یادداشتی در باره "کورش نامه" گزنفون و "احادیث" عربی
"زمانی که خودت در یک خانه شیشه ای زندگی میکنی، به خانهٔ شیشه ای دیگران سنگ اندازی مکن!"
- ضرب المثل انگلیسی
از سال ۱۳۵۷ و برسرکار آوردن رژیم نو قاجاری روضه خوانان در ایران از سوی کشورهای غربی، یورش شبانه روزی به فرهنگ، هویت و دستاوردهای ملی ایرانیان آغازید که دستاورد آن، تنفر بیشتر ایرانیان از اسلام و ایجاد گرایشات ملی گرایانه در میان نوجوانان و جوانان ایرانی بوده است. در مجموع می توان گفت، هر یورش نظام به هویت ایرانی، موجب گشته است تا گرایشات به تاریخ و فرهنگ ایران باستان افزایش یافته و حتی انقلابی در زنده ساختن و فراگیر کردن بسیاری از آدب و رسوم و جشنهای ایرانی که بدست فراموشی سپرده شده بودند آغاز شود! در میان این زنده سازی ها، بتازگی کتابیست که مورد توجه قرار گرفته شده و "کورش نامه" نام دارد. این کتاب که توسط گزنفون و به زبان یونانی باستان نوشته شده است، زندگینامه کورش بزرگ و شامل مجموعه گفتارهایی منسوب به او میباشد.
ولی از آن سوی چون رژیم و هوادارنش ملی گرایی ایرانی و هویت ملی را بزرگترین خطر برای وجود و هستی خود و نظامشان بشمار میبرند، در زمان روبرو شدن با نقل قول ها از کتاب کورش نامه، خشمگین و به روشی توهین آمیز دست به تمسخرکردن آن زده و آن را به بی اعتبار و جعلی میخوانند. البته برنامه ایران باستانزدایی و باستانستیزی و بویژه خصومتو دشمنی با شخصیت تاریخی بزرگ (کورش ستیزی)، تنها مختص هوادارن رژیم (مکتبی ها یا حزب اللهی ها) نمیشود، بلکه کمونیستها، فراجهانی ها، پان ترکان، پان عربها، هنرپیشگان تئاتر روشنفکری (که ناسیونالیسم و ملی گرایی ایرانی در عزا و عروسی سرش را میبرند) و متعصبین مذهبی نیز در جنگ با کورش نامه مشارکت دارند!
بهر روی، زیر پرسش بردن "کورش نامه" از سوی متعصبین مذهبی در حالی صورت میگیرد که خودشان به "احادیث" یا نقل قولها و گفتارهای منسوب به محمد بن عبدالله معتقد میباشند و آنها را چشم بسته پذیرفته و گفتارهای مقدس و دینی بشمار می آوردند! این در حالیستکه "کورش نامه" از دید اعتبار تاریخی به مراتب معتبرتر از احادیت بوده و این عده که دست به یورش به کورش نامه زده اند، متوجه نمیشوند "زمانی که خودشان در خانه ای شیشه ای زندگی میکنند، نبایستی به خانه ی شیشه ای دیگران سنگ اندازی کنند"، و این یادداشت کوتاه، یک واکنش پرتاپ سنگی بسوی خانه شیشه ای آنان میباشد!
۱. کورش نامه
گزنفون در سال ۴۳۰ پیش از میلاد، یعنی دقیقا یکصد سال پس از درگذشت کورش بزرگ (۵۳۰ پیش از میلاد[1]) در آتن زاده شده بود.[2] سال بازگشت بازمانده آن ارتش به یونان در سال ۳۹۹ پیش از میلاد ثبت شده است، که گمان میرود که در همان سال ها او کورش نامه را نوشته باشد. بر این اساس او می بایستی مردی سی و یک ساله بوده باشد؛ بگفته ای دیگر، کتاب کورش نامه، ۱۳۰ سال پس از درگذشت کورش بزرگ نوشته است.
به اقرار خود گزنفون، کتاب "کورش نامه" براساس کتابی (در حقیقت توماری) بنام "قوانین پارس ها و مادها"، که کتاب اصلی قوانین حقوقی شاهنشاهی هخامنشی و بدستور کورش بزرگ نوشته شده بوده، رونوشت برداری شده است.[3]
کورش نامه در گذشته به لاتین و انگلسیی کلاسیک برگردان و امروزه به اکثر زبان های زنده جهان، از جمله انگلیسی نو، فرانسوی، ایتالیایی و . . . برگردان شده است. بسیاری از سیاستمدران، ارتشیان و فلاسفه نامی غرب رونوشتی از کورش نامه را همیشه همراه خود داشته اند، از جمله اسکندر مقدونی، سیپیو آفریکانوس (Scipio Africanus) کنسول و ارتشبد روم، امپراتور روم سزار آگوستوس (Augustus Caesar)، نیکولو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli) فیلسوف نامی ایتالیای، راجر آسکام (Roger Ascham) آموزگار و مشاور ملکه الیزابت یکم انگلستان)، ژاک بنین بوسه (Jacques-Bénigne Bossuet)، کشیس و الهی دان نامی فرانسوی و حتا توماس جفرسون که در زمان نوشتن قانون اساسی آمریکا از آن بهره وری کرده بوده است.
ولی از آن سوی، پرسشی که مطرح است، آیا احادیث نیز از چنان اعتبار تاریخی برخوردار میباشند؟!
۲. احادیث
حدیث (ج. احادیث)، به گفتاری كه حاكی از كردار یا تقریر محمدبن عبدالله، پیامبر مسلمانان است که در عربی به چم [:معنی]، روایت، گزارش، سخن و افسانه می باشد و به شوند [:دلیل] آنکه، ادعا شده است گفتار خود محمد بوده است، مسلمانان محتوای آنها را بدون هیچ قید و شرطی وحیانى (فرستاده شده از سوی خدا!) از سوی مسلمانان پنداشته و آنها را زیربنای عمل در دین و مذاهب خود قرار داده اند.
بر اساس باور مسلمانان، قرآن به مثابه قانون اساسى اسلام، بیشتر كلیات را می گوید، ولی تبیین تفاصیل و جزئیات را به احادیث واگذار می شود. بنابرین، احادیث، پس از قرآن، مهمترین منبع شناخت اسلام بشمار مى آید. بدینگونه، پس از آن، دانشهاى رجال، تاریخ حدیث، مصطلحات حدیث، فقه الحدیث و غیره، براى نگاهداری، نشر، فهم و تبیین میراث روایى پدید آمد، و زیر بنای برای قوانین، احکام و حقوق شرع اسلام شده است! برای شیعیان، بجز احادیث منسوب به محمد، نیز احادیث منسوب به امامان شیعه و حتی فاطمه، دختر محمد نیز مورد پذیرش نیز می باشد!
در هر روی، کتابهای احادیث اسلامی به دو دسته شیعه و سنی بخشبندی می شوند، که کهنترین همه آنها کتاب حدیث نوشته محمد بخاری (صحیح بخاری) میباشد. این حدیث با آنکه امروزه مورد تائید مسلمانان جهان (بجز شیعیان) قرار دارد، در حقیقت منبع اصلی همه کتابهای احادیث از جمله احادیث شیعه نیز می باشد. نیز 'ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی' معروف به 'سید رضی'، گردآورنده و نویسنده احادیت نهج البلاغه، یا گفته های منسوب به علی ابن ابیطالب، تنها عرب گردآوردن احادیت اولیه و اصلی بوده است و مابقی احادیث مورد پذیرش اهل تسنن و تشیع بلاستثناء ایرانی بوده اند.
محمد بخاری یک ایرانی، زاده ۱۰ ژوئن ۸۱۰ میلادی در شهر بخارا (در ازبکستان امروزی) بود. پدر ِ پدر بزرگ او مغیره نام داشته است که فرزند یک موبد زرتشتی بنام 'بازبه' یا 'بردیزبه' بوده است که مسلمان میشود (نام ایرانی و پیش از مسلمان شدن مغیره در دست نیست!) ابوعبدالله محمد ذهبی، تاریخنگار محدثان مدعی میشود که بخاری در سن ۱۶ سالگی و سفر به مکه آغاز به گردآوری احادیت میکند، که در سن ۱۸ سالگی از آنها کتاب میسازد.[4]
بگفته ای دیگر، نخستین کتاب حدیث، ۱۹۶ سال پس از درگذشت پیامبر مسلمانان (۸ ژوئن ۶۳۲ میلادی) نوشته میشود. ولی احادیث شیعیان که "کتب اربعه" یا "اصول اربعه" نام دارند، چهار کتاب مهم حدیث شیعه بشمار می روند میان ۳۰۰ یا ۵۰۰ سال پس از مرگ محمد نوشته می شوند:
- "الکافی"، گردآوری محمد بن یعقوب کلینی (سده نهم میلادی) = نزدیک به ۳۰۰ سال پس از مرگ محمد؛
- "من لایحضره الفقیه"، گردآوری ابوجعفر محمد بن علی بن بابویه قمی (سده دهم میلادی) = نزدیک به ۴۰۰ سال پس از مرگ محمد؛
- "تهذیب الاحکام" و "الاستبصار فِیمَا اختُلف مِن الاخبار" : گردآوری ابوجعفر محمد بن الحسن طوسی (سده یازده میلادی) = نزدیک به ۵۰۰ سال پس از مرگ محمد؛
جای دارد که اشاره شود، نهج البلاغه، مهمترین کتاب حدیث شیعیان، آنهم ۵۰۰ سال پس از مرگ علی بن ابیطالب و بصورت شفاهی (بدون در دست داشتن مدرک و سند) نوشته شده است![5]
نتیجه گیری: آیا کورش نامه از اعتبار بیشتری برخوردار است یا احادیث؟
۱ - شواهد تاریخی (که البته با منطق نیز همسو است) نشان میدهند هر چه که زمان بیشتری از تاریخ گفته ها یا نقل قول ها میگذرد، دخل و تصرف در آنها نیز بیشتر روی می دهد، بنابرین، احتمال دخل و تصرف در کورش نامه گزنفون بسیار پائین تر از احادیث اهل تسنن و تشیع می باشد؛
۲ - کورش نامه از روی سند و کتاب (تومار) قانون ایرانیان بنام قوانین "پارسها و مادها" نوشته شده است، ولی در مقابل آن، همهٔ احادیت نه تنها از روی هیچ مدرک و سندی گردآوری نشده، بلکه کاملاً براساس نقل قول و حافظه و شفاهی گردآوری شده اند و خطر دخل و تصرف در نقل قول ها بسیار بالاتر و مورد شک و تردید میباشند؛
۴ - گزنفون و بخاری هر دو بیگانه و در باره بیگانگان نوشته اند - البته با یک تفاوت بزرگ. گزنفون یک یونانی بود که باره دشمن خود نوشته بوده است و نیازی به تحسین و بالا بردن ایرانیان نداشته است؛ - ولی بخاری، با آنکه یک ایرانی و غیرعرب بوده است، ولی مسلمان صد آتشه و متعصب بوده و گردآوری آنها برای او "منافع روحی" در برداشته است.
در نتیجه اگر "کورش نامه" ای که حتا بر اساس مدارک و مستندات گردآوری شده بودند، نادرست و جعلی و دروغ خوانده میشود، بنابرین، کتابهای "احادیت" چه بخاری و چه بقیه حدیثها (کتب اربعه، بحار الأنوار، مسلم، نهجالبلاغه، ترمذی، من لایحضره الفقیه، سنن ابوداود و غیره)، هم بدون هیچ شک و شبهه ای دروغ و جعلی می باشند! بویژه آنکه کورش نامه یکبار و بدست یک تن از زبان پارسی باستان به یونانی برگردان شده است، و اصل آن نیز در دست می باشد؛ ولی احادیث نه تنها هیچکدامشان اصل آنها در دست نیست، بلکه در درازای سده ها، بدست اگر نه هزاران نفر، بلکه دستکم صدها تن بازنویسی و نقول قول و کم و زیاد شده است. ناگفته نماند که احادیث مورد پذیرش اهل تشیع، از اعتبارات بسیارپائین تری از احادیث اهل تسنن می باشند! زیرا نه تنها دستکم یکصدسال دیرتر از احادیث سنی نوشته شده اند، بلکه حتی هر روزی که میگذرد، ملایان شیعه برای بهره وری سیاسی و امر تحمیق آن بخش از ملت که بیسواد و ناتوان در تمیز دادن سره از ناسره می باشند، احادیث نو ساخته، پرداخته و میافزایند. از آنروی، زیر پرسش بردن احادیث که بدون مدرک و سند تاریخی گردآوری شده اند، بسیار آسانتر از زیر پرسش بردن تاریخ مکتوب ایرانیان می باشد.
پس آیا خردمندانه نیست که ما ایرانیان بجای یورش و ناسزاگویی به عقاید و باورهای ملی و دینی یکدیگر، به آنها احترام گذاشته و برای دفاع از عقاید خود درصدد سرکوبی عقاید مخالف یکدیگر بر نیائیم؟ مسلماً زیباتر و انسانی تر و به نفع و سود همهٔ ما می باشد تا نقاط مشترک یکدیگر را دریافته و دست اتحاد بسوی یگدیگر دراز کنیم، بویژه آنکه آینده در توافق و تفاهم است، در غیر اینصورت سرانجام همه ما نابودی خواهد بود؛ - برنامه ای که غربیان در دهه ۷۰ میلادی برای ما ایرانیان ریخته و اگر هشیارانه و خردمندانه رفتار نکنیم، بیگانگان سرانجام بر روی نعش همه ما و کشور تکه پاره شده امان، به پایکوبی و شادی برخواهند خاست!
بامید بیداری!
شاپور سورنپهلو
۲۵ تیرماه ۳۷۳۹ بهدینی
۱۶ ژوئیه ۲۰۰۱ ترسایی
پی نوشت ها
1 - http://www.cais-soas.com/CAIS/History/hakhamaneshian/Cyrus-the-great/cyrus_the_great.htm
2 - Xenophon: History of My Times, Penguin Classics; New Impression edition (1979), p.9
3 - Cawkwell, George, "The Persian Expedition", Penguin (1972), p. 122
4 - Muhammad Zubayr Siddiqi, "Hadith Literature: Its Origin, Development and Special Features", Islamic Texts Society, (1993), p. 12
5 - Muhammad ibn al-Husayn Sharif al-Radi, "Nahjul balagha: sermons, letters, and sayings of Hazrath Ali", Khorasan Islamic Centre, (1971), p.18
≠


