
شوربختانه بخاطر بیش از سه دهه جنگواژه های زرگری میان دو رژیم نامشروع و اشغالگر اسلامی و اسرائیل، امروزه بسیاری از ایرانیان می پندارند که این دو، دشمن خونی یکدیگر می باشند، ولی شواهد و مستندات نشانگر آنست که "صهیونیسم" و "آخوندیسم" [سلام انگلیسی]، در حقیقت یک موجودیت در دو پیکر و با اهدافی مشترک که گسترش خاک اسرائیل (از نیل تا فرات[[1]]) و نابودی ایران است فعالیت می کنند.
به امید بیداری.
پیروان کیش یهودی و ملت ایران
تاریخ یهودیان و کیش یهودیت با ایران و ایرانی دارای یک تاریخچه دو هزار و پانسد [:صد]ساله است که با آزادسازی عبریان چندخدایی و بُت پرست ساکن کرانه غربی که درزمان نبوکدنصر دوم به اسارت به بابل برده شده و بخشی از آزادشدگان توسط کورش بزرگ بودند[[2]] و پس ساخت کیش یهودیت توسط هخامنشیان در زمان داریوش بزرگ [[3]] آغاز شد؛ - ادامه آن دفاع و پناه دادن به یهودیان توسط دو دودمان اشکانی و ساسانی بود که از ستم و آزار رومیان به ایران پناهنده شده بودند تا مسلح ساختن قبیله بنی قریظه در یثرب که خود را بیدفاع از برابر زیاده خواهی های محمد و سپاهیانش دیدند.
در تاریخ معاصر و در زمان جنگ جهانی دوم که دولت شاهنشاهی باشتباه پنداشته بود که یهودیان اروپایی بازمانده همان عبریان باستان می باشند و بر اساس آن پیوند تاریخی و همیشگی که یهودیان را در همیشه تحت حمایت خود می دانست، باری دیگر به یاری یهودیان فرانسوی، آلمانی و لهستانی که از آلمان هیلتری فراری شده بودند شتافت؛ - ولی این عده یهودی اشکنازی یا یهودیان اروپایی که اصالتاً ترک های خزاری می باشند که در سده ۷ میلادی بزور یهودی شده بودند، به ذات و سرشت خود بازگشته و مهربانی ایرانیان را با دشمنی پاسخ داده اند که بهترین نمونهٔ آن شراکت در سرنگونی نظام شاهنشاهی[[4]] واز ان زمان تا بامروز تلاش در تجزیه و نابودی ایران بوده است.
روابط ایران و اسرائیل پیش از شورش ۵۷
تا پیش از انقلاب مهندسی شده اسلامی سال ۲۵۳۷ در ایران توسط بیگانگان، اسرائیل بعنوان یک 'کشور' از سوی نظام شاهنشاهی به رسمیت شناخته نشده بود. از آنروی بجای سفارت، تنها دارای یک کنسولگری در تهران بود و حق به اهتزاز در آوردن پرچم خود را بر فراز ساختمانش را نیز نداشت.[[5]]
این درایت در سیاست خارجی نظام شاهنشاهی موجب گشته بود تا در عین حالیکه ایران روابط نزدیک دوستانه و معاملات بازرگانی و نظامی خود را با اسرائیلی ها حفظ کند، همزمان بخاطر سیاست های نفتی روابط دوستانه ای با کشورهای عرب منطقه داشته باشد. افزون بر آن، شاهنشاه فقید محمدرضاشاه پهلوی، در ایجاد دوستی و آشتی میان اسرائیل با همسایگان عرب خود نقش اساسی و بنیادی را ایفا نموده بود، تا بدانجایی که پیشنهاد دادن جایزه صلح نوبل به او نیز مطرح شده بود. ولی شوربختانه امروز مدارک و مستندات افشا شده نشان می دهند که اسرائیلی ها پاسخ خدمات شاهنشاه فقید و ملت ایران را، در همکاری با غربیان با سرنگونسازی نظام او و بر سرکار آوردن رژیم استبدادی جمهوری اسلامی، پاسخ داده بودند.[[6]]
البته، بایستی ذکر کرد که شاهنشاه فقید، بخاطر سرشت انسانی و باورمندی به ارزش ها و فرهنگ ایرانی، بارها در گفتگوهای گوناگون با گزارشگران بیگانه، نه تنها پشتیبانی قاطعانه خود و ایران را فلسطینی ها اعلام داشته و خواهان بازگشت اسرائیل به مرزهای ۱۹۶۷ شده بود، بلکه به آیپک لابی اسرائیل در آمریکا یورش برده بود، و این مساله موجب برانگیختن خشم و دشمنی اسرائیلی ها و بویژه صهیونسیم جهانی شده بود.
جمهوری اسلامی و اسرائیل و به رسمیت شناختن غیررسمی اسرائیل از سوی ملایان
پس از بقدرت رساندن رژیم جمهوری اسلامی توسط غربیان، که طراح آن یک یهودی انگلیسی به نام برنارد لوئیس بود، رژیم جنگ زرگری خود را با بستن کنسولگری اسرائیل در ایران و باز نمودن سفارت فلسطین بجای آن و اعلام برنامه جنگ با اسرائیل برای باصطلاح آزادسازی سرزمین های اشغالی آغاز نمود. از آن سوی، رژیم اسرائیل با اشک تمساح ریختن اسرائیلی ها که رژیم اسلامی در پی نابودی آن کشور می باشد، با کاسه گدایی بدست گرفتن، دست به تبلیغات گسترده زد تا بدانجایی که از یک متخاصم و اشغالگر تبدیل به یک مظلوم بیگانه تبدیل شود.
در وهله نخست، بستن کنسولگری اسرائیل در تهران، تئاتر روحوضی بیش نبوده است زیرا که رژیم جمهوری اسلامی، اسرائیل را بگونه ای غیررسمی، برسمیت شناخته است - ولی چگونه؟
الف: به رسمیت شناختن یک کشور چیست؟
نخست، برسمیت شناختن کشوری نوپا از سوی کشورهای عضو سازمان ملل متحد مستلزم یکسری قواعد و شروط می باشد، که شامل "داشتن مرزهای مشخص"، "حاکمیت درونی و برونی آن کشور با ساختار مردمی" و "دولتی مستقل و جدا از دیگر کشورها" و مهمتر از هر مسالهٔ دیگری، یک کشور نوپا "نبایستی با اشغال سرزمین مردمان دیگری شکل گرفته باشد" می شود.[[7]] در نتیجه، بر اساس این قوانین وضع شده هیچ کدام از کشورهای عضو سازمان ملل نمی توانند اسرائیل را بعنوان یک "کشور مستقل" برسمیت شناسند، زیرا که نه تنها دارای مرز مشخصی نیست و هر روزی که می گذرد به گستردگیش که با اشغال سرزمین فلسطینی ها و نیز همسایگانشان از جمله بلندی های جولان متعلق به سوریه افزوده می شود، نیز در کل موجودیتش اشغالگرانه و بر روی سرزمین مردمان دیگری بنا شده است.
در نتیجه، بسیاری از کشورها و نهادهای جهانی برای فرار از این قانون، از جمله خود سازمان ملل متحد، پیشوند "the state" یا "موجودیت/دولت" را به نام اسرائیل می افزایند. در واکنش به این قانون شکنی سازمان ملل، بسیاری از حقوقدانان غربی این حرکت را غیرقانونی خوانده و مخالفت خود را اعلام و خواهان لغو آن شده اند.[[8]] البته دولت آمریکا فراتر رفته و در دهه ۷۰ میلادی برای دور زدن از این قانون سازمان ملل، "قانون به رسمیت شناختن" کشورهای نوپا را از قوانین کشوری خود حذف نمود، در نتیجه دیگر نیازی ندارد برای همکاری همه جانبه، اسرائیل یا هر کشور دیگری را، از جمله دولت های در تبعید را برسمیت بشناسد.[[9]]
بهر روی، برسمیت شناختن کشوری به دو شیوه انجام می شوند: نخست "رسمی" یا دوژور (De jure) و سپس "غیررسمی" یا دِ فکتو (De facto). نیز به رسمیت شناختن یک کشوری نوپا از سوی کشور عضو سازمان ملل، هیچ بستگی و نیازی به داشتن یا نداشتن روابط دیپلماتیک ندارد.[[10]] بگفته ای دیگر، کشوری همچون ایران می تواند اسرائیل را برسمیت شناسد، بدون آنکه نیازی به روابط دیپلماتیک داشته باشد.
ب: برسمیت نشناختن یک کشور مستقل چیست؟
به رسمیت نشناختن یک کشور از سوی یک کشور رسمی و عضو سازمان ملل، مستلزم دو کار است. نخست رسماً اعلام کند که کشور نوپا را برسمیت نمی شناسد و سپس آن کشور را مستقیماً مورد سخن خود قرار ندهد. برای نمونه کشور مقدونیه است که پس از هم پاشیدن یوگسلاوی بعنوان یک کشور مستقل اعلام موجودیت کرد، ولی تا به امروز یونان نه تنها از برسمیت شناختن آن کشور خودداری کرده است، بلکه هر زمانی که مقدونیه سخن از یونان می زند حتا در حد شکایت رسمی به سازمان ملل باشد از جمله تجاوز به خاکش، یونانیان به هیچ روی واکنشی نشان نمی دهند، گویی که چنان کشوری وجود خارجی ندارد؛ - یا نمونهٔ دیگر، دولت بریتانیا می باشد که دولت "رابرت موگابی" زیمباوه را غیرقانونی می خواند، در نتیجه هر زمانی که موگابی افترایی بر بریتانیا وارد می سازد یا یورش می برد، بریتانیا خاموشی اختیار کرده و هیچ واکنش نشان نمی دهد.
بگفته ای دیگر، واکنش نشان دادن، برسمیت شناختن یک كشور بگونه ای غیر رسمی است. از جمله جمهوری اسلامی که در زمان رویارویی با اسرائیل، رفتاری متفاوت با یونان و بریتانیا در زمان برخورد با مقدونیه و دولت موگابی دارد و هرزمانی که بنیامین نتانیاهو یا دیگر سران دولتی اسرائیل و یا رسانه ها و مطبوعات آن کشور سخنی در باره جمهوری اسلامی به میان می آورند، سران رژیم بیدرنگ واکنش نشان داده و پاسخ می دهند. بنابرین، جمهوری اسلامی اسرائیل را بطور غیرمستقیم و غیررسمی یا دِ فکتو (De facto) به رسمیت شناخته است.
ولی روابط جمهوری اسلامی با اسرائیل فراتر از برسمیت شناختن غیر رسمی است و شواهد نشان می هد که این دو رژیم با یکدیگر در پشت پرده روابط بسیار نزدیک دوستانه ای داشته و حتا خدمتی که رژیم روضه خوانان به موجودیت اسرائیل کرده است، به اندازهٔ خدمت بریتانیا در بپاسازی اسرائیل در دهه ۴۰ میلادی بوده است.
روابط و معاملات پنهانی
جمهوری اسلامی، از همان روز نخستی که قدرت را در ایران بدست گرفت، روابط و معاملات پنهانی خود را با رژیم اسرائیل آغاز نمود و تا به امروز در پشت پرده همچنان ادامه دارد.
خاخام شلومو اَوی نِر (Shlomo Aviner)، یکی از رهبران و روحانیون بلندپایه مکتب تندرو "صهیونیسم جهانی"، افشا ساخت که او پس از ورود خمینی به ایران، از سوی موساد (سازمان جاسوسی اسرائیل)، بیدرنگ از طریق فرانسه به ایران فرستاد شده بوده تا "فهرستی محرمانه" را به مقامات جمهوری تازه بپا شده اسلامی تحویل دهد. پس از تحویل آن لیست، بیدرنگ اعدام سران ارتش و نخبگان در ایران از سوی دادگاه های انقلابی آغاز شد.[[11]] نیز، در زمان جنگ عراق با ایران، اسرائیل یکی ازبزرگ ترین تامین کنندگان ابزار آلات جنگی، مهمات و قطعه های جنگنده های آمریکایی به ایران بوده است.[[12، 13، 14]] البته، فروش جنگ افزارها از سوی اسرائیل تنها ویژه زمان جنگ نبوده است.
آژانس امنیت ملی ایالات متحده آمریکا فاش ساخته است که دولت بنیامین نتانیاهو با شکستن تحریم ها، به جمهوری اسلامی قطعات یدکی هواپیمای جنگنده آمریکایی "اف ۴" (فانتوم) و "اف ۱۴" (تامکت) را فروخته بوده است.فروش این تسلیحات به ایران آنچنان آمریکا را خشمگین ساخته بود که دولت نتانیاهو را تهدید کرد در صورت تکرار این مساله دست به افشاگری بیشتری در باره روابط پنهانی بین دو رژیم نتانیاهو و روضه خوانان خواهد زد.[[15]] افزون بر آن، روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۸ ترسایی افشا ساخت که نفت اسرائیل از سوی ایران تامین می شود.[[16]]
ولی روابط میان این دو رژیم به روابط اقتصادی پایان نمی یابد، بلکه جمهوری اسلامی در خدمت اهداف زیاده خواهانه اسرائیلی ها و اشغال بیشتر سرزمین های فلسطینی و مهتمر مشروعیت بخشی به اسرائیل، نقش مهمی را ایفا کرده است. یکی از این خدمات، نزدیکتر ساختن اسرائیل به کشورهای عرب خلیج فارس بویژه عربستان سعودی است.
جمهوری اسلامی، با دست زدن به اختلافات مذهبی و آغاز جنگ میان شیعه و سنی، همه برنامه ها و تلاش های موفقیت آمیز نظام شاهنشاهی و شخص محمدرضاشاه در فرمانبردار ساختن کشورهای عربی منطقه از ایران را نقش برآب ساخت و امروز کشورهای عربی، از دوستان پیشین مبدل به دشمنان خونی و قسم خوردهٔ ایران و ایرانیان شده اند. در نتیجه، این مساله به اسرائیل یاری کرده است تا اعراب را به خود نزدیکتر سازد. اعراب بخاطر تنفر از ایرانیان، بمرور زمان دست از پشتیبانی فلسطینی ها دست کشیده و نسبت به جنایات اسرائیلی ها خاموشی اختیار گزیده اند که بدون هیچ گمانی روزی فرا خواهد رسید که نه تنها در خاموشی اعراب، اسرائیل بلندی های جلولان متعلق به سوریه را رسماً بخشی از سرزمین های خود بسازد، بلکه شاهد یک ائتلاف میان دو این دو پسر عموی دینی ولی دشمنان دیرینه یکدیگر بر ضد ایران نیز خواهیم بود.
از دیگر خدمات رژیم جمهوری اسلامی، بپاسازی حزب الله در راستای اهداف زیاده خواهانه اسرائیل می باشد.
گروه های تروریستی اسلامی حزب الله و حماس در خدمت اهداف زیاده خواهانهٔ اسرائیل
امروزه دو گروه شبه نظامی و تروریستی حزب الله لبنان و حماس بعنوان دو مخالف اصلی اسرائیل از سوی اسرائیلی ها به جهانیان عرضه شده اند. ولی مساله ای که بر اکثریت پنهان مانده است بر خلاف باور عام، هر دو گروه تروریستی اسلامی ساخت خود اسرائیلی ها می باشد، البته حزب الله به یاری رژیم جمهوری اسلامی و رونوشتی از حماس است.
الف: گروه تروریستی حماس
گروه تروریستی حماس (جنبش مقاومت اسلامی) در حقیقت ادامهٔ "مجمع اسلامی غزه" است که توسط یک اسلامگرای فلسطینی عضو اخوان المسلمین به نام شیخ احمد یاسین، بعنوان شاخه فلسطینی اخوان المسلیمن و آرمان آزادی کل خاک فلسطین از اشغال اسرائیلی ها در سال ترسایی۱۹۸۷ پایه گذاری شد.
پس از صدور قطعنامه شماره ۲۴۲ سازمان ملل متحد که اسرائیل را وادار می ساخت تا به مرزهای ۱۹۶۷ خود بازگردد، این مساله سیاست یاسرعرفات و ساف شد، تا دولت مستقل فلسطین را ایجاد کنند. از آن سوی، صور این قطعنامه و پیشی کردن سیاست سازس از سوی ساف، موجب خشم اکثریت اسرائیلی ها بویژه افراطی های دست راستی اسرائیلی که نهادهای امنیتی و نظامی اسرائیل را در اختیار خود داشتند شد و با اعتراض به این قطعنامه خواهان بیرون راندن همه فلسطینی ها از اسرائیل شدند. در چنین زمانی دولت اسرائیل بر آن شد تا سیاست "تفرقه انداز و حکومت کن" را در مورد فلسطینی ها پیشه کند و در این زمان بود که "مجمع اسلامی غزه" که امروزه حماس شده است و شاخه ای از اخوان المسلمین بود را در سال ۱۹۷۳ با تامین بودجه و تحت نام خیریه بپاساخت.
بر خلاف ساف که یک سازمان سکولار است، "مجمع اسلامی غزه" پایه هایش را بر روی افراط گرایی و بنیادگرایی اسلامی و تروریسم با شعار "نه به سازش" و "جنگ و کُشتار" بنا کرد و دیری نگذشت که به یاری دستگاه تبلیغاتی اسرائیلی ها، تشکیلاتی در برابر ساف قد علم کرد. ساف که برای نخستین بار دشمنی سرسخت تر از اسرائیلی ها را پیش روی خود یافته بود هر بیشتر تلاش کرد تا فلسطینی ها را قانع به ایجاد فلسطین از طریق گفتگو و صلح نماید، بیشتر مورد تنفر قرار گرفت و موجب شد تا برای نخستین بار شکافی میان فلسطینی ها در مبارزه با اسرائیلی ها ایجاد گردد.
افزون بر آن، اسرائیل در زیر پوشش "مجمع اسلامی غزه" یا در حقیقت حماس، چندین آموزشگاه اسلامی از جمله دانشگاه اسلامی غزه، چندین مسجد، مرکز اسلامی را بپا ساخت تا با شستشوی مغزی فلسطینی ها و ایجاد باورهای بنیادگرایی اسلامی در آنان، نخستین قربانی اش زنان فلسطینی بودند که وادار شدند تا قانون حجاب اجباری در غزه حاکم گردد، و سپس با ترغیب فسلطینی ها به جنگ مسلحانه بجای گفتگو وصلح، آنان در مقابل اسرائیلی ها قرار دادند تا در چشم جهانیان تروریست نشان داده شوند.
باری، ژنرال اسحاق سِگِو (Yitzhak Segev) فرماندار نظامی غزه نخستین کسی بود که از ساخت حماس توسط اسرائیل و کمک مالی به گروه "مجمع اسلامی غزه" وابسته به اخوان المسلین و شخص شیخ احمد یاسین برای انجام اهداف تروریستی در اسرائیل پرده برداشته بود.[[17]] پس از او و در تائید افشاگری اسحاق سِگِو، نیز اونر کوهن (Avner Cohen) در گفتگو با وال استریت جورنال در سال ۲۰۰۹ ترسایی، ساخت حماس توسط اسرائیل را "بزرگترین اشتباه احمقانه" در ۳۰ سال گذشته توسط اسرائیل.[[18]]
البته، اذعان به ساخت حماس توسط اسرائیلی ها محدود نمی شود و حتی آمریکایی ها هم اعتراف کرده اند، از جمله دیوید لانگ (David Long)، افسر امنیتی، کارشناس جهان عرب و رئیس بخش خاورمیانه در وزارت امور خارجه آمریکا در دولت ریگان، در گفتگو با رابرت دریفوس اعلام کرد: "من فکر می کردم اسرائیلی ها در حال بازی با آتش هستند. متوجه نشدم که سرانجامش ساخت یک هیولا بود."[[19]]
در هر روی، زمانی که سوددهی یاسین به پایان رسید، در روز دوشنبه ۲۲ مارس ۲۰۰۴، برابر با ۲ فروردین ۱۳۸۳ توسط یک هلیکپوتر آپاچی اسرائیلی به هلاکت رسید.
در این بخش جای دارد تا به نقش اخوان المسلمین و ساخت و وابستگی اش به نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غربی و صهیونیستی اشاره شود.
ب: گروه تروریستی اخوان المسلمین در خدمت اهداف غرب و صهیونیسم جهانی
گروه بنیادگرایی اسلامی 'اخوان المسلمین'، در سال ۱۸۸۰ توسط دولت بریتانیا، در راستای طرحی بنام "استراتژی دوران تاریک نو" (New Dark Age Strategy)، در زیر نظر "کانون های صوفی فراماسونری اسکاتلند" (دومین لُژ بزرگ بریتانیا، پس از لُژ بزرگ انگلستان) و با هدایت، سمت دهی و راهنمایی اتاق فکرهایی که تحت نام پژوهش و اسلامشناسی در دانشگاه های آکسفورد و کمبریج فعالیت داشتند پدید آمده بود.[[20]]
طرح "استراتژی دوران تاریک نو" بر این اساس بود که بریتانیا (آن زمان امپراتوری شماره یک جهان بشمار می رفت)، با گسترش و بهره وری از بنیادگرایی اسلامی بعنوان یک ابزار استعماری، کشورهای مسلمان آسیای غربی را نه تنها همواره عقب مانده نگه داشته و از پیشرفت آنان جلوگیری کند، بلکه نظام و جنبش هایی که کشورهایشان موجب ترقی و پیشرفتشان می شده است را در بطن خفه و سرکوب و هر گونه خطری را که مستعمراتش در منطقه و شبه قاره هند تهدید می کرد دفع و برطرف سازد.[[21]] پس از جنگ جهانی دوم، هدایت اخوان المسلمین و شعبات مذهبی و فرقه ای آن، به عهده اینتلیجنس سرویس بریتانیا (SIS - Secret Inteligence Service) سپرده شد که برنارد لوئیس از SOAS و آکسفورد وظیفه راهبردی آن را تا پیش از مهاجرت به آمریکا بر عهده داشت و امروزه از راه دور آن را هدایت و رصد می کند.
امروزه این گروه بنیادگرایی اسلامی، مبدل یک سازمان پیچیده و مخوف جهانی شده است، که با مرکزیت در چندین کشور اروپایی و آمریکای شمالی، در زیر چتر چندین اندیشکده و نهاد اطلاعاتی اروپایی در راستای اهداف نه تنها بریتانیا، بلکه همه کشورهای غربی و اسرائیل فعالیت می کند.
یکی از خدمات بیشمار اخوان المسلیمن به صهیونسیم جهانی که ادعا شده برنارد لوئیس مسئول ساخت آن بوده است، جایگزینی "یهودی ستیزی" بجای "صهیونیست ستیزی" بوده است. بگفته ای دیگر، خود صهیونسیم جهانی، با یورش به کیش یهودی، یهودیان و همزمان یورش به موجودیت اسرائیل، "یهودیت و اسرائیل" و سپس در دفاع از آن برخاستن، آندو را به یکدیگر گره زده و هر کسی که امروز اسرائیل را نقد کند، بیدرنگ مُهر "یهودی ستیز" (Anti-Semitism) بر او زده می شود.
باری، "فدائیان اسلام" در ایران شاخه شیعی اخوان المسلمین است که حزب الله لبنان از آن زاده شده است.
پ: گروه تروریستی حزب الله
گروه حزب الله از روز نخست پایه گذاریش توسط جمهوری اسلامی مدعی شده است که بالاترین ضربات را بر پیکر اسرائیل وارد ساخته است، ولی حقایق و شواهد نشان می دهد این گروه که در حقیقت رونوشتی از حماس است، تا به امروز نه تنها هیچ آسیبی به اسرائیل وارد نساخته است، بلکه آن کشور را مبدل به یک غول سیاسی و نظامی در جهان ساخته و در سرکوبی فلسطینی ها و اشغال سرزمینشان از سوی صهیونیست ها یاری رسانده است.
جمهوری اسلامی، بجز بهدر دادن ده ها میلیار دلار دارایی های ملت ایران در جنوب لبنان برای بازسازی و رفاه شیعیان آن کشور، نیز سالیانه مبلغی میان ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار از دارایی های ملت ایران را خرج حزب الله می کند[[22]]، تا در یک جنگ نمایشی با اسرائیل، جهانیان را به تماشای بزرگترین تعزیه سیاسی در جهان بنشانند.
ت: خدمات سیاسی حماس و حزب الله به اسرائیل
نخستین خدمت حزب الله به اسرائیل، خدمت سیاسی و خارج ساختن سازمان جنبش آزادی فلسطین (ساف) از صحنه مبارزاتی بر علیه اسرائیل بوه است.
ساف یک سازمان سکولار بشمار می رفت که از آغاز دهه ۸۰ میلادی از مبارزات خود را علیه اسرائیلی ها از نظامی به سیاسی تغییر داده و برای اجرای "طرح دو کشور" فعالیت می کرد، برای خود وجهه ای قانونی و مشروع درنزد جهانیان بدست آورده بود که این مساله برای اسرائیلی ها سرطان و خطری در ایجاد یک فلسطین مستقل بشمار می رفت زیرا که سرانجام اسرائیل را وادار می ساخت را تا به مرزهای تعیین شده ۱۹۶۷ یا بگفتهٔ نتانیاهو، "مرزهای خودکشی" باز گردد. در نتیجه اسرائیلی ها و در کل صهیونیسم جهانی بحرکت در آمد و برای خنثی سازی ساف، دست به ساخت دو گروه تندرو و بنیادگرای اسلامی حماس و حزب الله لبنان زد.
این دو گروه که خشونت و خونریزی و مبارزات مسلحانه، را سرمشق مبارزات خود ساخته بودند، نخست با ایجاد شکاف و جدایی میان فلسطینی ها نه تنها ساف را از صحنه سیاسی و مبارزاتی برون راندند، بلکه با فعالیتهای تروریستی خود، فلسطینی ها در چشم جهانیان از ملتی که برای آزادی سرزمین های خود از اشغال اسرائیلی ها مبارزه می نمودند به مردمانی تروریست و خشونت جو تغییر داده و اسرائیلی ها که هویت آنان خشونت، اشغالگری و نژادپرستی می باشد را ناگهانی مبدل مردمی صلحجو و مظلوم که قربانی تروریسم اسلامی قرار دارند ساختند.
این مظلوم نمایی که به رژیم اشغالگر که در پی حفظ وضعيت و موجودیت خود بوده است، یاری رسانی کرده است تا نه تنها به کشتار و زورگویی و برنامه های زیاده خواهانه اش مشرویت داده، بلکه بهانه برای افزایش آن دادند تا تحت نام دفاع از یهودیان قربانی تروریسم، به سرزمین های بیشتر فلسطینی ها دستیازی کرده و به به فراخی و گسترش سرزمین های اشغالی خود بویژه نوار غزه یاری رساند. نوار غزه بزرگترین سد در راه دستیابی اسرائیل و غرب در ساخت کانال بن گورین[[۱۶]] می باشد (نقشه سمت چپ) و یکی از شوندهای ساخت حماس، یورش های تروریستی آن گروه و بهانه ای بدست اسرائیل دادن خواهد بود، تا از از طریق جنگ و پاکسازی نژادی، نوار غزه را متعلق به خود سازد. افزون بر آن تا ساخت آن کانال، ایجاد حماس و حزب الله برای اسرائیلی ها منبع درآمدی هم شده اند که به رشد اقتصادی اسرائیل یاری رسانده اند.
برای نمونه، در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی سالیانه مبلغی میان ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار از دارایی ها ملت ایران را صرف حزب الله می سازد، اسرائیل در مقابل و باصطلاح بخاطر رویارویی با این گروه تروریستی، سالیانه مبلغی بالای ۳ میلیارد دلار از دولت آمریکا[[۱۷]] و ۴ میلیارد دلار از کشورهای اروپایی و لابی های صهیونست جهانی کمک دریافت می نماید تا از خود در برابر خطر حزب الله دفاع کند.[[۱۸]]
نیز بایستی افزوده شود، اسرائیلی ها در مظلوم نمایی خود، از زمان پدید آمدن حزب الله تا به امروز، از آمریکا مبلغی بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برای امور شهروندی دریافت کرده است،[[۱۹]] که در صورت نبود و پایان یافتن حزب الله همه این کمک ها به اسرائیل قطع خواهد شد. البته، بجز یاری رسانی به اقتصاد اسرائیل، نیز به تبدیل آن کشور به یک ابرقدرت نظامی در منطقه یاری نموده است.
آمریکا بجز کمک های یاد شده در بالا، تاکنون مبلغی بالای ۱۴۰ میلیارد دلار کمک نظامی[[۲۰]] به اسرائیل کمک کرده است تا با خطرات و تهدیدات نظامی حزب الله که آن کشور را تهدید می کند، بویژه حزب الله رویاروی کند، که همه ی این پول دریافتی خرج، فناوری های نظامی و خرید جنگ ابزارهای نو و پیشرفته شده است! این کمک ها امروز موجب شده است تا اسرائیل نه تنها به پیشرفته ترین سلاح های جنگی در جهان مسلح شود، بلکه در همهٔ زمین های تکنولوژی نظامی پیشرفت و مبدل به یکی از بزرگترین فروشندگان ابزار آلات جنگی به کشورهای گوناگون جهان شود.
پایان سخن
"اگر دیکتاتوران و آزادیخواهان، گاهی زمان ها سخنانشان همسو می شوند، دلالت بر آن ندارد که هر دو در یک مسیر و برای رسیدن به یک هدف تلاش می کنند،"
- این نگارنده
شوربختانه جنگ زرگری و تئاتر روحوضی دو رژیم جمهوری اسلامی و اسرائیل، بخشی بزرگی از مردمان جهان از جمله ایرانیان هوادار و مخالف رژیم را شیفته خود ساخته است و باور کرده اند که این دو موجودیت نامشروع و ضدانسانی دشمن یکدیگر می باشند، که ریشه در نیاندیشیدن، زودباوری (ساده لوحی) و عدم سواد و بینش سیاسی آنان دارد. ولی از نگونبختی روزگار، بسیاری از ایرانیان مخالف رژیم که خود را نیز فعال سیاسی می خوانند و می بایستی قاعدتاً دارای یک شم و هوش سیاسی باشند، آنان نیز در کمال ساده لوحی به تله دستگاه های تبلیغاتی این دو رژیم افتاده اند که شمار بالایی از عده حتی فراتر رفته و دست به بیگانه پرستی و دوست پنداشتن اسرائیلی ها زده اند. البته بایستی اذعان داشت، شوربختانه بیگانه پرستی در وجود شمار بالایی از ایرانیان مسلمان/مسلمان زاده نهادینه شده است، زیرا که ۱۳۰۰ و اندی سال است خدایشان، پیامبرشان، کتاب مقدسشان، دین و مذهبشان و حتی نام هایشان بیگانه است.
در نتیجه، تا زمانی که در درون خود و ملت مان یک انقلاب فرهنگی بپا نسازیم این داستان تلخ همچنان ادامه خواهد داشت و نه تنها، در کمال نادانی دشمن را دوست پنداشته و دوست را دشمن، بلکه کشورهای بیگانه سرنوشت ما را برایمان قلم خواهند زد و رژیم های استبدادی و ایرانستیزتری را یکی پس از دیگری در کشورمان بر سر کار خواهند آورد.
به امید بیداری!
شاپور سورنپهلو
به روز رسانی: ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۴
بُن مایه ها و پی نوشت ها
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - The Zionist Plan for the Middle East: The Israel of Theodor Herzl (1904) and of Rabbi Fischmann (1947)
2 - Suren-Pahlav, S. "Cyrus the Great, "The Father and Liberator"- CAIS Online - https://www.cais-soas.com/CAIS/History/hakhamaneshian/Cyrus-the-great/cyrus_the_great.htm
3 - Magree, M.D., "Persia and the creation of Judaism" - CAIS Online: https://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/non-iranian/Judaism/Persian_Judaism/Persia_created_judaism.htm
4 - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، اسرائیل و آمریکا نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
5 - http://www.timesofisrael.com/a-generation-ago-israelis-found-paradise-in-iran
6 - به مقاله دکتر کاوه احمدی علی آبادی تحت عنوان "چرا و چگونه موساد، شاه را سرنگون كرد!"، مراجعه شود: http://www.iranglobal.info/node/6909
7 - Talmon, S., "Recognition of Governments in International Law: With Particular Reference to Governments in Exile", Oxford (1998) pp.1-4
8 - ICJ Advisory Opinion of 22 July 2010, p.84: http://www.icj-cij.org/docket/index.php?p1=3&p2=4&k=21&case=141&code=kos&p3=4
9 - (1974) Digest of U.S. Practice in International Law at 13
10 - http://www.voanews.com/content/iran-netanyahu-speech-islamic-state-islamic-world/2467026.html
11 - Rabbi Aviner: I was sent by Mossad to Iran - https://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-4345371,00.html
12 - http://www.wrmea.org/1986-november/israeli-arms-sales-to-iran.html
13 - Scott, P., "The Iran-Contra Connection: Secret Teams and Covert Operations in Reagan Era", South End Press, (1987), pp. 169-174
14 - Parsi, T., "Treacherous Alliance: The secret dealings of Israel, Iran and the United States", Yale University Press (2007). p. 106
15 - US investigates illegal military equipment shipments from Israel to Iran - https://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/israel/10649567/US-investigates-illegal-military-equipment-shipments-from-Israel-to-Iran.html
16 - ساخت کانال بن گورین که دریای سرخ را به مدیترانه پیوند خواهد داد را اسرائیلی ها بیاری آمریکا، بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۶۳ ترسایی طراحی کرده اند. با ساخت ساخت این کانال، نه تنها دست مصر و جهان عرب را از روی کنترل بر روی منطقه که کانال سوئز را در اختیار خود دارند را برای همیشه قطع خواهند شد، نیز در آمد چشمگیری برای این چهار کشور بویژه اسرائیل بهرامه خواهد آورد. ولی مشکل اساسی که این طرح با آن روبرو می باشد، نوار غزه است که نهایتاً با جنگ و خونریزی و قلدربازی آن را ضمیمه اسرائیل خواهند ساخت.
17 - http://www.theguardian.com/commentisfree/2008/apr/04/israelstehranconnection
18 - David K. Shipler, "Under Gaza's Calm Surface: Death, Drug, Intrigue", The New York Times, 28 March 1981
19 - Andrew Higgins, "How Israel Helped to Spawn Hamas", The Wall Street Journal, 24 January 2009 - http://online.wsj.com/news/articles/SB123275572295011847
20 - https://www.c-span.org/video/?190584-1/devils-game&start=3180#!
21 - 'Mulim Brotherhood London's Shoctroops of the New Dark Ages', Executive Intelligence Review (EIR), Vol. 6, No 1, May 8-14, 1979, p.15
22 - برای اطلاعات بیشتر به کتاب زیر مراجعه شود:
Schitzner, C., "The New Dark Ages Conspiracy: Britain's Plot to Destroy Civilization", New Benjamin Franklin House (1980).
24 - http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/hezbollah-finances-funding-the-party-of-god
25 - USA International Business Publications, "Jewish Lobby in the United States Handbook: Organization, Operations, Performance" (2009).
26 - http://www.jewishvirtuallibrary.org/jsource/US-Israel/U.S._Assistance_to_Israel1.htm
27 - http://mearsheimer.uchicago.edu/pdfs/A0040.pdf
≠
