رژیم ایرانفروش نوقاجاریه و پیمان ننگین "کاسپین چای" (خزرچای)

"اگر با این نیروی مخرب جامعه و تاریخ کهن [قشر روضه خوانان] تسویه حساب نشود، خواه انقلاب مشروطه بشود یا نشود، این میکربها می مانند و من می ترسم در آیندهٔ نزدیکی چشم باز کنید و ببینید هشتصد ملا یکجا خلق شده است. ملا همه امور مملکت را بدست گرفته، همه ثروت شما را بر باد داده، و شما را به امان خدا سپرده و افسارتان را به بیگانگان رها کرده است."
- جلیل محمدقلیزاده بنیانگذار روزنامه ملا نصرالدین، شمارهٔ ۲۵ - سال ۱۹۰۸ ترسایی
امروز در نشستی به نام "کنوانسیونِ وضعیت حقوقی دریاچهٔ کاسپین" که در شهر آکتائو در کشور نوپای قزاقستان برگزار شد، رژیم ایرانفروش[[*]] روضه خوانان به شیوهٔ اسلاف خود (رژیم قجرها) پیمان ننگین دیگری را بست که نامی برازنده تر از "پیمان کاسپین چای" (یا "خزرچای" با آنکه خزر نام نادرستیست) برایش نمی توان ساخت.
در هر روی، رژیم اسلامی در چند روز گذشته همواره مدعی شده است که ایران صاحب پنجاه درصد سهم در دریاچه کاسپین نبوده و یک دروغ ساخت اپوزیسیون های مخالف رژیم است و نیز این پیمان یکی از دستاوردهای مهم نظام در چهار دهه گذشته بوده است! ولی پرسش اینست که آیا این ادعای پنجاه درصدی سهم ایران حقیقت دارد و این دستاورد برای روسیه و بقای رژیم بوده است یا ملت ایران، که این نوشتار برای پاسخ به این دو پرسش تهیه شده است.
آیا ۵۰٪ دریاچهٔ کاسپین متعلق به ایران است؟
در سال ۱۹۱۷ و پس از انقلاب سرخ در روسیه و بپاسازی اتحاد جمهوری شوری، قراردادهای گذشته استعماری که میان قاجارها و روسیه تزاری امضا شده بود را دولت بلشویک لغو نمود، از جمله ممنوعیت کشتیرانی ایران در دریاچهٔ کاسپین که در پیمان های ننگین گلستان و ترکمانچای گنجانده و تحمیل شده بود. پس از آن چهار پیمان دوستانه نیز در سال های ۱۹۲۱، ۱۹۳۵، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی میان دولت شاهنشاهی ایران و اتحاد جماهیر شوری بسته شد که به ایران حق کشتیرانی با اهتراز پرچم خود و نیز ماهیگیری تا ۱۰ مایل دریایی (۱۸.۵۲ کیلومتر خاکی) کرانه شوروی پیشین (و بالعکس) داده شد. ولی درمورد پنجاه درصد مالکیت ایران، در هیچکدام از این پیمان نامه ها اشاره ای نشده است و ادعای رژیم کاملاً درست می باشد.[[۱]] ولی مسالهٔ قابل تامل و حقیقتی که رژیم آن را آشکار نمی سازد و شوربختانه از نظر کارشناسان نیز پنهان مانده، اینست که کاسپین یک "دریاچه" است و در حقوق بین الملل "ملک و آب مشاع" و مانند "دریا" قابل تقسیم بندی نیست.[[۲]] بنابرین چون کاسپین یک دریاچه است، نیازی نبوده است تا در آن پیمان ها "مالکیت پنجاه درصدی" ایران ذکر شود - ولی در عوض آن "حاکمیت مشاع" (مالکیت مشترک یا shared ownership) ایران و "مشارکت در تصمیم گیری" میان طرفین (ایران و شوروی) در دریاچهٔ کاسپین، در همه پیمان ها تاکید شده است.[[۳]] بگفته ای دیگر، با آنکه این مدارک تاریخی به مالکیت پنجاه درصدی ایران اشاره ای نمی کنند (زیرا که یک دریاچه است)، ولی "مالکیت مشترک" و شراکت مساوی با شوروی پیشین را توجیه، تائید و ثبت می کنند و از آن روی هم می باشد که رجب ستاروویچ صفروف، رئیس 'مرکز پژوهش های ایران معاصر در مسکو' و عضو پیشین هیئت کارشناسی روسیه در مذاکرات قزاقستان[[۴]] در گفتگو با بی بی سی اعلام کرده است:[[۵]]
"سال ۱۹۹۶ وقتی برقراری رژیم حقوقی دریای خزر شروع شد، ما کارشناسان انتظار داشتیم که ایران طبق قرارداد سال ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ درخواست ۵۰ درصد حق خودش را داشته باشد. اما در جلسه اول ایران گفت که دریای خزر باید برابر تقسیم شود. یعنی هر کسی ۲۰ درصد داشته باشد.این برای ما عجیب و غریب بود که ایران چطور از حقوق خودش گذشت می کند."
و می افزاید:
"قبل از قرارداد سال ۱۹۹۶، طبق قانون ایران اجازه داشت ۵۰ درصد داشته باشد یا حداقل برای سازش با ایران درصد خوبی را کارشناسان می خواستند برای ایران پیشنهاد دهند. بعد از تقسیمبندیها و پروژه های جدیدی که پیش آمد، برای ایران ۱۳ درصد پیشنهاد شد که ایران قبول نکرد. به همین دلیل حدود ۲۰ سال این کنوانسیون نتوانست به توافق بین کشورها برسد."
همچنین، دریاچه بودن کاسپین در تاریخ معاصر ایران و پیش از کودتای انگلیسی-آمریکا ۵۷ یک امر شناخته شده بود، چه میان دو رژیم قاجاری و روسیه تزاری و چه میان دولت های شاهنشاهی و روسیه کمونیستی، که حتا در مدارس ایران و دروس جغرافیایی به دانش آموزان ایرانی یاد داده می شد که "کاسپین/مازندران/خزر بزرگترین دریاچهٔ جهان" است - و اکنون شوندی[:علتی] که رژیم اسلامی درباره اش سکوت می کند، بدان خاطرست که بایستی به ملت ایران پاسخگو باشد، که "چرا زمانی که این کشورهای نوپای کرانه کاسپین، برای امر تقسیم بندی، دریاچه را به دریا تبدیل کردند، این رژیم کجا بود تا از آن جلوگیری و از منافع ایران دفاع کند؟ . . چرا به کشورهای نوپا در کاسپین، بدون پیگیری قانونی و شکایت به مراجع جهانی، اجازه داد تا شرکت های نفتی غربی و شرقی، منابع نفت و گاز کاسپین، که در حقیقت پنجاه درصد از آن، متعلق به ملت ایران بوده است را به تاراج برند؟"
بنابرین، مشکل اساسی بر سر اینست که در چهل سال گذشته، چهار کشور در کرانه های کاسپین، ایران را بدون سرپرست و متولی و نگهبان یافته و بدون هراسی، آن "دریاچه" را غیررسمی مبدل به "دریا" و حتا "شبه دریا"[[۶]] ساخته و درصدد تقسیم و مالکیت میان خود بر آمده اند. در نتیجه، به خاطر ندانم کاری رژیم روضه خوانان (زیرا که کار روضه خوانان، روضه خوانیست نه کشورداری[[۷]])، اکنون ایرانیان را از "حقوق مالکیت مشاع" خود، به هر شیوه ای که رژیم می خواهد آن را ترجمه و تفسیر و با واژه های عربی بازی کند، عاری ساخته است؛ - بویژه آنکه روسیه و قزاقستان - قزاقستان و جمهوری بادکوبه و نیز ترکمنستان و جمهوری بادکوبه، با بستن قراردهای مرزی-دریایی میان خود، کاسپین را تقسیم و مرزهای آبی برای خود قائل شده اند، که کشتی های ایران دیگر حق و توان گذر از آن ها بدون تجاوز به آب های آن کشورها را ندارد.[[۸]] نیز، با بسته شدن این پیمان و رفع "مالکیت مشاع" ایران، هر گونه خطری را از دو کنسرسیوم نفتی، یکی به رهبری شرکت نفت بریتانیا (BP) و دیگری شرکت نفت روسیه (Lukoil) که در دو میدان های نفت و گاز 'چراغ' و 'گونشلی' را از سال ۱۹۹۴ تا به امروز در اختیار خود داشته و نگران آن بوده اند[[۹]] را دور می سازند.
نیز بر خلاف دروغ جواد ظریف که در اعلامیه تفسیری گفته است: "جمهوری اسلامی ایران مقررات و مفاد مربوطه قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و جمهوری سوسیالیست فدراتیو روسیه و هم چنین قرارداد ۱۹۴۰ بازرگانی و بحرپیمایی میان ایران و اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی را یادآوری و خاطرنشان می کند"، پس از بسته شدن این پیمان، آن کشورها بر اساس ماده ۱۰۲ منشور سازمان ملل پیمان نو را ثبت خواهند کرد و این مساله موجب خواهد شد تا پیمان های پیشین فسخ و غیر قابل ارجاع شوند. البته ناگفته نماند که اگر جمهوری اسلامی، پیش از تقسیم بستر و زیر بستر دریاچه کاسپین سرنگون شود و یک نظامی ملی و ایرانی که هَم و غَمش تنها ایران و ایرانی باشد بر سرکار آید، می تواند بر اساس قوانین بین اللملی با بهره وری از اصل ۶۲ کنوانسیون وین ۱۹۶۹ در مورد حقوق پیمان ها (Vienna Convention on the Law of Treaties)، با اعلام و درخواست "تغییر اساسی وضعیت ها" (Fundamental Change of Circumstance) این پیمان ننگین را فسخ کند.[[۱۰]] ولی این حرکت مستلزم آن است که مردم ایران، تا پیش از رسیدن به نقطهٔ قابل بازگشت، رژیم ایرانستیز روضه خوانان را سرنگون سازند.
"امروز نتیجهٔ دیروز است!"
رژیم روضه خوانان بخاطر عدم اگاهی نسبت به کشورداری و نیز عدم دور اندیشی، کشورهای نوپای کرانه های کاسپین را، بویژه دو جمهوری بادکوبه و ترکمنستان را همان روز نخست اعلام استقلالشان (در ۳۰ اوت ۱۹۹۱ ترسایی)، بدون در نظر گرفتن آینده و مصالح و منافع ایران و گفتگو و دریافت تعهدات در آینده، به رسمیت شناخت و امروزی را پدید آورد که شاهدش می باشیم.[[۱۱]] بگذریم از آن که اکنون رژیم برای امر فرافکنی و دورساختن افکار ملت ایران در مورد خیانت و ایرانفروشیشان، آغاز به روضه خوانی کرده است که در پی آن بوده تا پای آمریکا، اسرائیل و ناتو را از دریاچهٔ مازندران قطع کند؛ - آنهم زمانی که آمریکائی ها و شرکت های نفتی و نظامی جمهوری بادکوبه را در دستان خود داشته و حتا بادکوبه در نشست های ناتو شرکت می جوید و ترکمنستان و قزاقستان نیز از هم پیمانان آن دو کشور بشمار می روند و غیرممکن است که آن کشورها را ترک کنند. گذشته از آن که ترکیه نیز عضو ناتو است؛ - آمریکا در عراق (بویژه در اقلیم کردستان بهمراه اسرائیل)، افغانستان و همه کشورهای خلیج فارس حضور نظامی داشته و ناوگان پنجم نیروی دریایی آن کشور درآبخوست های میشماهیگ [:جزایر بحرین] پهلو گرفته است و اسرائیل هم پیمان سعودی و امارات است! بگفته ای دیگر ایران در محاصره آمریکا و اسرائیل بوده و رژیم نوقاجاری روضه خوانان نگران حضور این کشورها در دریاچه کاسپین می باشد؟! بهر روی، برای خالی نبودن عریضه، حتا اگر فرض محال بر آن گذاشته شود که ادعای رژیم درست می باشد؛ - چه ضمانتی در اجرای آن وجود دارد؟ در صورت نقض آن، آیا ایران ِ به خاک نشانده شده، توانایی تنبیه ترکمنستان و بادکوبه، یا اسرائیل که نیرومندترین ارتش آسیای غربی است و یا آمریکای ابرقدرت شماره یک جهان را دارد؟ در هر روی، مضحکانه ترین جنبه این ادعای جمهوری اسلامی در ترساندن مردم از خطر اسرائیل اینست که سازمان موساد در سرنگونی نظام شاهنشاهی و بر سرکار آوردن رژیم خمینی نقش اساسی ایفا کرده بود[[۱۲]] و نیز در چهل سال گذشته نظام و سپاه سرکوبگر پاسداران، در پشت پرده در راستای اهداف اسرائیل و صهیونیست جهانی خدمت کرده اند و این تعزیه بازی ها و جنگ زرگری ها از سوی رژیم اسلامی تنها برای رد گم کردن فراهم شده است.[[۱۳، ۱۴، ۱۵]]
چرا "کاسپین چای"؟

امروز ایران ِ یتیم و بی پناه برای حفظ و دفاع از حقوق خود در دریاچهٔ کاسپین بجز رویارویی با روسیه، با سه کشور نوپای دیگر در منطقه روبروست و شوربختانه این جریانات زمانی رخ می دهد که رژیم غوغاسالار مذهبی عاری از شعور و سواد سیاسی می باشد و ایران را به دوران قاجاریه و ورشکستگی اقتصادی، سیاسی و نظامی کشانده است. در نتیجه آن چهار کشور، بویژه روسیه که ابرقدرت شماره دو جهان بشمار می رود را در موقیعتی بسیار بالاتر و مستحکم تر از ایران قرار داده است، تا بر عکس ایران هر آنچه که بدنبالش می باشند را بدست آورند.
بنابرین، چون ایران اسلامی در موضعی بسیار خوار و ناتوانی قرار دارد، هر گونه پیمانی که بسته می شود بر علیه مصالح و منافع کشور است. ولی اگر رژیم کنونی، یک نظامی بود که نگران مصالح و منافع ایران می بود و در چنین وضیت نابسامانی بسر می برد، آن را به زمانی موکول می ساخت که کشور و ملت در موقیعت بهتری قرار می داشت، چه از دید اقتصادی، سیاسی و چه نظامی. ولی نقصان های اساسی که این پیمان چیست؟
۱ - بر اساس قوانین بین اللملی اگر یک حوزهٔ آبی، دارای تعریف مشخصی نباشد که آیا دریا است یا دریاچه، بستن هر گونه پیمانی در رابطه با رژیم حقوقی آن عاری از وجهه قانونی است؛[[۱۶]]
۲ - روسیه و قزاقستان با آنکه در پیمان، از کاسپین بعنوان "دریا" ذکر نکرده اند ولی با زیرکی از "دریاچه" خواندنش نیز خودداری ورزیده اند، زیرا که دریاچه بر عکس دریا دارای حقوق بین المللی متفاوتی بوده و قابل تقسیم بندی نیست.[[۱۷]] (نیز نگا به تصویر سمت چپ) بنابرین، ایران پیش از تن دادن به هر پیمانی، می بایستی در سازمان ملل "دریاچه" بودن کاسپین را ثبت می کرد تا بتواند از "حق مالکیت مشاع پنجاه درصدی" خود دفاع کند؛
۳ - با آنکه به ادعای طرفین، این پیمان "مربوط به رژیم حقوقی دریاچهٔ کاسپین"[[۱۸]] بوده و "تقسیم بستر و زیر بستر" به آینده موکول شده است(!)، ولی اینک که جمهوری اسلامی این پیمان را امضا کرده و "تقسیم بستر و زیر بستر" را موکول به آینده ساخته، رسماً تائید کرده است که کاسپین یک "دریا" است، نه "دریاچه". در نتیجه، این پیمان راه را برای مشروع سازی ادعاهای همسایگان ایران بویژه ترکمنستان و جمهوری بادکوبه در آینده و پایمال کردن حاکمیت ایران در جنوب کاسپین هموار ساخته است - و بدور دیده می شود که ایران حتا سهم نُه درصدی نصبیش گردد.[[۱۹]] بویژه آنکه شواهد نشان می دهد، جمهوری بادکوبه و ترکمنستان، بدون واکنش و اعتراض ایران، دو دهه است که برای خود مرز دریایی پدید آورده و منابع نفتی و گازی آن را به تاراج می برند (حتا در اوت سال ۲۰۰۱ زمانی که ایران درصدد اکتشاف نفت در میدان نفتی البرز برآمد، جمهوری بادکوبه آن را تجاوز به آب های خود خواند). از این روی، بدون هیچ گمانی با وضعیت کنونی و این پیمان ننگین، زمینهٔ تقسیم بخش جنوبی و از دست دادن حاکمیت سرزمینی-آبی ایران را بطور رسمی در آینده ای نه چندان دور فراهم ساخته است، که عملاً تجزیهٔ بخشی از ایران خواهد بود!

۳ - بر اساس اصل ۱۱، ماده ۲ این پیمان، ناوهای جنگی روسیه می توانند به بهانه وضعیت اضطراری بدون اجازه ایران یا ارائه توضیحی به آبهای ساحلی ایران وارد شوند، که در حقیقت نقض حاکمیت ملی ایران است.[[۲۰]] شگفت انگیز نیست که در متن ترجمه فارسی که رژیم در رسانه های دولتی پخش کرده است، این بخش را حذف نموده است![[۲۱]]
در هر روی، برنده اصلی این پیمان پوتین/روسیه است (که حتا می توان این پیمان را "پوتین چای" خواند!)، زیرا به اهداف خود دست یافته است. نخست با امضای این پیمان و دریافت ضمانت مطمئن گشته است که قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری بادکوبه به پیمان نظامی ناتو نخواهند پیوست و در صورت نقض پیمان، آن سه کشور را با رویارویی نظامی مواجه خواهد ساخت؛ - و سپس روسیه از خط لوله انتقال گاز ترکمنستان به اروپا از طریق جمهوری بادکوبه جلوگیری نموده و هر گونه خطری را نسبت به انتقال و فروش گاز خود به اروپا دفع کرده است.
پایان سخن
همانگونه که در بالا ذکر شد، در وهلهٔ نخست این نشست نمی بایستی برگزار و این پیمان نمی بایستی امضا می شد و اگر هم می شد، می بایستی بدون دخل و تصرف، حالت الحاقی و ادامهٔ همان پیمان های گذشته میان ایران و شوروی پیشین می بود؛[[۲۲]] - بگفته ای دیگر، بدون دست زدن به مالکیت مشاع و تصمیم گیری های مشترک، کرانه های آبی اتحاد جماهیر شورروی پیشین (۸۱.۳٪ از کرانه های دریاچه[[۲۳]]) تا فاصله ۱۰ مایلی، میان چهار کشور روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری بادکوبه تقسیم - و دیگر بخش های دریاچه، میان ایران (۵۰٪) و آن چهار کشور (۵۰٪) تقسیم می شد، که نشده است - و مسلماً پسامدهای وخیمی برای حاکمیت ایران درآن دریاچه را در پی خواهد داشت.
در هر روی، از رخدادن این مساله نبایستی شگفت زده شد، زیرا که رژیم اسلامی را در بیگانگان در سال ۵۷ برای همین منظور بر سرکار آوردند[[۲۴، ۲۵]] و تا ایرانستان ساختن ایران هم از پلیدی و خیانت دست نخواهد کشید. ولی، مسالهٔ دردناک و غم انگیز، واکنش ضعیف ملت ایران نسبت به پایمال شدن حقوق کشورشان و خطر تجزیه آب های کاسپین از ایران در آینده است. البته امیدست پیش از آنکه به آن نقطهٔ غیرقابل برگشت رسیم، از خواب بیدار گشته و این رژیم ایرانستیز را سرنگون و بجایش یک نظام ایرانی، بر اساس هویت ملی، ارزش ها، فرهنگ و تمدن ایرانی که پایبند به ایران "یک ملتی و تک ملیتی" باشد، بر سر کار آوریم - وگرنه "نوشدارو و مرگ سهراب، نه تنها برای دریاچه کاسپین، بلکه کُل ایران خواهد بود."
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد!
شاپور سورنپهلو
روز ارد از ماه امرداد سال ۳۷۵۶ بهدینی
۲۱ امرداد ۲۵۷۸ شاهنشاهی
۱۲ اوت ۲۰۱۸ ترسایی
به روز رسانی: تارنمای بالاترین در طی کمتر از یکساعت پس از اشتراک گذاری این نوشتار، آن را حذف و پروانه اشتراک به کسی نمی دهد!

بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
* - چندین سال پیش، این نگارنده پیشنهاد شده بود تا واژه ی "ایرانفروش" (ایران+فروش)، بجای واژه "خائن" و "مزدور" بکار برده شود. واژه های "خائن"، "مزدور خارجی" و حتی "وطنفروش" معناهای گسترده ای دارند، ولی واژه ی "ایرانفروش" (یا "ایرانفروشی") معانی خاصی داشته و ویژه مزدورانی می باشد که در قبال دریافت پول و مواجب، به کشور خود خیانت کرده و ایران را به فروش می رسانند، تا آن کسی که از روی طمع قدرت یا فریب خوردن از دشمن به کشور و ملت ایران خیانت می کند!
۱ - Mirfendereski, G., "A Diplomatic History of the Caspian Sea: Treaties, Diaries, and Other Stories", New York, Palgrave (2001).
۲ - Zimnitskaya, H., and Geldern, J., 'Is the Caspian Sea a sea; and why does it matter?', "Journal of Eurasian Studies", Vo II, Issue I, January 2011, pp.1-14
۳ - Clagett, Brice M., “Ownership of Seabed and Subsoil Resources in the Caspian Sea Under the Rules of International Law,” Caspian Crossroads Magazine, Volume I, issue III, Fall 1995.
۴ - http://www.safarov.ru
۵ - https://www.youtube.com/watch?v=y1dPHa9BqJI
۶ - برای نخستین ابر قزاقستان در سال ۱۹۹۷ در سازمان ملل تلاش کرد تا عقیعت دریاچه کاسپین را بطور رسمی تبدیل به دریا کند: The Position of Kazakhstan on the Legal Status of the Caspian Sea’, 3 October 1997 (UN Doc. A/52/424)
۷ - سورنپهلو، شاپور، "کار هر بز نیست خرمن کوفتن - گاو نر می خواهد و مرد کهن: اداره مملکت کار آخوند و رمال و بقال چقال نیست"
۸ - Crandall, M. S., "Energy, Economics, and Politics in the Caspian Region: Dreams and Realities", Praeger Security International (2006), p.110-113
۹ - Englefield, E., "A Spider’s Web: Jurisdictional Problems in the Caspian Sea", IBRU Boundary and Security Bulletin Autumn 1995, pp.30-33
۱۰ - Aust, A., "Vienna Convention on the Law of Treaties (1969)", Oxford Public International Law Online: http://opil.ouplaw.com/view/10.1093/law:epil/9780199231690/law-9780199231690-e1498
۱۱ - برای نمونه دو کشور ج. بادکوبه و ترکمنستان تلاش دارند تا خط مرزی دریایی ایران را به خطی که به "آستارا-غازان-قلی" معروف است محدود کرده و مدعی می شوند که مرز رسمی میان شوروی و ایران بوده است! ولی این ادعا هیچ جنبه قانونی ندارد، زیرا که در سال ۱۹۳۵ "کمیساریای خلق در امور داخلی" (NKVD) پنهانی به همه نهادهای دولتی دستور داده بود تا از این خط در نقشه های داخلی شوروی بعنوان مرز ایران و شوروی درج شوند. ولی با مخالفت دولت شاهنشاهی روبرو و مورد تائید هیچ مرجع جهانی قرار نگرفت. در نتیجه نه تنها چاپ آن در نقشه های شوروی متوقف شد، بلکه منجر به بستن امضای دوستانه ۱۳۹۵ میان دو کشور گشت. در هر روی، در همهٔ نقشه هایی که از سال ۱۹۹۲ به این سو بچاپ م یرسند. بویژه نقشه ها شرکت های نفتی، این خط به دروغ بعنوان مرز رسمی دریایی ایران و شوروی نشان داده می شوند، تا بهره برداری از منابع کاسپین را قانونی جلوه دهند. شوربختانه ایران تا به امروز حتا یک شکایت به سازمان ملل یا دادگاه بین الملل در این رابطه با این نقشه های ارائه نداده است!
۱۲ - به مقاله دکتر کاوه احمدی علی آبادی تحت عنوان "چرا و چگونه موساد، شاه را سرنگون كرد"، مراجعه شود: http://www.iranglobal.info/node/6909
۱۳ - سورنپهلو، شاپور، "رژیم روضه خوانان در خدمت اهداف صهیونیسم جهانی: از به رسمیت شناختن غیررسمی اسرائیل تا همکاری همه جانبه پنهانی!"
۱۴ - سورنپهلو، شاپور، "رابطه میمون های جیغ کش با سپاه پاسداران و پیام موشکی به زبان عبری!"
۱۵ - سورنپهلو، شاپور، "از 'فخرفروشی امپراتور آتاهوالپا' تا 'صاعقههای رجزخوانی' پاسدار جعفری!"
۱۶ - Janusz, B., "The Caspian Sea Legal Status and Regime Problems", Stiftung Wissenschaft und Politik, Berlin (2005), pp3-5
۱۷ - goo.gl/reA9La
۱۸ - http://en.kremlin.ru/supplement/5328
۱۹ - نگا به منبع شماره ۱۱
۲۰ - goo.gl/reA9La
۲۱ - در سال ۱۸۲۱ ترسایی و پس از فروپاشی امپراتوری اسپانیا، دیوان بینالمللی دادگستری، به همین شیوه خلیج فونسکا (Gulf of Fonseca) را میان السالوادور، نیکاراگوئه و هندوراس (بجز یک محدود سه مایلی در کرانه های خاک سه کشور) بصورت ملک و آب مشاع، منابع بستری و زیر بستری را به یکسان بصورت کنسرسیوم بخشبندی کرد، که ایران با توجه به قراردهای گذشته می توانست مدعی سهم پنجاه درصدی خود شود، زیرا این شوروری بوده است که سقوط کرده تجزیه شده است نه ایران!
۲۲ - ۱۸.۷٪ (۵۹۱ کیلومتر) از کرانه (نوار مرزی آبی) دریاچه مازندران متعلق به ایران و در آن تغییری رخ نداده است، ولی آن ۸۱.۳٪ مرز آبی اتحاد جماهیر شوری امروز میان روسیه ۱۸.۵٪ (۵۸۳ کیلومتر)، ج. بادکوبه ۱۵.۲٪ (۴۷۹ کیلومتر)، قزاقستان ۳۰.۸٪ (۹۴۵ کیلومتر)، ترکمنستان ۱۶.۸٪ (۵۲۸ کیلومتر، باضافه خلیج خلیج قره بغاز) تقسیم شده است.
۲۳ - سورنپهلو، شاپور "آخوند، غرب و صهیونیسم: "اتحادیه مثلث شیطانی" برای تجزیه ایران"

≠


