انگلیسی ها سنتی دارند که پس از مرگ یکی از پادشاهان خود بیدرنگ اعلام می کنند: "شاه مُرد - زنده باد شاه" .[[۱]] معنای این جمله متناقض که ممکن است شگفت آور به گوش رسد، اینست که با اعلام خبر مرگ پادشاه پیشین، اعلام کنند که روح و نهاد پادشاهی همواره زنده و همچنان ادامه دارد، که سریاش فروغ فرخزاد را در ذهن زنده می کند "پرواز در خاطر بسپار، پرنده مُردنیست."
اکنون داستان رژیم ایران ستیز ملایان است که بایستی اعلام کند: "عبدالناصر بنی کنعان مُرد، زنده باد عبدالناصر بنی کنعان"، زیرا ممکن است عبدالناصر بنی کنعان معروف به ناصر پورپیرار، که یک توده ای ِ روس-زده خشکه مذهبی بود، اکنون مُرده باشد، ولی مکتبی ایرانستیزی او زنده و زمینه برای رشد بنی کنعان های دیگر در ایران اسلامی وجود دارد. اکنون رژیم ایرانستیز روضه خوانان بنی کنعان دیگری را بقچهٔ ایرانستیزانه خود بیرون کشیده و به نام پژوهشگر و کارشناس تاریخ به گلوی ملت ایران فرو کرده و نامش محسن نیکبخت است!
محسن نیکبخت که به ادعای روزنامهٔ ایران (وابسته به جناح دولتی اصلاحطلبان رژیم)، یک نویسنده و پژوهشگر است،[[۲]] دومین کتاب خود با سرنامهٔ "نوگفته هایی از تخت جمشید" را بچاپ رسانده و در آن معماری و تاریخ هخامنشیان را زیر پرسش برده است! نیکبخت در ادامه کتاب پیشین خود، دقیقاً بشیوهٔ عبدالناصر بنی کنعان، تخت جمشید را دروغین و "هخامنشیان را ستمگر" اعلام می کند، که با استقبال رژیم روبرو و رسانه های جمهوری اسلامی که "تنفر از ایران و ایرانی" در ذات و سرشتشان نهادینه شده است آنرا با آب و تاب ویژه ای پخش کرده اند. از جمله خبرگزاری جمهوری اسلامی که مسئولیت تبلیغات و رسانه ای کردنش را بر عهده گرفته است!
بهر روی، مساله قابل تامل و البته مضحکانه در اینست چنین شخصی که کتاب را باره تاریخ ایران باستان و معماری تخت جمشید می نویسد و رژیم او را "نویسنده و محقق" جا می زند، نه تنها تحصیلاتش در رشته مکانیکی است و هرگز در رشته های تاریخ، باستانشناسی، زبانشناسی یا معماری تحصیلات و فعالیتی نداشته است، بلکه پیشه و کارش نیز هیچ پیوند و ربطی با رشته های تاریخ، باستانشناسی و معماری ایران دو دوران باستان نداشته و معاون فنی هنرستان فنی پسرانه ای در منطقه ۱۵ تهران است.[[۳]]
شوربختانه از سال ۱۳۵۷ تا به امروز در ایران هیچ کس و هیچ چیزی بر سر جای خودش نیست؛ - روضه خوانان رهبر و رئیس جمهور کشور می شوند و وزیر و الواط و چاقوکشان نمایندگاند! در نتیجه یک لیسانسه مکانیکی بجای آنکه به کار و حرفه ای که در آن تحصیل کرده است بپردازد، این پروانه و گستاخی را به خود می دهد که وارد رشتهٔ تاریخ و باستانشناسی و معماری گشته و با فرافکنی و دروغ سازی و جعل تاریخ، هویت یک ملت کهنسال را به میل ستمگران حاکم بر کشور زیر پرسش برد؛ - تا از این راه نه تنها نامی شوم برای خود کسب کند بلکه با دریوزگی امرار معاش کند.
در هر روی، قطع و حذف علف ها از جامعه ما درمان درد "قحط الفکری" و "قحط الرجالی" نیست، بلکه زمین مستعد برای رشد اینگونه علف های هرز را بایستی خشکاند، که آن هم با سرنگونسازی رژیم روضه خوانان و بازگردادن قشر نخبگان در صدر جامعه ممکن خواهد شد.
خداوندا، این کشور را از خشکمغزی، دشمن درونی و برونی و دروغ رها ساز!
شاپور سورنپهلو
روز آبان از ماه اسفند سال ۳۷۵۴ بهدینی
۲۱ فوریه ۲۰۱۷ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ - The King is dead, long live The King
۲ - http://www.iran-newspaper.com/newspaper/BlockPrint/403924
۳ - http://khodaei15.ir/معرفی-هنرستان/معاونین/
≠
