترین حالت ممکنه می تواند تجزیه اوکراین به دو بخش شرقی و غربی را بدنبال داشته باشد؛ - و در بدترین وضعیت، بر اساس برآورد ولادیمیر پازنر و بخاطر عدم وجود اعتماد میان غرب وروسیه، می تواند به آسانی یک جنگ هسته و نابودی نیمی از جهان پایان یابد.[[6]]
اوکراین، آتش آور معرکه
جورج بوش رئیس جمهور جنگخواه آمریکا که بهمراه نوچه انگلیسی اش، تونی بلر نخست وزیر پیشین بریتانیا (بریتانیایی ها به او لقب "پودل" یا سگ کوچک خانگی داده بودند) دستانشان به خون دو میلیون افغانستانی و عراقی آغشته و هر آن کشور را بخاک سیاه نشانده اند، در آوریل سال ۲۰۰۸ ترسایی اوکراین را بهمراه گرجستان برانگیخت تا به "طرح عملیاتی عضویت در ناتو" (NATO Membership Action Plan) که "برنامه گسترش ناتو" هم خوانده می شود بپیوندند. ناتو نیز در نشست بخارست آن را رسماً اعلام نمود، که با مخالفت دو کشور فرانسه و آلمان روبرو شد، زیرا که باور داشتند عضویت آن دو کشور در ناتو موجبات جنگی میان روسیه و اتحادیه اروپا را فراهم خواهد ساخت.
نیز دو کشور گرجستان و اوکراین، بیدرنگ بهای میل خود در پیوستن به ناتو را دادند. نخست، گرجستان که بیش اوکراین مایل به پیوستن به ناتو بود، بهای سنگین تری از اوکراین پرداخت و آن جنگ خانمانسوز اوت ۲۰۰۸ بود. روسیه بلایی بر سر گرجستان آورد که پس از ۱۳ سال آن کشور هنوز نتوانسته است بر روی پاهای خود بایستد و به کمک مالی روسیه نیازمند است.
باری، پس از گوشمالی آن دو کشور، نیز پوتین، دقیقاً همان واکنش را به جورج نوش و ناتو نشان داد که که جان اف کندی با نیکیتا خروشچف در سال ۱۹۶۲ و بحران موشکی کوبا و تهدید به جنگ هسته ای نشان داد. پوتین در یک گفتگوی تلفنی با بوش که پخش شده است، به او هشدار داد که "اگر اوکراین و گرجستان به ناتو بپیوندند، آن را حرکتی بر علیه امنیت روسیه قلمداد کرده و نه تنها اوکراین را با خاک یکسان خواهد کرد بلکه وارد یک جنگ اتمی با غرب خواهد شد."[[7]] هشدار پوتین آنچنان بوش و غربیان را به هراس واداشت که بیدرنگ واپس نشینی کرده و تا چندین سال سیاستمداران غربی دیگر سخنی از پیوستن آن کشور به ناتو بر زبان نیاوردند.
بهر رو، مساله پیوستن اوکراین به ناتو پس از آن معلق ماند تا آنکه پترو پروشنکو، پس از کسب ۵۴.۷٪ آرا، به مقام ریاست جمهوری در اوکراین رسید و تنش ها بار دیگر آغاز شد.
پروشنکو که از هواداران غرب بشمار می رفت، درهای کشورش را به شیوه ای خزنده و پنهانی بسوی غربیان بویژه بریتانیا گشود تا در بخش نظامی و تعلیم ارتش آن کشور را برعهده گیرند. روسیه در واکنش پس از بارها هشدار سرانجام در سال ۲۰۱۴ با پیوستن رسمی کریمه به روسیه، اوکراین را تنبیه نمود و برای چندی از تنش ها کاسته شد، تا سال ۲۰۱۶ که باری دیگر ناتو تلویحاً مدعی شد که اوکراین و گرجستان هنوز خواهان پیوستن به طرح گسترش ناتو می باشند. گرجستان بیدرنگ آن را دروغ خواند و به روسیه اعلام نمود که بر سر تعهد خود با روسیه که به ناتو نپیوندد باقی مانده است، ولی اوکراین یک بازی موش و گربه ای را به روسیه آغاز نمود، که نتیجه آن، آرایش تدریجی نظامی روسیه در کنار مرزهایش بود. از آن زمان تا بامروز هر زمانی که اوکراین سخنی از پیوستن به ناتو بمیان می آورد، روسیه نیز در واکنش شمار نیروهای خود را در سر مرزهای اوکراین افزایش می دهد، نیروی نظامی که زیرسازه های اوکراین را با خاک یکسان سازند.
در هر رو، در صورت چنین رخدادی، گذشته از اثرات مخرب آن بر اوکراین و نیز تاثیرات سازنده در ترمیم اقتصاد اروپا و بویژه سوددهی بالا برای شرکت های تسلیحاتی و نیز نفتی غربی و همچنین بر تغییر مسیر ایران تاثیر خواهد گذاشت.
ماجراجویی ناتو در اوکراین و پسامد های آن برای ایران!
این نگارنده پیش بینی می کند که در صورت رخداد جنگی میان روسیه و اوکراین که در حقیقت جنگ میان روسیه و ناتو خواهد بود، بویژه که سالیان درازیست که ناتو در اوکراین حضور نظامی و امنیتی دارد و باتلاقی برای پوتین خواهد شد، نیز تاریخ انقضای رژیم روضه خوانان که توسط غربیان در سال ۲۵۳۷ در ایران بقدرت رسانده بودند[[8]] و تا بامروز برای پاسدارای از منافعشان در نقش مترسک در منطقه، آن را زنده نگاه داشته بودند نیز بسر خواهد آمد، بویژه آنکه براساس "منشور آتلانتیک نو"،[[9]] ایران برای غربیان، بهترین جایگزین برایهر دو کشور روسیه و عربستان خواهد بود.
انگیزه چنین بر آوردی، بدان خاطر می باشد برای نخستین بار است که در این نشست ناتو نه تنها سخنی از خطر ایران دیگر بمیان نیامده است، بلکه به عضویت در آوردن برخی از کشورهای باصطلاح خاورمیانه در "طرح ناتو ۲۰۳۰" و جنگ آینده با روسیه و چین مطرح شده است، که طبعاً ایران می باشد. ایران نه تنها از دید جغرافیایی سیاسی (ژئوپولتیک)، دارای حائز اهمیت می باشد زیرا که واقع در جنوب روسیه و در باختر چین است و بالاترین کناره های آبی در خلیج فارس را در اختیار دارد، نیز بر عکس مردمان کشورهای منطقه، دارای یک جمعیت نیمه متجدد، تجددگرا، با گرایشات غربی است، که این دو مهم می تواند ایران را بهترین شریک نه تنها برای ناتو، بلکه برای کشورهای غربی بسازد.
البته، بسر آمدن تاریخ انقضای رژیم روضه خوانان و جایگزینی آن با رژیم دیگری توسط غربیان، بدان معنا نیست که ایران بهشت برین خواهد شد، بلکه بدان معنا می باشد که غربیان رژیم دست نشانده کنونی خود را برداشته و رژیم دیگری، ولی معتدلی را بر جای آن خواهند گذارد، تا ایرانی نفسی کشیده و به زندگی ادامه دهد و در زمان دفع خطر روسیه و چین، باری دیگر "همین آش و همین کاسه" و تکرار تاریخ خواهد شد. زیرا که شوربختانه، میان ما ایرانیان، شمار ایرانفروشانمان بیش از ایرانپرستانمان می باشد و بدور دیده می شود، فرزندانی که در خانه ایرانفروشان زاده می شوند، ایرانپرست گردند تا از تکرار تاریخ جلوگیری نمایند؛ بویژه آنکه ایرانی با ۱۳۰۰ و اندی سال موالی گری[[10]] و بیگانه پرستی کرده و بیگانه پرستی و "فرهنگ خودخواربینی"[[11]]، در ذات و سرشتش نهادینه شده است. ولی اگر ایران بدست نخبگان ملی گرای ایرانپرست افتد که بتوانند با یک انقلاب فرهنگی و زیربنایی ایران را از وجود پلید این عده ایرانفروش و بیگانه پرست نجات دهد، آن زمان ایران خواهد توانست تا جایگاه باستانی خود را در جهان باری دیگر بدست آورد.
شاپور سورنپهلاو
روز آسمان از ماه خورداد سال ۳۷۵۹ بهدینی
۲۵ خرداد ۲۵۸۰ شاهنشاهی
۱۵ ژوئن ۲۰۲۱ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3pyewlc
1 - "NATO 2030: United for a new era", NATO Online: https://www.nato.int/nato_static_fl2014/assets/pdf/2020/12/pdf/201201-Reflection-Group-Final-Report-Uni.pdf
2 - "Brussels Summit Communiqué", NATO Online: https://www.nato.int/cps/en/natohq/news_185000.htm
3 - سخن نماینده آمریکا از حقیقت نیز بدور نیست، زیرا اوکراین داری یک از فاسدترین رژیم ها در اروپا می باشد، چه از دید اقتصادی و چه سیاسی، بویژه آنکه جمعیت بالایی از اوکراینی ها دارای باورهای نژادپرستانه با گرایشات نازی است و این بارهای، در ستیز با "قانون مارشال" است که آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم درصدر سیاست های خارجی خود قرار داده است. ناگفته نماند که بر خلاف طبل تبلیغاتی ناتو و بریتانیایی ها، ولودیمیر زلنسکی که تا پیش از رسیدن به مقام ریاست جمهوری در اوکراین یک کمدین بوده، دقیقاً مانند سران رژیم استبدادی روضه خوانان در ایران، یک دیکتاتور و عوام گرا می باشد که در گروه های تبهکاری سازمان یافته و پولشویی دست داشته و هر کس که بر ضد او سخنی بر زبان آورد، راهی زندان می کند.
4 - https://www.facebook.com/andriy.zagorodnyuk.mod/posts/584718292918489
5 - https://www.facebook.com/olga.kravets.796/posts/4379680582056436
6 - "Journalist Vladmir Pozner to look at how the U.S. ‘created’ Vladimir Putin?": https://www.youtube.com/watch?v=8X7Ng75e5gQ
7 - Mearsheimer, J. J., "Why the Ukraine Crisis Is the West's Fault? The Liberal Delusions That Provoked Putin", Foreign Affairs, September/October (2014), p.3.
8 - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا، فرانسه و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
9 - سورنپهلاو، شاپور "آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران" - https://bit.ly/3gwG84G
10 - سورنپهلو، شاپور، "رژیم نوقاجاری روضه خوانان، هودهٔ ۱۳۷۲ سال "موالی گری" در ایران" - https://bit.ly/2AkMJ14
11 - واژه و مبحث "Cultural Cringe" در دهه ۵۰ ترسایی توسط Arthur Angell Phillips، مردمشناس استرالیایی ساخته و مطرح شده است که این نگارنده آن را به پارسی، "فرهنگ خودخواربینی" برگردان کرده است. شوربختانه در این مبحث در ایران ناشناخته ومورد کنکاش و گفتگو قرار نگرفته است و این نگارنده نخستین کسی است که در گذشته در نوشتارهای گوناگونی بدان پرداخته و امیدوارم روزی باب بحث و گفتگو در این مورد این پدیده مخرب اجتماعی در ایران باز شود. بهر روی، کشورها و جوامعی به "فرهنگ خودخواربینی" مبتلا می شوند که در گذشته یا در حال در زیر استعمار بسر برده و یا فرهنگ غالب را برتر از فرهنگ خود می پندارند. با آنکه ایران هرگز مستعمره کشور بیگانه ای نبوده است ولی در تاریخ معاصر، همواره مورد استثمار قرار داشته است - که در ۴۳ سال گذشته و رخنه فرهنگ مخرب اسلامی که در صدر سیاست های ایرانستیزانه و ضد ملی ِ جمهوری اسلامی قرار دارد، بخش بزرگی از ملت ایران را بسوی غرب سوق داده و فرهنگ "خودخواربینی" را در جامعهٔ ایرانی پدیدار و نهادینه ساخته است.
≠








