سازمان مجاهدین، گزینهٔ آمریکایی ها برای متحد ساختن ایرانفروشان در زیر یک پرچم، برای بپاسازی یک جنگ درونی و "ایرانستانسازی" ایران

در چند هفته گذشته و در واپسین روزهای انتخابات رئیس جمهوری در آمریکا، شاهد بودیم که بسیاری از کُنشگران سیاسی ایرانی و نیز تنی چند از سران رژیم جمهوری اسلامی، از ریاست جمهوری دانلد ترامپ استقبال کرده و با تکرار گفته ای که او "معتقد بر عدم مداخله" است و "خطری برای ایران ایجاد نخواهد کرد"، دست به خود فریبی زده اند. حتی برخی از هواداران متوهم رژیم فراتر رفته و او را "دوستدار شیعه و شیعیان" و مخالفین رژیم او را منجی ملت ایران هم پنداشته اند.[[1]] ولی ساختار کابینه ی او و مشاورانش، گویای حقیقت تلخی برای آینده ایران و ملت ایران می باشد.
ممکن است که ترامپ شخصاً باورمند به داکترین مونرو و عدم مداخله آمریکا در کشورهای دیگر باشد و بجای "کشورگشایی و امپراتوری گرایی"، خواهان آنست تا نیرویش را معطوف مسایل داخلی و ترمیم اقتصاد آمریکا کند و همزمان با ایران دست به یک جنگ زرگری و بازی موش و گربه زند. ولی از هم اکنون آشکار است اشخاصی که پیرامون او را احاطه کرده اند و نیز ساختار کابینه آینده او متشکل از نومحافظه کاران و جنگخواهان امریکایی می باشند که عده تلاش خواهند کرد او را بسوی جنگ و کشورگشایی سوق دهند، بویژه آنکه تنی چند از نزدیکان و مشاوران او، اسرائیلی و از طرفداران صهیونیسم جهانی و ضدایرانی می باشند، از جمله دختر او بنام ایوانکا که از مسیحیت به کیش یهودیت و آنهم از گونه محافظه کار (Orthodox) آن گرویده است و همسر او جارِد کوشنر، از اعضای برجسته لابی صهیونیست ها در امریکا (AIPAC) می باشد.از دیگر نزدیکان و مشاوران ترامپ اشخاصی همچون بوریس اپستاین، استیون منوخین، جیسون گرین بلت می باشند که همانند کوشنر از اعضای پرنفوذ 'آی پک' بشمار می روند (برای اطلاعات بیشتر در باره این اشخاص به تایمز اسرائیل مراجعه شود: goo.gl/ywPzsX).
باری، اکثریت افرادی که امروز پیرامون ترامپ را تشکیل می دهند، نیز عضو پیشین اندیشکده "پروژهای برای سده نو آمریکایی" (The Project for the New American Century PNAC) بودند، که امروز در اندیشکده های آتلانتیستی همانند PNAC جذب و بدنبال "کشورگشایی و امپراتوری گرایی" و اجرای طرح برنارد لوئیس[[2]] و تکه پاره ساختن آسیای غربی، و بپاساختن کشورک های نویی از درون کشورهای همچون ایران فعالیت می کنند. این عده پس از اجرای موفق آمیز برنامه های خود در عراق، لیبی و سوریه و به آتش کشاندن آن کشورها، در مورد ایران به اشکال برخورده اند. مشکلی که این عده همواره با آن روبرو بوده اند، چگونگی پیاده سازی و انجام برنامه نهایی، که برافروختن یک "جنگ درونی در ایران" است.
بپاسازی جنگ درونی در ایران
در چند دهه گذشته جنگخواهان آمریکایی به همراهی سازمان های جاسوسی غربی و اسرائیلی، راه پیاده ساختن طرح لوئیس را در بپاسازی اختلافات و شکاف میان تیره های ایرانی که به "ایجاد خطوط قومی" و "جنگ درونی" تشخیص داده و در پیاده سازی آن هم تلاش نموده اند. البته رژیم روضه خوانان نیز از درون کشور از همیاری به آنان دریغ نکرده است، که تازه ترین آن حرکات ایرانستیزانه، بپاسازی "فراکسیون مناطق تُرک نشین" در مجلس می باشد.[[3]] باری، در گذشته گمان داده شده بود که با بپاسازی جنگی میان ایران و یکی از کشورهای همجوار و همسایه از جمله عربستان سعودی یا ترکیه، موجب خواهد تا یک جنگ درونی در ایران بپا گشته و آشوب و بی نظمی بر ایران حاکم گردد و سپس گروه های تروریستی ایرانفروش [:وطنفروش] هر کدام برای خود در گوشه ای از ایران اعلام استقلال کنند. پس از آن نیروهای غربی در زیر پرچم سازمان ملل و بنام صلح و دفاع از اقلیت های باصطلاح تحت ستم، برای جلوگیری از کشتار همگانی(!) وارد عمل شده و سرانجام پروژه "ایرانستان" را عملی کنند، که تاکنون این برنامه با آنکه ناموفق مانده است ولی از دستورکار برون نرفته است. البته ناموفقیت در این حرکت، نه از آن روی بوده است که رژیم روضه خوانان با درایت و فراست برنامه های آنان را خنثی ساخته است، بلکه خودداری عربستان و ترکیه در جنگ با ایران (به هر انگیزه ای) بوده است. ولی این گونه بنظر می رسد که امروز اشخاصی همچون رودی جولیانی، جان بولتون و نیوت گینگریچ، که از نزدیکان ترامپ بشمار می روند، راه بای رسیدن به ان هدف را در تقویت سازمان مجاهدین خلق شناسایی کرده اند.
این چند تن از هم اکنون اعلام پشتیبانی خود را از این سازمان ضد ایرانی و تروریستی اعلام و مدعی شده اند که "مجاهدین در ایران پایگاه داشته(!) و تنها اپوزیسیونی می باشد که توانایی آن را دارد تا ایرانیان را در زیر یک پرچم، متحد و بر ضد رژیم برای بزیر کشاندش به حرکت در آورد".[[4]] ولی آمریکاییان بخوبی آگاه هستند که مجاهدین در ایران نه تنها هیچ پایگاه مردمی ندارند، بلکه مورد تنفر و انزجار آحاد ملت ایران می باشند.
سازمان مجاهدین ضد خلق ایران
بجز آنکه سازمان مجاهدین و رژیم روضه خوانان دو روی یک سکه می باشند و ماهیت و سرشت آن ها یکیست، بلکه ایرانیان پس از سی و هشت سال زندگی نکتبار در زیر سایه شوم و پلید استبداد مذهبی، امروز از هر گونه حکومت، گروه یا شخصی که سخن از دین و مذهب و غیره بر زبان می آورد، بیزار و گریزان بوده و خواهان نظامی سکولار برای آینده کشور می باشند. افزون بر آن، حتی گزافه نیست گفته شود، ملت ایران از مجاهدین، بخاطر جنایات هایشان در همدستی و همکاری با صدام حسین و عراقی ها و نیز بمب گذاری های گوناگون در سراسر کشور و کشتار هم میهنان بیگناهشان و جاسوسی برای بیگانگان، به تنفر و انزجارشان شدت بخشیده تا بدانجایی که از رژیم روضه خوانان با همه جنایات سی و هشت ساله اش، بیزار و متنفر نیستند.[[5]] بنابرین، اعلام پشتیبانی جنگخواهان آمریکایی[[6]] از مریم قجر عضدانلو (رجوی) و سازمانش بدان لحاظ نیست که خواهان تغییر رژیم در ایران یا آزادی ملت ایران از چنگال استبداد مذهبی می باشند، بلکه در حقیقت، مریم قجر و سازمان ضدایرانی و تروریستی او نقش ابزاری برای رسیدن به هدفشان است، همان نقشی که 'احمد چلبی و کنگره ملی عراق"، و نیز "ریاض الاسعد و ارتش آزاد سوریه"، به بهانه مبارزه با رژیم های استبدادی صدام و اسد، با ایجاد جنگ های درونی در کشورهایشان، ایفا کردند. باری، اکنون برخی خوش بین خواهند گفت که چون مجاهدین در ایران پایگاهی ندارند، آمریکایی ها توان آن را نخواهند داشت تا آن کاری که با عراق و سوریه انجام دادند، در مورد ایران نیز تکرار کنند.
با نگاهی به راهپیمایی های مجاهدین در خارج از کشور، می توان متوجه شد که بسیاری از اعضای این گروه، متشکل از بیگانگان اجیر شده می باشد.[[7]] همچنین، اعضای گروه های تروریستی و "ایرانستان خواه"[*] با آنان همکاری مستقیم داشته[[8]] و در حتی در راهپیمایی های آنان شرکت می جویند،[[9]] بویژه گروه های تروریستی عرب که خود را "الاحوزی" می خوانند و توسط اندیشکده هنری جکسن از لندن با ریاست یک انگلیسی هدایت می شوند.[[10]] بگفته ای دیگر، سازمان مجاهدین، نقش رهبریت گروه های ایرانستانخواه را در متلاشی ساختن ایران بر عهده خواهد گرفت؛ سپس مجاهدین و متحدینش (بویژه گروه های ایرانستانخواهی که از سوی بیگانگان تعلیمات نظامی دیده اند از جمله پژاک و جیش العدل) با ایجاد یک جنگ مسلحانه در سراسر کشور، راه را برای ورود و شرکت جستن گروه های دیگر تروریستی و چندملیتی در ایران، از جمله داعش هموار خواهند ساخت، تا ایران را به ژرفای تباهی کشانند که هرگز توان بپاخاستن نداشته باشد.
مساله ی نگران کننده دیگر، انتصاب مایک پومپئو به مقام فرنشینی سازمان سیا است.[[11]] با انتصاب او می توان گمان داد که فرجام ِ برجام فرا رسیده است،[[12]] و با ورود ترامپ به کاخ سفید آن پیمان نامه اگر هم پاره نشود، جمهوریخواهان، راه ها را بر ایران آنچنان تنگ خواهند ساخت که با لغو کردنش تفاوتی نخواهد داشت؛ بویژه آنکه اسرائیلی ها از جمله "انستیتو برای پژوهش های امنیت ملی اسرائیل" (INSS) آن را شرط اصلی ترمیم روابط آمریکا با اسرائیل که در زمان اوباما رو به سیاهی گذاشته بود، قید کرده است.[[13]] البته شکست برجام برای رژیم هزینه خواهد داشت، تا ملت ایران. زیرا برجام هیچ بهبودی در اوضاع اقتصادی مردم نداشته است و تنها سودرسانی آن، برای سران رژیم در چپاوول کشور و نیز اروپائیان، چینی ها و روس ها در فروش اجناس بُنجل و آهن پاره های نظامی خود به ایران بوده است. ولی، خطر پومپئو و فرجام ِ برجام برای ملت ایران اینست که بایستی در انتظار چندین پرونده جعلی اتمی در باره ایران بنشینیم، دقیقا از همان گونه پرونده هایی که سازمان سیا و اینتلیجنس سرویس بریتانیا برای عراتی ها دست و پا کرده و بدروغ مدعی شدند که صدام حسین سلاح های کشتارهای دستجمعی در دست دارد که می تواند غرب را در ظرف ۴۵ دقیقه نشانه رود،[[14]] و بهترین راه دفاع و رویارویی با عراق را در یورش نظامی به آن کشور و تغییر رژیم دیدند.
نیز بایستی یادآور شد، پتریک کلاوسُن جنگخواه ضدایرانی در همایش اندیشکده آتلانتیستی "انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک" (Washington Institute for Near East Policy) در سال ۲۰۱۳ میلادی، خواهان آن شد تا اسرائیل با بهره وری از "عملیات پرچم دروغین" (False Flag Pperations)، به ایران یورش نظامی برد.[[15]] رینس پریبس، دبیر کمیته ملی حزب جمهوریخواه، که به ریاست دفتر ترامپ و ستاد کارکنان کاخ سفید انتصاب شده است،[[16]] از اعضای اصلی این اندیشکده می باشد و با دولت اسرائیل نزدیکی و رابطه ویژه ای دارد.[[17]]
پایان سخن: راهکار چیست؟
از آن روی که نهاد پلید ملایان و بنیاد رژیمشان بر روی اندیشه های خون و خشونت و استبداد بنا گشته است، به هیچ رویی قابل اصلاح و درستسازی نیست؛ و از آنسوی هم، آمریکاییان وهم پیمانانش، به هیچ رویی در مورد ایران تغییر سیاست نخواهند داد و ایران را تا ایرانستان و نابودش نسازند آرام نخواهند گرفت. بنابرین تنها راه نجات در زدودن و دفع خطر بیگانگان، تغییرات اساسی و بنیادی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در ایران می باشد - که آنهم تنها از طریق فروپاشاندن و بزیر کشاندن رژیم ستممُلایی بدست مردم ایران "بدون درگیری مسلحانه" یا یک کودتای نظامی ممکن می شود. ولی حقیقت تلخ اینست که در این برهه زمانی، کاری نزدیک به غیرممکن می باشد - زیرا، بزرگترین موهبت برای رژیم، نبود یک اپوزیسون ِ ملی و کارا است.
شوربختانه، تنها یک رهبر و اپوزیسیون ملی، منسجم، سازمان یافته و بدون هیچگونه وابستگی به بیگانگان که به آرمان ها، ارزش ها، فرهنگ ایرانی و مهمتر به تمامیت ارضی کشور و ایران ِ "یک ملتی و تک ملیتی" پایبند و توان راهبری مردم در زیر کشاندن رژیم را داشته باشد وجود ندارد.[[18]] نیز هر گونه حرکت خودجوش مردمی، رویارویی با دژخیمان و نیروهای سرکوب رژیم است، که به گمان زیاد سرانجامش خونریزی و جنگ درونی خواهد بود. ولی راهکار دیگری که در این زمان انجام آن آسان است، تا ترامپ وادار به جلوگیری از این سازمان تروریستی شود، "برانگیختن احساسات ناسیونالسیتی و حتی نژادپرستانه و اسلام هراسی" آمریکائیان می باشد.
بنابرین، هر ایرانی میهندوستی برای خنثی سازی این برنامه جنگخواهان توان آن را دارد تا با نگاشتن مقاله های گوناگون به زبان انگلیسی و نیز تماس با سیاستمداران آمریکایی، از جمله کاخ سفید و کنگرهٔ ایالات متحدهٔ آمریکا (دو مجلس سنا و مجلس نمایندگان)، به آمریکائیان یادآور شود که نه تنها سازمان مجاهدین یک گروه بنیادگرای اسلامی همانند رژیم حاکم بر ایران می باشد، بلکه با اندیشه های مارکسیستی در دهه هفتاد ترسایی، مسئول ترور سربازان و مستشاران آمریکایی در ایران بوده است.[[19]] این حرکات تروریستی شامل قتل سرهنگ دوم لوئیس هاوکیبز،[[20]] نقشهٔ ربودن داگلاس مک آرتور دوم، سفیر آمریکا،[[21]] ترور ناموفق و زخمی کردن سرتیپ هرولد پرایس، فرمانده مستشاران ارتش آمریکا،[[22]] حمله تروریستی و آسیب های اقتصادی به آمریکایی ها در ایران، از جمله یورش به دفترهواپیمایی پان-ام در تهران،[[23]] و نیز پس از انقلاب مهندسی شده ۵۷ با همیاری اراذل و اوباش خمینی، در اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری آمریکایی ها شرکت و دخالت مستقیم داشته است.
در هر روی، هیچ گامی که در راه دفاع از میهن و هم میهنانت برداشته شود، کوچک و ناچیز نیست - که حتی گام های کوچک اند که سفرهای هزاران مایلی را می پیمایند.
شاپور سورنپهلو
روز امرداد از ماه آذر سال ۳۷۵۴ بهدینی
۱ آذرماه ۲۵۷۵ شاهنشاهی
۲۱ نوامبر ۲۰۱۶ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - از سوی این نگارنده، در نوشته "جمهوری خواهی یا جمهوری طلبی" پیشنهاد شده بود تا با ترکیب واژه "ایرانستان" (محمدرضاشاه وارد فرهنگ سیاسی ایران نمود) و "-سازی"، -ساختن"، -خواه" و "- خواهی"، واژه های "ایرانستانسازی/ایرانستان ساختن ایران "ایرانستانخواه" و "ایرانستانخواهی" را پدید آورده و بجای واژه های "تجزیه ایران"، "تجزیه طلب/خواه" و "تجزیه طلبی/خواهی" بکار برده شود. واژه های تجزیه و تجزیه طلبی و پیرامون آن، با آنکه بارها در گذشته از سوی اینجانب و دیگر کُنشگران سیاسی ایرانی بکار برده شده اند، ولی در حقیقت بکاربریشان در رابطه با مسائل ایران نادرست می باشند. معمولا بکارگیری واژه هایی همچون تجزیه و تجزیه طلبی و غیره، درخور و مناسب کشورهایی می شود که ملت هایشان متشکل از ملیت های گوناگون، با تواریخ، نژادها و فرهنگ های ملی جداگانه ای که به هم پیوسته و کشور متحدی را بپا داشته اند، می شود، از جمله بریتانیا، سوئیس، ایالات متحده و غیره که مردمانش هم اگر روزی تصمیم به تجزیه و جدایی از یکدیگر را داشته باشند، توان آنرا با یک همه پرسی دارند. برای نمونه کشور اسکاتلند که پس از چندین سده امروز درصدد برون آمدن از پیمان کشورهای اتحادیه بریتانیا می باشد.
1 - سورنپهلو، شاپور، "شوق شگفت آور گوسفندان از دیدن گرگ: استقبال رژیم روضه خوانان و هوادارنش از ترامپ" - http://bit.ly/2W7833n
2 - سورنپهلو، شاپور، "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران"
و - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده:چرا و چگونه آمریکا، بریتانیا، فرانسه و صهیونیسم جهانی نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
3 - سورنپهلو، شاپور، "پیرامون بپاسازی فراکسیون مناطق تُرک نشین در مجلس: سرانجام درخت ایرانستان رژیم دستاربندان به شکوفه نشست"
4 - John Bolton Calls for US to Impose Regime Change on Iran: goo.gl/ygeqGM
5 - مریم قجر عضدانلو (رجوی)، رهبر گروه تروریستی مجاهدین، در حقیقت نقطه عطف و خلاصه شده تنفر ایرانیان است. او نه تنها یک قاجارزاده است که ملت ایران وطنفروشی آن رژیم ضدایرانی، بویژه از دست دادن نیمی از ایران و فرو بردن کشور را به کام ورشکستگی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران فراموش نخواهد کرد، بلکه او همانند رژیم روضه خوانان حاکم بر كشور، یک خائن، وطنفروش با اندیشه های ضدایرانی و بنیاد گرایی اسلامی می باشد. مریم قجر، همان بلایا و تباهی را برای ملت ایران به ارمغان خواهد آورد، که نیاکان مغول و پدران مغول تبارش، برای ایران و ایرانی آوردند.
6 - Bolton suggesting U.S. support for Iranian opposition, calls regime change the 'only long-term solution' in Iran: goo.gl/Hp2yXq
7 - http://www.iran-interlink.org/?mod=view&id=10376
8 - سورنپهلو، شاپور، "دیدار رئیس انگلیسی گروه تروریستی الاحواز با مجاهدین خلق"
9 - سورنپهلو، شاپور، "همکاری گروه تروریستی سازمان مجاهدین خلق و گروه های تروریستی عرب در تکه پاره ساختن ایران"
10 - سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران"
11 - Pro-Guantanamo Mike Pompeo appointed CIA director by Donald Trum: goo.gl/CuoL6J
12 - پومپئو کسی بود که با همیاری تام کاتون (از دوستان نزدیک بنیامین نتانیاهو)، برجام را یک معامله زیر میزی و پنهانی اوباما با ایران و غیرقانونی خواند و خواهان لغو پیمان شد.
13 - Repairing the Iran nuclear deal’s damage: goo.gl/50Ymbo
14 - Intelligence and Security Committee: Iraqi Weapons of Mass Destruction – Intelligence and Assessments: goo.gl/sQrYsq
15 - NeoCon At Globalist Think-Tank Says Use False Flag to Start War With Iran: goo.gl/a3XFex
16 - https://www.theguardian.com/us-news/2016/nov/14/who-are-trump-appointees-reince-priebus-and-stephen-bannon - goo.gl/XYOY0o
17 - Right attacks RNC over Israel trip: goo.gl/FUOUJm
18 - سورنپهلو، شاپور، "چگونه می توان رژیم جمهوری نوقاجاری اسلامی را سرنگون ساخت؟" - https://bit.ly/2HDcPjQ
19 - بازخوانی تاریخ: مجاهدین خلق دو مستشار آمریکایی را ترور کرد - goo.gl/OVQU91
20 - Lt. Col. Lewis Lee HAWKINS: goo.gl/JWZPnq
21 - James A. B., "The Eagle and the Lion", Yale University Press (1989). p.181
22 - Borowiec, A.، "Iran leftists Gun Down Two A.F. Officers". Washington Post (May 21, 1975).
23 - Abrahamian, E., "Iran Between Two Revolutions", Princeton University Press. (1982), p.141–142.
≠


