artaxerxes_i_fake_akinakes_getty_villa_musuem

در تاریخ ۱ آوریل ۲۰۲۲، موزه گتی ویلا در لس‌آنجلس از برگزاری نمایشگاهی خبر داد که فرهنگ‌های باستانی از سراسر جهان، از جمله ایران باستان، را به نمایش می‌گذارد. برگزاری این نمایشگاه از ۶ آوریل تا ۸ اوت ۲۰۲۲ ادامه خواهد داشت.[1]


نخست، بدون هیچ گمانی بایستی به پیشواز آن رفت، زیرا که در شناساندن تاریخ ایران کهن به آمریکای جوان نقش ایفا خواهد کرد، افزون بر آنکه به بیگانگان خاطر نشان خواهد ساخت که رژیم کنونی جمهوری عربی-نوقاجار استبداد اسلامی در تهران، نماینده ملت کهنسال ایران نیست.


با این حال، توجه رسانه‌های ایرانی به این نمایشگاه کمتر به اهمیت فرهنگی آن معطوف شده و بیشتر بر نمایش یک آکیناکه متمرکز شده است. این قطعه که از مجموعه ویورن به امانت گرفته شده است را به اردشیر یکم، پنجمین شاهنشاه شاهنشاهی هخامنشی نسبت داده اند، و بگونه ای گسترده در همه جا پخش و شور و هیجان ویژه ای را در میان ایرانیان پدیدار ساخته است.



پخش گزارش نادرست

گزارش رونمایی از باصطلاح "شمشیر اردشیر یکم هخامنشی"، آنهم برای نخستین بار را رسانه های زیرکنترل رژیم در درون کشور به نقل قول از دکتر تورج دریایی رسانه ای ساخته اند.


دکتر دریایی در تاربرگ[:صفحه] اینستاگرام خود با انتشار عکسی، رونمایی را خبرساز کرده و نوشته است: "جزئیاتی از خنجر (شمشیر) رونمایی‌شده اردشیر اول هخامنشی در موزه‌ی گتی Getti Villa لس‌آنجلس. عکس‌ها به واسطه‌ی مهر کوروش بیگ‌پور دوست شاعر و هنرمندم، در اختیار من قرار گرفته‌است" [2].


در آغاز باید گفت که این شیء یک شمشیر نیست، بلکه یک 'تیغ مادی' [3]، یا نوعی خنجر شمشیرگونه ایست که گمان می رود هخامنشیان بدان 'اَکیناکه' می‌گفته اند (به عنوان 'شمشیر سکایی' نیز شناخته می‌شود).


ثانیاً، برخلاف ادعاهای موزه گتی، دکتر دریایی و پوشش رسانه‌ای، این اثر نه دیرینگی تاریخی دارد و نه ارزش علمی—بلکه یک جنس تقلبی و مدرن است که ناشیانه ساخته شده، و به گمانی با اهداف پنهانی و تحریف‌شده‌ای از سوی موزه گتی به نمایش گذاشته شده است که در سطور پایین تر بدان پرداخته خواهد شد.



چرا این آکیناکه (تیغه مادی) یک جعل است؟

برای کسانی که تحصیلکرده رشته هنرهای ایران در دوران هخامنشی می باشند، با یک نگاه، هتا[:حتی] بدون نگاه انداختن به متن میخی مضحکانه پشت نیام تیغ مادی مورد نظر که ناخوانا، نادرست و بیسرو ته می باشد، باسانی جعلی بودن آن آشکار می گردد، ولی برای آنانی که که با هنر هخامنشی آشنایی ندارند (از جمله جاعل)، شوندهایی که دلالت بر تقلبی بودن آن دارد بشرح زیر می باشد:


۱. یکی از ویژگی‌های بارز هنر هخامنشی، علیرغم پیچیدگی و ظرافت آن، سادگی و زیبایی متمایز آن است—اصولی شبیه به "کمتر، بیشتر است." رویکرد هنری هخامنشیان بر پایه مینیمالیسم برای دستیابی به تأثیر بصری یا زیبایی‌شناختی  که مؤثرتر باشد می پرداخته اند. با این حال، طرح‌ها و تزئینات روی نیام این باصطلاح 'شمشیر هخامنشی' کاملاً با اصول هنری هخامنشی در ستیز، ناهمخوان و ناسازگار و فاقد سادگی و زیبایی‌ای است که مشخصه صنعت‌گری اصیل هخامنشی است. در عوض، بیش از اندازه شلوغ و سازنده آن تلاش فریبکارانه خود را بکار بسته است تا همه عناصر هنری هخامنشی را در آن بگنجاند و بدین شیوه بر هخامنشی بودن آن صحه گذاشته و خریداران فریب خورده خود را قانع به خرید سازد—هر چند که برای جازدن این ِیئی بعنانو یک اصل، هتا دست به اختراع عناصری زده است که در هنر هخامنشی یافت نمی شود. البته این اشتباه نیز موجب شده است تا تشخیص جعلی بودنش را آسانتر سازد. باری، برای نمونه دو فرتور های[:عکس های] زیر، نخست اکینکه راستین از کلکسیون جیحون است که امروزه در موزه بریتانیا نگهداری می شود و دومین نقش یک اکینکه از سنگ نگاره های پارسه (تخت جمشید) می باشد، که با نگریستن مقایسه کردن آن دو با این قطعه بیدرنگ جعلی بودن آن آشکار می سازد.

 

achaemenid_akinakes_persepolis_and_oxus


۲.هنر فلزکاری دوره هخامنشی بجز برخورداری از ظرافت ویژه که در بالا ذکر شد، نیز هنرمندان آن دوره که اکثریت مادی بودند، همواره تلاش داشته اند تا صحنه هایی که به تصویر کشیده شده طبیعی جلوه داده شوند، هتا اگر هم سوژه های اساتیری و افسانه ای بکار برده شوند در این شمشیر و نیام اثری از آن ظرافت و طبعیی نگاری یافت نمی شود. همچنین، کار بر روی این نیام بسیار ضعیف است و شباهت زیادی به کارهای قلمزنی بازار اصفهان دارد که ظروف گوناگون مسی را برای فروش به توریست ها می سازند. (با فرتوراکینکه زیر مقایسه شود).


۳. جاعل، که به وضوح با هنر هخامنشی آشنا نیست، چندین اشتباه فاحش در طراحی مرتکب شده است:


۳.۱. نقش "شاهین با یک دایره بالای سر آن و دو دایره یا گوی در چنگالش" بر روی یک کاشی بسیار کوچک (۱۲.۵ سانتیمتر) نقش بسته بوده است که توسط زنده یاد علی سامی در تخت جمشید یافت شده بود و در هیچ کجای دیگری این طرح دیده نمی شود. این بدان خاطر است که برخلاف باور عوام که آن را درفش هخامنشی می نامند، در حقیقت یک طرح و نماد مصری  بنام "حِر" (خدای شاهین - Horus)، "خدای فراعنه و آسمان" بوده است. در نتیجه این نقش ایرانی نبوده  که بر روی نیام هخامنشی نقش بندد، بویژه شمشیری که باصطلاح متعلق  به اردشیر یکم، شاهنشاه یگانه شاهنشاهی در جهان باستان باشد، آنهم با چنین پیش پا افتادگی و سطح پائین کار برای او ساخته شود. بدور دیده می شود، که چنین سازنده ای هتا اگر هم در دوره هخامنشی می زیست، به او پروانه ورود به بدبخت ترین کارگاه های هنری آن زمان داده می شد.

 

artaxerxes_i_fake_akinakes_hilt_getty_villa_musuem_egyptian_horus


۳.۲. جاعل ویژگی‌ها را اغراق‌آمیز کرده و طرح‌های پرنده هما و شیر بالدار را به‌طور ناشیانه‌ای ترکیب کرده است، که نتیجه‌اش ایجاد طرحی شده است که در هنر هخامنشی وجود ندارد. قابل ذکر است که طرح‌های هنری هخامنشی معانی نمادین خاصی داشتند و به‌طور تصادفی ترکیب نمی‌شدند. (فرتور زیر)

 

artaxerxes_i_fake_akinakes_getty_villa_musuem3


۳.۳. جاعل بار دیگر باری دیگر با آمیختن دو نقش دیگر هخامنشی، نقش نوینی را بوجود آورده است که نقش مرد بالداریست با ریش بزی بلند و شاخ های بز کوهی که دوباره نه تنها در سراسر هنر هخامنشی، بلکه در هنر جهان باستان نیز یافت نمی گردد. (فرتور زیر)

 

artaxerxes_i_fake_akinakes_getty_villa_musuem4


۴. ادعا شده است که تیغه آکیناکه از آهن ساخته شده اما به دلیل زنگ زدگی از میان رفته است. با این حال، جاعل به دلیل ناآگاهی تاریخی، یک جزئیات مهم را نادیده گرفته است: آکیناکه‌های تشریفاتی که برای دربار شاهنشاهی هخامنشی ساخته می‌شدند، برای استفاده در جنگ نبودند، بلکه برای مراسم تشریفاتی طراحی شده بودند و به طور کامل از طلا ساخته می‌شدند. نمونه‌ای از چنین شمشیری در شهر همدان کشف شده و اکنون در موزه ملی تهران نگهداری می‌شود که می‌تواند به عنوان مقایسه مورد استفاده قرار گیرد. (فرتور زیر)

 

achaemenid_ceremonial__akinakes_from_ecbatana_6th_5th_c.bce


بنابرین—حتی اگر هم که اصل باشد—نسبت دادنش به شاهنشاه اردشیر یکم غیرقابل پذیریش است. زیرا آکیناکه‌های اصیلی که با تیغه‌های آهنی ساخته می شدند، نه تشریافتی، بلکه سلاح‌ و کاربرد جنگی داشتند. این گونه اکینکه ها که اگر روکش طلا بر روی آن ها داده می‌شدند، ویژه ساتراپ‌ها، افسران عالی‌رتبه و اشراف ساخته می‌شدند. با این وجود، آشکار است که جاعل دسته این شیء تقلبی را از یک آکیناکه هخامنشی متعلق به سده پنجم پیش از میلاد کپی کرده است که توسط ایوان یگوروویچ زابلین در سال ۱۸۶۳ در کرانه‌های رودخانه دنیپر در نزدیکی نیکاپول در اوکراین یافت شد و هم اکنون در موزه دولتی هرمیتاژ در سن پترزبورگ نگهداری می‌شود. آن آکیناکه  (فرتور زیر) نشان می‌دهد که زمانی تیغه‌ای آهنی داشته که بیشتر آن بخاطر زنگزدگی از میان رفته است. با این حال، جاعل متوجه نشده است که بقایای تیغه آهنی بخش اصلی آکیناکه نبوده، بلکه در سده چهارم پیش از میلاد توسط یک پادشاه سکایی به عنوان جایگزین به دسته افزوده شده است [4]. به گمان زیاد این آکیناکه احتمالاً تیغه‌ای طلایی یا نقر‌های داشته است که پس از یورش اسکندر سوم، به ایران هخامنشی از آن جدا شد و بعداً به عنوان هدیه به یک پادشاه سکایی فرستاده شده است [5].

 

artaxerxes_i_fake_akinakes_hilt_getty_villa_musuem_pe


۵. کتیبه خط میخی روی پشت نیام باصطلاح شمشیر، ناخوانا، نادرست و فاقد معنا است. به نظر می‌رسد که جاعل به طور ناشیانه‌ای از یک گلدان سنگی مصری مربوط به دوره حکومت اردشیر یکم کپی برداری کرده است که اکنون در موزه علیرضا عباسی نگهداری می‌شود.[6] با این حال، جاعل متوجه نشده است که سه خط نوشته بالای هیروگلیف‌های مصری روی گلدان، به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و اکدی نوشته شده اند. در این مورد، چون جاعل متوجه این تفاوت ها نبوده است و پنداشته است که هر میخی، میخ است، این سه زبان و خط را به گونه نامفهومی در آمیخته و نزی با ساخت چند واک من دراوری با فاصله‌گذاری های مضحکانه در پشت نیام ضرب کرده است.

 

artaxerxes_i_fake_akinakes_getty_villa_musuem1


در هر رو، اکنون پرسش اساسی که پدید می آید: در حالی که ممکن است یک مجموعه خصوصی مانند مجموعه ویورن قربانی دلالان زیرکی شده است که اجناس جعلی را بعنوان اصل می‌فروشند، ولی چگونه ممکن است مسئولان و متصدیان موزه گتی ویلا—که به تخصص بی‌نظیری دسترسی دارند—نیز فریب خورده باشند؟ آیا آنها براستی آن اندازه ساده‌لوح هستند که این شیء را یک اثر اصیل پنداشته اند، یا انگیزه‌های پنهانی و حساب‌شده‌تری در کار است؟



چرا موزه یک اثر جعلی را به نمایش گذاشته است؟

اگرچه موزه گتی ممکن است به دلیل انکه این شیء  امانتی  از مجموعه ویورن است و پروانه آزمایش‌های اصالت‌سنجی روی آن را نمی تواند انجام دهد، ولی کارشناسان آن نهاد، به اندازه کافی تخصص دارند تا یک شیء جعلی را با تک نگاه شناسایی کنند. این موضوع به ویژه زمانی صادق است که این اثر، برخلاف بسیاری از جعل‌های پیچیده، از کیفیت بسیار پایینی برخوردار است.


به گفته ساده تر، اگرچه جاعل—که به هیچ وجه یک استادکار نیست—ولی توانایی فریب دادن کلکسیونرهای بی‌وجدانی که پذیرای خریداری هر شیء باستانی دزدیده شده و بدون شناسانه را دارد، اما این باور کهکارشناسان یک موزه آمریکایی به این آسانی فریب بخورند، نپذیرفتنی است.


fake_achaemenid_akanikes_upper_section_throat برای نمونه، فرتور سمت چپ، بخش بالایی یک نیام را نشان می‌دهد که یک دلال افغانی در سال ۲۰۰۷ ترسایی ادعا می کرد یک اثر هخامنشی است که در نزدیکی شهر بلخ یافت شده است. برخلاف شیء تقلبی موزه گتی که به روشنی جعلی بودن خود را فریاد می‌زند، آن شیء به مهارت و چیرگی جعل شده بود. با این حال، به دلیل برخی اشتباهات فاحش در فرآیند حکاکی، این نویسنده آن را به عنوان شیء جعلی شناسایی و اعلام کرد، و نیز دوست گرامی ام، دکتر سنت جان سیمپسون، متصدی بخش خاورمیانه باستان، موزه بریتانیا این شک را تأیید نمود. با این حال، در آن زمان، دلال ادعا کرد که یک گالری در لندن آن را به قیمت گزافی خریداری کرده و سپس به یک موزه فروخته است. از آنروی شگفت آورست که موزه گتی متوجه جعلی بودن این شیء نشده باشد، بویژه آنکه ارتباط نزدیک با انستیتو خاور‌شناسی دانشگاه شیکاگو دارد، و کارشناسان و ایرانشناسان آن نهاد پژوهشی دارای شهرت جهانی است. شگفت آورتر اینست که چگونه آن کارشناسان و ایرانشناسان، مسئولان موزه گتی را از جعلی بودن این شیء آگاه نساخته اند.


بنابراین، این نویسنده باورمند است که مسئولان موزه به طور قطع از جعلی بودن این شیء آگاه می باشند. ولی چرا نه تنها در مورد جعلی بودنش خاموشی اختیار کرده اند، بلکه با بوق و کرنا دست به تبلیغات نیز زده اند؟ دو تئوری را می توان ارائه داد:


نخست، نمایش این اثر ممکن است به تنش‌های سیاسی کنونی میان دو رژیم اسلامی و اسرائیل مرتبط باشد. برای نمونه، تبلیغ و تأکید اغراق‌آمیز موزه بر ادعای علاقه و مهربانی اردشیر یکم نسبت به یهودیان، که به همراه با تلاش‌های اسرائیل برای کسب مشروعیت تاریخی انجام می شود را نمی توان چشم‌پوشی می‌کند.[7] مساله ای که نبایستی فراموش شود، بر عکس تبلیغات و دروغ پراکنی های گسترده غربیان و لابی های آسرائیلی، ملت کنون اسرائیل هیچ ارتباط باستانی با عبریانی که کورش بزرگ از بابل آزاد کرد نداشته و اکثریت اشکنازی یا یهودی جعلی می باشند که نه تنها آزمایش های ژنتیکی آن را ثابت نموده است، بلکه نشان داده اند که فلسطینی های مسلمان امروزی بهمراه مردمان جنوب لبنان، از دید ژنتیکی بازماندگاه آن عبریان باستانی می باشند.[8] از آنروی اسرائیلی ها شدیداً بدنبال کسب مشروعیت تاریخی می باشند تا ادعا کنند، آنان بازماندگان عبریان باستان بوده و سرزمین فلسطینی ها متعلق به آنانست و تنها ملت باستانی ایران توانایی اعطای آن را به آن ها دارد.


دوم، انگیزه دیگر ممکن است مالی باشد: مجموعه ویورن، پس از آنکه متوجه شده است که یک شئ‌ جعلی را خریداری کرده، ممکن است تلاش می کند تا به یاری موزه گتی و با اصالت‌بخشی به این شی، ضرر های مالی را جبران کند. هنگامی که یک شئ جعلی توسط یک مؤسسه معتبر جهانی به نمایش گذاشته ‌شود و توسط انتشارات علمی پشتیبانی می‌شود، اصالت آن به ندرت مورد شک و پرسش قرار می‌گیرد.


البته، یک احتمال سومی نیز می توان ارائه داد که کارشناسان هر دو موزه گتی و مجموعه ویورن به یک اندازه ساده‌لوح و فاقد سواد علمی می باشند که نتوانسته‌اند این شیء را به عنوان یک جعل ناشیانه شناسایی کنند.


باری، به نمایش گذاشتن یک شیء درغین و جعلی پیامدهای گسترده و قابل تأملی است که بدنبال خواهد داشت.



پیامدهای گسترده‌تر

نمایش یک اثر جعلی در یک مؤسسه معتبر مانند موزه گتی ویلا پرسش های مهمی را درباره پیامدهای گسترده‌تر برای میراث فرهنگی، اعتماد عمومی و مسئولیت‌های اخلاقی موزه‌ها مطرح می‌کند. هنگامی که موزه‌ها اشیایی با اصالت مشکوک را به نمایش می‌گذارند، نقش خود به عنوان نگهبانان تاریخ و فرهنگ را به خطر می‌اندازند. عموم مردم اعتماد زیادی به این مؤسسات دارند تا تصویری دقیق و به‌خوبی تحقیق‌شده از گذشته ارائه دهند. عدم تأیید اصالت آثار، به ویژه آن‌هایی که ادعاهای پرسر و صدا دارند، می‌تواند این اعتماد را از بین ببرد و اعتبار موزه را خدشه‌دار کند.


افزون بر این، مسئولیت‌های اخلاقی موزه‌ها فراتر از تأیید اصالت آثار است. موزه‌ها موظف هستند میراث فرهنگی را به گونه‌ای حفظ و تفسیر کنند که به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی آثار احترام گذاشته شوند. نمایش یک شیء جعلی نه تنها تاریخ را تحریف می‌کند، بلکه به فرهنگ‌ها و تمدن‌هایی که به تصویر کشیده می‌شوند نیز بی‌احترامی می‌کند. در این مورد، انتساب نادرست این به اصطلاح شمشیر" منسوب به شاهنشاه اردشیر یکم، میراث شاهنشاهی هخامنشی را تحریف می‌کند و مخاطبان را در مورد دستاوردهای هنری و فرهنگی آن گمراه می‌کند.


در نهایت، انگیزه‌های سیاسی (یا مالی) پشت نمایش این جعل را نمی‌توان نادیده گرفت. بدون هیچ گمانی، موزه‌ها از فشارهای برونی، چه از سوی پشتیبانان مالی، دولت‌ها یا سایر ذینفعان، مصون نیستند. ولی تصمیم به نمایش یک اثر با پیشینه و اصالت مشکوک ممکن است بازتاب دهنده دستور کارهای ژئوپلیتیک گسترده‌تر باشد، مانند تمایل به تقویت روایت‌های تاریخی خاص یا مشروعیت بخشیدن به ادعاهای سیاسی معاصر. این موضوع لزوم شفافیت و پاسخگویی در عملکرد موزه‌ها را برجسته می‌کند، تا اطمینان حاصل شود که نمایشگاه‌ها توسط صداقت علمی هدایت می‌شوند، نه تأثیرات خارجی.




جمع بندی

رونمایی از یک شیء تقلبی یا به اصطلاح 'شمشیر' که به شاهنشاه اردشیر یکم نسبت داده شده، در موزه گتی ویلا، تنها یک اشتباه در قضاوت نیست—بلکه نشانه‌ای از شکست در صداقت علمی و مسئولیت نهادی است. این شیء، که یک جعل ضعیف و ناشیانه است، جایی در یک موزه معتبر ندارد، چه رسد به موزه‌ای که به منابع کارشناسانه مؤسساتی مانند انستیتو خاور‌شناسی دانشگاه شیکاگو دسترسی دارد. تصمیم به نمایش این اثر جعلی، چه به دلیل سهل‌انگاری، بی‌دقتی یا انگیزه‌های پنهانی، نه تنها اعتبار موزه را خدشه‌دار می‌کند بلکه به میراث شاهنشاهی هخامنشی بی‌احترامی می‌کند.


افزون بر این، نمایش یک شیء جعلی با چنین کیفیت پایین—از ساخت ناشیانه‌اش تا نقوش تاریخی نادرست آن—یورشی به میراث فرهنگی ملت ایران بشمار می آید. این اقدام روایتی مخرب را تداوم می‌بخشد که ایرانیان باستان را فاقد مهارت و ظرافت هنری نشان می‌دهد و ذهنیت‌های اروپامحورانه‌ای[9] را تقویت می‌کند که متأسفانه برخی موزه‌ها و نهادهای فرهنگی غربی همچنان به تبلیغ آن ادامه می‌دهند. این نه تنها دستاوردهای غنی هنری و فرهنگی ایران باستان را تحریف می‌کند، بلکه دیدگاهی جانب‌دارانه و تقلیل‌گرایانه از تمدن‌های غیرغربی را نیز تداوم می‌بخشد.


این اتفاق یادآور جدی تعهدات اخلاقی موزه‌ها به عنوان نگهبانان میراث فرهنگی است. با اولویت دادن به جذابیت‌های نمایشی به جای اصالت، موزه گتی ویلا نه تنها بازیدکنندگان آمریکایی را گمراه کرده، بلکه اعتماد پژوهشگران و مخاطبان را نیز خدشه‌دار ساخته است. بنابرین، ضروری است که نهادهای فرهنگی بالاترین استانداردهای بررسی و شفافیت را رعایت کنند و اطمینان حاصل نمایند که نمایشگاه‌هایشان بازتابی از حقیقت تاریخی است، نه منافع سیاسی، مالی یا ایدئولوژیک. تنها در این صورت است که می‌توانند مأموریت خود را به عنوان نگهبانان میراث مشترک ما به درستی انجام دهند.




بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3LUWiTx


**- این نوشتار به انگلیسی: A Forgery Exposed: The Getty Villa Museum’s Display of a Fake ‘Akinakes’ Misattributed to King of Kings Artaxerxes I: https://www.suren-pahlav.com/en/forgery-unveiled-the-getty-villa-museum-artaxerxes-i-sword.html

1 - Exhibition Persia: Ancient Iran and the Classical World - https://www.getty.edu/news/persia-ancient-iran-and-the-classical-world-at-the-getty-villa-museum/

2 - شمشیر اردشیر یکم هخامنشی - http://www.ensafnews.com/338708/شمشیر-اردشیر-یکم-هخامنشی/

3 - برای اطلاعات بیشتر در باره "تیغ مادی" یا اَکینَکَه، به مقاله وزین "تیغ مادی در نیام جنگاوران سیلک"، به خامه دکتر مهرداد ملکزاده که در مجله باستانشناسی و تاریخ، سال هدفهم، شماره اول، پائیز و زمستان ۸۱، شماره ۳۳، بچاپ رسیده است مراجعه شود: https://bit.ly/3rgQNGX


4. Artamonov M.I. (1966) ‘Treasures of Scythian burial mounds in the collection of the State Hermitage Museum.’ pp. 183-184.

5. همان.

 

 

6 - https://antiquitebnf.hypotheses.org/11185


7 - یهودیان بر این باورند که اردشیر یکم پشتیبان و دوستدار یهودیان بوده است و با چنین کاری مسئولان موزه در تلاشند تا مشروعیتی تاریخی به یهودیان بخشند؟ کیش یهودیتی که مانند دیگر کیش های سامی (ترسایی و اسلام) دست ساز و دروغین می باشد و در زمان داریوش بزرگ توسط ایرانیان با آمیختن افسانه سومری، بابلی با جهانبینی دین زرتشتی ساخته شده است و ادعای دیرینگی چندین هزار ساله داشتن آن دروغی بیش نیست. در این رابطه به مقاله مفصل پژوهشی-دانشگاهی "ایران و ساخت کیش یهودی؟" نوشته دکتر مایکل مگی مراجعه شود:

Magee, M. D. "Persian and Creation of Judaism" - http://www.cais-soas.com/CAIS/Religions/non-iranian/Judaism/Persian_Judaism/Persia_created_judaism.htm

 

8 - "اگر کورش بزرگ جام جهان نما داشت" - https://www.suren-pahlav.com/pe/index.php?option=com_content&view=article&catid=9:image-articles&id=32:14-03-2012


9 - Suren-Pahlav, S. (2013) The Omission of the Title "The Great" from "Cyrus the Great" by Eurocentrists, Iranophobes, and Traitors: https://www.suren-pahlav.com/en/the-omission-of-the-title-the-great-from-cyrus-the-great-name.html

 

 

 

ssp rss logo ssp email logo ssp youtube logo ssp balatarin logo ssp telegram ssp instagram logo ssp twitter logo ssp fb logo

 

#419ab3