تشیع جنازه رفسنجانی و قشر قطارسوار
اسلاوی ژیژک، فیلسوف، نظریهپرداز، منتقد فرهنگی و اجتماعی معاصر در نقد عملکرد قشری از جامعه، آنان را همچون مسافران قطاری میخواند که مسیر و مقصد قطار برایشان مهم نیست، بلکه همواره مسافر بودن اهمیت دارد، که سرانجام مبدل به یک نیاز و اساساً سرشت سیاسی آنان می شود.
دیروز دوباره، قشر دستگیره قطارآویزان شدگان ِ مسافر و همیشه در صحنه، در تشیع جنازه رفسنجانی (همانند گذشته که در بازی خیمه شب بازی انتصابات ریاست جمهوری شرکت جسته بودند)، حضور بهمرسانیده و از دژخیمان و سرکوبگران خود سپاسداری و قدردانی بعمل آوردند! در این میان، عاشقان رژیم اسلامی از حضور این جمعیت به ذوق آمده و آنرا دلیلی بر پشتیبانی از نظام دانسته اند و از آنسوی، مخالفین نظام آنرا ساختارشکنی و دهن کجی به دستگاه حاکمیت برای خود تعبیر کرده اند! ولی حقیقت امر اینست، که افراد این قشر همان هایی هستند که در شامگاه ۲۷ امرداد برای مصدق سینه چاکی می کردند و بامداد روز ۲۸ امرداد، برای مرگش کسیه می دوختند؛ و ۲۵ سال دیرتر در بامداد ۲۱ بهمن ۵۷، اشک ذوق ریزان "جاوید شاه" می گفتند، و فردایش گلوهای خود را با فریاد "مرگ بر شاه" پاره می کردند.
بنابرین، نباید این قشر و احساسات و حضورشان را جدی گرفت، زیرا تاریخ معاصر ایران نشان داده است، که این دست گیره آویزان شدگان با خوردن غوره ای سردی و با یک مویزی گرمیشان می شود و خیمه شب بازان هم بخوبی آگاهند که با چند گزارش از آیت الله بی بی سی، به هر سویی که میلشان کشد، افکار و باورهایشان را می توانند سوق می دهند.
باری، مضحکانه پاره ای از این قشراست که نه تنها چشم به خطاها و خیانت های او پوشیده اند، بلکه با قهرمان و قدیس وارسازی، مقامش را به امیر کبیر رسانده اند. بایستی کارنامه آقای رفسنجانی را پیش روی آنان گذاشت و پرسید، کدامین کُنش و اندیشه او، امیرکبیروار بوده است؟
کارنامه آقای هاشمی رفسنجانی (با تائید روح الله خمینی و بسیاری با شراکت احمد خمینی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی):
- عضویت در گروه تروریستی فدائیان اسلام و شرکت در ترور استاد احمد کسروی؛
- شرکت در دو سؤ قصد به جان دکتر فاطمی، با تامین اسلحه برای نواب صفوی؛
- پیگیری در تغییر پرچم ملی شیر و خورشید نشان ایران به یک پِرچم بدون هیچگونه مشروعیت تاریخی؛
- تغییر نام مجلس شورای ملی یک نهاد مردمسالار به شورای اسلامی فیلتری، بر خلاف نص قانون اساسی؛
- گروگانگیری سفارت آمریکا و آغاز انزوا سازی ایران در مجامع جهانی؛
- از دست دادن تنها موقیت برای بازگردادن هفده شهر جدا شده از ایران در آسیای میانه و قفقاز پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی؛
- بجای لغو، تائید دو پیمان نامه گلستان و ترکمانچای با برسمیت شناختن گنجه، شروان و اران (آذربایجان استالین) بعنوان یک کشورمستقل؛
- سرکوبی و بازگرداندن مردم نخجوان و تالش، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری که خواهان بازگشت به ایران شده بودند؛
- عامل موثر تداوم جنگ پس از آزادی خرمشهر، که منجر به کشته شدن صدها هزار ایرانی و میلیاردها دلار خسارت به کشور شد؛
- فرستادن کودکان و نوجوانان به روی مین و مخترع برچسب "سرباز یکبار مصرف"؛
- ساخت ده ها سد غیر اصولی که تنها هدف شان پر کردن جیب های مافیای حاکم بود و موجب تباهی محیط زیست کشور، نابودی سفره آب های زیرزمینی، به زیر آب بردن صدها محوطه باستانی پیش از اسلام از جمله تنگه بلاغی شد؛
- تاراج ملی (منابع و صنایع ملی) توسط مافیای رژیم، تحت نام خصوصی سازی و سازندگی؛
- ادقام کمیته های انقلاب در شهربانی کل کشور و تبدیل آن به انتظامات برای سرکوبی ملت؛
- ایجاد و هدایت "انقلاب فرهنگی"، فراری دادن نخبگان به برونمرزها و واپس بردن ایران در زمینه فرهنگی و اجتماعی؛
- ایرانستیزی: دشمنورزی با تمدن و فرهنگ ایران باستان و هویت ملی
- تضعیف و بی ارزش سازی سطح آموزش در ایران، با راه اندازی دانشگاه های آزاد اسلامی؛
- نابودی شایسته سالاری در ایران: تصفیه روسا و مدیران کاردان و نخبه پیش از انقلاب و جایگزینی آنان با اشخاص بی سواد و مکتبی و متعهد به نظام؛
- بیرون راندن نیروهای نیمه سکولار موسوم به لیبرال (نهضت آزادی و جبهه ملی) از نظام و تحویل کشور به نیروهای تندروی مکتبی و روحانیون؛
- زمینه سازی رشوه خواری و فساد اجتماعی و اقتصادی در کشور؛
- نقض حقوق بشر و قتلعام پنج هزار تن از زندانیان سیاسی در سال ۶۷، با پروانه از روح الله خمینی و بهمراهی علی خامنهای، میرحسین موسوی و احمد خمینی؛
- کشتار روشنفکران و مخالفین رژیم اسلامی از جمله: ترور ارتشبد اویسی، شهریار شفیق، دکتر شاپور بختیار و دستیارش سروش کتیبه، عبدالرحمن برومند، فرویدون فرخزاد، دکتر صادق شرفکندی و یارانش، محمد حسین نقدی، کوروش آریامنش، علی اکبر محمدی (خلبان رفسنجانی و مخالف ادامه جنگ) و دیگر ترور ها در درون کشور، از جمله دکتر کاظم سامی، سعید سیرجانی، احمد میر علایی، دکتر غفار حسینی، دکتر احمد تفضلی و صد ها شخصیت دیگر سیاسی و فرهنگی ایران؛
- جا اندازی علی خامنه ای بعنوان ولی فقیه بعد از مرگ خمینی و پشتیبانی بیدریغ از او؛
- مخترع نمایش خیمه شب بازی و جنگ زرگری "اصلاح طلبی" و "اصولگرایان" و توهم رفورم پذیری رژیم با اصل ولایت مطلقه فقیه برای سرگرم سازی ملت برای امر ادامه بقای رژیم؛
- مخترع مجمع تشخیص مصلحت نظام برای بقای نظام به هر بهایی و ریاست اش تا مرگ؛
و و و . . . .
بهر رو، رفسنجانی یک روضه خوان همچون دیگر دوضه خوانان بود که بهترین توصیف از این قشر را زنده یاد احمد کسروی ارائه داده بود:
"ملایان دسته ای هستند که در این کشور مفت میخورند و تنها کاری که از دستشان برمی آید ایستادگی در برابر پیشرفت مردم است. هرگامی که مردم برای زندگی بهتری بردارند اینان با آن دشمنند که تا توانند ایستادگی خواهند کرد و سپس رها کرده فراموش خواهند گردانید. مگر با مشروطه همین رفتار را نکردند و آن همه خونریزی ها را به بار نیاوردند؟ مگر با دبستانها که برپا شده بود سالیان دراز دشمنی نمودند؟ مگر با تاسیس ثبت اسناد و دفترهای رسمی به کشاکش نپرداختند؟ مگر با لوله کشی آب بهداشتی دشمنی و سرسختی نکردند؟ این مردم آزاری ملایان از آنجا برخاسته که یک کار مفیدی در زندگانی اجتماعی ندارند. نه بافنده اند، نه ریسنده، نه سازنده اند، نه کارنده اند، نه دوزنده اند، نه پوینده، نه می خرند، نه میفروشند. یک جمله بگویم: هیچکاره اند. خودشان می گویند پیشوایان دینیم و به مردم دین می آموزیم ولی این هم دروغست. زیرا مردم دین شان را خودشان میدانند. این است که چون کاری نمی دانند و بیکار هم نمی توانند بنشینند به مردم آزاری می پردازند. داستان ملایان با توده بدبخت ایران، حکایت آن مرد بی چیز "نایب حسین" نامی است که چون پیر و ناتوان بود و به زنش نان و لباس نمی توانست بدهد و مهربانی هم نمی توانست بکند ولی هر چند روز یکبار کتکش می زد و دشنامش میداد. این کار را میکرد تا نگویند به یکبار زنش را فراموش کرده و او را به حال خود واگذارده. ملایان نیز این مردم آزاری ها را می کنند تا دانسته شود که هستند و فراموش نشده اند. قرآن و اسلام نیز دستاویزی در دست ایشان است. شگفت از شماست که تاکنون آنان را نشناختید و به سخنانشان ارج می نهید."
و براستی که "شگفت از شما که تاکنون آنان را نشناخته و به سخنانشان ارج می نهید."
شاپور سورنپهلو
۲۲ دی ماه ۳۷۵۴ بهدینی
۱۱ ژانویه ۲۰۱۷ ترسایی
≠










