پژوهشی در شناسایی تاریخ دقیق زادروز فردوسی پاکزاد

این نگاشته نخست در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۰۶ ترسایی به زبان انگلیسی در تارنمای کانون پژوهش های ایران باستان، دانشگاه لندن منتشر شد.[*] این نوشتار، برگردان به پارسی وچکیده آن نگاشته میباشد.
پیشگفتار
با آنکه بهخاطر میهنپرستی و درایت رضاشاه بزرگ که با برگزاری 'کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی' در سال ۱۳۱۳ روز ویژهای برای بزرگداشت فرزانهٔ توس و شاهکارش برگزیده شد تا ملت ایران آن را جشن گیرند، ولی شوربختانه هیچ سخنی از روز زادروز آن بزرگمرد ایرانی بمیان نیامده است. این سهل انگاری که تا اندازهای نابخشودنی ست، متوجهٔ فردوسیشناسان و شاهنامهپژوهان میشود که تاکنون بدان توجه نکرده اند، در نتیجه این نگاشته با هدف یافتن تاریخ دقیق فردوسی بزرگ فراهم شده است، که با پژوهش بر روی شاهنامه، تاریخ، زرتشتیشناسی و گاهشماری انجام شده است.
در نخستین گام برای یافتن تاریخ دقیق زادروز فردوسی بزرگ، بایستی راستیها را از دروغها و ناسرهها جدا و روشن ساخت. این دسته دروغها وناسرهها افزودههایی میباشد که توسط شاهنامهنویسان در سدههای پس از فردوسی و در جریان رونوشتبرداریها به شاهنامه افزوده شده اند.
۱. دستبرد در شاهنامه بدست ایرانیان مسلمان و شیعه
بیش از ده سده از آفرینش شاهنامه گذشته است و در این گذارا، شاهنامه بارها توسط شاهنامهنویسان رونویسی و رونوشتبرداری شده است، بهویژه آنکه کهنترین شاهنامهای که امروز در دست میباشد، نامی به 'شاهنامه فلورانس' متعلق به سال ۱۲۱۷ ترسایی و ۲۰۰ سال پس از پایان یافتن شاهنامه نوشته شده و در برگیرنده نیمی از شاهنامه اصلی است. در نتیجه، پیدا شدن لغزشهای غیرعمد در زمان این رونوشت برادریها را نه تنها بایستی انتظار داشت بلکه بایستی توجه داشت که کاستهها، افزودهها و ویرایشها توسط شاهنامهنویسان مسلمان و معتصب مذهبی، نیز در آن رونوشتبرداریها، نقش ایفا کرده اند. بنابراین، بدور از تعصب، بایستی با اطمینان اعلام کرد که شاهنامهای که امروز در دست میباشد، با شاهنامهای که فردوسی آفریده بوده است، نه آنکه کتاب متفاوتی، بلکه تفاوتهایی دارد. از آن روی هم در یک سده گذشته، شاهنامهپژوهان نوین تلاش کرده اند تا با پژوهشهای گسترده این لغزشها، کاستهها، افزودهها و ویرایشها در شاهنامهٔ را یافته و شاهنامهای نزدیک به شاهنامهٔ اصلی را ارائه دهند - هر چند که ابیات و مصراعی که حذف شده اند، را نمیتوان نونویسی و بازسازی کرد.
علت اصلی که موجب این دستبردها در شاهنامه شده است، تلاش ایران مسلمان بهویژه شیعه، در جازدن فردوسی بعنوان یک مسلمان شیعه بوده است. ولی فردوسی، همانند بسیاری دیگر از میهنپرستان آن زمان، بیزار از تازیان و کیش آنان که به زور شمشیر در گلوی ایران فرو شده بوده و شاهنامهٔ فردوسی و پاکسازی زبان پارسی از واژههای تازی و تلاش او در زنده سازی "هویت و غرور ملی" - و گذشته از بهکاربری مستمر واژههایی همچون "خدا"، "خرد". "نیکی" و "راستی" که زیربنا و ویژهٔ دین بهی (زرتشتی) است و نیز آغاز شاهنامه که با "پیدایش جهان" براساس اساتیر ایرانی ارائه داده شده است نه سنت اسلام و قرآن، بهترین نشانهها میباشند، نیز برخی از ابیاتی که مسلمان و شیعه بودن فردوسی قلمداد شده است، به یکسان در همه شاهنامهها یافت نمیشود، این در حالیستکه بخشهای دیگر در همه شاهنامهها موجود است.
در این میان، سرآغاز شاهنامه نیز نشانهای درخور توجه از جهانبینی ایرانی فردوسی است. او شاهکار خویش را با «به نام خداوند جان و خرد» آغاز میکند، نه با عبارت آشنای اسلامی «بسم الله الرحمن الرحیم» که برگردان پارسی آن میتوانست «به نام خداوند بخشنده و مهربان» باشد. فردوسی با این گزینش، «جان» و «خرد» را در آغاز سخن خویش نشانده است و این را نمیتوان تنها آرایش شاعرانه دانست. «خرد» در فرهنگ دینی و اندیشهٔ ایران باستان جایگاهی ویژه دارد. در نوشتهٔ پهلوی «دادستان مینوی خرد» (Dādestān ī Mēnōg ī Xrad)، «مینوی خرد» با اورمزد، آفرینش و بازشناسی راه درست از نادرست پیوندی نزدیک دارد. مری بویس، ایرانشناس و پژوهندهٔ دین بهی، در بررسی همین نوشته جایگاه خرد را در راهنمایی آفرینش و داوری اخلاقی روشن ساخته است (Boyce, 1979, pp. 136–137).[[10]] البته این سخن بهتنهایی ثابت نمیکند که فردوسی پیرو کدام کیش بوده است، ولی در کنار پاسداری او از زبان پارسی، بازآفرینی تاریخ ایران و بهکارگیری نامهای باستانی روزها و ماهها، نشان میدهد که برای شناخت اندیشه و گاهشماری او بایستی پیش از هر چیز به میراث ایرانیای که در شاهنامه زنده نگاه داشته است بازگشت.
یکی از این افزودهایی که در بسیاری از شاهنامههای کهن یافت نمیشود و از سوی متعصبین مذهبی به شاهنامه افزوده شده است، ابیات زیر میباشند:
که خورشید بعد از رسولان مه / نتابید بر کس ز بوبکر به
عمر کرد اسلام را آشکار / بیاراست گیتی چو باغ بهار
پس از هر دوان بود عثمان گزین / خداوند شرم و خداوند دین
چهارم علی بود جفت بتول / که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم در ست / درست این سخن قول پیغمبرست
گواهی دهم کاین سخنها ز اوست / تو گویی دو گوشم پرآواز اوست
علی را چنین گفت و دیگر همین / کزیشان قوی شد به هر گونه دین
نبی آفتاب و صحابان چو ماه / به هم بستهٔ یکدگر راست راه
منم بندهٔ اهل بیت نبی / ستایندهٔ خاک و پای وصی!
از آن روی، در زمان برخورد با واژهها و تاریخهایی که در شاهنامه اشاره شده که بوی و نشان از تازی بودن دارند را بایستی جزو آن افزودهها دستهبندی کرد و شامل پژوهش خود نکرد. پس از درک این مهم و همواره در دید داشتن آن، در نخستین گام برای یافتن تاریخ دقیق زادروز فردوسی بزرگ، بایستی از سال زاده شدن او و از پایان شاهنامه آغاز نمود.
۲. سال زاده شدن
فردوسی در داستان پادشاهی یزدگرد سوم که بخش پایانی شاهنامه میباشد به روشنی به ما میگوید که او به سال هفتاد و یکم زندگی خویش رسیده بوده است؛ عبارتی که لزوماً به معنی سپری شدن ۷۱ سال کامل نیست: "چو سال اندر آمد به هفتاد و یک / همی زیر بیت اندر آرم فلک"
و سپس روز پایان دادن شاهنامه را روز 'ارد (اشی) از ماه اسفند' ثبت کرده است، که در گاهشماری باستانی، بیست و پنجمین روز ماه اسفند است، ولی لزوماً با ۲۵ اسفند در گاهشماری هجری خورشیدی امروزی برابر نمیشود: "سرآمد کنون قصهٔ یزدگرد / به ماه سفندار مد روز ارد"
باری، اکنون روز و ماه آن روشن شده است، ولی اگر نتوانیم سال پایان رسیدنش را روشن سازیم، نخواهیم توانست سن او را با در نظر گرفتن معنای دقیق «هفتاد و یک» به کار گیریم تا سال زاده شدن او آشکار شود و نخستین مشکل بر سر این تاریخ، مصرع یکم در بیت زیر میباشد که پس از بیت بالا آمده و سال ۴۰۰ هجری قمری(!) را ذکر میکند: "ز هجرت شده پنج هشتادبار / به نام جهانداور کردگار"
این بیت از دیدگاه این نگارنده دو پرسش اساسی دربارهٔ اصالت آن پدید میآورد: نخست بهکاربری «هجرت» و دیگر نشاندن «پنج هشتادبار» در کنار مصرع پیشین «به ماه سفندار مد روز ارد».
این بیت مدعی میشود که شاهنامه در سال پنج هشتادبار (۵×۸۰=۴۰۰) یا ۴۰۰ هجری قمری به پایان رسیده است. بهگفتهای دیگر گاهشماری که در این بیت بهکار برده شده «هجری قمری» میباشد که بر پایه گردش ماه محاسبه میشود، ولی در بیت پیشین «روز ارد از ماه اسفند» از گاهشماری ایرانی با روزهای نامدار بهره گرفته شده است. آندو دو شیوهٔ جداگانهٔ تاریخگذاری اند؛ نشاندن آنها در کنار یکدیگر بهخودیخود ناممکن نیست، ولی از دیدگاه این نگارنده باید روشن شود آیا چنین آمیزشی از آن فردوسی است یا دستبرد رونوشتبرداران.
دو دیگر، در روزگار فردوسی گاهشماریها و شیوههای تاریخگذاری گوناگون، از جمله گاهشماریهای ایرانی و دیوانی و هجری قمری، در کنار یکدیگر رواج داشتند و نمیتوان از وجود یک گاهشماری اداری یکپارچه سخن گفت. با این همه، در گاهشماری باستانی ایران که موضوع این پژوهش است، دوازده ماه سال به ۳۰ روز بخشبندی شده و هر روز نام ویژه داشته[[1]] و با افزودن پنج روز پنجه، سال ۳۶۵روزه پدید میآمده است. این سال بدون کبیسهگیری منظم در برابر فصلها جابه جا میشد و نباید آن را با گاهشماری وابسته به هموگانِ [:اعتدال] بهاری یکسان دانست.
سه دیگر، در شاهنامه نامهای روز و ماه از سنت باستانی ایرانی برگرفته شده است و برای محاسبهٔ این تاریخها باید گاهشماری «یزدگردی»[[2]] را، با توجه به شیوهٔ پیش و پس از جابهجایی پنجه، مبنا قرار داد. وجود اصلاحی در سال ۱۰۰۶ ترسایی بهتنهایی ثابت نمیکند که آن اصلاح در توس و سراسر خراسان نیز به یکسان پذیرفته شده بوده است.
چهار دیگر، اساس و ماهیت شاهنامه، از دیدگاه این نگارنده، گویای تازیستیزی فردوسی و انزجار او از کیش اشغالگران و کوشش او برای پاسداری از سنت ایرانی است. چنین شخصیتی بعید است تاریخ زندگی خود را بر «گاهشماری تازیان» (قمری) بنا نهاده باشد. از این روی، بهکاربری واژهٔ «هجرت» از سوی فردوسی به باور این نگارنده پذیرفتنی نیست و احتمال میرود از سوی شاهنامهنویسان مسلمان پس از او در شاهنامه گنجانده شده باشد تا او را مسلمان و شیعه جا زنند. این برآورد، دلیل پژوهش برای کنار نهادن این بیت از مبنای محاسبه است، نه آنکه هر اشارهٔ اسلامی خود به خود اثبات کنندهٔ افزودگی باشد.
اکنون اگر بنا را بر آن گذاشته شود که عدد ۴۰۰ را خود فردوسی در شاهنامه نوشته بوده ولی «هجرت» را شاهنامهنویسان بدان افزوده اند، باز هم نمیتوان بیدلیل نتیجه گرفت که فردید فردوسی از سال ۴۰۰ شهنشاهی/یزدگردی بوده است؛ زیرا سال ۴۰۰ یزدگردی در چرخهٔ ۳۶۵روزه به حدود ۱۰۳۱–۱۰۳۲ ترسایی میرسد و با سالهای زندگی شاعر همخوان نیست. از این روی، به باور این نگارنده عبارت مربوط به ۴۰۰ را نیز نبایستی مبنای تعیین تاریخ قرار داد. برای روشن شدن سال زاده شدن، بایستی به بیتهای دیگر شاهنامه بازگشت، بهویژه بخش «اندر ستایش محمود غزنوی» در سرآغاز داستان جنگ کیخسرو با افراسیاب.
فردوسی در این بخش به سن خود اشاره میکند. در تصحیح خالقی مطلق «پنجاه و هشت» آمده است که نگارنده آن را برمی گزیند؛ ولی چاپ مسکو «پنجاه و هفت» دارد و این اختلاف را نباید نادیده گرفت.[[9]] به برداشت نگارنده، زمانی که فردوسی به سن پنجاه و هشت سالگی رسیده بوده است، 'یمینالدوله ابوالقاسم محمود بن سبکتگین' نامی به محمود غزنوی بر تخت سلطنت نشسته بوده است:
- "ابوالقاسم آن شهریار دلیر / کجا گور بستاند از چنگ شیر
جهاندار محمود کاندر نبرد / سر سرکشان اندر آرد بگرد
. . . .
بدانگه که بد سال پنجاه و هشت / نوانتر شدم چون جوانی گذشت
فریدون بیدار دل زنده شد / زمین و زمان پیش او بنده شد
.....
جهاندار محمود خورشیدفش / به رزم اندرون شمشیرکش"
محمود غزنوی به برداشت این نگارنده در دو برههٔ جداگانه به قدرت دست یافته بود، نخستین بار در سال ۹۹۷ ترسایی[[3]] به نام «امیر» و سپس در سال ۱۰۰۲ ترسایی به نام «سلطان». به گمان زیاد اشارهٔ فردوسی به مرحلهٔ نخستین و سال ۹۹۷ است، هرچند خود بیت آن سال را به روشنی نام نمیبرد. بر این اساس، با کاهش ۵۸ از ۹۹۷، سال زاده شدن او ۹۳۹ ترسایی به دست میآید. در چاپ مسکو، که عدد ۵۷ را برگزیده است، همین تفریق به ۹۴۰ ترسایی میرسد. البته بایستی ذکر کرد که زنده یاد شاپور شهبازی سال ۹۴۰ و روز ۳ دی ۳۰۸ یزدگردی (۳ ژانویهٔ ۹۴۰ ترسایی) را برآورد کرده بود،[[5]] ولی به باور این نگارنده این برآورد، از جمله بهخاطر پذیرفتن واژهٔ «آدینه» و محاسبهٔ جایگاه پنجه، با ایراد روبه روست و در سطور پایین تر بدان پرداخته خواهد شد.
در این میان، نسخهٔ فلورانس پشتیبانی مهم دیگری از خوانش «پنجاه و هشت» به دست میدهد. این دستنویس که در ۳۰ محرم سال ۶۱۴ هجری قمری (۹ مه ۱۲۱۷ ترسایی) نوشته شده، کهنترین نسخهٔ تاریخدار شناختهشدهٔ شاهنامه است و در کتابخانهٔ ملی مرکزی فلورانس با نشانۀ Magliabechiano III.24 نگهداری میشود. نسخهٔ فلورانس در دسترس فراهمآورندگان چاپ مسکو نبود، ولی خالقیمطلق از آن در تصحیح خویش بهره گرفته است. بر پایهٔ دستگاه نسخهبدلِ خالقیمطلق، این دستنویس نیز در بیت یادشده خوانش «پنجاه و هشت» را پشتیبانی میکند؛ همان عددی که او در متن اصلی نشانده است، نه «پنجاه و هفت» چاپ مسکو (فردوسی، ۱۳۷۳ [۱۹۹۴]، جلد ۴، ص ۱۷۲).[[11]] از این روی، برگزیدن ۵۸ تنها برای رسیدن به سال ۹۳۹ نیست، بلکه پشتوانهای کهن در دستنویسها دارد. البته نسخهٔ فلورانس تنها بخشی از شاهنامه را در بر دارد و به داستان شاپور دوم، که بیت «آدینه» در آن آمده، نمیرسد؛ بنابراین خودِ این نسخه بهطور مستقیم چیزی دربارهٔ بودن یا نبودن واژهٔ «آدینه» در آن بیت نمیگوید.
اختلاف میان «پنجاه و هشت» در نسخهٔ فلورانس و تصحیح خالقیمطلق با «پنجاه و هفت» در چاپ مسکو، گمان دیگری را نیز پیش میآورد: آیا ممکن نیست یکی از شاهنامهنویسان پسین، عدد ۵۸ را به ۵۷ دگرگون کرده باشد تا سن فردوسی با واژهٔ «آدینه» در بیتِ هرمزد بهمن سازگار شود؟ بر پایهٔ برداشتی که در این پژوهش از پیوند سخن فردوسی با سال ۹۹۷ ترسایی شده است، خوانش ۵۸ ما را به سال زاده شدن ۹۳۹ میرساند و هرمزد بهمنِ شصتوسهسالگی او را در سال ۳۷۰ یزدگردی، برابر با پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۱۰۰۲، قرار میدهد. ولی خوانش ۵۷ سال زاده شدن را به ۹۴۰ میبرد و هرمزد بهمنِ شصتوسهسالگی را در سال ۳۷۱ یزدگردی، برابر با جمعه ۲۱ ژانویهٔ ۱۰۰۳، مینشاند. پس این تفاوت یکساله، درست با اختلافِ «پنجشنبه» و «آدینه» پیوند پیدا میکند. این همخوانیِ عدد ۵۷ با آدینه، بهتنهایی گواه اصالت واژهٔ آدینه نیست؛ زیرا خودِ عدد ۵۷ نیز یکی از خوانشهای اختلافی است. در عین حال، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت که این دگرگونی بهدست کدام رونوشتبردار، در چه زمانی یا با چه انگیزهٔ دینی انجام شده است. این احتمال، موضوعی شایستهٔ بررسی نسخههاست و برهان مستقل بر دستبردِ عمدی شمرده نمیشود.[[12]]
در جمع بندی سطور بالا بایستی تصحیح کرد که اعلام تاریخ چهارشنبه ۲۵ اسفندماه سال ۳۳۰ خورشیدی برابر با ۱۵ مارس سال ۹۵۲، به عنوان تاریخ پایان شاهنامه، در نوشتهٔ نخستین نگارنده لغزشی آشکار بوده است. شاعری که در سال ۹۳۹ زاده شده و به سال هفتاد و یکم زندگی رسیده است، نمیتواند در ۹۵۲ شاهنامه را پایان داده باشد. پایان کار باید در حوالی سال ۱۰۱۰ ترسایی بررسی شود؛ اما «روز ارد از ماه اسفند» را نیز نمیتوان بی بررسی جای پنج روز پنجه، با یک تاریخ امروزی برابر گرفت. برای نمونه، اگر سال ۳۷۸ یزدگردی مبنا باشد، روز اردِ اسفند در شیوهٔ پیش از جابهجایی پنجه با ۱۴ مارس ۱۰۱۰ ترسایی (گرگوری بازگشتی) و در شیوهٔ پس از جابهجایی با ۹ مارس همان سال برابر میشود؛ این دو تبدیل بهتنهایی روشن نمیکنند فردوسی در خراسان کدام شیوه را به کار میبرده است.[[4]]
اکنون که سال زادروز ۹۳۹ ترسایی بدست آمد، بایستی روز زاده شدن را نیز پیدا کرد.
۳. روز زاده شدن
فردوسی در داستان پادشاهی شاپور دوم (نامی به «شانه دوز»/«ذوالاکتاف») از «هرمزد بهمن» و شست و سه سالگی خویش در بیتهایی پیاپی سخن میگوید. بنیاد استدلال این نگارنده آن است که با برداشتن واژهٔ مشکوک «آدینه» و بیت میانی «هاشمی»، روز هرمزد بهمن و رسیدن شاعر به شست و سه سالگی بیواسطه در کنار یکدیگر قرار میگیرند و خودِ زادروز او را روشن میکنند.
"چو آدینه هر مزد بهمن بود / برین کار فرخ نشیمن بود
می لعل پیش آور ای هاشمی / زخمی که هرگز نگیرد کمی
چو شست و سه شد سال شد گوش کر / ز بیشی چرا جویم آیین و فر"
بر اساس گاهشماری باستانی که در سطور بالا بدان پرداخته شد، هر ماه به ۳۰ روز بخشبندی شده که روز «هرمزد» نخستین روز هر ماه بوده است. در نتیجه روز هرمزد از ماه بهمن، نخستین روز از ماه بهمن در همان گاهشماری باستانی است، نه لزوماً یکم بهمن در گاهشماری هجری خورشیدی امروزی. در سال یزدگردیِ ۳۶۵روزه، در شیوهای که پنج روز پنجه پس از آبان جای میگرفتند، هرمزد بهمن ۳۰۵ روز پس از یکم فروردین بود. در دگرگونی منسوب به سال ۳۷۵ یزدگردی (۱۰۰۶ ترسایی)، این پنج روز را به پس از اسفند بردند و این فاصله به ۳۰۰ روز کاهش یافت.[[4]] این اصلاح به معنی افزودن یک روز کبیسه در هر چهار سال نبود و در خراسان نیز پذیرش آن همگانی نبود. پس برای شناخت گاهشماری مورد بهرهوری فردوسی باید هر دو شیوه را از یکدیگر جدا کرد. گاهشماری جلالی که بعدها در سدهٔ پنجم هجری پدید آمد، برای تعیین روزهای زندگی فردوسی نمیتواند بجای گاهشماری ۳۶۵روزهٔ یزدگردی نشانده شود.
باری، شادروان شاپور شهبازی با تکیه بر واژهٔ «آدینه» و پژوهش بر روی گاهشماری یزدگردی، سال ۳۷۱ یزدگردی (۱۰۰۳ ترسایی) را با روز آدینه برابر دانسته است.[[5]] در محاسبهٔ ۳۶۵روزهٔ این پژوهش نیز هرمزد بهمن سال ۳۷۱ یزدگردی، در شیوهٔ پنجه پس از آبان، با جمعه ۲۱ ژانویهٔ ۱۰۰۳ برابر میشود؛ این همخوانی تقویمی، بهخودیخود ثابت نمیکند که واژهٔ «آدینه» از آن فردوسی بوده است. در همان شیوه، هرمزد بهمن سال ۳۷۰ یزدگردی با پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۱۰۰۲ برابر میشود. نگارنده بر این باورست که «آدینه» را نبایستی در این بیت اصیل شمرد و آن را از افزودههای شاهنامهنویسان مسلمان میداند که تلاش کرده بودند فردوسی را مسلمان و شیعه جا زنند؛ بهویژه آنکه فردوسی از گاهشماری باستانی بهرهوری میکرده و در آن هر روز نام ویژه داشته است. ماههای این گاهشماری را میتوان به چهار دستهٔ روزهای نامدار تقسیم کرد که روزهای «هرمزد/اورمزد»، «دی به آذر»، «دی به مهر» و «دی به دین» آغازهای آن گروهها به شمار میروند؛ این گروه بندی همان هفتهٔ هفت روزهٔ اسلامی نیست. نیز روز آدینه یا جمعه برای مسلمانان روزی مهم و ارزشمند بوده است،[[6]] نه لزوماً برای شخصیتی همچون فردوسی که از چیرگی تازیان بر کشورش دردمند بوده و در نکوهش آنان کوتاهی نکرده است. باری، اگر واژهٔ «آدینه» از این بیت زدوده و واژهای همچون «امروز» را بجایش بنشانیم، آنگاه پیوند مستقیم روز هرمزد بهمن با سخن شاعر دربارهٔ رسیدن به شست و سه سالگی آشکار میشود:
"چو [آدینه] امروز هر مزد بهمن بود / برین کار فرخ نشیمن بود
چو شست و سه شد سال شد گوش کر / ز بیشی چرا جویم آیین و فر"
افزون بر آن، واژهٔ 'آدینه' بجز در این بیت در هیچ کجای دیگر شاهنامه یافت نمی شود[[7]] در نتیجه بایستی برآورد کرد افزودن این واژه به بیت، تنها بخاطر همخوان شدن با واژه های "می لعل" و "هاشمی" (اهل بیت!) با بیت پیشین بوده است:
"می لعل پیش آور ای هاشمی / زخمی که هرگز نگیرد کمی"
بنابراین، به باور این نگارنده، کل بیت میانی ساختگی و از آن فردوسی نبوده است؛ بهویژه آنکه با زدودن آن از میان دو بیت پیشین و پسین، این چامه نه تنها زیباتر به گوش میرسد، بلکه مهمتر از آن، تاریخ و سن شاعر را به یکدیگر پیوند میدهد. پیشنهاد «امروز» در هیچ یک از دو تصحیح مسکو و خالقی مطلق به عنوان متن اصلی ثبت نشده و بازسازی انتقادی این نگارنده است. متن بازسازی شده چنین میشود:
در نتیجه، از کنار هم نشستن بیواسطهٔ «چو امروز هر مزد بهمن بود» و «چو شست و سه شد سال شد گوش کر»، این نگارنده روز هرمزد بهمن را روزی میداند که فردوسی شست و سه سال کامل از زندگی خود را پشت سر گذاشته بود؛ پس این روز همان زادروز اوست. اگر خوانش «پنجاه و هشت» و سال ۹۹۷ که در بالا بدان پرداخته شد پذیرفته شود، سال زاده شدن ۹۳۹ ترسایی به دست میآید. با مبدأ یکم فروردین سال یکم یزدگردی در ۱۶ ژوئن ۶۳۲ ژولینی، ۳۰۶ سالِ کاملِ ۳۶۵روزه تا آغاز سال ۳۰۷ گذشته است و با افزودن ۳۰۵ روز تا هرمزد بهمن، تاریخ زاده شدن به دست میآید: ۳۰۶ × ۳۶۵ + ۳۰۵ = ۱۱۱٬۹۹۵ روز پس از مبدأ. بنابراین تاریخ دقیق زاده شدن فردوسی را بایستی روز هرمزد از ماه بهمنِ سال ۳۰۷ یزدگردی، برابر با پنجشنبه ۱۶ بهمن ۳۱۷ هجری خورشیدی (۵ فوریهٔ ۹۳۹ ترسایی به گاهشماری گرگوری بازگشتی / ۳۱ ژانویهٔ ۹۳۹ ژولینی) اعلام داشت.[[8]] همین روز با سپری شدن ۶۳ سالِ ۳۶۵روزهٔ یزدگردی، به هرمزد بهمن سال ۳۷۰ یزدگردی، یعنی پنجشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۱۰۰۲ گرگوری، میرسد. این برآورد نه از واژهٔ «آدینه»، بلکه از بازسازی دو بیت پیاپی و گاهشماری یزدگردی به دست آمده است.
۴. پیشنهاد برگزاری «هفتهٔ ملی جشن زادروز فردوسی»
همانگونه که در آغاز این پژوهش اشاره شد، در گاهشماری رسمی ایران، روز ۲۵ اردیبهشتماه به نام «روز بزرگداشت فردوسی» شناخته میشود. گزینش این روز با الهام از تاریخ پایان سرایش شاهنامه، که فردوسی آن را «اردروز از اسفندماه» ثبت کرده، انجام گرفته است؛ هرچند ۲۵ اردیبهشت خود روز تاریخی پایان شاهنامه نیست. بنابراین، این مناسبت بیش از آنکه با زادروز فردوسی پیوند داشته باشد، برای پاسداشت جایگاه ادبی و فرهنگی او و شاهکار جاودانهاش برگزیده شده است.
ولی پرسشی که همچنان بیپاسخ مانده، آن است که چرا زادروز چنین بزرگمردی، که بخش بزرگی از هویت تاریخی و فرهنگی ایران وامدار کوشش اوست، نبایستی همانند زادروز دیگر بزرگان جهان، با جشنی ویژه و مستقل گرامی داشته شود؟
اکنون که در این پژوهش، بر پایهٔ بررسی ابیات شاهنامه و محاسبات گاهشماری یزدگردی، هرمزدروز از بهمنماه سال ۳۰۷ یزدگردی، برابر با ۵ فوریهٔ ۹۳۹ ترسایی، بهعنوان زادروز فردوسی شناسایی شده است، نگارنده پیشنهاد میکند که بهجای برگزیدن تنها یک روز، هفتهای به نام «هفتهٔ ملی جشن زادروز فردوسی» در گاهشمار ایرانی بنیان نهاده شود؛ هفتهای که همهٔ ایرانیان، چه در درون مرزهای ایران و چه در برون از آن، بتوانند در شادی و برگزاری آن سهیم باشند.
برای گزینش زمان این جشن، بایستی به تفاوت میان گاهشماری یزدگردی روزگار فردوسی، گاهشماری دینی زرتشتیان ایران و گاهشماری رسمی خورشیدی امروزی توجه داشت. در گاهشماری دینی زرتشتیان ایران، که با گاهشماری فصلی همخوانی دارد، هر ماه سی روز داشته و نخستین روز هر ماه «هرمزد» نامیده میشود. ولی در گاهشماری رسمی خورشیدی، شش ماه نخست سال هر یک سیویک روز دارند. از این روی، در ماه بهمن میان این دو گاهشماری شش روز اختلاف پدید میآید؛ بدینگونه که هرمزدروز از بهمنماه در گاهشماری دینی، با ۲۵ دیماه خورشیدی برابر میشود و امردادروز، هفتمین روز بهمنماه دینی، با یکم بهمنماه خورشیدی همزمان میگردد.
بر این پایه، نگارنده پیشنهاد میکند که جشن زادروز فردوسی بزرگ هر سال از هرمزدروزِ بهمنماه در گاهشماری دینی زرتشتیان ایران آغاز شود و تا یکم بهمنماه در گاهشماری رسمی خورشیدی، به مدت هفت روز، ادامه یابد.
بدینسان، بازهای هفتروزه پدید میآید که از یک سو با «هرمزد بهمن»، روزی که در این پژوهش زادروز فردوسی شناخته شده، پیوند دارد و از سوی دیگر به یکم بهمنماه در گاهشماری ملی ایران میرسد. این همزمانی فرصتی فراهم میآورد تا دو شیوهٔ گاهشماری ایرانی، بیآنکه یکی بهجای دیگری نشانده شود، در بزرگداشت فرزانهٔ توس به یکدیگر بپیوندند.
در این میان، روز دوم این هفته نیز شایان توجه است؛ زیرا «بهمنروز از بهمنماه» با جشن کهن بهمنگان همزمان میشود. بهمن یا «وهومن» در اندیشهٔ زرتشتی نماد منش نیک و اندیشهٔ نیک است؛ مفهومی که با جایگاه خرد در شاهنامه پیوندی فرهنگی و معنایی دارد. پایان این هفته در «امردادروز» نیز میتواند نمادی از جاودانگی نام و یاد فردوسی باشد؛ بزرگمردی که با آفرینش شاهنامه، میراث ایران کهن را برای آیندگان زنده نگاه داشت و پس از گذشت بیش از هزار سال، شاهکارش همچنان بخشی جداییناپذیر از هویت تاریخی، فرهنگی و ملی ایرانیان است.
باری، بایستی روشن ساخت که این پیشنهاد، برابردانستن یکم بهمنماه خورشیدی با روز تاریخی زاده شدن فردوسی نیست. برآورد ۵ فوریهٔ ۹۳۹ ترسایی، برابر با ۱۶ بهمن ۳۱۷ هجری خورشیدی، همچنان نتیجهٔ محاسبات تاریخی این پژوهش است. ولی برگزاری سالانهٔ جشن، بهجای پیروی از یک تاریخ ثابت در گاهشماری ترسایی، بر پایهٔ روز «هرمزد بهمن» در سنت گاهشماری ایرانی انجام خواهد گرفت. بدینسان، میان بازسازی تاریخ زادروز در گذشته و برگزیدن زمان جشن سالانه در روزگار کنونی تفاوت نهاده میشود.
در این هفته میتوان برنامههای گوناگونی، از جمله شاهنامهخوانی، جشنهای فرهنگی، نمایشهای هنری، نشستهای فردوسیشناسی و آموزش تاریخ و فرهنگ ایران برگزار کرد. آیین آغازین آن نیز میتواند با همکاری هازمانهای زرتشتی و با پاسداری از سنتهای دینی و گاهشماری آنان برگزار شود. دیگر ایرانیان، با هر باور و آیینی، در برگزاری این جشن ملی سهیم خواهند بود.
بر این اساس، «هفتهٔ ملی جشن زادروز فردوسی» نه جایگزین روز بزرگداشت فردوسی در ۲۵ اردیبهشتماه خواهد شد و نه با آن درآمیخته میشود. آن روز همچنان برای پاسداشت جایگاه ادبی فردوسی و شاهنامه برجای خواهد ماند، ولی این هفته، جشنی مستقل برای گرامیداشت زاده شدن خودِ فرزانهٔ توس خواهد بود.
از این روی، پیشنهاد نگارنده آن است که همهساله از هرمزدروزِ بهمنماه در گاهشماری دینی زرتشتیان ایران، برابر با ۲۵ دیماه خورشیدی، تا امردادروزِ بهمنماه، برابر با یکم بهمنماه خورشیدی، به نام «هفتهٔ ملی جشن زادروز فردوسی» شناخته شده و جشن گرفته شود.
باری، هدف از این پیشنهاد تنها افزودن جشنی دیگر به گاهشمار ایرانی نیست؛ بلکه فراهم آوردن فرصتی سالانه برای بازگشت به شاهنامه و بازشناسی میراث فکری و فرهنگی ایران است. فردوسی از آنِ همهٔ ایرانیان است و بزرگداشت او نیز بایستی فراتر از مرزبندیهای دینی و مذهبی، زمینهساز همبستگی ملی و پاسداری از زبان و فرهنگ ایرانی باشد.
چه نیکو خواهد بود اگر این هفت روز، هر سال به فرصتی برای گردهمایی ایرانیان و بازخوانی میراث مردی بدل شود که بخش بزرگی از تاریخ، فرهنگ و هویت ملی ایران را در شاهنامه برای آیندگان نگاه داشت.
پایان سخن
این وظیفه بزرگ ملی بر دوش فردوسیشناسان، شاهنامهپژوهان، زبانشناسان و کارشناسان ادب پارسی میباشد تا نه تنها واژهها و ابیات دروغین در شاهنامه را شناسایی کنند، بلکه واژههای حذف شده از شاهنامه را باری دیگر یافته و با پاکسازی آن، شاهنامه اصلی و راستین را به ملت ایران و همه پارسی زبانان جهان ارائه دهند.
خجسته زادروز فردوسی بزرگ، بزرگمرد میهنپرست و آزادهٔ ایرانی که اگر نیامده بود، امروز ایران کهنسال همچون مصر، یک کشور تازی بشمار میرفت و ایرانیان ایرانی-نژاد، که بازماندگان اشوزرتشت و تمدن اوستایی، دو پادشاهی عیلام و ماد و سه امپراتوری هخامنشی، اشکانی و ساسانی میباشند، در کنار بیابانگردان و شنزار نشینهای نجد و حجاز، "تازی" و مردمانی بی تمدن با خو و سرشتی وحشی و خونخوارانه بشمار میرفتند، بر همه ایرانیان آزاده و مهینپرست فرخنده و شاد باد - و فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان ملی گرا و میهنپرست باد.
شاپور سورنپهلاو
روز باد از ماه بهمن سال ۳۷۴۴ بهدینی
۵ فوریه سال ۲۰۰۶ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - اصل نوشتار به زبان انگلیسی:
Suren-Pahlav, Sh. (2006) 'Ferdowsi’s Birthdate and the Iranian Calendar: Textual Authenticity, Yazdegerdi Reckoning, and a New Chronological Reconstruction', CAIS SOAS Online (20 January). Avaliable at: https://www.cais-soas.com/CAIS/Literature/Shahnameh/ferdowsi-birthdate-and-iranian-calendar.htm
1 - نام روزهای هر ماه و چم های[:معانی] آن ها:
– هرمزد/اورمزد : کوتاه شده اهورامزدا، نام آفریدگار، خداوند خرد و هستی بخش جهان
– بهمن: اندیشهٔ نیک
– اردیبهشت: بهترین راستی و پاکی
– شهریور: شهریاری نیرومند
– سپندارمذ: فروتنی و مهر پاک
– خرداد: تندرستی و رسایی
– امرداد: بیمرگی و جاودانگی
– دی به آذر: آفریدگار
– آذر: آتش
– آبان: آب ها، هنگام آب
– خور/خیر: خورشید، آفتاب
– ماه: ماه
– تیر: ستارهٔ تیر، ستارهٔ باران
– گوش/گئوش: جهان، هستی و زندگی
– دی به مهر: آفریدگار
– مهر: دوستی و پیمان
– سروش: فرمانبرداری
– رَشن: دادگری
– فروردین: فروهر، نیروی پیشرفت
– ورهرام: پیروزی
– رام: رامش، شادی
– باد: باد
– دی به دین: آفریدگار
– دین - بینش درونی (دئنا=وجدان)
– ارد/اشی: خوشبختی دارائی و خواسته ها
– اشتاد: راستی
– آسمان: آسمان
– زامیاد: زمین
– مانتره سپند: گفتارپال
– انارام/انغزه رو چنگهام: فروغ و روشنایی های بیپایان
2 - مبدأ قراردادی گاهشماری یزدگردی، یکم فروردینِ سال یکم این گاهشماری، برابر با ۱۶ ژوئن ۶۳۲ ترسایی به شیوهٔ ژولینی (۱۹ ژوئن ۶۳۲ به شیوهٔ گرگوری بازگشتی) است. در نوشتهٔ نخستین، این تاریخ به نادرستی روز اشتاد از ماه خرداد شمرده شده بود؛ در محاسبهٔ کنونی روز نخست سال مبنا قرار گرفته است.
3 - بسیاری از تاریخشناسان سال استقرار محمود پس از کشاکش جانشینی را ۹۹۸ شناسایی کرده اند. این نگارنده میان موقعیت پیشین او در حدود سال ۹۹۷ و استقرار بعدی فرمانروایی اش تفاوت میگذارد و بر آن است که اشارهٔ فردوسی به مرحلهٔ نخست بوده است. این پیوند، برداشت تاریخی نگارنده است و خودِ بیت سال ۹۹۷ را به روشنی نام نمیبرد.
4 - در گاهشماری ایرانیِ ۳۶۵روزه، پنج روز پنجه در شیوهٔ کهن پس از آبان قرار داشت. گزارش جابهجایی آن پنج روز به پس از اسفند در سال ۳۷۵ یزدگردی (۱۰۰۶ ترسایی)، دلیلِ آغاز کبیسهگیریِ چهار ساله نیست. اختلاف پذیرش این اصلاح، بهویژه در خراسان، نیز باید در نظر گرفته شود. برای بررسی تاریخ این دگرگونی: de Blois, F. (1996), ‘The Persian Calendar’, Iran, 34, pp. 39–54؛ Boyce, M. (2000), ‘Nowruz i. In the Pre-Islamic Period’, Encyclopaedia Iranica.
5 - Shahbazi, A. Sh. (1984) ‘The Birthdate of Ferdowsī (3 Dey 308 Yazdigirdī = 3rd January 940)’, Zeitschrift der Deutschen Morgenländischen Gesellschaft, 134(1), pp. 98–105.
6 - سرآغاز گاهشماری هجری قمری، روز آدینه/جمعه ۲۷ تیرماه ۱ هجری خورشیدی، برابر با ۱۶ ژوئیه ۶۲۲ ترسایی (کهن)، ۱۹ ژوئیه ۶۲۲ ترسایی امروزی (گریگوری) و ۱ محرم سال ۱ هجری قمری است.
7 - فردوسی همواره تلاش کرده بود تا از بهکاربری هر آنچه که بوی بیگانه، بهویژه تازی، دارد دوری جوید؛ ولی در داستان هرمزد[سوم] به این بیت بر میخوریم: «ستاره شمر گفت بهرام را / که در چارشنبه مزن گام را». به باور این نگارنده، این اشاره نیز نیازمند سنجش اصالت متن است. بهتنهایی نمیتوان از حضور «چارشنبه» حکم قطعی به افزودگی آن بیت داد؛ همچنان که حضور «آدینه» در متن چاپی، اصالت آن را بیچونوچرا ثابت نمیکند.
8 - در گاهشماری یزدگردی، «هرمزد» روز نخست ماه بهمن است؛ ولی آن را نبایستی بدون محاسبه با یکم بهمن در گاهشماری هجری خورشیدی امروز یکسان گرفت. نتیجهٔ محاسبهٔ این پژوهش ۱۶ بهمن ۳۱۷ هجری خورشیدی، برابر با ۵ فوریهٔ ۹۳۹ گرگوری بازگشتی، است. چون این نگارنده از بازسازی دو بیتِ پیاپی به این نتیجه رسیده که فردوسی خود زادروزش را روز هرمزد بهمن ثبت کرده است، این وظیفهٔ ما ایرانیان میباشد تا در احترام به روان و فروهر پاک آن بزرگمرد، این روز را بمناسبت زادروزش پاسداری و بزرگداشتش را گرامیداشته و در برابر شخصیت بزرگ و تاریخی او سر کُرنش فرو آوریم.
9 - مقایسهٔ خوانشها: فردوسی (۱۹۶۷)، شاهنامه، تصحیح مسکو، جلد ۵، ص ۲۳۷: «پنجاه و هفت»؛ فردوسی (۱۳۷۳ [۱۹۹۴])، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی مطلق، جلد ۴، ص ۱۷۲: «پنجاه و هشت». دربارهٔ سه بیت «آدینه»، «هاشمی» و «شست و سه» نیز بنگرید به چاپ مسکو، جلد ۷، ص ۲۵۶، و تصحیح خالقی مطلق با همکاری محمود امیدسالار، جلد ۶، ص ۳۴۱.
10 - Boyce, M. (1979), Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices, London: Routledge & Kegan Paul, pp. 136–137. بویس در این صفحهها «دادستان مینوی خرد» (Dādestān ī Mēnōg ī Xrad) را بررسی کرده و پیوند «خرد» با اورمزد، آفرینش و آموزش اخلاقی را نشان داده است. این استناد دربارهٔ جایگاه خرد در اندیشهٔ زرتشتی است و بهتنهایی هویت دینی فردوسی را تعیین نمیکند.
11 - فردوسی (۱۲۱۷)، شاهنامه، دستنویس فلورانس، مورخ ۶۱۴ هجری قمری، کتابخانهٔ ملی مرکزی فلورانس (Biblioteca Nazionale Centrale di Firenze)، نشانۀ MS Magliabechiano III.24. تصویر دیجیتالی نسخه: https://teca.bncf.firenze.sbn.it/ImageViewer/servlet/ImageViewer?idr=BNCF0004147894 . برای تعیین خوانش «پنجاه و هشت» در نسخهٔ فلورانس به دستگاه نسخهبدلِ تصحیح جلال خالقیمطلق، شاهنامه، جلد ۴، ص ۱۷۲ (۱۳۷۳ [۱۹۹۴]) استناد شده است؛ نگارنده ادعای بازخوانی مستقیم برگِ مربوط از تصویرِ دستنویس را ندارد.
12 - احتمالِ دگرگون شدن عدد «پنجاه و هشت» به «پنجاه و هفت» برای همخوانی با «آدینه»، برداشت انتقادی نگارنده است، نه نتیجهای که بهتنهایی از اختلاف نسخهها به دست آمده باشد. تاریخگذاری بیتِ ستایش محمود به سال ۹۹۷ نیز از پیشفرضهای این استدلال است. برای خوانشهای اختلافی بنگرید به بازبُرد ۹ و ۱۱.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تلگرام: https://t.me/surenpahlav
تارنمای شخصی: https://suren-pahlav.com
فیسبوک: https://facebook.com/surenpahlav
اینستاگرام: https://instagram.com/surenpahlav
بالاترین: https://balatarin.com/users/surenpahlav
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
≠


