در حالیکه آمریکایی‌ها خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو آماده می‌کنند،  پیش‌بینی می‌شود که رقابت تنگاتنگی ممکن است به بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید برای دوره‌ای غیر متوالی منجر گردد بویژه آنکه کارزار انتخاباتی نامزد جمهوری‌خواه علیه کامالا هریس در هفته‌های اخیر شتاب زیادی گرفته است و ناظران سیاسی و کارشناسان به فکر فرو رفته‌اند که آیا شاهد تغییرات بزرگ در سیاست آمریکا خواهیم بود.

۱. بازگشت ترامپ: امکان‌پذیر و قوی؟


 

در مرکز این احتمال بازگشت ترامپ، ترکیبی نیرومند از نارضایتی اقتصادی و تغییرات جمعیتی قرار دارد. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان از افزایش تورم و هزینه‌های زندگی در دوران ریاست جمهوری بایدن ناراضی هستند. عبارت معروف سیاسی «مسئله اقتصاد است، احمق» بار دیگر مطرح شده و بسیاری از آمریکایی‌ها دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ را به عنوان دوره‌ای بهتر به یاد می‌آورند.

افزون بر این، تلاش‌های کمپین دموکرات‌ها برای بی‌اعتبار ساختن ترامپ از طریق شایعات بی‌اساس، تحریف‌ها و دروغ‌های آشکار ممکن است جمهوری‌خواهان را ترغیب کند تا در پشتیبانی از ترامپ متحد شوند. به عبارت دیگر، این تاکتیک‌های دموکرات‌ها می‌تواند نتیجه معکوس داده و به ترامپ یاری کند تا چهل و هفتمین رئیس‌جمهور ایالات شود.

علل این برآورد

نکته شگفت‌انگیز دیگر در نظرسنجی‌های پیش از انتخابات، بهبود جایگاه ترامپ در میان گروه‌های کلیدی جمعیتی است. به نظر می‌رسد که رئیس‌جمهور پیشین با رای‌دهندگان لاتین تکیه‌گاه قابل‌توجهی به دست آورده است، به گونه ای که برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند ممکن است تا ۴۰ الی ۴۵ درصد از پشتیبانی این گروه را بدست آورد—افزایشی چشمگیر نسبت به انتخابات‌های پیشین. حتی بیشتر قابل توجه این است که ترامپ ممکن است تا ۱۲ درصد از آرای رای‌دهندگان آفریقایی-آمریکایی را نیز بدست آورد، که اگرچه به ظاهر ناچیز بنظر می رسد، اما می‌تواند تفاوتی قابل توجه در ایالت‌های حساس را ایجاد کند.

یکی دیگر از گروه‌های رای‌دهنده که آن نیز شگفت‌انگیز است، جلب مسلمانان و عرب‌های آمریکایی است. به نظر می‌رسد که الگوهای رای‌دهی آنان از پشتیبانی سنتی دموکرات‌ها فاصله می‌گیرد. در حالی که دور دیده می شود تا ترامپ نتواند پشتیبانی کامل این گروه را بدست آورد، ولی شکاف احتمالی در آرا می‌تواند به کمپین هریس آسیب شدید برساند. در نتیجه هرچند که هریس همچنان انتظار می‌رود بخش قابل‌توجهی از آرای مسلمانان در سطح کشور را بدست آورد، تغییر احتمالی در مناطق کلیدی پرسش‌هایی را در مورد وفاداری‌های سیاسی آینده جامعه مسلمانان آمریکایی به وجود آورده است.

عامل کلیدی این تغییر، ریشه در نارضایتی مسلمانان و اعراب آمریکایی نسبت به دخالت دولت بایدن در جنگ غزه دارد. بسیاری از رای‌دهندگان مسلمان و عرب نه تنها از پشتیبانی بی‌چون و چرای آمریکا از اقدامات نظامی اسرائیل در غزه و لبنان ناراضی هستند، بلکه پس از کشف اینکه آمریکا و دولت‌های اروپایی زیر سلطه آمریکا بویژه بریتانیا، به اسرائیل حجم نامحدودی از تسلیحات و اطلاعات را ارائه کرده‌اند تا نسل‌کشی و پاکسازی قومی را در غزه انجام دهد، خشمگین شده‌اند.

نیز پشتیبانی بی‌قید و شرط دولت بایدن از کمپین نظامی اسرائیل همچنین به طور فزاینده‌ای افکار عمومی آمریکا را دوقطبی کرده است، بویژه با افزایش کشتار غیرنظامیان بویژه کودکان در غزه و لبنان. این پشتیبانی قابل توجه نگرانی‌هایی را در میان آمریکایی‌های تحصیل‌کرده، بویژه نسل جوان و حتی مقامات پیشین آمریکا برانگیخته است که می‌گویند چنین پشتیبانیی آمریکا را در بحران انسانی غزه، تصویر آینده آمریکا را، که به سختی و شاید بیهوده تلاش می‌نماید تا خود را به عنوان نماد آزادی، عدالت و دموکراسی جلوه دهد، مخدوش کرده است.

در سوی دیگر، ترامپ با هوشمندی به این بخش از رای‌دهندگان آمریکایی نزدیک شده و وعده پایان دادن به جنگ غزه را داده است و حتی از مناطقی با جمعیت مسلمان بالا بازدید کرده است. بنابرین، به نظر می‌رسد این رویکرد با برخی از رای‌دهندگانی که به دنبال جایگزینی برای موضع دموکرات‌ها در مسائل خاورمیانه هستند، همخوانی دارد و می‌تواند تأثیر قابل توجهی در ایالت‌های حساس مانند میشیگان داشته باشد، به ویژه در مناطقی با جمعیت بالای عرب-آمریکایی.

باری، این الگوی غیرمنتظره رای‌گیری نشان می‌دهد که سیاست انتخاباتی آمریکا پیچیده است و مفروضات سنتی می‌توانند با وقایع جاری و استراتژی‌های هدفمند انتخاباتی دگرگون شوند و احتمالاً به پیروزی ترامپ در انتخابات یاری کنند.

در هر روی، پیروزی ترامپ به گمان زیاد از طریق ایالت‌های کلیدی خواهد بود. نظرسنجی‌های فعلی نشان می‌دهند که او می‌تواند با حاشیه‌ای ۲ تا ۳ درصد از رقیب خود در ایالت‌های حساس پیشی بگیرد. اگر این پیش‌بینی‌ها صحیح باشد، ممکن است نتیجه انتخابات نسبتاً سریع‌تر از شمارش طولانی مدت سال ۲۰۲۰ مشخص شود.


۲. ترامپ جدید


 

فراتر از مسائل اقتصادی، سبک رهبری منحصربه‌فرد ترامپ همچنان برای بخشی از رای‌دهندگان نیز جذاب است. هواداران او اغلب از طبیعت غیرقابل پیش‌بینی او به عنوان عاملی برای بازدارندگی در برابر تهدیدات به منافع آمریکا در خارج از کشور یاد می‌کنند. افزون بر این، تمایلات انزواطلبانه ترامپ و وعده‌های او برای برون آوردن آمریکا از درگیری‌های بین‌المللی به نظر می‌رسد که با رای‌دهندگانی که از مداخلات خارجی خسته شده‌اند، همخوانی دارد.

از سوی دیگر، هریس به نظر می‌رسد که در تلاش است خود را از نقاط ضعف دولت بایدن دور کند. به عنوان حامل پرچم دولت فعلی، او در موقعیتی دفاعی قرار دارد و سیاست‌هایی را که بسیاری از آمریکایی‌ها معتقدند باعث شده وضعیت بدتری داشته باشند، توجیه می‌کند.

با این حال، دو عامل کلیدی قطعی است:

نخست، اگر ترامپ در انتخابات پیروز شود، او با ترامپ سال ۲۰۱۶ تفاوت زیادی خواهد داشت. در سال ۲۰۱۶، ترامپ صرفاً یک تاجر بدون تجربه سیاسی بود. با این حال، پس از چهار سال در دفتر ریاست جمهوری و سال‌ها پیکار با جهانی‌گرایان (از جمله دولت پنهان)، او را به فردی سخت‌تر و تحول‌یافته تبدیل کرده است. از آنروی این تغییر باید بسیاری را نگران سازد، به ویژه آن‌هایی که در "دولت پنهان" و متحدان اروپایی اشان تلاش زیادی برای تضعیف او نموده، حتی تا بدانجایی که برای گرفتن آزادی او تلاش کردند.

دوم، نه ‌تنها دموکرات‌ها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از بازگشت ترامپ به قدرت خواهند کرد، بلکه «دولت پنهان» که کمپین بدنام سازی ترامپ به نیابت دموکرات‌ها و یاری برخی از کشورهای اروپایی و سیاستمداران انجام شده است، همچنان نیروهای خود را برای دستیابی ترامپ به پیروزی بسیج خواهد کرد. ولی اگر او در انتخابات پیروز شود، دو سناریوی نگران‌کننده می‌تواند رخ دهد. در حالت اول، ممکن است سرنوشتی مشابه جان اف. کندی برای خود رقم زند و در أنان زمانی ترور او را به یکی از قدرت‌های خارجی نسبت دهند تا جنگ نویی بپاشود. در حالت دوم، ممکن است شرایطی را ترتیب دهند که ایالات متحده را درگیر یک درگیری و جنگ ناخواسته جدیدی نمایند و در نتیجه برنامه‌های او برای کشورش را تضعیف نمایند. در هر یک از این سناریوها، ایران ممکن است به عنوان محتمل‌ترین گزینه ظاهر شود، به‌ویژه که اسرائیلی‌ها مشتاق‌اند ایالات متحده را به جنگ با ایران بکشانند. بنابراین، اگر ترامپ انتخاب شود، عاقلانه خواهد بود که او یک استراتژی پیشگیرانه اتخاذ نموده و دولت پنهان را قبل از آنکه فرصتی برای حذف او یا کشاندن دولتش به جنگ جدیدی داشته باشند را از میان بردارد.

باری، آنچه روشن است این می باشد که نگرانی‌های اقتصادی، تغییرات جمعیتی و خواسته برای تغییر ممکن است سیاست آمریکا و سیاست خارجی آن را برای همیشه تغییر دهند.

 

 

۳. تغییرات بنیادی در سیاست خارجی آمریکا


 

اگر ترامپ موفق شود تا باری دیگر به کاخ سفید بازگردد، چشم‌انداز سیاسی جهانی می‌تواند شاهد تغییرات چشمگیری باشد. سخنان تبلیغاتی ترامپ نشان می‌دهند که تجدیدنظر اساسی در سیاست خارجی آمریکا ممکن است رخ دهد و روابط بین‌المللی را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

انتقام‌جویی برای منتقدان؟

تمایل شناخته شده ترامپ به وفاداری شخصی و اظهارات مکرر او درباره "انتقام" بسیاری از رهبران خارجی را نگران کرده است. ترامپ در یک تجمع اخیر در اوهایو گفت: "ما حافظه طولانی داریم"، که به احتمال بازبینی روابط با کشورها و رهبرانی اشاره دارد که در دوران دوری او از قدرت از او انتقاد کرده بودند.

منابع نزدیک به کارزار جمهوری‌خواهان اظهار داشته‌اند که چندین رهبر اروپایی که در دوره قبلی ترامپ به صراحت او را نقد کرده بودند، اکنون که احساس نموده اند که احتمال پیروزی او در انتخابات رو به افزایش است، به تلاطم افتاده تا در روابط خود با او اصلاحاتی انجام دهند. یک منبع داخلی گفت: "در برخی پایتخت‌های اروپایی یک حس اضطراب ملموس وجود دارد؛ آنها نگران عواقب اقتصادی و دیپلماتیک احتمالی هستند."

احتمال پیروزی ترامپ به گزارش‌ها حاکی از تلاش‌های دیپلماتیک پشت پرده‌ای دامن زده است. گفته می‌شود که چندین سفارتخانه اروپایی در واشنگتن، به امید جلب نظر مساعد دولت احتمالی ترامپ در حال آماده‌سازی پرونده‌هایی می باشند تا از نقش خود در نابودی او را کمرنگ ساخته و همزمان از مشارکت‌های کشورهای خود در ابتکارات تحت رهبری آمریکا را برجسته نمایند.

دیپلماسی معاملاتی

اگر ترامپ به قدرت بازگردد، انتظار می‌رود که رویکردی معاملاتی‌تر از گذشته به روابط بین‌الملل اتخاذ کند. کشورهایی که در دوران دوری ترامپ از قدرت، پشتیبانی خود را از او حفظ کرده‌اند ممکن است در موقعیت بهتری قرار گیرند. در مقابل، کشورهایی که از او فاصله گرفته یا به وضوح از او انتقاد کرده‌اند، ممکن است در حفظ روابط مثبت با چالش‌هایی روبرو شوند.

یکی از مشاوران ارشد کارزار انتخاباتی گفت: "در روابط بین‌الملل، همانند تجارت، رئیس‌جمهور به پاداش دادن به دوستان و مجازات دشمنان معتقد است. چهار سال آینده می‌تواند شاهد بازآرایی اساسی در شراکت‌های جهانی آمریکا باشد."

این رویکرد می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اتحادهای قدیمی و همکاری‌های بین‌المللی داشته باشد. کشورهایی که به طور سنتی به پشتیبانی آمریکا متکی بوده‌اند ممکن است مجبور شوند تا برای حفظ آن، منافع ملموس‌تری ارائه دهند.

فشار بر ناتو

موضع ترامپ در قبال ناتو احتمالاً سخت‌تر خواهد شد، بویژه نسبت به اعضایی که با او مخالفت کرده‌اند. انتقاد دراز‌مدت او از هزینه‌های دفاعی متحدانش احتمالاً تشدید می‌شود. "ما نمی‌توانیم به پشتیبانی از اروپا ادامه دهیم در حالی که آنها از پرداخت سهم منصفانه خود امتناع می‌کنند"، ترامپ در یک گردهمایی اخیر در پنسیلوانیا گفت.

این فشار نو می‌تواند به بازنگری در حضور نیروهای آمریکایی در اروپا منجر شود و احتمالاً روابط ترانس‌آتلانتیک را با کشورهایی که علیه او صریح بوده‌اند، متشنج کند. نگرانی‌هایی وجود دارد که پیروزی ترامپ می‌تواند به ایجاد ناتو دو سطحی منجر شود، به‌گونه ای‌که کشورهای تحقق‌دهنده هدف هزینه دفاعی ۲ درصد تولید ناخالص داخلی از رفتار ترجیحی بهره‌مند شوند. این امر می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌هایی در اتحاد و تضعیف قابلیت‌های دفاع جمعی ناتو شود. با این حال، هرچند کشورهای عضو ناتو در نهایت چارچوب دو سطحی را رد خواهند کرد، اما برای جلب رضایت ترامپ ناچار خواهند شد تا هزینه‌های دفاعی خود را از آستانه ۲ درصد به ۴ درصد یا بیشتر افزایش دهند.

 

 

از استواری تا ناپایداری: تغییرات در روابط آمریکا و اسرائیل

روابط آمریکا و اسرائیل ممکن است تغییرات ظریفی داشته باشد که هم دیدگاه‌های تاریخی طرفدار اسرائیل ترامپ و هم تغییرات افکار عمومی آمریکایی‌ها را منعکس کند. در حالی که ترامپ احتمالاً به پشتیبانی از اسرائیل ادامه خواهد داد، ممکن است رویکردی عمل‌گرایانه‌تر اتخاذ کند و فشار برای مصالحه در مذاکرات صلح را افزایش دهد.

در یک گردهمایی اخیر در فلوریدا، ترامپ درباره درگیری اخیر غزه، بشیوه ای غیر باورنکردنی اعلام نمود، «من آن را در ظرف ۲۴ ساعت حل می‌کنم.» این در حالی است که ادعاهای از این قبیل شاید به ساده‌نمایی پیچیدگی‌های سیاست منطقه مشرق مرتبط به نظر برسد، اما ممکن است نشانه‌ای از تغییرات احتمالی در سیاست او باشد اگر در انتخابات پیش رو به پیروزی برسد. این تغییرات ممکن است اسرائیل را وادار به بازبینی در استراتژی‌های توسعه‌طلبانه خود کند که تحت لوای دفاع از خود انجام می‌شوند. جالب اینجاست که این موضع ممکن است بخاطر رنجش ترامپ از نتانیاهو باشد.

ریشه این رنجش به نوامبر ۲۰۲۰ بازمی‌گردد، زمانی که نتانیاهو بیدرنگ به بایدن پیروزی اش را در انتخابات تبریک گفت—انتخاباتی که ترامپ قویاً آن را رد کرده و «تقلب‌آمیز» خوانده بود. این شتاب نتانیاهو در به رسمیت شناختن پیروزی بایدن برای ترامپ خیلی ناخوشایند بود و او این اقدام را به عنوان "خیانت بزرگ" تعبیر کرد و به طور علنی نتانیاهو را به عنوان فردی خائن و بی‌وفا محکوم کرد.

در این باره ترامپ اظهار داشته بود: «اولین فردی که به بایدن تبریک گفت، بی‌بی [نتانیاهو] بود، فردی که من بیش از هر کس دیگری برایش کار کردم... بی‌بی می‌توانست سکوت کند. او اشتباه بزرگی مرتکب شده است»، و زمانی که نتانیاهو تلاش نمود تا تبریکش را توجیه کند، ترامپ او را با یک جمله ساده ق توهین آمیز رد کرد: «گور پدرش[مودبانه F--k him]

در نتیجه اگر ترامپ باری دیگر به قدرت بازگردد، این کینه شخصی، همراه با تمایل او به دیپلماسی غیرمتعارف، می‌تواند روابط آمریکا و اسرائیل را به گونه  قابل‌توجهی دگرگون سازد. گزارش‌ها حاکی از آن است که بسیاری از سیاستمداران اسرائیلی نسبت به تغییرات احتمالی در سیاست ایالات متحده نگران هستند. یک تحلیلگر منطقه‌ای اظهار داشت: "هیچ‌کس نمی‌خواهد در صورت پیروزی ترامپ در سمت اشتباه دولت جدید قرار بگیرد."


از آنروی، این گمان وجود دارد که اسرائیلی‌ها نتانیاهو را پیش از ژانویه ۲۰۲۵ از سمت خود برکنار سازند زیرا که او را یک مانع می دانند. البته یک مساله ی تواند از این مساله جلوگیری نماید و نقطه‌ضعف اساسی ترامپ و پرونده‌های جفری اپستین است.

با توجه به ادعاهایی مبنی بر اینکه اپستین به عنوان یک عامل موساد فعالیت می‌کرده و مدارکی علیه سیاستمداران آمریکایی و اروپایی جمع‌آوری می‌نموده است، و ترامپ بجز دوستی نزدیک با اپستین، یکی از شرکت‌کنندگان در شبکه سوءاستفاده جنسی بوده است، بنابرین، آیپک (لابی قدرتمند اسرائیل در آمریکا) می‌تواند ترامپ را وادار سازد تا منافع اسرائیل را دنبال کند، صرف‌نظر از برنامه‌های شخصی خودش. در چنین زمانی، گزینش اعضای کابینه آینده ترامپ نخستین نشانه این نفوذ خواهد بود.

اگر ترامپ اکثریت اعضای کابینه را از میان افراد شدیداً طرفدار اسرائیل برگزیند، از جمله کسانی که ارتباط مالی مستقیم با آیپک دارند، این مساله به‌وضوح نشان‌دهنده مسیری تهاجمی در روابط ایران و اسرائیل خواهد بود و عملاً وقوع جنگ را تضمین می‌کند.


اهرم های اقتصادی

ترامپ تهدید کرده است تعرفه‌های وارداتی را افزایش خواهد داد، که می‌تواند به‌عنوان اهرمی علیه کشورهایی که از او انتقاد کرده‌اند، مورد استفاده قرار گیرد. رویکرد او به سیاست خارجی که با غیرقابل‌پیش‌بینی بودن شناخته می‌شود، می‌تواند به تغییرات ناگهانی در روابط بر اساس انتقادات گذشته یا مواضع کنونی نسبت به او منجر شود.

کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که یک جنگ تجاری جدید، به‌ویژه با چین، می‌تواند پیامدهای جهانی داشته باشد. یک اقتصاددان برجسته در یک کنفرانس اخیر اظهار داشت: «ماهیت به‌هم‌پیوسته اقتصاد جهانی به این معناست که هرگونه اختلال عمده در روابط تجاری ایالات متحده و چین در سراسر جهان احساس خواهد شد.»

باری، نخستین قربانی این سیاست، بجز چین، کشورهای هم پیمان آمریکا از اروپا از جمله بریتانیا و نیز استرالیا و کانادا خواهند که در چهار سال گذشته از هیچ انتقادی از ترامپ کوتاهی نورزیده و همه رسانه های خود را گسیل داشته بودند تا در یاری رسانی به دموکرات ها و 'دولت پنهان'، ترامپ را برای همیشه نابود سازند.

 

روسیه و اکراین

نگرش ترامپ به جنگ مستمر در اوکراین همچنان مورد گمانه‌زنی شدید قرار دارد. او به توانایی خود برای مذاکره و پایان سریع جنگ مفخر است و در یک نشست عمومی در نیوهمپشایر مدعی شده است: «من پوتین و زلنسکی را ظرف یک هفته در سر میز مذاکره خواهم نشاند.»

 

اگر چه کارشناسان سیاست خارجی با شک و تردید به چنین ادعا نگاه می‌کنند، ولی احتمال پایان دادن به جنگ، بسیاری از اعضای اروپایی ناتو را شدیداً نگران ساخته است. این امر به ویژه در مورد کشورهایی صدق می‌کند که در واقع، جرقه درگیری روسیه و اوکراین را زده‌اند و سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی انجام داده‌اند، با این انتظار که پس از شکست روسیه، بازدهی چشمگیری به دست آورند.

بهر روی، ایالات متحده و آلمان، که در آغاز این ماجراجویی بی‌پروا دخالتی نداشتند اما تا کنون هزینه‌های جنگ را متحمل شده‌اند، ممکن است اگر ترامپ در انتخابات پیروز شود، به این وضعیت ضرر اقتصادی پایان دهد.

از زمان آغاز درگیری در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، کنگره ایالات متحده بیش از ۱۷۴.۲ میلیارد دلار بودجه تکمیلی برای پاسخ آمریکا به اشغال اوکراین توسط روسیه اختصاص داده است،که از ۷۵ میلیارد دلار کمک نظامی، ۹۰ درصد آن در ایالات متحده باقی مانده است و عمدتاً به سود پیمانکاران دفاعی آمریکایی که بخشی از "دولت پنهان" می باشند  پایان یافته است.

از سوی دیگر، آلمان بیشترین زیان‌های اقتصادی را به دلیل این جنگ متحمل شده است. بین فوریه ۲۰۲۲ و پایان سال ۲۰۲۳، این درگیری و پیامدهای آن حدود ۴ درصد از تولید ناخالص داخلی آلمان، معادل تقریباً ۱۶۰ میلیارد یورو (۱۷۱ میلیارد دلار)، هزینه داشته است. این رقم شامل کمک‌های نظامی آلمان به اوکراین نمی‌شود، که بیش از یک‌سوم کل کمک‌های اروپایی را تشکیل می‌دهد. افزون بر این، برای هر سالی که جنگ ادامه یابد، پیش‌بینی می‌شود که آلمان بین ۱۵ میلیارد تا ۲۰ میلیارد دلار دیگر متضرر شود.

بنابراین، در حالی که آلمان و فرانسه ممکن است از هرگونه مذاکره‌ای که با هدف پایان دادن به جنگ صورت گیرد استقبال کنند، کشورهای دیگر اروپایی ممکن است چنین تلاش‌هایی را به عنوان تهدیدی بالقوه برای منافع اقتصادی و نفوذ بلندمدت خود تلقی کنند. این نگرانی به‌ویژه با توجه به این واقعیت برجسته می‌شود که آلمان و فرانسه زمانی بازیگران کلیدی در اروپا بودند؛ اما جایگاه آن‌ها اکنون کاهش یافته است و درگیری جاری ممکن است مانع از بازیابی موقعیت پیشین آن‌ها شود.

با این وجود، کشورهای اروپایی به خوبی می‌دانند که اوکراین به تنهایی نمی‌تواند روسیه را شکست دهد و برای هر چشم‌اندازی از پیروزی، ناتو باید به طور مستقیم وارد عمل شود. بدون ایالات متحده، ناتو عملاً یک ببر کاغذی است. در نتیجه، ترامپ به این واقعیت استراتژیک آگاه است و اگر در انتخابات پیروز شود، مانع از آن خواهد شد که این کشورهای اروپایی منابع ایالات متحده را برای منافع ژئوپلیتیکی خودشان مورد بهره‌برداری قرار دهند. در نهایت، احتمالاً او به این درگیری پایان خواهد داد، حتی اگر این امر به قیمت قربانی کردن حاکمیت اوکراین پایان یابد—نتیجه‌ای که ممکن است آلمان به طور ضمنی از آن استقبال کند.

 

افزون بر این، ترامپ اظهار داشته است که تحریم‌های اعمال‌شده علیه روسیه اقتصاد آمریکا را تحت تأثیر قرار داده و اشاره نموده است که اگر دوباره به قدرت برسد، این تحریم‌ها را لغو خواهد کرد. این اظهار نظر نیز بسیاری از اروپاییان را نگران کرده است، چراکه لغو تحریم‌ها نه تنها به معنای از دست دادن صدها میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده روسیه در کشورهای آنها خواهد بود، بلکه میلیاردها دلار درآمد در سال از خرید نفت تحریم‌شده روسیه در آب‌های بین‌المللی (مرزهای خارجی بندر که به عنوان مناطق تعیین‌شده برای انتقال کشتی به کشتی شناخته می‌شوند) را نیز از میان بر می‌دارد. برای نمونه، بریتانیا که یکی از بازیگران اصلی در خرید نفت تحریم‌شده روسیه است، آن را با قیمتی کمتر از ۵۰ دلار آمریکا به ازای هر بشکه خریداری می‌کند، آن را برای پالایش به هند ارسال کرده و سپس برای فروش در فرودگاه‌ها و پمپ‌بنزین‌های بریتانیا باز می‌گرداند. نکته جالب اینجاست که تمام نفتکش‌های روسی که نفت تحریم‌شده را حمل می‌کنند، توسط شرکت بیمه لویدز لندن بیمه شده‌اند، که این امر موجب افزایش درآمدها برای بریتانیا شده است.


۴. یک نظم جهانی جدید؟


 

اگر ترامپ باز به مقام ریاست جمهوری بازگردد، بطور قطع جامعه بین‌المللی بایستی خود را برای تغییرات قابل توجه در سیاست خارجی آمریکا آماده سازد. جهانی که ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ به ارث خواهد برد، به طور قابل توجهی متفاوت از دنیای سال ۲۰۲۰ است که او ترک نموده بود. اینکه او چگونه در این شرایط جدید و با کسانی که مخالف او بودند عمل خواهد کرد، تأثیرات عمیقی بر ثبات جهانی و رهبری آمریکا خواهد داشت.

یک دیپلمات پیشین ایالات متحده بیان داشته است: «پیام روشن است. کسانی که علیه ترامپ ایستادند ممکن است با پیامدهایی روبرو شوند، در حالی که کسانی که در کنار او بودند احتمالاً پاداش خواهند دید. این یک عصر جدید دیپلماسی شخصی در مقیاس جهانی است.»

همانگونه که در سطور بالا ذکر شد، با نزدیک شدن به انتخابات، پایتخت‌های خارجی پر از فعالیت شده‌اند، زیرا دیپلمات‌ها و رهبران سعی دارند رویکرد خود را نسبت به ایالات متحده‌ای که ممکن است بار دیگر تحت رهبری ترامپ باشد، مجدداً تنظیم کنند. ماه‌های پیش رو ممکن است با موجی از اقدامات دیپلماتیک همراه باشد، چرا که کشورها می‌کوشند جایگاه خود را در چشم‌انداز احتمالی ترامپ برای نقش آمریکا در جهان تأمین کنند.

باری، تأثیرات پیروزی ترامپ فراتر از روابط دو جانبه خواهد بود. سازمان‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی، که ترامپ در دوره اول خود به انتقاد از آن‌ها پرداخته بود، در حال آماده شدن برای چالش‌های احتمالی علیه اقتدار و کارآمدی خود هستند.

باری، در حالی که جهان با نگرانی در انتظار نتیجه این انتخابات سرنوشت‌ساز است، یک چیز واضح است: پیروزی ترامپ آغازگر عصر جدیدی در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود، عصری که ممکن است نظم جهانی را برای سال‌های آینده متحول کند.

 

 

۵. ترامپ و ایران: آیا پیروزی احتمالی ترامپ باعث ایجاد امید و عدم اطمینان در میان مخالفان ایرانی خواهد شد؟



چشم‌انداز پیروزی ترامپ برای دومین دوره در کاخ سفید موجی از واکنش‌های پیچیده را در میان ایرانیان برونمرز و در کل مخالفان رژیم اسلامی برانگیخته است. بسیاری از آنان در انتخابات پیش‌رو از او پشتیبانی می‌کنند، به این امید که کامالا هریس را شکست دهد. این همسویی و پشتیبانی از ترامپ به این باور برمی‌گردد که اگر او پیروز شود، در سرنگون سازی رژیم و جایگزینی آن با یک نظام آزاد و دموکراتیک، به ویژه از طریق احیای پادشاهی مشروطه در ایران، یاری کند.

با این حال، در حالی که بسیاری تا حدی خوش‌بین هستند که خود را متقاعد کرده‌اند که ترامپ رژیم را به نمایندگی از آنها سرنگون خواهد کرد، ولی در حقیقت سیاست واقعی او در قبال ایران همچنان ناروشن است. باری، بر اساس کارنامه او در طول چهار سال نخست ریاست‌جمهوری‌اش در کاخ سفید، و همچنین چهار سال مبارزه با دموکرات‌ها، دولت پنهان و جهانی‌گرایان، می‌توان درباره احتمال رویکرد او نسبت به ایران و رژیم اسلامی حاکم، در حد فرضیه گمانه‌زنی کرد.

افزایش پشتیبانی

نخست، موضع سخت‌گیرانه ترامپ علیه رژیم اسلامی پشتیبانی بخش قابل توجهی از مخالفان ایرانی را به خود جلب کرده است. گروه‌هایی مانند «ایرانیان برای ترامپ» به طور فعال در حال بسیج پشتیبانی‌ها بوده و باورمندند که بازگشت ترامپ به قدرت می‌تواند فشار بر رژیم اسلامی را افزایش داده و احتمالا به تغییر رژیم منجر شود. والاحضرت رضا پهلوی، ولیعهد در تبعید ایران، پشتیبانی خود را نیز ترامپ اعلام کرده و پیشنهاد همکاری علیه رژیم اسلامی را مطرح کرده است. این حرکت امید برخی از چهره‌های مخالف را برجسته می‌کند که ریاست‌جمهوری ترامپ می‌تواند نقطه عطفی در چشم‌انداز سیاسی ایران باشد.

زمینه تاریخی و بی‌اعتمادی ایرانیان نسبت به دموکرات‌ها

یکی از مهمترین عاملی که بر پشتیبانی ایرانیان از ترامپ تأثیر می‌گذارد، بی‌اعتمادی تاریخی است که بسیاری از ایرانیان نسبت به حزب دموکرات دارند. این احساس ناشی از رویدادهای مربوط به فتنه ۵۷ دارد که در دوران ریاست‌جمهوری جیمی کارتر، رئیس‌جمهور دموکرات، رخ داد. بسیاری از ایرانیان، دموکرات‌ها را که البته بیاری کشورهای بریتانیا، فرانسه، آلمان و اسرائیل فتنه و انقلاب مهندسی شده اسلامی را در ایران بپاساختند[[1]] و منجر به سرنگونی نظام شاهنشاهی و جایگزینی آن با رژیم بنیادگرای خمینی شد، را نه فراموش کرده اند و نه بخشیده اند.

در نتیجه، این زمینه تاریخی باعث شده است که نوعی شک مداوم نسبت به دولت‌های دموکراتیک در میان مخالفان رژیم اسلامی از جمله اکثریت جامعه ایرانی-آمریکایی وجود داشته باشد. نیز بسیاری از ایرانیان، دموکرات‌ها را به خاطر رویکردی که بیش از حد آشتی‌جویانه در برابر رژیم اسلامی داشته اند را مورد انتقاد قرار داده اند که بالطبع آن را در مقابل مواضع ترامپ که رویارویانه می باشد را قرار داده است. برای نمونه یی از نکوهش ها متوجه ریاست جمهوری اوباما است که میلیاردها دلار از سرمایه های مسدود شده ایران در ایالات متحده را به رژیم واگذار نمود. البته شوربختانه بسیاری از ایرانیان ناآگاهند که واگذاری آن بخش از دارایی های ایران به رژیم نه بخاطر یاری رسانی به رژیم، بلکه یاری رسانی به اقتصاد آمریکا انجام شده بود.[[2]]

افزون بر آن، کشش بسیاری از مخالفان ایرانی به ترامپ، بخاطر کمپین پیشین او تحت عنوان «فشار حداکثری» نهفته است. این استراتژی که با تحریم‌های شدید اقتصادی و انزوای دیپلماتیک مشخص می‌شود، از نظر برخی به‌عنوان ابزاری مؤثر برای تضعیف قدرت رژیم اسلامی برداشت می‌شود.

محاسبه‌ سیاسی پیچیده

علیرغم ذوق و شوقی که برخی از ایرانیان مخالف رژیم، چه در تبعید و چه در درون ایران نسبت به احتمال پیروزی ترامپ در انتخابات پیش رو نشان می‌دهند و اعلام می دارند که درصورت پیروزی، او رژیم اسلامی را سرنگون خواهد ساخت، ولی دقیقاً چه رویه و سیاستی را در مقابله با رژیم اسلامی اتخاذ خواهد کرد ناروشن است. این ناروشنی خاصه به دلیل این است که رویکرد ترامپ عمدتا بعنوان یک معامله‌محور، منافع آمریکا را بر ترویج دموکراسی در سایر کشورها ترجیح می‌دهد. از این رو، علیرغم اینکه زبان و لحن ترامپ ممکن است با آرمان ها و خواسته‌های مخالفان رژیم اسلامی همخوان و همسو باشد، ولی تصمیمات واقعی او ممکن است بر اساس مجموعه‌ای از اولویت‌های متفاوت انجام گردد.

ولی اگر ترامپ پیروز گردد، به گمان زیاد یک نکته مثبت را برای ملت ایران باخود بدنبال خواهد داشت و و آن پایان نفوذ گروه تروریستی مجاهدین خلق در سیاست ترامپ در قبال ایران خواهد. این بدان خاطر است که بدون هیچ گمانی  مایک پمپئو (وزیر امور خارجه پیشین)، جان بولتون (مشاور امنیت ملی پیشین) و مایک پنس (معاون رئیس جمهور پیشین) در دولت جدید او نقشی نخواهند داشت.

دوران ریاست جمهوری ترامپ از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰، روابط آن‌ها با ترامپ با تنش و درگیری همراه بود، بویژه خروج بولتون از دولت بحث‌برانگیز بود. او پس از ترک دولت، خاطرات خود را منتشر ساخت که در آن بشدت از ترامپ انتقاد نموده است و منجر به اتهام خیانت او از سوی ترامپ شد. این اختلاف باعث شده که احتمال در نظر گرفتن بولتون برای هر سمتی در دولت آینده ترامپ غیرممکن شود.

نیز هر چند که پمپئو مناسبات پایدارتری با ترامپ داشت، ولی چندین عامل باعث مشکلاتی در بازگشت او وجود دارد. او هر چند که او به عنوان یک فرد مطیع شناخته می شود، ولی همکاری با بولتون برای رویارویی با برخی غریزه‌های دیپلماتیک ترامپ—بویژه در مورد ایران—اثرات ماندگاری را بر ذهن رئیس جمهور پیشین بجا گذارده است بویژه آنکه بولتون در خاطراتش آشکار ساخته است که هر دوی آنان فعالانه در تلاش بودند تا نسبت به تلاش‌های ترامپ برای دیپلماسی با ایران جلوگیری نمایند.

نیز پشتیبانی پنس از مجاهدین به‌ویژه نگران‌کننده است با توجه به جاه‌طلبی‌هایی که پیش‌تر اعلام کرده بود. او اظهار داشته بود که اگر به یک منصب عالی برسد، فعالانه برای جایگزینی رژیم اسلامی کنونی با مجاهدین تلاش خواهد کرد. پیشنهاد چنین استراتژی، بسیاری از کارشناسان سیاست خارجی آمریکا را نگران ساخته است زیرا که بر این باورند این جایگزینی نه تنها امکان پذیر نخواهد بود زیرا که ملت ایران به یک رژیم تحت رهبری مجاهدین تن در نخواهند داد، بلکه آن گروه بخاطر اندیشه های مارکسیستی-اسلامی باعث ایجاد آشوب های بیشتری در منطقه خواهد شد، حتی بیش از آنچه در حال حاضر از حکومت حاکم بر ایران نشأت می‌گیرد.

گروه مجاهدین خلق، یک گروه جهادی مارکسیست-اسلامی است که بلحاظ داشتن مواضع ایدئولوژیک اسلامی و نیز خیانت به مردم ایران بخاطر پشتیبانی از صدام حسین و عراقی‌ها در طول جنگ هشت ساله با ایران، به شدت مورد انزجار و تنفر ایرانیان قرار دارند.

نیز شایان ذکر است که پمپئو و بولتون نه تنها بر اساس گزارش‌های فاش شده در لیست حقوق بگیران مجاهدین قرار داشته اند، بلکه بطور نزدیک با افرادی که به عنوان «صادراتی های رژیم اسلامی به برونمرزها» شناخته می‌شوند همچون معصومه قمی کلا (نامی به مسیح علینژاد) همکاری داشتند. این صادراتی های رژیم در پوشش مخالفت با رژیم اسلامی، در راستای اهداف رژیم عمل کرده و به ادامه بقای آن یاری کرده‌اند.

در نتیجه، با توجه به تنازعات گذشته و انتقادات عمومی از سوی هر سه تن، گمان نمی رود که هیچیک از آنان در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات، به دولت جدید دعوت شوند. در عوض، ترامپ احتمالاً مشاورانی را به کار خواهد گرفت که با اندیشه و دیدگاه های او در مورد دیپلماسی و حکمروایی همخوانی داشته باشند و نیز از پیچیدگی‌ها و درگیری‌های پیشین دوری نمایند—این دگرگونی سیاسی بدون هیچ گمانی مورد استقبال ملت اسیر ایران در چنگال اسلامیون قرار خواهد گرفت.

ترامپ و درگیری دو رژیم اسلامی و اسرائیل

این پرسش که آیا میان رژیم‌های ایران و اسرائیل همکاری مخفیانه‌ای وجود دارد یا اینکه مناقشه آن‌ها صرفاً یک «سیرک سیاسی» است که اغلب به عنوان نظریه توطئه رد می‌شود، نه تنها از حیطه این مقاله خارج است بلکه در گذشته در نوشتارهای دیگری بدان پرداخته شده است.[[3]] اما اگر روایت غالب ارائه‌شده توسط رسانه‌های غربی را در نظر بگیریم — که دو رژیم به شدت با یکدیگر مخالف هستند و در پی نابودی یکدیگرند — آنگاه، در صورت پیروزی ترامپ در انتخابات، او ممکن است تلاش کند تا با بکاربری تاکتیک‌های روانی، رژیم اسلامی را ناتوان کند و مجبور به چشم‌پوشی از هدف نابودی اسرائیل سازد. همزمان، او ممکن است تلاش کند وضعیت «چوپان دروغگویی» اسرائیل را که به تسهیل سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌اش به قیمت فاجعه انسانی و از دست رفتن جان فلسطینی‌ها انجام می شود را محدود کند.


بنابراین، اگر ترامپ دوباره به قدرت بازگردد، برای پیاده سازی چنین ممکن هایی، جمهوری‌خواهان جنگخواه و هوادار شدید اسرائیل را به کابینه خود منصوب کند، افرادی که پیشینه پشتیبانی از اقدامات نظامی اسرائیل، از جمله یورش به تأسیسات هسته‌ای ایران را داشته‌اند؛ افرادی همچون  مایک هاکبی، مارکو روبیو (سناتور از فلوریدا)، الیس استفانیک، جی دی ونس، نیکی هیلی (سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل تحت ریاست ترامپ)، لیندسی گراهام (سناتور از کارولینای جنوبی)، تام کاتن (سناتور از آرکانزاس) و ران دی‌سانتیس (فرماندار فلوریدا). چنین انتصاباتی پیام روشنی را به رژیم اسلامی در ایران خواهد فرستاد که ایالات متحده و اسرائیل در حال آمادگی برای جنگی تمام‌عیار علیه آن هستند. اگر این استراتژی، که بخشی از «تاکتیک فشار حداکثری» که در سطور بالا بدان اشاره شد می باشد را اجرا نماید، دو پیامد احتمالی می‌تواند با خود بهمراه داشته باشد:

در صورتی که این راهبرد، که بخشی از «تاکتیک فشار حداکثری» ذکرشده در بالا است، اجرا شود، دو نتیجه احتمالی وجود دارد:

۱. نخست هرچند که دور دیده می شود، رژیم اسلامی وادار به عقب‌نشینی خواهد شد. رژیم درک خواهد نمود که ترامپ بایدن نیست و زمانی که او تهدید به یورش به ایران می‌کند، جدی است؛ به‌ویژه با توجه به اینکه ترامپ رویکرد خود نسبت به ایران را با خروج یک‌جانبه از برجام در سال ۲۰۱۶ نشان داده است.  این امر می‌تواند به پایان نفوذ رژیم در سوریه و همچنین نابودی گروه‌هایی مانند حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن پایان دهد.

۲. نتیجه دوم، شکست استراتژی ترامپ است. رژیم به گمان زیاد در برابر لحن جنگ‌طلبانه او کوتاه نخواهد آمد، به‌ویژه اگر تصور کند که هرگونه عقب‌نشینی به معنایآشکار شدن آسیب‌پذیری‌های مرگبار در برابر مردم ایران است، امری که می‌تواند محرک تغییرات درونی در کشور شود. بنابرین، رژیم ممکن است بجای واپس‌نشینی، جنگی را برگزیند که هدف آن نابودی اسرائیل باشد، حتی اگر این به قیمت نابودی خود ایران و ملت ایران پایان یابد، زیرا که بای رژیم نه ایران اهمیتی دارد و نه ملت ایران. این سناریو می‌تواند به دو گونه بخش شود:

الف. این مسیر می‌تواند به اسرائیل پروانه ای دهد تا مهره‌های کلیدی رژیم در منطقه، به ویژه حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن، از طریق عملیات نظامی از میان بردارد. افزون بر آن، ممکن است توافقی ضمنی میان روسیه، آمریکا و اسرائیل انجام شود که در نتیجه آن روسیه پشتیبانی خود از رژیم اسد را قطع کند. این امر منجر به فروپاشی رژیم اسد و پایان نفوذ رژیم اسلامی در سوریه خواهد شد.

ب. اسرائیل ممکن است یک یورش پیش‌دستانه نظامی به ایران انجام دهد. اگرچه این اقدام ممکن است در نگاه نخست به پیروزی نظامی اسرائیلی ها علیه ایران پایان یابد، ولی خطر دست‌کم گرفتن توان موشکی رژیم می‌تواند اسرائیل را به زانو در آورد. در این حالت، رژیم بدون هیچ گمانی از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) برون خواهد آمد و خود را به عنوان یک قدرت هسته‌ای اعلام خواهد کرد. رژیم نه تنها با داشتن توانایی ساخت سلاح‌های هسته‌ای و به گمان زیاد دسترسی به تسلیحاتی که گفته می‌شود در دهه ۱۹۹۰ از کشورهای شوروی پیشین و کره شمالی به خریداری کرده است، از این سلاح‌ها برای "پاک کردن اسرائیل از نقشه" بهره مند شود. این امر تحقق آرزوی تندروها برای ثبت نام خود در تاریخ به عنوان "جریانی که منطقه را از صهیونیسم پاک کرد" خواهد بود.

 


۶. نتیجه گیری


 

همین شوق و ذوقی که هم اکنون در میان ایرانیان پدید آمده است که ترامپ با بقدرت رسیدن رژیم  را سرنگون و ایران را آزاد خواهد ساخت، در سال ۲۰۱۵ نیز وجود داشت. نیز بخشی از این عده آنچنان دیوانه وار عاشق و شیفته ترامپ شده بودند که هرکسی که هشدار می داد که نبایستی باو امید بست، بیدرنگ انگ چپ یا هوادارای از رژیم به او زده می شد که این نگارنده در پاسخ به این عده اصطلاح "امُت ترامپ اللهی" را در توصیفشان ساخته و برایشان بکار برد.[[4]] در آنزمان هر چند که هشدار داده شد که به ترامپ نمیتوان اعتماد امید کرد[[5]] ولی بخش بزرگی از مخالفین رژیم در کمال سادگی و زودباری به پیشواز او شتافته  و با شعار اینکه "ترامپ، رژیم را در طی یکسال ساقط خواهد ساخت"، همه امیدهای خود را به او بستند– و البته دیدیم که سرانجام هم نقش بر آب شد. البته آن ذوق و شوق دیوانه وار، هتا در میان برخی از سران رژیم نسبت به ریاست جمهوری ترامپ نیز وجود داشت.[[6]]

باری، دوره پیشین ریاست جمهوری ترامپ از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ نشان‌دهنده علاقه محدود او به دنبال کردن فعالانه تغییر رژیم در ایران بود، موضعی که احتمالاً در صورت کسب مجدد مقام ریاست‌جمهوری تکرار خواهد شد. این امر به عنوان یادآوری روشنی است که وعده‌های انتخاباتی اغلب به طور قابل‌توجهی با اجرای واقعی سیاست خارجی متفاوت است، بویژه در عرصه پیچیده سیاست‌های خاورمیانه.

البته بایستی اذعان داشت که ترامپ ۲۰۱۶ با ترامپ ۲۰۲۴ متفاوت است و در صورت پیروزی در انتخابات پیش رو، ماه‌های آینده نشان داده خواهد شد که آیا این امیدها به پشتیبانی ملموس تبدیل می‌شوند یا خیر، ولی ایرانیان مخالف رژیم باید درک نمایند که آینده خود و کشورشان در دستان خودشان است و صرف نظر از نتیجه انتخابات—چه پیروزی ترامپ باشد یا غیر آن—مردم ایران باید نسبت به میزان تأثیرگذاری خارجی بر امور داخلی خود واقع‌بین باقی بمانند و بجای امیدواری بیش از حد به عوامل خارجی، بهتر است انرژی خود را بر مسائل درونی متمرکز کنند.

پایان سخن


 

درس چهار سال ریاست جمهوری ترامپ، که همراه با انتظارات نادرست از سوی ایرانیان مخالف رژیم صورت گرفت به چهار سال رخوت و سستی مبارزاتی و تلاش‌های بی‌هدف منجر شد را نباید فراموش کرد.[[7, 8]] نیز ضربات سهمگینی که در زمان نبود ترامپ در صحنه سیاسی میان سال های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۴ به رژیم زده شد، از جمله جنبش مهسا که اثرات آن هنوز زنده و پویا می باشد و رژیم را آستانه سرنگونی قرار داد را بایستی همواره مدر نظر داشته باشیم.

از آنروی، در عوض آنکه مخالفین رژیم به ترامپ یا بیگانه ی دیگری امید بندند، بویژه آنکه بیگانه سرنوشتی را برای ایران و ایرانی رقم خواهد زد که سال ۲۵۳۷ با بقدرت رساندن رژیم اسلامی رقم زد و ایرانی هنوز پس از ۴۵ سال تاوان و بهای آن را ایرانی با پوست و گوشت و جان خود  می پردازد یا با تکرار تاریخ سرنوشتی همچون افغانستان، عراق، سوریه و لیبی را برایمان بنویسد، بایستی بر تقویت اتحاد میان جناح‌های ایرانگرا/ملی‌گرا، تحت رهبری والاحضرت شاهزاده رضا پهلوی تمرکز نمایند. با این کار، می‌توان یک حرکت و نیرویی منسجم‌تر ایجاد کرد تا سرانجام رژیم را سرنگون و کشور و ملت ایران را از چنگالش رها و آزاد ساخته و بجایش یک نظامی ملی و ایرانی بپا سازیم.


در هر روی، در حالیکه حفظ امید به پشتیبانی بین‌المللی مهم است، ولی ایرانیان در نهایت باید به پایداری، عزم و اقدام جمعی خود متکی باشند تا آینده کشورشان را شکل دهند تا رژیم کنونی را به چالش و سرنگونی بکشند. قدرت تغییر رژیم در ایران، نه در پایتخت‌های خارجی، بلکه در دستان خود مردم ایران رقم می خورد.

فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.

شاپور سورنپهلاو

روزمهر از ماه آبان سال ۳۷۶۲ بهدینی

۱۰ آبان ۲۵۸۳ شاهنشاهی

۳۱ اکتبر ۲۰۲۴ ترسایی


بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نوشتار: https://bit.ly/4hGtgYJ

1 - «از توطئه تا انقلاب مهندسی شده اسلامی در ایران: چرا و چگونه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟» - https://bit.ly/3KTM4nA

2 - «سوگباد به ملت ایران: 'پیمان برجامچای' برای بقای رژیم، سود دهی به بیگانگان و چپاول بیشتر کشور بسته شد»: https://bit.ly/3AFMwoD

3 - «یادداشتی در بارهٔ روابط همه جانبه و پنهانی میان دو رژیم جمهوری اسلامی و اسرائیل»: https://bit.ly/3MYDk2h


4 - «رژیم ایرانفروش و مخالفین نادان: پیرامون نامه نویسی سه تن باصطلاح مخالف ج. ا. به "دالند" ترامپ!»: https://bit.ly/4hTjNNA


5 - «وحشت ِ ۴۰ سال حکومت خون و خشونت روضه خوانان به یک کنار، وحشت ِ نامه نویسان ایرانی به ترامپ، به کناری دیگر!»: https://bit.ly/4fvL1Z6


6 - «شوق شگفت آور گوسفندان از دیدن گرگ: استقبال رژیم روضه خوانان و هوادارنش از ترامپ»: http://bit.ly/2W7833n

7 - «شادباش برای پایان یک توهم سیاسی»: http://bit.ly/3l9GkZ5


8 - «ترامپ، رئیس جمهور منتخب رژیم نوقاجاری روضه خوانان!» - https://bit.ly/3jQ4kil




 

 

 

ssp rss logo ssp email logo ssp youtube logo ssp balatarin logo ssp telegram ssp instagram logo ssp twitter logo ssp fb logo

 

#419ab3