چگونه می توان رژیم جمهوری نوقاجاری اسلامی را سرنگون و ایران را آزاد ساخت؟

سالی دیگر گذشت و سال دگری به عمر خشن ترین و خونخوارترین رژیم استبدادی در تاریخ چندین هزارسالهٔ ایران افزوده شد؛ افزایش به عمر رژیمی که ایران و جامعه ایرانی از همه نظرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مدنی، علمی، فناوری، ادبی و هنری، از درون و برون به ورشکستگی کشانده و تا سرانجام ایران را به نیابت از سوی بیگانگان ایرانستان نسازد،[[1]] عمرش بسر نخواهد آمد. ولی دو پرسشی که امروزدر آستانهٔ ۳۹مین سال حیات رژیم مطرح می شود، چرا این رژیم با همهٔ ایرانستیزی ها، ایرانفروشی ها و جنایاتی که مرتکب شده توانسته است نزدیک به چهار دهه به حیات خود ادامه داده و هیچ نیرویی هم نتوانسته است آن را به پرتگاه سرنگونی کشاند؟ - و دوم، چگونه می توان رژیم را سرنگون ساخت و ایران را از وقوع یک انقلاب خونین که به سوریه ای شدن و ایرانستان شدن ایران می سرانجامد نجات داد؟
بدون هیچ گمانی، پاسخ های فراوانی به این دو پرسش با ارائه دلایل گوناگون می توان ارائه داد، از جمله، نقش فعال مذهبیون و قشر بی سواد جامعه در پاسداری از رژیم؛ - نیروهای سرکوبگر خشن و خونخوار رژیم بهمراه اراذل و اوباش پشتیبان آن؛ حاکمیت خون و خشونت رژیم و بوجود آوردن ترس و هراس در وجود و هستی ملت؛ - پیوند دادن بقای رژیم به کیان و هستی ایران؛ عدم خردجمعی، یکپارچگی و اتحاد مخالفین رژیم؛ - پشتیبانی غیرمستقیم غربیان از آن و دلایل دیگر. ولی با وجود همهٔ دلایلی که بدان اشاره شد، به باور این نگارنده، پنج عامل اصلی در این مساله دخالت داشته است که اگر بر طرف شوند، رژیم را می توان بدون خونریزی و جنگ سرنگون ساخت:
- عدم وجود یک رهبر ملی که نه تنها در میان ملت ایران شناخته شده، بلکه داری حیثیت، اعتبار و مشروعیت باشد؛
- عدم وجود نخبگان سیاسی و روشنفکران ملی گرا، بویژه پادشاهی خواه در میان مخالفین رژیم؛
- عدم اتحاد میان نیروهای ملی گرایان دموکرات (پادشاهی خواه و جمهوری خواه)؛
- وجود اندیشکده های رژیم، که برای رویارویی با مخالفین برانداز و دور ساختن خطر از سر رژیم فعالیت مستمر و کارارایی دارند؛
- عدم وجود یک اندیشکدهٔ ملی مخالف ِ رژیم، تا با یافتن راهکارها نه تنها برای دفع برنامه ها و سیاست هایی ارائه شده از سوی اندیشکده های رژیم، بلکه با ایفای نقش راهبردی برای سرنگونی رژیم، به مخالفین راهکار ارائه دهد.
۱. عدم وجود یک رهبر ملی
"شکل گیری حکومت های خودکامه بدون حضور روشنفکران کوته بین و حقیر ممکن نیست، این روشنفکران در عمل به رژیمی خدمت می کنند که مدعی مبارزه با آنند!"
- هانا آرنت
تاریخچه مبارزات سیاسی در سراسر تاریخ جهان نشان داده است که وجود یک شخص در راس یک نهاد، حزب، سازمان و یا گروه مخالف و سازماندهی شده برای رژیم های استبدادی خطرناک و کُشنده می باشد، زیرا که می تواند همهٔ نیروهای مخالف یک رژیم را هتا[:حتی] با باورهای گوناگون سیاسی در زیر یک چتر گرد آورده و یکصدا و یکپارچه علیه آن تا سرنگونی اش گسیل دارد؛[[2, 3]] - بهترین نمونه های این مهم در تاریخ چند صدسال گذشته، روبسپیر و انقلاب فرانسه، لنین و فروپاشاندن تزارها و یا هتا روح الله خمینی و گردآمدن همهٔ نیروهای ایرانفروش و مخالف نظام شاهنشاهی از مذهبی تا کمونیست در زیر یک چتر واحد بوده است.
همچنین، عدم وجود یک رهبر موجب می شود تا خیزش های خودجوش مردمی با شکست روبرو شوند، زیرا که تنها یک رهبر و پیشوا است که می تواند با یکپارچه ساختن اعتراضات و کانالیزه کردن آن ها، براندازی را به ثمر رساند، از جمله دو خیزش دی ماه ۹۶ و آبان ماه امسال که این نگارنده پیش بینی کرده بودم بخاطر عدم رهبریت، ناکام ماند و به ثمر نرسید.[[4]] ولی قطب مخالف آن، ازدیاد شخصیت یا چند رهبری یا بگفتهٔ هانا آرنت "حضور روشنفکرن کویه بین و حقیر است" که نه تنها همواره سدی برای مبارزات می باشند، بلکه بخاطر قبیله گرایی و تکروی آنان، عملاً از ایجاد یکپارچگی و اتحاد میان نیروهای مخالف جلوگیری کرده و با خنثی سازی مبارزات به بقای رژیم های خودکامه و استبدادی همچون رژیم روضه خوانان که مدعی مبارزه با آن را دارند، یاری می رسانند. در نتیجه رژیم های استبدادی از طریق نفوذ در میان اپوزیسیون های مخالف خود، همواره برای از میان بردن رهبریت یا حتی تضعیف آن و نیز تشویق به چند رهبری، تلاش کرده اند تا یورش های سازماندهی شده علیه خود را دفع نمایند.
البته بایستی اذعان داشت که تنها رهبری که امروز در راس یک سازمان سیاسی مخالف رژیم، سازمانی و تشکیلاتی عمل می کند مریم عضدانلو قاجار (رجوی) است، ولی مشکل بزرگی که او و سازمانش با آن روبرو می باشند، ماهیتشان است. زیرا که سازمان مجاهدین در حقیقت کپی برابر اصل و همان رژیم جمهوری اسلامی می باشد، با این تفاوت که بجای دستدار و عمامه بر سر و قرآن در دست، لچک بر سر و "داس و چکش" در دست در زیر سایهٔ قرآن ایرانستیزی می کنند. در نتیجه، چون ملت ایران به ماهیت مجاهدین آشنایی داشته و افزون بر آن، بیاد دارند که چگونه آنان با عراقی ها در کشتن ایرانیان سهیم بوده اند، لذا نه تنها فاقد اعتبار و مشروعیت لازمه برای رهبری می باشند بلکه شدیداً مورد تنفر اکثریت نزدیک به کل ملت ایران قرار دارند. بدینروی به هیچ رویی مردم ایران راهبری و رهبری رجوی ها یا هر کس دیگری که با این سازمان "ایرانی-کُش مذهبی" همکاری داشته است را نخواهند پذیرفت - بویژه آنکه بخوبی آگاهند در صورت بقدرت رسیدن مجاهدین روزگاری بسا سیاه تر و شوم تر از امروز خواهند داشت. از آنروی، تنها گزینهٔ دیگری که نقطهٔ مخالف رژیم و نیز مجاهدین قرار دارد، که هر گز هم با رژیم همکاری نداشته و نیز دستانش به خون ایرانی آغشته نشده است شاهزاده رضا پهلوی (یا در حقیقت بر اساس قانون مشروطه، "رضاشاه دوم") می باشد.
او تنها ایرانیست که دارای شهرت، اعتبار و مشروعیت کافی می باشد تا بعنوان یک رهبر ملی، سرنگونسازی رژیم را راهبری و پس از سرنگونی یک نظام ملی بر اساس فرهنگ پُرپار و راستین ایرانی و آرمان های درج شده در منشور حقوق بشر بپا سازد. ولی مشکلی که با شاهزاده وجود دارد، خودداری او از پذیرش وظیفهٔ تاریخیست که بدو محول شده است و البته مشاورین او که یا نادان و بیخردند و یا مُهره های صادراتی رژیم می باشند او را در محاصره خود گرفته و در عدم تصمیم گیری و نیز خودداری ورزیدن از پذیرش مسئولیت نقش موثری را ایفا کرده اند.
۱ الف: شاهزاده رضا پهلوی
شاهزاده رضا پهلوی در روز ۹ آبان ۱۳۵۹ در مصر با اعلام تعهداتی که قانون اساسی مشروطه به او بعنوان ولایتعهد قانونی و وارث تاج و تخت پهلوی و پادشاه نو محول ساخته است سوگند پادشاهی یاد کرد، ولی چون بر اساس اصل سی و نهم قانون اساسی مشروطه، تاجگذاری مشمول به حضور بهمرساندن در مجلس شورای ملی می باشد، آن را به آینده و آزادی ایران موکول ساخت. شاهزاده رضا پهلوی در آن روز با سوگند پادشاهی یاد کردن، رسماً و قانونی پایبندی خویش را به تعهدات و وظایف قانونی و تاریخی که به او محول شده است اعلام داشت و متعهد شد تا "آزادسازی ایران از تلاش بازنایستد". ولی با آنکه ایشان در چهار دهه گذشته از مبارزه علیه رژیم دست نکشیده است، شوربختانه با خودداری در پذیرش رهبریت، به سوگند و "پیمانی" که با ملت ایران بسته بوده نیز وفادار نمانده است.
در فرهنگ راستین ایرانی "پیمان بستن" یکی از سنگین ترین و پُرمسئولیت ترین تعهداتی می باشد که یک ایرانی راستین می تواند در زندگی خود متقبل گردد - و شوربختانه شاهزاده رضا پهلوی تا به امروز پیمان شکنی کرده و وظیفهٔ ملی و تاریخی خود بعنوان پادشاه ایران را اجرا نکرده است، بویژه آن که بارها از مهم نبودن شکل نظام آینده که پادشاهی و جمهوری باشد سخن گفته و هتا فراتر رفته و از همگان درخواست کرده است تا او را "آقای پهلوی" خطاب کنند. ولی مساله ای که شاهزاده رضاپهلوی متوجه نشده است، ایشان تا زمانی که رسماً از سمت و مقام ولایتعهدی یا در حقیقت پادشاهی کناره گیری نکند، حق و پروانه تبلیغ یک رژیم جمهوری یا آنکه از عامه مردم دعوت کند تا او را "آقای پهلوی" خطاب کنند را ندارد. بنابرین، اگر در چهار دهه گذشته به پیمان خود با ملت بی اعتنایی کرده است، امروز دیگر بایستی به وظیفه قانونی و مهمتر اخلاقی خود پایبند مانده و با اعلام رهبریت، ملت ایران را از چنگال رژیم استبداد مذهبی رها ساخته و نهاد شاهنشاهی را به ایران بازگرداند، بویژه آنکه تنها یک نظام شاهنشاهی/پادشاهی پارلمانی است که می تواند "کیان، هستی، یکپارچگی، تمامیت ارضی ایران، ایران یک ملیّتی و تک ملتی" را متضمن شود.[[5]]
۲. عدم وجود نخبگان سیاسی و روشنفکران مخالف رژیم[[6]]

دو لایه یا قشر اصلی و مهم سیاسی در کشورهای مترقی جهان، بویژه کشورهای اروپای شمالی و آمریکای شمالی، وجود "نخبگان سیاسی"[[7]] و "روشنفکران"[[8]] می باشند که موجب ترقی و پیشرفت آن ها شده اند. اهمیت این دو قشر در آن جوامع، نه تنها در بخش پیشرفت و ترقی، بلکه حُکم دیوار و سنگر دفاعی در برابر ارتجاع و پسرفت ایفا نموده اند که بالطبع در زمان نبود آنان، جایشان با دو قشر عوام/غوغاسالار و نیز ضدروشنفکران در قالب روشنفکران اشغال و کشورهایشان را بسوی تزلزل و نابودی سوق می دهند. همچنین، اهمیت دیگر وجود این دو قشر برای اپوزیسیون هایی که در حال مبارزه با رژیم های استبدادی در جهان نقش کلیدی را ایفا کرده و توانایی و کارایی آن را دارند تا مردم را از زیر یوغ استبداد رها و به آزادی رسانند.
تاریخچه ظهور و سقوط نخبگان سیاسی و روشنفکران در ایران معاصر را بایستی به سه دوره بخشبندی کرد:
الف - ظهور: میان سال های ۱۲۸۴ و ۱۲۹۹
ب - شکوفایی: میان سال های ۱۲۹۹ و ۱۳۴۰
پ - افول: میان سال های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۷
الف: نخستین جرقه روشنگری با صدرات امیرکبیر و اصلاحات بنیادی او از جمله بنیانگذاری دارلفنون زده شد.[[9]] هر چند که پنجاه سال به درازا کشید تا اندیشمندانی همچون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، علی اکبر دهخدا، میرزا آقاخان کرمانی، میرزا ملکمخان ناظمالدوله، میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا یوسف خان مستشار الدوله و میرزا عبدالرحیم طالب اوف در افق سیاسی و فرهنگی ایران ظاهر شوند تا با ارائه گفتمان مدرنیته موجبات جهت گیری و گرایشات مردم ایران برای تغییرات اساسی در کشور که به انقلاب مشروطه را فراهم سازند.
ب: با آغاز شاهنشاهی رضاشاه، انقلابی در پیدایش نخبگان سیاسی و روشنفکران رخ داد که زیر بنای ایران نوین گذارده شد. در این دوران، رضاشاه بزرگ با بنیانگذاری +6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 6 ضدروشنفکری.[[7]]
9095 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56 650850+05+6 50+ 65+ 56 ضدروشنفکری[[7]] 86585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 650850+05+6 50+ 65+ 56650850+05+6 08507480 9840984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 605905 5 095 06 50805 0984 098406 5986585098 950650 65029 865029 850 +85408450+ 6. [[8]]
در نتیجه، یکی از بزرگترین کمبودهایی که موجب شده است یک اپوزیسیون کارآ و موثر در چهار دهه گذشته علیه رژیم روضه خوانان بپا نشود تا سرنگونی رژیم را بر دوش گیرد، عدم وجود "نخبگان سیاسی" و "روشنفکران" به معنای واقعی کلمه در میان مخالفین رژیم بوده است. هر چند که بایستی اذعان داشت که عادت نداشتن اکثریت ایرانیان به مطالعه بویژه از سوی فعالان سیاسی، موجب شده است تا اکثریت مخالفین رژیم عاری از سواد و بینش سیاسی باشند که بهترین نمونه ها برای اثبات این مساله، "بکاربری نادرست واژگان سیاسی" از سوی این عده، پرداختن به مسائل جنبی و حاشیه روی بجای مبارزه با رژیم، درگیری های شخصی و گروهی و قبیله ای میان خود حتی با داشتن یک باور سیاسی می باشد. از آن روی، برای پر کردن این خلاء و رسیدن به هدف که سرنگونسازی رژیم و آزادی ایران می باشد، بایستی به یک سامانه، که به تشکیل "خردجمعی" ونهایتاً به بپاسازی یک اندیشکده سرانجامد روی آورد.

۳. وجود اندیشکده های رژیم و عدم وجود یک اندیشکدهٔ ملی برای رویارویی با آن ها
۳ الف: اندیشکده چیست؟
واژهٔ 'اندیشکده' برابر واژه انگلیسی Think tank است و در ادبیات تخصصی فارسی نیز به 'اتاق فکر'، 'اندیشگاه'، 'پژوهشگاه'، 'کانون اندیشه/تفکر'، 'مخزن فکری'، 'کارخانه های فکر' و 'کارخانه های ایده' شناخته می شود. اندیشکده ها که در کشورهای غربی معمولاً با عنوان های 'انجمن' (society)، 'مرکز مطالعات استراتژیک' (Cener of Strategic Studies) و 'انستیتو' (Institute) همراه می باشند، به کانون ها و نهادهایی اطلاق می گردد که در زمینههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی (و نیز عملی، هنری و فرهنگی) پژوهش بنیادی کرده و برای حل مسائل کلان و اتخاذ راهکارها و دستورالعمل هایی برای سیاست گذاری یک دولت و یا مبارزات سیاسی علیه یک دولت یا رژیم فعالیت کنند.
اندیشکده ها، بر پایهٔ و اساس جمع ﺍندیشی و ﺍیدهپردﺍزی بنا گذاشته می شوند و کُل اعضای آن ها متشکل از اندیشمندان، نخبگان، کارشناسان و نظریه پردازان سیاسی می باشد که بلاءستثنا داری یک باور و خط مشی سیاسی و با یک هدف مشترک می باشند. اعضای اندیشکده ها چون دارای یک پیشینهٔ دانشگاهی-پژوهشی می باشند و یا در دولت ها و نهادهای امنیتی مشاغل کلیدی را دست دارند و یا در گذشته داشته اند، در رشته ها و زمینه های کاری خود کارشناس بشمار می روند. در نتیجه با بکاراندازی تجارب و نیروی پژوهشی و کارشناسانه خود، از طریق جمع اندیشی و بهرهگیری حداکثری از خردجمعی و نیز با یاری جویی از شبکه مشاوران تخصصی برون از اندیشکده ها یا اندیشکده هایی که در زیر یک شبکه فکری مشابه فعالیت می کنند، با کنکاش، بررسی و واکاوی بر روی مسائل و مشکلات پیشروی، با نوآوری ِ اندیشه و خلاقیت و سیاست پژوهی و هتا پیشه کردن روش 'وکیل مدافع شیطان' (devil's advocate)، درصدد حل ریشهای مشکلات موجود بر آمده و به تدوین سیاستها و برنامههای کلان، بویژه در زمینهٔ راهبردی، راهکارها و سیاست های یکپارچه ای بپردازند.
اندیشکده ها می توانند هم بگونه ای مستقل عمل کنند و هم درون-سازمانی، درون-حزبی و یا هتا وابسته و یا نیمه وابسته به دولت ها بنیان گذاشته شوند - ولی درصورت فعالیت در درون احزاب و سازمان ها، یا نهادهای اقتصادی، بدون آنکه از آزاد اندیشی اندیشکده جلوگیری شود یا محدودیت هایی از جمله ملاحظات سیاسی یا نفوذ مدیران ارشد در آن ها اعمال شود، بعنوان یکی از ابزارهای آفرینندگی برای حل مسائل و توسعهٔ در آن نهادها بکار گمارده می شوند.
بگفته ای ساده تر، اندیشکده یک کانون اندیشه متشکل از نخبگان و کارشناسان دانشگاهی است که ویژه اندیشیدن و پژوهش در زمینه های سیاستسازی، تصمیمسازی و پژوهش میانرشتهای بپا می شوند، تا نقش پل و پیوندی میان دانش و قدرت را ایفا کرده و با ارزیابی هوشمندانه راهکار و ﺍیده های نوینی را ارائه دهند. بنابرین، تنها وظیفه یک اندیشکده "ارائه راهکارها و سیاست" است که در سه گام بدست می آید:
۱ - مطالعه و پژوهش؛
۲ - تجزیه و تحلیل؛
۳ - کنکاش و بررسی.
۳ ب: تاریخچهٔ اندیشکده
اندیشکده ها با آن که به شکل امروزی آن، برای نخستین بار در آمریکا و سپس کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم بپا شده است که از دهه ۸۰ ترسایی نیز به دیگر کشورهای جهان از جمله ایران نیز وارد شده است، ولی دارای یک پیشینه و ریشه باستانی است، از جمله در ایران و در زمان ساسانیان که با بپاسازی دانشگاه گندی شاپور بدست شاهنشاه شاپور یکم (۲۴۰-۲۷۰ ترسایی) شکل گرفته بود. برای نمونه اندیشمندان گندی شاپور، با یافتن راهکارها به اتخاذ سیاست های اقتصادی و اندیشه های سیاسی در پیشرفت شاهنشاهی (امپراتوری) ساسانی یاری می کردند و یکی از دستاوردهای مهم آن، اصلاحات بنیادی سیاسی و اقتصادی شاهنشاه خسرو یکم (انوشیروان دادگر) و نیز دیرتر رویارویی و مبارزه فرهنگی با خطرات فرهنگی بیزانسی ها (کیش ترسایی) بکار گماشته می شد. نیز در دوران معاصر می توان به بپاسازی فرهنگستان ایران که بدستور رضاشاه بزرگ و به شیوهٔ یک اندیشکده مدرن بدون آنکه نام اندیشکده را با خود به یدک کشد و با هدف اصلاح زبان فارسی و فرهنگسازی در ایران در روز ۲۹ اردیبهشت ۱۳۱۴ بپا شده بود اشاره کرد؛ - که اگر امروز در ایران نشانه هایی از تجدد و مدرن گرایی دیده می شود، نتیجه خدمات فرهنگستان یکم می باشد. رضاشاه بزرگ که با اندیشه و برنامه تجدید و مدرن ساختن ایران روز ۳ اسفندماه ۱۲۹۹ علیه رژیم قاجارها بپا خاسته بود، برای دستیابی به برنامه هایش دست نه به اصلاحات، بلکه به یک انقلاب و تغییرات زیربنایی و بنیادی در ایران زد. او برای گذار از یک کشور سنتّی و عقب افتاده تحت استثمار بریتانیا و روسیه و نیز برون آوردن و رهایی جامعه ایرانی از بی سوادی، واپسگرایی، خرافات، بینوایی، گرسنگی، بیکاری و بیمارهای گوناگون، بپاسازی و ایجاد حوزه های سیاسی و اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی ،قضایی و نظامی بر اساس مدرن را در دستور کار نظام خود قرار داد که آن برنامه ها تا سال ۲۵۳۷ و بقدرت رساندن جمهوری اسلامی توسط غربیان ادامه داشت. باری، رضاشاه برای دستیابی به اهداف خود، بازسازی را از ارتش اغاز نمود. البته مدرن ساختن ارتش پیش از رضاشاه توسط عباس میرزا انجام شده بود، ولی بخاطر فقدان قشر روشنفکر در ایران، او وادار شده بود تا به بوروکرات ها تکیه کند و بدان روی هم در طرح او باشکست روبرو شده بود. ولی رضاشاه بزرگ، نه تنها یک ارتشی زبده بلکه یک مردی هوشیار و خردمندی بود که متوجه بود برای بازسازی بجز نیاز به کار گماشتن بوروکرات هایی همچون داور و تیمورتاش داشته است، بلکه بایستی به روشنفکران تکیه کند. در نتیجه میان ارتش و فرهنگستان ایران یا در حقیقت مجمع اندیشمندان پُلی ایجاد کرد. در میان این اندیشمندان می توان به ارباب کیخسرو شاهرخ، احمد کسروی، ابراهیم پورداوود، تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهر، صادق رضازاده شفق، ایرج میرزا، عشقی لاهوتی، پروین اعتصامی، ملک الشعرای بهار، محمود افشار، محمد قزوینی، علی اکبر دهخدا، حسن نفیسی، ابراهیم مهدوی مشفق، احمد فرهاد، احمد نفیسی ارانی، مشیر فروهر، مصطفی عدل، عیسی صدیق، علی دشتی، علی اکبر سیاسی، محمد ساعد، محمد علی امیر، علی فروغی، تقی ارانی، صادق هدایت و هتا چند ایرانشناس بیگانه اشاره کرد.
۳ پ: نقش اندیشکده ها در سیاست جهانی
وجود و تاثیرگذاری اندیشکده ها در تاریخ معاصر جهان تا به آن اندازه ای می باشد که در پیشه کردن سیاست ها و خط مشی ها سیاسی کشورها سخن اول را زده اند،[[12]] زیرا که هم توان تنش زایی را دارند و هم تنش زُدایی را؛ هم برای شکل گرفتن دولت ها و رژیم ها راهکار یافته اند و هم به اصلاحات و یا سرنگونسازی آن ها راهکار ارائه داده اند؛ هم در روند رشد و توسعه کشورها یاری رسانی کرده اند و هم در جلوگیری از توسعه و پیشرفت آن ها نقش اساسی و کلیدی را ایفا نموده اند. در نتیجه، نفوذ اندیشکده ها در دولت های جهانی تا بدانجایی می باشد که می توان گفت هر آنچه که در تاریخ معاصر جهان رخ می دهد، برنامه ها و سیاست هایی می باشد که از درون اندیشکده های سیاسی-امنیتی برون آمده و به دولت های خود ارائه شده اند. برای نمونه، دو اندیشکدهٔ مهم آمریکایی به نام های 'کمسیون سه جانبه ' و "پروژهای برای سدهٔ آمریکایی نو'، نقش اصلی در شکل گیری سیاست های دولت جورج بوش را ایفا کردند که به اشغال و ایجاد جنگ درونی در کشورهای افغانستان و عراق سرانجامیده بود؛ - یا نمونهٔ دیگر آن که ارتباط مستقیم با ایران دارد، در دهه ۷۰ ترسایی بیش از پانزده اندیشکده امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غربی، توسط کشورهای عضو ناتو، بویژه بریتانیا و آمریکا بحرکت درآورده شدند تا با پژوهش های گوناگون راهکارهایی را برای بپاسازی آشوب های گوناگون که به یک انقلاب مهندسی شده و بقدرت رساندن بنیادگرایی اسلامی در ایران و متوقف سازی توسعه های صنعتی و نابودی کشاورزی، اقتصاد و فرهنگ ایران سرانجامد را ارائه دهند - که نتیجهٔ آن، واژگونی نظام شاهنشاهی و بقدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی در ایران در سال ۲۵۳۷ و امروز و روزگار سیه و شوم ملت ایران می باشد.[[13]] افزون بر آن، برخی از همان اندیشکده ها در یک دهه گذشته با هدف تجزیه ایران، گروه های گوناگون تجزیه طلب ایرانی را از طریق مجمعی بنام "کنگره ملیتهای ایران ِ فدرال"، راهبری، هدایت و رصد می کنند.[[14]] نامی ترین آن ها انجمن هنری جکسن است که درصدد است تا سرزمین های نفت و گاز خیز ایران را تجزیه و کشوری عربی به نام "الاحواز" مستمعرهٔ بریتانیا را بپا سازد.[[15]] این سرزمین های نفت و گازخیز ایران که مورد نظر انجمن هنری جکسن و نهایتاً دولت پنجم بریتانیا می باشند، همان سرزمین هایی است که تا پیش از بپاخاستن رضاشاه بزرگ و رهایی ایران از چنگال رژیم قاجارها، توسط بریتانیایی ها اشغال و بخشی از سرزمین های آنان بشمار می رفت و اگر رضاشاه بزرگ ظهور نکرده بود و ایران را یکپارچه نمی ساخت، امروز کشوری به نام "ایران جنوبی"، همچون کشورهای تازی کناره های جنوبی شاخاب پارس (خلیج فارس) موجودیت داشت.[[16]]
۳ ت: اهمیت اندیشکده های رژیم روضه خوانان در خنثی سازی مبارزین و سرکوب ساختن خیزش های ملت
در حالیکه سران رژیم جمهوری اسلامی به اهمیت وجود اندیشکده ها پی برده و با بپاسازی آن ها توانسته اند سیاست های رژیم را با تحولات جهانی و نیازهای مقطعی در تدوین سریع سیاست های استبدادی و الگوهای تصمیم گیری وفق دهند، ولی از آن سوی در ۴۰ سال گذشته هیچکدام از مخالفین رژیم، بویژه هواداران نهاد شاهنشاهی/پادشاهی پارلمانی نه تنها به اهمیت آن پی نبرده که هتا می توان گفت به مغز آنان خطور نکرده است تا درصدد بپاسازی آن ها بر آمده و راهکارهایی برای سرنگونی بیابند. امروزه جمهوری اسلامی داری چندین اندیشکدهٔ سیاسی و امنیتی است که همه آن ها در درون وزارتخانه های رژیم، بویژه وزارت اطلاعات در راستای سه هدف:
- نخست، دفع خطر کشورهای بیگانه که می توانند به بقای رژیم آسیب وارد سازند؛
- دوم، خنثی سازی اپوزیسیون های برانداز و سرکوبی مخالفین؛
- و سوم - گسترش اسلام سیاسی و فرقه شیعه فعالیت می کنند.
این اندیشکده ها که رونوشتی از اندیشکده های امنیتی غربی می باشند، پایه گذارانش مُهره های پنجاه و هفتی بودند که با عضویت در اندیشکده های امنیتی غرب، از جمله السیّد ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زده (از اعضای دو اندیشکدهٔ 'کلوپ رُم' و 'مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه' وابسته به اینتلیجنس سرویس بریتانیا)، در پیاده سازی انقلاب مهندسی شدهٔ در ایران نقش کلیدی را ایفا کرده بودند. از مهمترین و بزرگترین دستاوردهای این اندیشکده ها در چند سال گذشته، ایجاد چندین "اپوزیسیون نما" بوده است تا با فرافکنی، دروغ پراکنی، وعده های واهی و سرانجام آدرس غلط دادن ها، مسیر مخالفت ها با نظام را بر اساس منافع خود که بقا و استمرار نظام و سرانش می باشد هدایت کرده اند. در صدر این جدول، جناح حکومتی "اصلاح طلبان" و جنبش سبز قرار دارد، که مردم را تا به امروز به امید واهی اصلاحات، به فکر براندازی وانداشته اند.
طرح و دستاورد دیگر اندیشکده های رژیم که برای خنثی سازی اپوزیسیون ها و بی رنگ کردن صدای مبارزان و مخالفین رژیم در برونمرزها انجام شده است، صدور مُهرهای امنیتی وابسته به رژیم و نیز مهندسی شده به برونمرزها بویژه به کشورهای غربی تحت عنوان مخالف رژیم می باشد.[[17]] اکثریت این عده بجز نفوذ در رسانه های بیگانه پارسی زبان، بویژه بی بی سی فارسی و صدای آمریکا، نیز سایت ها و رسانه های مستقلی که در راستای سیاست "تفرقه انداز و حکومت کن" راه اندازی کرده اند، از جمله سایت توانا، گویا، رادیو زمانه،[[18]] آزادی های یواشکی و فرشگرد که از تازه ترین تراوشات فکری اندیشکده های رژیم می باشد تا فعالیت های شاهزاده رضا پهلوی را به بیراهه کشاند[[19, 20]] - که البته بدون هیچ گمانی واپسین آن ها هم نخواهد بود و رژیم دسیسه های دیگری را از امروز آماده ساخته است. نیز یکی از موفقیت آمیزترین ترفندهای که اندیشکده های امنیتی رژیم توسط نفوذی های، نهادها و ارتش سایبری خود در رسانه های اجتماعی در مغز و گلوی بسیاری از ایرانیان فرو برده است، جا انداختن باور "عدم لزوم یک رهبر در صدر خیزش/جنبش" می باشد. البته چون رژیم روضه خوانان بدلیل داشتن نقش مترسک در منطقه که متضمن منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی کشورهای غربی می شود، طبیعتاً آن کشورها به بقای رژیم با بزرگ کردن و نامی ساختن این عده یاری کرده و با در بوق و کرنا زدن و شلوغ بازی و شکل محوریت مبارزاتی به آنان دادن، مهلتی برای اندیشیدن و برای پخش و شنیدن صدای آنان باقی نگذاشته اند.
ولی آن روی سکّه، مخالفین رژیم قرار دارند و بخاطر آنکه اکثریت نزدیک به کُل مخالفین رژیم، همانند دیگر هم میهنان در درون کشور، عاری از "خردجمعی"[[21]] می باشند و نیز روحیهٔ ايلی-قبيلهای و خوی تَک روی آنان، اجازه نداده است تا یک جنبش "خردجمعی" بپا گردد و این مساله موجب گشته است تا نه تنها از ایجاد اتحاد و یکپارچگی مبارزاتی خودداری ورزند، بلکه فرصتی به خود، برای اندیشیدن و یافتن راهکارهایی برای سرنگونسازی رژیم و آزادسازی ایران از چنگال روضه خوانان ندهند، که تنها با بنیانگذاری یک "اندیشکدهٔ سیاسی" امکان پذیر می شود. درنتیجه هر خیزش خودجودشی هم که علیه رژیم شکل گیرد در نطفه خفه و خیزشگران بشدت سرکوب می شوند و بهترین نمونه های آن در دو سال گذشته، دی ماه ۹۶ و سپس آبان ماه امسال بود که شمارشی بالای ۱۲۰۰ کشته و میان ۱۲ تا ۱۵ هزار زندانی از خود بجای گذاشت.
۳ ث: اندیشکده ملی، در فردای پس از براندازی برای بازسازی ایران
شیوهٔ فعالیت ها و مبارزات سیاسی با گذشت زمان دستخوش تحول و تغییرات بنیادی شده است، در نتیجه امروزه دیگر نمی توان با شیوه های مبارزاتی گذشته با رژیم مبارزه کرد که به سرنگونی اش انجامد. رژیم با آگاهی بر این مساله خود را با شرایط سیاسی روز وفق داده و با راه اندازی اندیشکده های گوناگون امنیتی-سیاسی به راهکارهای راهبردی موثر دست یافته است و هتا با الگوبرداری از شیوه های نوین کشورهای غربی از جمله بهره وری از دانش و فناوری های پیشرفته دیجیتالی، بویژه 'حاکمیت الگوریتمی'[[22]] و بکارگیری آن ها در سیاست های راهبردی خود، خطر را از سر خود دور ساخته است. این در حالیست که از آن سوی، اپوزیسیون های مخالف و برانداز همچنان در حباب زمان و گذشته اسیر و به اهمیت پیشرفت در مبارزه و تطبیق با نیازمندی های زمان پی نبرده اند. در نتیجه بر اساس زبانزد مردمی که "هر زمانی که ماهی را از آب بگیریم تازه است"، بایستی با بهره وری از فناوری دیجیتالی و بپاسازی یک اندیشکده ملی را بنیان گذاریم تا نه تنها نقش راهبردی برای همه اپوزیسیون های رژیم ا ایفا نماید، بلکه توان هماهنگی و کانالیزه کردن خیزش های آینده بسوی هدف مشترک میّسر شود.
باری، به باور این نگارنده شواهد در دست نشان می دهد که شاهزاده رضا پهلوی فاقد "ارادهٔ سیاسی"[[23]] می باشد و این کمبود موجب گشته است تا ایشان از زیر وظیفهٔ قانونی و تاریخی خود شانه خالی کند. بنابرین این مسئولیت بر دوش هواداران شاهنشاهی/پادشاهی پارلمانی و همهٔ ملی گرایانی که نگران تمامیت ارضی ایران می باشند گذارده می شود تا با تغییر شیوه های مبارزاتی و بکاربستن شیوهٔ خردجمعی، با هوشمندی و فراست ایشان را وادار به پذیرش مسئولیت رهبری و پایبندی به سوگند پادشاهی و پیمانی که با ملت ایران بسته است بنمایند، که تنها از طریق گرد هم آمدن کُنشگران روشنفکر و آگاه، دانشگاهیان و پژوهشگران ایرانی در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای بنیانگذاری و فعالیت شبانه روزی یک اندیشکده ملی با بهره وری از فناوری های نو، ممکن و میّسر می شود. با بنیانگذاری چنین اندیشکده ای، نه تنها این نهاد می تواند نقش "ارادهٔ سیاسی"[[24]] را برای شاهزاده ایفا کند، بلکه مرکزیتی خواهد شد برای همهٔ مخالفین برانداز ملی گرا، تا با یکپارچه ساختن مبارزات خود، رژیم را در کمترین زمان و هزینه سرنگون سازند.
پایان سخن
بپاسازی یک اندیشکدهٔ ملی سیاسی از سوی مخالفین رژیم بویژه از سوی هوادار نظام شاهنشاهی پارلمانی، یک بایسته و نیاز مبرم است که نه تنها می تواند راهکارهای گوناگونی را برای سرنگونسازی رژیم ارائه دهد، نیز می تواند راه را برای بپاسازی "دولت شاهنشاهی پارلمانی در تبعید" هتا بدون دخالت مستقیم شاهزاده رضاپهلوی فراهم ساخته و رهبری سرنگونی را به نام رضاشاه دوم بدست گیرد، مگر آنکه شاهزاده رضا پهلوی رسماً از پادشاهی استعفا دهد. در چنان زمانی، هواداران شاهنشاهی پارلمانی بایستی پیرامون یکی دیگر از اعضای خاندان پهلوی فاقد از جنسیت او گرد آیند. افزون بر آن، بپاسازی چنین اندیشکدهٔ ملی می تواند در فردای پس از براندازی و در ایران آزاد، بجز آن که بهترین ابزار برای فرهنگسازی و زدودن آثار مخرب و نابودگرایانه رژیم در همه زمینه ها باشد، بویژه در برون رفت ایرانیان از عادت نابودگرایانهٔ "کُنش پیش از اندیشیدن" و "اندیشیدن پس از کُنش"، نیز به بازسازی زیربنایی سریع کشور در همهٔ سطوح یاری رساند. زیرا که در زمان کمک به برپایی یک "دولت شاهنشاهی پارلمانی در تبعید" و ایجاد کمیسیون های گوناگون، از جمله سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی، فناوری، فرهنگی و هنری، آن ها از پیش، راهکارهای راهبردی برای بازسازی را آماده ساخته اند تا بیدرنگ پیاده شوند.
البته بایستی اذعان داشت که بنیانگذاری، اداره و فعالیت یک اندیشکده سیاسی ملی، کاریست بسیار سترگ و سخت و نیازمند به سرمایه گذاری های فکری و زمانی بالایی دارد که مشکل گردآوردن ایرانیان در یک اندیشکده که با یکدیگر همکاری و هم اندیشی کنند بخش بزرگی از آن مشکلات می باشد، هتا گردآوردن آگاهان سیاسی، دانشگاهیان وپژوهشگران. ولی اگرهمهٔ میهنپرستان بویژه نیمچه نخبگان سیاسی ملی گرای هوادارشاهنشاهی/پادشاهی پارلمانی، که خواهان بازگشت نهاد شاهنشاهی به ایران و مهمتر نجات ایران از مرگ حتمی می باشند، بایستی "تک روی ها" و باورهای شخصی را کنار گذشته و گرد هم آمده و بر روی بنیانگذاری یک اندیشکده ملی سرمایه گذاری کرده و زندگی و اندیشه های خود را معطوف موفقیت و به هدف رسیدن آن سازند.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.
شاپور سورنپهلو
روز زامیاد از ماه بهمن سال ۳۷۵۶ بهدینی
۲۲ بهمن ماه سال ۲۵۷۷ شاهنشاهی
۱۱ فوریه ۲۰۱۸ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - سورنپهلو، شاپور، "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه کشورهای غربی و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
2 - سورنپهلو، شاپور، "کشتی بدون ناخدای ایران به کجا می رود؟" - http://bit.ly/2XzeHNR
3 - سورنپهلو، شاپور، "نهاد شاهنشاهی پارلمانی، تنها پاسدار و پایندان[:ضامن] ماندگاری ایران"
4 - Blondel, J., and Muller-Rommel, F., "Political elites", in Russell J. Dalton and Hans-Dieter Klingemann (eds), The Oxford handbook of political behaviour, Oxford: Oxford University Press, Oxford handbooks of political science, (2007), pp. 818-832
5 - Eyerman, R., "Intellectuals and progress: The origins, decline and revival of critical group", in Jeffrey C. Alexander and Piotr Sztompka (eds), Rethinking Progress: Movements, Forces, and Ideas at the End of the Twentieth Century, Routledge (2016), pp.91-102
6 - Zonis, M., "Political Elite of Iran". Princeton, New Jersey: Princeton University Press, (1971).
7 - Brett, St. L., "Post-race/post-politics? Activist-intellectualism and the reification of race", in Ethnic and Racial Studies, vol. 25, Issue 4 (2002), pp. 652-675
8 - همان
9 - سورنپهلو، شاپور، "اهمیت گزینش و بکاربری درست واژگان سیاسی در مبارزه با رژیم استبداد مذهبی حاکم بر ایران"
10 - Selee, A. D., "What Should Think Tanks Do?: A Strategic Guide to Policy Impact", Stanford Briefs (2013).
11 - اندیشکده های که در سرنگونی نظام شاهنشاهی و بقدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی مشارکت داشتند: کلوپ رُم (آمریکا/ایتالیا)، بیلدربرگ (مرکزیت ناروشن/فوق سری)، انستیتو سلطنتی روابط بین الملل (بریتانیا)، انستیتو پژوهش های سیاست (آمریکا و هلند)، بخش مطالعات اسلامی دانشگاه آکسفورد (بریتانیا)، بنیاد برتراند راسل (بریتانیا)، انستیتو اسپن (آمریکا)، انستیتو سلطنتی پژوهش های روابط بین اللمل (بریتانیا)، انستیتو پژوهش های سیاست خارجی (بریتانیا)، انستیتو توستوک (بریتانیا در دانشگاه ساسکس)، مرکز ملی پژوهشهای علمی فرانسه (در فرانسه ولی وابسته به اینتلیجنس سرویس بریتانیا)، بنیاد صلح برتراند راسل (بریتانیا)، بنیاد لیلو بسو (ایتالیا)، انجمن هنری جکسن ( بریتانیا)، کمسیون سه جانبه (آمریکا)، "پروژهای برای سدهٔ آمریکایی نو" (آمریکا): برای اطلاعات بیشتر به نگاشته این نگارنده به نام "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده ۵۷: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و هواداران صهیونیسم جهانی، نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟" مراجعه شود.
12 - همان
13 - سورنپهلو، شاپور، "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران"
14 - سورنپهلو، شاپور، "بازخوانی تاریخ: سالروز ورود ژنرال پرسی سایکس به ایران، برای تجزیه ایران و بپاساختن کشورنویی به نام "ایران جنوبی"
15 - این نگارنده در این نوشتار مفصل بدان پرداخته است: "نیرنگ تازهٔ رژیم برای خنثی سازی مبارزات ملی و مردمی: بکارگیری "استراتژی مخالفت کنترل شده" و صدور اراذل و اوباش سیاسی خود به برونمرزها، تحت نام اپوزیسیون و مخالفین رژیم"
16 - از مزدوران و افراد مهندسی شده از سوی رژیم، می توان به لکبر عطری، یکی از بنیانگذاران انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی اشاره کرد که چند سال پیش با همکاری چندتن دیگرسایت توانا را بنیان گذاشته است. این سایت که از سوی هواداران السیّدمیرحسین موسوی و با دریافت میلیون ها دلار از دولت آمریکا راه اندازی شده است، صدای رسمی نفرت پراکنان قومی بشمار می رود؛ و یکی از موثرترین نهادهاییست که در چند سال گذشته موفق شده است تا در زیر پوشش مبارزه با رژیم اسلامی و پشتیبانی از حقوق بشر، در ایران مرزبندی قومی ایجاد کند. برای نمونه اگر یک ایرانی کُرد زبان قربانی رژیم شود، با بکاربری واژه هایی همچون "زندانی کُرد"، "شهروند کُرد"، مبارزه کُرد" یا امثالهم از یک مبارز ایرانی که بر ضد سیاست های استبدادی رژیم بپاخاسته است را مبدل به یک "مبارز قوم گرا" و شخصی تافته جدا بافته از ملت ایران می سازد. نیما راشدان نیز از گردانندگان فکری این تارنما می باشد. نیز مریم معمارصادقی (همسر اکبر عطری)، یکی دیگر از بنیانگذاران تارنمای تواناست که خواهان ایجاد جنگ و سوریه سازی ایران از سوی آمریکا شده است: https://www.youtube.com/watch?v=EzwsYY5jK70
17 - سورنپهلو، شاپور، "دولخی به نام انجمن اسلامی فرش ِگرد"
18 - سورنپهلو، شاپور، "گر دایره کوزه ز گوهر سازند - از کوزه همان برون تراود که در اوست: گروه فرشگرد و ایرانستیزی"
19 - 'خِرَد' یکی از کهن ترین واژه های فسلفی در زبان پارسی است که ریشه و دیرینگی فلسفی آن به دوران اوستایی و چهار هزار سال پیش باز می گردد و تا به امروز برابر دقیقی از آن، که در برگیرنده عنصر، روح و ساختار آن واژه باشد در هیچ زبان دیگری در جهان یافت نشده است. در دوران باستان و زمانی که یونانی زبانان برای آموزش دانش و فلسفه به ایران سفر می کردند، تلاش کرده بودند تا واژه ای برابر آن در زبان یونانی بسازند که "فيلوسوفيا" ساخته شد و سده ها دیرتر همان واژه به ایران بازگشته و دوران فراساسانی [:اسلامی] فیلسوفان ایرانی واژهٔ "حکمت" را برای آن ساخته و به زبان تازی پیشکش نمودند. در سده های گذشته و بویژه پس از رنسانس در اروپا، بسیاری عقل و خرد را با 'هوش' (Intelligence) و 'دانایی/تدبیر' (wisdom) یکی دانسته و حتی در فلسفهٔ اسلامی امروزی، بخاطر محدودیت های مذهبی (واپسگرایی) و ناتوانی در رشد فکری، برخی خرد را با 'عقل' هم یکی ساخته اند. ولی "عقل" یا "اندیشه" (Rational mind/thinking)، با "خرد" متفاوت است. بنابرین، خرد را می تواند اینگونه واشکافی کرد، که یک نیروی تجربی و اکتسابی و درکی از واقعیت ها می باشد که همچون نورافکنی با پرتو افکندن بر روی واقیعت ها، حقایق درونی را آشکار ساخته و به یک شخص یاری می رساند تا بتواند میان خوب و بد را تمیز داده و در زمان گزینش، تصمیم عاقلانه ای را پیشه کند.
20 - 'حاکمیت الگوریتمی' (algorithmic governance)، پیشرفته ترین فناوری دیجیتالی در زمینه راهبردی است که شامل دو سامانه "زنجیر بستگی/زنجیر بلوکی/بلاکچین' (blockchain) و نیز 'هوش مصنویی' (artificial intelligence - AI) می شود. رژیم جمهوری اسلامی چندین سال است که ازاین سامانه پیشرفته هم در زمینه انتخابات و نیز رویارویی با اپوزیسیون های مخالف رژیم بهره وری می کند. برای اطلاعات بیشتر به این دو مقاله مراجعه شود:
-- الف: "مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، "فناوری راهبردی زنجیره بلوکی و کاربردهای آن" - https:/rc.majlis.ir/fa/report/show/1014108
-- ب: European Parliamentary Research Service, "How blockchain technology could change our lives", (2017) - https://www.europarl.europa.eu/RegData/etudes/IDAN/2017/581948/EPRS_IDA(2017)581948_EN.pdf
21 - سورنپهلو، شاپور، "چرا ما ایرانیان در گزینش کشورمداران، همواره کسانی که لیاقت کشورمداری ندارند را بر می گزینیم؟"
22 - https://assets.publishing.service.gov.uk/media/57a08cbfed915d622c001551/R8236Appendix3.pdf

#419ab3
≠
آخرین به روز رسانی (سه شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۴:۲۶)










