شوربختانه سالیانیست که برخی از ایرانیان میهنپرست و گرانمایه امان، واژه نادرست "پندار نیک" را بجای "اندیشه نیک" بکار میبرند. بکاربردن واژه "پندار" در جای "اندیشه" پاسداشت نیست، بلکه یک ناسزا و دشنام نه تنها به دین بهی و بهدینان، به فرهنگ پربار ایران نیز میباشد.
در دین بهی هر مزداپرستی خود را به سه نشان درونی (که پایه و اساس دین بهی میباشند) بایستی بیارآید. این سه نشان یا بایسته مزدایی بزبان اوستایی "هومَت َ هوخَت َ و هورشَت َ" به چم اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک میباشند.
بایسته 'هومَت َ (کماسه = خنثی) با آمیزش دو واژه 'هو' و 'مَت َ' ساخته شده است. این واژه بچم اندیشه نیک، اندیشه ورجاوند و نیز آهنگ (نیّت) نیک است. بخش نخست 'هو' یک واژه پیشوندی به چم 'خوب، نیک، زیبا، پسنده و رسا' است، و نیز بندرت 'اگرچه و کمتر' هم معنی میدهد. بخش دوم واژه '- مَت َ' بچم اندیشه است.
واژه "پندار" در زبان فارسی (از پنداشتن) از واژه های 'نایی' (منفی) بشمار میرود که برابرهای آن در فارسی امروزه: ۱. گمان، ظن، وهم. ۲. سوظن، بدگمانی. ۳. فکر، اندیشه، ۴. خود را بزرگ پنداشتن، خودبینی و خود پسندی [دکتر محمد معین، فرهنگ فارسی، جلتای ۱، برگ ۸۲۲ (تهران ۱۳۷۵)] میباشد.
این واژه برگرفته از (پهلوی: پَت اِیت داشتن) که خود از واژه اوستایی "پَئیری" ریشه گرفته است. درتمام بن مایه های دینی بهدینان "پَئیری" هماره همراه با "مَئیتی" آمده است، " پَئیری مَئیتی" به چم 'بدگونه اندیش' یا بزبانی ساده تر 'خیال پردازو متوهم' است، که آنهم یک واژه نایی است.
نیاکان آزاده ما به پیشوایی کورش بزرگ که یک مزداپرست راستین بود، نخستین و یگانه امپراتوری 'دلها و اندیشه ها' را در جهان بر پایه و اساس 'خیال پردازی' بنیان نگذاشتند - و من بدور میبینم که امروز نیز ایرانیان برای گسترش فرهنگ 'بداندیشی، خیال پردازی و توهم' کمر بسته باشند! باری، آزادی و بهروزی ایران و ایرانی در گرو "نیک اندیشی" است، نه "خیال پردازی و توهم".
پیروز و سرافرازباد ایران و ایرانی.
شاپور سورنپهلو
۲۷ آبانماه ۱۳۸۹
November 10, 2010
.
