از شگفتیهای روزگارست که کشور و ملت کهنسال ایران، بخاطر سیاستهای نادرست خارجی و ستم و ایرانستیزی داخلی ِ جمهوری اسلامی، امروز به چنان روزگار نکتبار و گدایی افتاده است، که بجای آنکه "حق کامل" خود را از نظام بخواهد و از دولتمردان بپرسد که چرا اصلاً کشور بایستی به چنین روز و حالی افتد که زیر تحریم رود؟؛- یا چرا ما بایستی از نظر اقتصادی، فرادورده های کشاورزی و صنعتی و غیره تا به این اندازه عقب افتاده و وابسته به کشوهای بیگانه باشیم، که با کوچکترین فشاری از سوی آنان، اینگونه کشور و ملت بزانو درآیند؟؛ در عوض چشمها را بسته و به تکه نان ِ بخور و نمیری که بدستشان داده اند، بسنده کرده و شاد و پایکوبان این "صدقه" را پیروزی پنداشته و به همدیگر شادباش میگویند! پیمان "ژنوچایی" که تا دستکم یکسال دیگر، بیش از ۹۰٪ تحریم ها پابرجا و مردم ایران بینواتر و سیه روزتر از گذشته خواهند شد - تنها بخاطر آنکه، سران جمهوری اسلامی به زندگی پلید و اهرمنی خود درنگی دیگر ادامه دهند.
شوربختانه، سخن جورج سانتایانا گویای روزگار ماست که "ملتی که از تاریخ درس فرانمی گیرد، محکوم به تکرار آن می باشد!"؛ و بخاطر همین درس فرانگرفتن ها هم می باشد که ما ایرانیان بایستی 'ترکمانچایها' را پیاپی در تاریخ تجربه و تکرار کنیم.
باری، با بسته شدن این قرارداد، اپوزیسیون از هم گسسته ایرانی، باردگر فرصت را برای فروپاشی نظام ملایان از دست داد و سران جمهوری اسلامی که مانند ۳۵ سال گذشته برای بقای خود به هر فریب و نیرنگی دست میزنند (همانگونه که پیش بینی شده بود)، امروز دوباره با هشیاری 'جام ِ زهر' را بخورد ملت ایران دادند. اکنون امیدست که سرانجام اپوزیسیون از این خواب آشفته 'خودخواهی و خودمحوری' بیدار گشته و 'بفهمد' که نجات ایران با یاری کشورهای بیگانه ممکن نمیشود. اپوزیسیون بایستی یک 'جایگزین' (آلترناتتو) برای نظام باشد، با همبستگی، یکپارچگی و برنامه ریزی هوشمندانه هدفمند خود را سازماندهی داده، و از جَو اعتدال 'غیرداوطلبانه' ی نظام که تا چندماه آینده در ایران حاکم خواهد بود، بهره وری و گامی برای آزادی ایران و ایرانیان از چنگال نظام ستممُلایی بردارد.*
شاپور سورنپهلو
Shapour Suren-Pahlav
روز آبان از آذرماه ۳۷۵۱ بهدینی
November 25th, 2013
* این یادداشت هیچ پیوندی با مساله ی انرژی اتمی، که حق ملی و قانونی ملت ایران است، ندارد.
#419ab3
≠

