
آخوندها، برای پیش بردن کارهای خود از ساخت احادیث و روایات و نقل قول های گوناگون از پیامبرشان یا یکی از امام هایشان کوتاهی نمی کنند و چپ های وطنی هم از همین شیوه بهره وری می کند، ولی دست بدامان لنین و استالین و مائو و تروتسکی می شوند.
برای نمونه، یک سلیطه (به اعتراف و اقرار خودش) همجنسباز (با پوزش همجنسگرا) بنام مینا خانی، که شگفت اور نیست یک پان-کُرداللهی ِ چپ و از اعضای گروه تجزیه طلب "ههنگاو" است که خود را بدروغ برا ی عوامفریبی یک نهاد هوادار حقوق بشر جلوه می دهد، برای خالی نمودن عقده های درونی خویش، در یورش به نهادپادشاهی، از کارل مارکس جمله ای را نقل کرده بدین مضمون: ". . . آن گروههای اجتماعی هستند که به تعبیر مارکس «انگلهای اجتماعی»اند، در تولید دخالتی ندارند، بیشکلاند و به دلیل بیشکلی به راحتی توسط فاشیسم قابل جذب."
بدون هیچ گمانی این خانم/آقا/آغا/خاقا/آقنُم (با پوزش نمی دانم او را چه خطاب کنم که توهین قلمداد نشود) خواب نما شده است. زیرا که نخست اگر این شخص اهل مطالعه می بود، می دانست هرچند که مارکس در سراسر آثارش بویژه "سرمایه" و "مانیفست کمونیست"، درباره طبقات اجتماعی، نبرد طبقاتی، پتانسیل تغییر انقلابی، استثمار و دینامیک قدرت پرداخته است، ولی هرگز به طبقه یا گروه اجتماعی بنام "انگل های اجتماعی" اشاره ای نکرده است و از تراوشات مغزی این چپ بی سوادست.
دوم، این خانم/آقا/آغا/خاقا/آقنُم کماندوی چپ فراتر رفته و مدعی می شود که مارکس گفته است که آن طبقه [موهوم] چون انگل است به فاشیسم جذب می شود، ولی آنهم دروغ دیگریست. زیرا که نظریه، مکتب و نهضت "فاشیسم"، ۳۹ سال پس از مرگ مارکس توسط بنیتو موسولینی در ایتالیا ساخته شده بود. در نتیجه هنوز فاشیسم زاده نشده بود که مارکس بتواند بدان اشاره ای داشته باشد.
باری، چپ ایرانی را بایستی تیره ای از آخوندسانان بشمار آورد، زیرا که برخاسته، زائده و فراورده قشر عقب مانده مذهبی در ایران است. بگفته ای ساده تر، اگر به خانواده هایی که چپ ها در آن زاده و رشده کرده اند نگریسته شود، آشکار می گردد که اکثریت نزدیک به کُل در خانواده های عقب مانده مذهبی زاده شده و پرورش یافته اند و این شیوه تفکر چپ (بویژه از گونه وابسته) نه از روی مطالعه و آگاهی، بلکه از سر جنگ درونی و عصیان زدگی است که چپ شده اند و برای ادای سواد دارها و سیاسی بودن در آوردن، چند واژه سیاسی ویژه چپ ها از جمله پرولتاریا، بورژوازی (خرده و کمپرادور) و امپریالیسم و خلق و امثالهم را یاد گرفته اند، تا برای ابراز فضل نداشته در چنین زمان هایی طوطی وار بکارببندند.
در هر رو، با چپ های ایرانی نبایستی در میدان سیاسی مبارزه نمود، بلکه بایستی با دارو و روانکاوی در تیمارستان های ایران درمانشان کرد.
شاپور سورنپهلاو
روز وهمن از ماه فروردین سال ۳۷۶۲ بهدینی
۲ فروردین ماه ۲۵۸۳ شاهنشاهی
۲۱ مارس ۲۰۲۴ ترسایی
* - در ضمن یکی به این بی سواد گوشزد نماید که اگر می خواهی ادای چپ ها را در آوردی، دستکم یاد بگیر که "پرولتاریا" (the proletariat) درست است نه "پرولتایا."
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3PMI6k5
#419ab3
≠








