شیرزنان و شیردختران ایرانی، کاوه ها و آزادی دهندگان زمانه در پیکار با ضحاکان اسلامی

در حالیکه امروز جعمیت ۷۴ میلیونی ایران از آینده خود نگران و کشور در زیر بینوایی، فساد، تورم، بیکاری و تبعیض و ستمگری کم خم کرده است، محمود احمدینژاد ("سابورجیان" پیشین) با تکرار گفته های بیهوده و نادانانه السیّد علی الخامنه ای، اعلام نمود که جمعیت ایران بایستی از مرز ۱۵۰ میلیون گذشته و متوهمانه مدعی شد که اقتصاد ایران روضه خوان زده، آنچنان نیرومند است که توانایی مدیریت و تامین رفاه چنان جمعیتی را دارد؛ - از همان دسته ادعای دروغینی که السیّد روح الله الخمینی برای خام سازی و تحمیق ملت ایران ۳۱ سال پیش اعلام کرد که همه را صاحب خانه خواهد کرد.[[1]]
باری رژیم نوقاجاری روضه خوانان هر چند که امیدوارست با دستیابی به یک جمعیت ۱۵۰ میلیونی، صاحب یک ارتش بسیج چند صد میلیونی شده و امپراتوری شیعه ای را منطقه پا خواهد ساخت، یادآور 'خاتون' در داستان "کنیز و کدو"ی مولانا می باشد، که نمی بیند افزایش جعمیت بمثابه افزایش سلاح آخوندکُشی ست که "شیردختران ِ ایران" نام دارند.
رژیم نوقاجاری روضه خوانان که در سال ۲۵۳۷ توسط قدرت غربیان و اسرائیل برسرکار آورده شد تا ایران را ایرانستان و ایرانی را نابود سازند و تا روز بسر آمدن تاریخش، در نقش "لولو" و مترسکی در خاورمیانه منطقه، اعراب را وادار به خرید ابزار آلات جنگی خود سازند، تا بامروز در سرکوبسازی هر جنبش و خیزشی و خاموش ساختن هر صدای مخالفی پیروز بوده است، بجز سرکوبی و خاموش ساختن روح مبارز شیردختران و شیرزنان ایرانی؛ شیرانی که رضاشاه بزرگ از خواب تاریخ بیدار و هیچ مادرزادی در جهان توان خاموش ساختنشان را نخواهد داشت.
شیرزنان ایران، نابودگران رژیم نوقاجاری روضه خوانان
از زمان ترور دکتر شاپور بختیار (۱۵ امرداد ۱۳۷۰) توسط آدم کُشان رژیم نوقاجاری که با همکاری دولت وقت فرانسه فرانسه انجام شد، نهضت مقاومت ملی ایران، تنها اپوزیسیون منسجم و سازمانی که توان بزیر کشاندن رژیم و جایگزینی آن با یک نظام ایرانی، ملی، آزاد، مردمسالار و سکولار را داشت پایان داده شد. از آن زمان تا بامروز اپوزیسیون های گوناگونی بپاشده اند که بدون استثناء بدست مردان بپا شده و هیچکدامشان نه از پیشینه مبارزاتی برخوردارند و نه دارای علم و دانش سیاسی می باشند و نه می خواهند فراگیرند تا بتوانند رژیم را سرنگون سازند. از آنروی نه تنها هر گونه فعالیتی به بیراهه رفته است بلکه به مبارزات مردم ایران علیه رژیم آسیب رسانده و غیرمستقیم و ندانسته به بقای رژیمی که ادعای مبارزه با آن را دارند، یاری رسانده اند. ولی در این میان همه شکست ها و ناکامی ها و "منم، منم کردن های مردان"، زنان ایرانی بوده اند که در ۳۱ سال گذشته "استخوان لای زخمی" برای رژیم بوده اند.
زنان ایرانی همواره با پایداری خستگی ناپذیری، در برابر همه سختی ها، یورش ها، نابرابری ها، اجحافات، توهین ها، نکوهش ها و ناجوانمردی ها که نه تنها از سوی رژیم بلکه هم میهنان مردشان بر آنان وارد شده است، همچون کوه دماوند ایستادگی کرده و با استواری شکوهمندی از هر موقیعتی برای سرپیچی از استبداد بهره وری کرده اند تا از ضعیفه سازی خود جلوگیری نموده اند. این بدان خاطر می باشد زن ایرانی به دو سلاح جنگی مسلح است؛ - نخست غریزه و طبیعت ذاتی خدا دادی، که بردباری و استقامت زن از مرد بسیار بالاتر می باشد - و دوم، "روح و ژن ِ چندین هزارساله جنگنده اش!"
اگر به تاریخ کشورمان بنگریم، "زن ایرانی" همواره نیرویی بوده است که حتی دشمنان دهان به تجلیل و تمجید آنان گشوده اند. برای نمونه، هرودوت از قوم جنگجوی زنان ایرانی سخن می گوید، که یکی از سینه های خود را با خنجر می بریدند تا در زمان سوارکاری و تیراندازی سدی برای آنان نباشد[[2]]؛ یا تاریخنگاران رومی همزمان با اشکانیان گزارش می دهند که زنان ایرانی همیشه پوشاک جنگ برتن داشتده اند - و حتی شب ها و در زمان خواب، شمشیر و تیر وکمان را نزد خود می گذاشتند تا اگر دشمن به ایران یورش برد، آماده جنگ و دفاع باشند[[3]]؛ - و رومیان همزمان با ساسانیان، در توصیف جنگهای سیصد ساله با ایران گزارش داده اند که زنان ایرانی نه تنها حق خدمت در ارتش ساسانی را داشته اند، بلکه بارها تکرار کرده اند که آنان جنگجویانی توانا و حتی خطرناکی برای رومیان بوده بشمار می رفته اند[[4]]؛ - و یا حتی در دوران اسلامی و در زمان صفویه، درتاریخ ثبت شده است که بسیاری از کشته شدگان از ارتش ایران "زنان ایرانی" بوده اند که دوشادوش همسران خود بر ضد متجاوزان ترک از جمله در جنگ چالداران، شمشیر زده و در راه ایران جان و خون فدا نموده اند، ناگفته نماند که در جنگ چالداران، همسر و ملکه شاه اسماعیل بنام "تاجلی خانم" در جنگ شرکت داشته و حتی به اسارت دشمن در آمده بوده است که با هوشیاری و زیرکی توانسته بود تا از چنگ ترک ها فرار و به سپاه ایران بازگردد.
بنابرین، این روحیه جنگی، دلاوری و شجاعت زن ایرانی، یک ویژگی علمی/ژنتیکی و تاریخی می باشد که در سرشتشان نهادینه شده است، و این مهم است که روضه خوانان با همه حیله گری ها و روبه صفتی اشان عاری از درک آنند که افزایش جمعیت، یعنی افزایش زن ِ ایرانی خواهد بود؛ - و قدر مسلم همین شیر زنان ایرانی هم خواهند بود که کاوه وار علیه ضحاکان تازی تبار بپاخاسته و سرانجام کشور و ملتمان را از دست آنان آزاد و رها خواهند ساخت.
درودی بیکران بر همه شیردختران و شیرزنان ایرانی، که بدون آنان امروز ایرانی وجود نداشت؛ زیرا آن شیرزنان بودند که شیرمردانی همچون کورش ها، آریوبرزن ها، سورن ها، رادمان (یعقوب لیث) ها، فردوسی ها، بابک ها، رئیسعلی ها، ستارخان ها و باقرخان ها و هزاران هزار شیرمرد دیگر را به ایران هدیه کرده اند، تا با جان هایشان از ایران مقدس دفاع کرده و با خون هایشان ریشه های درخت فرهنگ و هویت ایرانی را آبیاری سازند.
پاینده و پیروزباد زنان جهان ایرانی، از اوستیای شمالی تا شاخاب پارس، از بلوچستان تا کوه های هندوکش.
شاپور سورنپهلو
۳۱ فروردین ۱۳۸۹
April 20th, 2010
پی نوشته ها:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - «. . . بر علاوه اینکه ما زندگی مادی شما را می خواهیم مرفه بشَد، زندگی معنوی شما را هم می خواهیم مرفه باشد. دلخوش نباشید که مسکن فقط می سازیم، آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را مجانی می کنیم، دلخوش به این مقدار نباشید، ما ه دنیا را آباد می آباد می کنیم هم آخرت را . . . . روحیات شما را عظمت می دیم، شما را به مقام انسانیت می رسانیم، . . .»
2 - http://www.cais-soas.com/CAIS/Anthropology/Sarmatians/sarmatian-amazon.htm
3 - http://www.cais-soas.com/CAIS/Women/women_in_pre-islmaic_iran.htm
4 - سورنپهلو، شاپور، "پاسخی به مرتضی شیرودی در باره زن در ایران باستان"
#419ab3
≠
آخرین به روز رسانی (پنجشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰۵:۵۱)










