خامنه ای مُرد: خلاء قدرت، جنگ کفتارها و لاشخورها و سونامی مرگبار در کمین ایران
"یک ملت می تواند با احمق ها و همه بلندپروازی هایشان زنده بماند، ولی نمی تواند از درون بخاطر خیانت زنده بماند. دشمن بیرون دروازه ها کمتر توان آسیب رساندن دارد، زیرا که شناخته شده است و درفشش را آشکارا به اهتزار در می آورد. ولی یک خائن در درون [کشور] و اینسوی دروازه ها، آزادانه در میان مدافعان در حرکت است و زمزمه های فریبکارانه اش باسانی در همه جا پخش می شود. بخاطر آنکه خائن، یک خائن بنظر نمی رسد؛ او به زبانی آشنا با قربانیانش سخن می گوید و رخسارش همانند رخسار دیگران [مدافعان] است - و بدینرونی هم فرومایگی و دروغ هایش درون قلب های آنان رسوخ می کند. او نابودگر روح یک ملت است و در نهان ستون های استوار کشور را سست می سازد؛ او پیکر ملت را از درون گونه ای می پوساند تا دیگر توان ایستادگی نداشته باشد."
- مارکوس تولیوس سیسرو، فیلسوف رومی

در دو هفته گذشته و پس از پخش خبر مرگ 'السیّد علی الخامنهای'،[[1]] که بخاطر شتاب در آیتالله سازی فرزندش السیّد مجتبی الخامنهای بر سر زبان ها جاری شده است،[[2]] امروز کاترین پرز-شکدم اعلام نمود که او هنوز زنده است، ولی در بستر مرگ، واپسین نفس ها را می کشد. البته زنده ماندن الخامنهای حتی تا بامروز شگفت انگیزست، زیرا که در سال ۲۰۱۵ ترسایی پزشکان اعلام نمودند که سرطان پروستات او وارد مرحله چهارم (پیشرفته) شده و به دیگر بخش های بدن او سرایت کرده است و برآورد کرده بودند که او حداکثر تا ۲ بیشتر زنده نخواهد ماند. ولی بگونه ای معجزه آور از سر نگونبختی ملت ایران، بجای ۲ سال عمر او به ۷ سال بداراز کشیده و بایستی ادعای شکدم را پذیرفت زیرا که او هنوز کانال ارتباطی و جاسوسی خود را سران رژیم باز نگهداشته است و از درون رژیم به او گزارش داده می شود.
برای امر یادآوری، کاترین پرز-شکدم (Catherine Perez-Shakdam)، یک روسپی یهودی فرانسوی و جاسوس اسرائیل است که پس از مسلمان و شیعه شدن، با بیش از صد تن از سران حکومتی، نظامی، اطلاعاتی و رسانه ای رژیم اسلامی روابطه جنسی برقرار کرده بود.[[3]] او هم اکنون در 'انجمن هنری جکسن' در لندن بعنوان پژوهشگر و کارشناس منطقه آسیای غربی بویژه امور ایران سرگرم کار می باشد.[[5]] نیز انجمن هنر-جکسن، یک اندیشکده امنیتی-اطلاعاتی آتلانتیستی می باشد که در دو دهه گذشته با بپاسازی گروه های گوناگون تروریستی عرب در ایران، در راستای پروژه تجزیه ایران، بویژه جدایی استان های گاز و نفت خیز از ایران از جمله خوزستان فعالیت می کند.[[4]]
باری، اگر براستی الخامنهای مُرده باشد، و شکدم از اعلام آن خودداری می ورزد، بایستی برآورد کرد که این خودداری در راستای سیاست های جنگخواهان آمریکایی-بریتانیایی و اسرائیل ایراد و پخش شده است که در سطور زیر بدان پرداخته خواهد شد.
در هر روی، چه الخامنهای مُرده باشد و چه تا یک الی دو روز آینده بمیرد، گزارش مرگ او را ژیم به سه سناریو زمانی موکول خواهد کرد. نخست، روز اربعین (۲۶ شهریور)؛ دوم، تا پس از حذف ابراهیم رئیسی؛ و سوم روز انقضای رژیم که با جنگ توسط آمریکا بسر خواهد آمد.
نخستین سناریوی زمانی بخاطر مسایل خرافی حاکم بر ایران و در راستای تحمیق ساده لوحان مذهبی است که سران رژیم تلاش خواهد کرد تا با یکی ساختن و پیوند دادن روز مرگ او با اربعین، به او جنبه ای مقدسانه ای بخشد، که البته در این میان مجتبی بایستی تلاش کند تا پشتیبانی همه جانبه سپاه پاسداران و دیگر نیروهای سرکوب رژیم را از ولایت فقیهی خود جلب کند. هر چند که مشکل بزرگی که مجتبی با آن روبروست، بسیاری از نیروهای رژیم بویژه سپاه نه تنها به پدر مُرده اش وفادار می باشند، نه به او، بلکه خود سپاه هدف دیگری را دنبال کرده و در پی بدست گرفتن قدرت و رژیم بنام خود می باشد. در نتیجه در زمان پخش گزارش مرگ او که می تواند به یک خیزش ملی سرانجامد و ممکن است سپاه برای جلوگیری از بدنامی بیشتر از سرکوب مردم خودداری ورزد.
در این میان، اگر تا روز اربعین مرگ او آشکار و رسانه ای شود، رژیم نیروی سایبری خود را در رسانه های اجتماعی که بنام مخالف فعالیت داشته و بسیاری از آنان در نقش اپوزیسیون به برونمرزها صادر شده اند که برخی از آنان هوادارانی نیز پیرامون خود گرد آورده اند را گسیل خواهد داشت تا به هر شیوه ای که شده باشد، از جمله شایعه خواندن این گزارش، بر روی مرگ او سرپوش گذاشته و مردم را از بپاخاستن و فراگیر شدن خیزش های سراسری که به سرنگونی رژیم می سرانجامد، بازدارند.
دومین سناریو، خودداری از اعلام مرگ او تا زمان حذف فیزیکی ابراهیم رئیسی است. رئیسی غیررسمی بعنوان جانشین الخامنه ای نام برده شده است و اگر گزارش مرگ او علنی شود، ابراهیم رئیسی بیدرنگ بعنوان ولی فقیه اعام خواهد شد و مجتبی بایستی جای پدر نشستن را با خود به گور برد.
سومین سناریو، یک توافق میان سران رژیم و سپاه پاسداران است تا گزارش مرگ او محرمانه نگه داشته شود، زیرا که نخست، ایران در این برهه زمانی آبستن خیزش دیگری است و هر بهانه ای می تواند جرقه آغاز را زند که مرگ ناگهانی او مخالفین را بر آن خواهد داشت تا علیه رژیم بپا خیزند؛ و دوم، گزارش مرگ او به زمان مناسبی موکول نمایند، تا به او لقب شهید داده شود. چنان زمانی مرگ او را تبدیل به قتل و آن را به آمریکا یا اسرائیل پیوند خواهند داد. از این راه نه تنها موضوعی برای خوراک قشر خرافی خواهد شد، بلکه تنفر از آمریکا و اسرائیل را نیز افزایش دهند. البته قدرمسلم شمارش معکوس برای سرنگونی رژیم آغاز شده است و چون امروز اپوزیسیون راستینی وجود ندارد تا بتواند ملت ایران را راهبری نماید تا رژیم را سرنگون سازند، در نتیجه به گمان زیاد رژیم پس از جنگی با آمریکا از میان خواهد رفت. در این چنین زمانی با اعلام شهادت او و ایجاد تنش میان شیعیان منطقه و آمریکا، تغییر رژیم را برای آمریکا تبدیل به کابوس کنند.
در این میان الخامنه ای نمی تواند ناگهانی ناپدید شود و رژیم بایستی او را به نمایش گذارد تا گزارش مرگ او را خاموش و شایعه بخواند، که بدل او آن کار انجام خواهد داد. بیش از یک الی دو سالی است که شایعاتی بر سر زبان ها جاری شده است که کسی که در برخی از صحنه آرایی های رژیم شرکت کرده است، خود الخامنه ای نبوده و بدل او می باشد، بویژه آنکه سرطان او را زمین گیر کرده است. در نتیجه این بدل خواهد توانست نقش الخامنه ای را تا روز موعود بازی کند. همزمان، رژیم شیوه ها و راهکارهای دیگری را برای فریب مردم و جلوگیری از پخش خبر مرگ خامنهای بکار خواهد بست و آن بهره وری از دانش 'رسانه مصنوعی' (Synthetic media) است که در هنر و صنعت سینما و هتا[:حتی] در رسانه های اجتماعی بکار برده می شود، از جمله 'برساخته ژرف'[[6]] (Deepfake)، آمیزش نما (Image synthesis) و آمیزیش آوا (Audio synthesis) و دیگر نرم افزارها.
البته این سناریوها، مستلزم آنست تا تحول خواهان دست به پاتکی علیه اصولگرایان نزده و تا پیش از اعلام مرگ خامنهای، بحرانی را برای آنان بپا نسازند. در چنین سناریویی بایستی انتظار داشت تا مجتبی و رئیسی از اعلام مرگش در اربعین خودداری ورزیده و پخش گزارش را به دو تاریخ دیگر که در بالا اشاره شد موکول سازند.
بهر روی، با مرگ الخامنهای، کلید حذف فیزیکی ابراهیم رئیسی (به عناوین گوناگون) از سوی مجتبی نیز رقم خورده است و بایستی به انتظار نشینیم که چگونه او از میان بر داشته خواهد شد؛ ولی در این میان، مرگ الخامنه ای خلائی در ساختار قدرتی رژیم ایجاد خواهد نمود که از هم اکنون همه کفتاران و لاشخواران، چه از درون کشور و چه از برونمرزها، بجان یکدیگر افتاده و اگر ملت ایران بویژه نسل جوان، در روزها، هفته ها و ماه های آینده هُشیارانه و مدبرانه عمل ننمایند و با غفلت ورزی پسامد اعمال خود را در نظر نگیرند، ایران را دچار رخدادها و مشکلات بزرگی خواهند ساخت که هتا می تواند به نابودی و ایرانستانسازی ایران سرانجامد، بویژه آنکه گروه هایی همچون فرشگرد از هم اکنون درصدد جا انداختن باوری در میان ایرانیان بر آمده است که راه نجات ایران، مستلزم یک یورش همه جانبه نظامی بیگانگان به ایران است.
ایران و ایرانی قربانی نبرد کفتاران و لاشخواران
"هیچ رخداد سیاسی اتفاقی رخ نمی دهد. اگر رخ دهد می توانید شرط ببندید که آن گونه طراحی شده است!"
-- فرانکلین د. روزولت[[7]]
بیش از یکسال پیش پیش بینی کرده بودم که شواهد نشان می دهد که به دلایل گوناگون، عربستان سعودی جای خود را به رژیم کنونی جمهوری فاشیست مذهبی حاکم بر ایران، بعنوان یک رژیم شرور در منطقه خواهد داد.[[8 ,9]] بویژه آنکه اگر ایران متحد اقتصادی و نظامی چین شود و نیز طرح ساخت بندر چابهار توسط هندی ها و نیز اتصال آن به مسکو از طریق راه آهن، که بزرگترین صدمه را به منافع غربیان وارد خواهد ساخت، عملی شود.
در نتیجه به باور این نگارنده، شمارش معکوس زده شده و تاریخ انقضای رژیم بسر آمده است و بدون هیچ گمانی رژیم تا پیش از سال ۲۰۳۰ سرنگون شده است، ولی جو بایدن هر چند که خواهان جمع نمودن بساط رژیم اسلامی در ایران است که حزب او در سال ۲۵۳۷[[10]] بر اساس طرح برنارد لوئیس[[11]] بقدرت رسانده بود، و بجای آن رژیم جمهوری دیگری را که در ظاهر متمدن، صلحجو و دموکرات باشد ولی همچنان در راستای منافع و مصالح سیاسی آمریکا حرکت کند را در منطقه بقدرت خواهد رساند، ولی مشکلی که بایدن با آن روبرو است، نخست عدم تصمیم گیری او و دوم مخالفت جمهوریخواهان و آیپک (لابی اسرائیلی ها در آمریکا) است. جمهوریخواهان که اکثریت حلقه بگوش سیاست های اسرائیل می باشند، در پی ایرانستان سازی ایران می باشند و یک جمهوری دوم، حتی نیمه-وابسته به آمریکا، نمی تواند اسرائیلی های جنگخواه که در پی ایرانستان سازی ایرانند را قانع نماید؛ مگر آنکه رژیم جمهوری دوم، دربست نوکر و مزدور اسرائیل باشد، تا اسرائیل با تاراج منابع ملی، طبیعی و انسانی ایران به آرزوی دیرینه اش، هر چند که توهمی بیش نیست و بپاسازی اسرائیل بزرگ است برسد.
البته بایستی اذعان داشت که تحول خواهان درصورت پخش خبر مرگ الخامنه ای در روز اربعین، بخاطر روابط تنگاتنگ با حزب دموکرات و بویژه حلقه هیلری کلینتون، درصدد جلب جو بایدن بر خواهند آمد و امیدوارانه تلاش خواهند کرد تا او را متقاعد سازند بجای تغییر رژیم، به آنان یاری کرده و رژیم را پس از یک بزک کاری، در شکل نویی ارائه دهند تا هم آمریکایی ها به برنامه و هدفی که دارند دست یابند و هم این عده در آینده و در دادگاه های ملی، پاسخگوی جنایات و خیانت های خود به ایران وایرانی در پنجاه سال گذشته نباشند. در هر صورت، پخش گزار مرگ الخامنه ای، آمریکایی ها تلاش خواهند کرد تا برجام دیگری را در گلوی رژیم یا در حقیقت در گلوی ملت ایران فرو نمایند، تا همانگونه که اوباما بر روی ۴۰ میلیارد دلار از دارایی ها مسدود شده ایران دست گذارد، آنان نیز چند میلیارد دیگر از دارایی های ملت ایران را به عناوین گوناگون دیگر از آن خود سازند.[[12]]
باری، بخاطر آنکه شمار کفتاران و لاشخواران درونی و برونی که معماران و سرنوشت سازان معتعددی می باشند و هر کدام برای خود طرح و نقشه ای را برای چنین روزی آماده ساخته اند، دو سناریو را برای ایران بوجود خواهند آورد: یا یک "رژیم جمهوری" دیگری وابسته به غرب و اسرائیل است و یا "ایرانستان". البته سناریوی سومی نیز وجود دارد، که بدست گرفتن قدرت توسط مشروطه خواهان می باشد. ولی احتمال آن بسیار پایین است زیرا که نه تنها ملی گرایان عاری از انسجام، سازماندهی، برنامه و مدیریت می باشند، بلکه بیگانگان مخالف بازگشت مشروطیت به ایران می باشند، زیرا که تنها یک نظام مشروطه بویژه پادشاهی پارلمانی توان نیرومند سازی و آبادانی ایران را دارد و بیگانگان خلاف آن را خواسته و خواهان یک ایران ناتوان و خوار می باشند.
در هر روی، کفتاران و لاشخواران که با مرگ الخامنهای بجان یکدیگر خواهند افتاد ولی همچنان در تلاشند تا منافع خود را متضمن شوند، یکپارچه بر مرگ الخامنهای سرپوش خواهند گذاشت و بشرح زیر می باشد، که نخست معرفی و سپس نقش هایی که ایفا خواهند کرد، فرانمود می شود.
الف: کفتاران و لاشخواران ایرانی-نما (درونی)

- جبهه اصولگرایان: حلقه خامنه ای
- جبهه اصولگرایان: حلقه رئیسی
- مافیای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی و نیروهای تحت کنترل آن
- تحول خواهان (اصلاح طلبان پوست انداخته) و ته مانده اصلاح طلبان
- اصوگرایان
بر خلاف باور عام و تبلیغات رسانه ای وابسته به رژیم، جناح اصولگرایان یک جبهه مشترک نیست و چندین سال است که یک پیکار پنهانی میان حلقه خامنهای و حلقه ابراهیم رئیسی در جریان است.
ابراهیم رئیسی که از پشتیبانی مالی و نظامی پدر زن خود، السیّد احمد علمالهدی برخوردار می باشد، ولایت فقیه را حق خود می داند، تا بدانجایی که بر اساس افشای شکدم، او در سال ۲۰۱۷ ترسایی الخامنهای را آشکارا تهدید کرده بود که اگر با ولایت فقیهی او مخالفت ورزد، دست به یک کودتای نظامی خواهد زد.
از سوی دیگر، همانگونه که در سطور بالا اشاره شد، یکی از شوندهای[:علل] اصلی در پنهان نگهداشتن مرگ الخامنهای، تلاش مجتبی نه تنها برای دفع و حذف رئیسی، بلکه برای جلب و تائید سپاه پاسداران نسبت به ولایت فقیهی اش، پیش از یک خیزش مردمی می باشد. البته انگیزه دیگر بدست آوردن چنین پشتیبانی، هراس از کودتای سپاه است.
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سپاه پاسداران، بجز آن که یک نیروی نظامی و سرکوبگری باشد، یک مافیای اقتصادیست که نبض اقتصاد ایران را در دستان خود دارد و سالیان درازیست که نقشه کنترل رژیم را در سر پرورانده و سخن از جایگزینی ولی فقیه با یک رهبر نظامی بمیان آورده است. نیز شواهد نشان می دهد که برخی از سران سپاه در انتظار مرگ خامنه ای می بناشند تا با یک کودتای نظامی قدرت را قبضه نمایند. یکی از آن سران پاسدار قاسم سلیمانی بود که در یک برنامه مشترک میان رژیم روضه خوانان با دولت ترامپ در عراق بهلاکت رسید.[[13]] در نتیجه، با اعلام مرگ الخامنه ای، خطر یک کودتای نظامی از سوی سپاه پاسداران وجود دارد.
- تحول خواهان/تحول طلبان
افراد جناح "تحول خواهان/تحول طلبان"، ساختاری از اسلامگرایان و کمونیست های دهه پنجاه می باشند که در پیاده سازی طرح آمریکایی ها در سرنگونسازی نظام شاهنشاهی و بقدرت رساندن رژیم جمهوری اسلامی نقش برجسته و کلیدی را ایفا کرده بودند. این جناح در حقیقت اصلاح طلبانی هستند که پس از پوست اندازی و تغییر نام، خود را سکولار(!) جلوه داده در نقش دموکرات بودن خویش را بنام "تحول خواه" به معرض فروش گذارده اند. این جناح دولتی که هنوز فتنه ۵۷ را انقلاب مردمی می خواند و به آرمان های(!) نابودگرایانه اش پایبند است، ادعا دارند که در ضمن مخالفت با تغییر رژیم و براندازی، خواهان حاکمیت قوانین شهروندی (مدنی) بجای قوانین دینی در جامعه هستند. خطری که این عده از مرگ الخامنه ای، نه تنها برای اصولگرایان بلکه برای ایران بهمراه خواهند داشت، در دست گرفتن قدرت است، در نتیجه این جناح می تواند، از پنهان سازی مرگ الخامنه ای بسود خود پاتکی به آنان زده و رژیم را وارد یک مرحله بحرانی سازد که در دیرتر بدان پرداخته خواهد شد.
ب: کفتاران و لاشخواران بیگانه (برونی)
بیگانگان که همیشه خواهان یک ایران ناتوان و خوار بود و هستند، به سه گروه بخشبندی می شوند.
- بایدن و حزب دموکرات
- محافظه کاران، جمهوری خواهان و جنگخواهان آمریکایی و اروپایی
- اسرائیلی ها و هوادارن صهیونیسم جهانی
- بایدن و حزب دموکرات
یکی از ابزارهایی که امریکایی ها و اروپائیان در تغییر نظام ها و رژیم ها بکار می برد، سرنگونسازی در لفافه دفاع از حقوق بشر است که دقیقاً در سال ۲۵۳۷ برای سرنگونسازی نظام شاهنشاهی بکار برده شد و بدون هیچ گمانی نیز از این شیوه برای سرنگونسازی رژیم روضه خوانان بکار برده خواهد شد. ولی اینبار با یک تفاوت بزرگ که برگ برنده ای در دست بایدن می باشد. حزب دموکرات بر عکس سال ۲۵۳۷ که سازمان سیا و اندیشکده های امنیتی خود را در آمریکا و اروپای غربی گسیل داشت تا با پرونده سازی های ساختگی، مبنی بر افسانه نقض حقوق بشر در ایران از سوی نظام شاهنشاهی، اینبار دیگر نیازی به چنان پرونده سازی هایی دروغین را ندارد، زیرا که قُطر پرونده نقض حقوق بشر رژیم جمهوری اسلامی به بلندای کوه دماوند است. در نتیجه، آمریکایی ها می توانند یک نمونه از آن نقض حقوق بشرها که روزانه در ایران اسلامزده رخ می دهد را برگزیده و با زوم کردن بر آن و گسیل داشتن همه دستگاه های تبلیغاتی جهانی خود، نه تنها ایرانیان، بلکه جهانیان که تاکنون در مورد جنایات رژیم ناآگاه نگهداشته بودند را علیه رژیم بشوراند. با چنین حرکتی، نیز قوت قلبی به ایرانیان درونمرز خواهد داد تا با خیزشی که به یک انقلاب سرانجامد، بساط رژیم را جمع و سپس سفره رژیم نویی را برایشان پهن کند - و این مهم، ابزاریست تا با پاتک زدن تحول خواهان به اصولگرایان رژیم را به بحران کشانند. بگفته ای دیگر، این جناح که شوربختانه بخاطر ساده لوحی بخشی از جامعه ما، که شماری مذهبی و شمار دیگری چپ و هراسمند از بازگشت پادشاهی به ایرانند و نیز دارای پایگاهی در کشورند، پس از کُشتن یکی دیگر از هم میهنانمان بدست نیروهای سرکوب رژیم از جمله نیروی انتظامی که خود آنان در ساخته ان سهیم و شیرک بوده اند، آن را رسانه ای کرده و جو بایدن و تیم او که در انتظار چنین رخدادی می باشند، با پروانه دادن به رسانه تحت کنترل خود مبنی بر پخش جنایات رژیم، آن را جهانی خواهند ساخت.
بنابرین، می توان گمان داد با این حرکت از جنگ میان مجتبی، رئیسی و سپاه بهره وری کرده و بحرانی را برای اصولگرایان که رژیم در دستان خود دارند پدید آورند که هیچ راهی بجز تحویل کشور به آنان نداشته باشند. بویژه آنکه در صورت کشتار همگانی برای بقای رژیم، خود را هم قربانی خواهند ساخت، ولی غیر از آن توان خروج از ایران و فرار به کشورهای دیگر را خواهند داشت تا به زندگی ننگینشان با دارایی های تاراج شده از ایران سپری کنند.
بهر روی، این عده تحول گرا، با هر نام و در هر پوستی و رنگی که می خواهند خود را معرفی کنند، در سال ۵۷ علیه تجدید، پیشرفت، آزادی های فردی و اجتماعی، مدنیت، ارزشهای مدرن انسانی بپاخاسته و با آمیختن الگوی "امت و امامت" علی شریعتی و "غرب زدگی" جلال آل احمد،[[14]] یوغ و قلاده اُمت را بر گردن ملت ایران انداختند و روزگار تباه و سیاهی بپاساختند که در چهار دهه گذشته ملت ایران با جان و خون و هستی خود بهای آن را پرداخته است.
اکنون ملت ایران بایستی از خود بپرسد که "آیا این عده با چنین کارنامه سیاهی که هر کدام در زیر بغل های خود دارند، آن اندازه قابل اعتماد می باشند که باری دگر، آینده خویش و فرزندانشان را بدست آنان بسپارند؟ . . .آیا آزموده را آزمودن خطا نیست؟"
باری، شواهد در دست نشان می دهد که بایدن، حزب دموکرات و نوچه هایشان که تحول خواهان می باشند، با مشکل بزرگی روبرو می باشند و آن گروه دوم است.
- محافظه کاران، جمهوری خواهان و جنگخواهان آمریکایی و اروپایی
گروه دوم، جناحی ساخته شده از محافظه کاران (لیبرال ها با گرایشات مسیحیت انجیلی) و جمهوریخواهان آمریکایی می باشند که سال ها از حواریون و پیروان برنارد لوئیس و باورهای سیاسی او بودند و امروز همانند دموکرات ها درصدد اجرای کامل طرح لوئیس می باشند، بویژه آن بخش از طرح او که ایرانستان سازی ایران می باشد. ولی منافع این گروه در تغییر رژیم فراهم نمی شود، بلکه بخاطر سهام داشتن در شرکت های تسلیحاتی، همواره در بپاسازی جنگ های درونی در كشورهای گوناگون جهان برای خود تامین ساخته اند. در نتیجه آنان نیز از تاریخ بسرآوردن رژیم توسط بایدن بهره وری کرده و دست بکار خواهند شد تا جرقه یک جنگ درونی را در ایران بزنند و ایران را عراق و سوریه و لیبی دیگری در منطقه بسازند که بارها نیز در گذشته نیز هشدار داده بودم. بنابرین، هیچ ایرانی ِ ایرانپرست و ایراندوستی نبایستی هتا برای درنگی هم که شده باشد، خطر آنان را دست کم گرفته و با غفلت ورزیدن تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی کشورمان را در خطر نابودی قرار دهد.
باری، این گروه چگونه می تواند یک جنگ درونی را در ایران بپا سازد؟ تاریخ معاصر نشان داده است که از سه شیوه یا راه بهره وری خواهند کرد.
۱ - شیوه نخست، تشویق مردم به مسلح شدن و مبارزه مسلحانه با رژیم حاکم! همانگونه که در اثرات نابودگرایانه کمونیسم در مردمان اروپای خاوری هتا پس از چند دهه مرگ "بلوک شرق" و پیوستن به اروپای غربی هنوز آشکارست از جمله رفتار خشن و عدم ادب و نزاکت، اثرات نابودگرانه رژیم اسلامی نیز بر روی نسل هایی که از سال ا دهه پنجاه در ایران زاده و بزرگ شده اند نیز دیده می شود و دستکم به یک سده، فعالیت های بنیادی فرهنگی و روان جامعه شناختی نیازست تا آن اندیشه ها و رفتارهای ناپاک روضه خوانان را از سرشت و نهادشان زدوده شود،[[15]] که البته شستشوی مغزی در امور سیاسی را نیز بایستی به آن ها بایستی افزود، از جمله باور به آنکه پادشاهی محمدرضاشاه پهلوی، دیکتاتوری و وابسته به آمریکا بود.[[16]] ولی خوشبخانه در کُل اکثریت قابل توجهی از نسل جوان و نوجوان در درون کشور، با همه فشارها و سانسورها و تهدیداتی که بر آنان وارد شده است، روشن و آگاه، اهل مطالعه و اندیشیدن، کنجکاو و منطقی می باشند که بخوبی می دانند دست به اسلحه بردن، نابودی ایران را در پی خواهد داشت - و دقیقاً برای همین شوند نیز در دو خیزش ۹۶ و ۹۸ از دست به اسلحه بردن خودداری ورزیدند. ولی شوربختانه بر عکس آنان بسیاری از ایرانیان برونمرزند که گویا اکثریتشان به بیماری روانی "کتاب هراسی" (Bibliophobia) مبتلا می باشند که با دیدن یک کتاب یا مقاله ای، پیکرهایشان از جان و روان تُهی می گردد - از آنروی نه می خوانند، نه فرا می گیرند، نه می فهمند و نه می توانند بسنجند تا توان دوراندیشی داشته باشند . بنابرین، چون عاری از سواد و بینش سیاسی می باشند، این عده فرنگ نشین اگر خیزشی هم رخ دهد که بدون هیچ گمانی رخ خواهد داد، واکنشنشان همچون در دو خیزش پیشین خواهد بود که بدون اندیشیدن در رسانه های اجتماعی دست به تبلیغات گسترده مبارزه و جنگ مسلحانه با آدمخوران رژیم زده بودند باری دیگر خواهند زد - از جمله یکی از سلبریتی های لُس آنجلسی که در پناه و آسایش امنیت غرب، با بخشش از کسیه خلیفه، از ملت ایران دعوت می کرد تا جلوی گلوله رفته و جانفشانی کنند.[[17]] البته، برخی از این کاربران ایرانی بویژه در فیسبوک، تجزیه طلب و بیگانه می باشند از جمله آمریکایی هایی که در افغانستان تحت نام خدمت، جنایت ها کردند و با زبان پارسی آشنایی داشته و در پوشاک دوست و ایرانی، دست به چنین تبلیغاتی زده ، خواهند زد و می زنند.
باری، خطر از آن جا آغاز می گردد که اگر چند تن در ایران، فریب این عده را خورده و دست به اسلحه برند. در آن زمان بدون ذره ای شک و شبهه، جرقه جنگ درونی در کشور زده خواهند شد.
۲ - دومین شیوه، برگ دیگری می باشد و آن بحرکت در آوردن تجزیه طلبانی است که در سال های گذشته توسط غربیان و اسرائیلی ها تعلیمات نظامی دیده و تا دندان مسلح می باشند، بویژه در استان های جنوبی ایران از جمله در استان خوزستان،[[18]] و نیز دو استان سیستان وبلوچستان و کردستان. تنها کافیست تا این عده با وارد شدن به یک جنگ مسلحانه با نیروهای سرکوب رژیم، بنام دفاع از خود م یتواند باشد، که در رویارویی با آنان رژیم روضه خوانان و اراذل و اوباش مذهبی نیز دست به خشونت های بیشتر و کشتار آنان و نیز خیزشگران خواهد زد و در چنان زمانی، آغازی بر پایان ایران خواهد بود.
در چنان زمانی این عده جو بایدن را همانند اوکراین، در برابر عمل انجام شده قرار خواهند داد و با بهره وری از کلید واژه "ملت ها" که "منشورآتلانتیک نو" بایدن که ژوئن سال پیش میان او و بریتانیا امضاء شد،[[19]] ایران را یک کشور کثیرالملل به جهانیان معرفی اعلام خواهند داشت که برای دفاع از باصطلاح "ملت ها"ی مظلوم در ایران که حق انتخاب سرنوشت برای خود را دارند، آن بخش ها از ایران به آسانی در اشغال نظامی خود خواهند در آورد و دیگری نخواهد گذشت که چند کشورک از دل ایران را برون کشیده و استقلالشان را برسمیت شناسند.
۳ - سومین شیوه، تکرار سناریو سوریه و ساخت ارتش باصطلاح آزاد است! در صورت کشتار مردم از سوی رژیم، برخی از ارتشیان که از بیگانگان دستور می گیرند، در ظاهر به صفوف مردم پیوسته و بجای گذاردن اسلحه بر زمین و خیزش مدنی، اسلحه برداشته و بنام دفاع از مردم وارد جنگ مسلحانه ای با دیگر نیروهای سرکوب رژیم خواهند شد. در چنین سناریویی، این مساله سبب ایجاد ارتشی به نام "ارتش آزاد ایران" خواهد شد و آینده ای را برای ایران رقم خواهد زد که "ارتش آزاد سوریه" برای سوریه زد، که امروز اسرائیل نه تنها بخشی از خاک آن کشور را اشغال و رسماً بنام خود زده است، بلکه آمریکایی ها با نقض قوانین بین المللی و وقاحت کامل ۸۰٪ از نفت سوریه را برایگان به غارت می برند[[20]] و در صورت نزدیک شدن یک سوری آنهم در کشور خود، ولی به محدوده یکی از پالایشگاه های تحت اشغال آمریکایی ها، بجرم تروریسم کشته خواهد شد.
دو دیگر، جای دارد تا اشاره شود، هر چند که هنوز ارتشیانی هستند که شرافت در هستی اشان یافت می شود، ولی انگشت شمارند، زیرا که ارتش کنونی جمهوری اسلامی، آن ارتش شاهنشاهی پیشین نیست که در طی ۸ سال جنگ با دلاوری ها و جانفشانی و میهنپرستی از آب وخاک ایران دفاع کرد. ارتش و ارتشیان کنونی، بلاستثناء از جنس اراذل و اوباش مذهبی حاکم بر ایران و دست پرورده و دست چین شده رژیم می باشند، که هیچ بویی از شرافت، انسانیت و ایرانی بودن نبرده و یکی از بازوهای سرکوب رژیم همچون سپاه پاسداران و بسیج و دیگر اراذل و اوباش مذهبی که بنام لباس شخصی ها نامی می باشد. بنابرین، در آینده و در خیزشی که راه است، اگر یک ارتشی خواست که به صفوف مردم بپیوندند، بایستی پوشاک ننگین نظامی رژیم را تن برون آورده، اسلحه را بر زمین گذارده تا یکپارچگی ایران را بخطر نیانداخته و سپس به مردم بپیوندد.
- اسرائیلی ها و هوادارن صهیونیسم جهانی
افزون بر دو گروه پیشین، نبایستی نقش اسرائیلی ها و هوادارن صهیونیسم جهانی را فراموش کرد، که در سرنگونسازی نظام شاهنشاهی و بقدرت رساندن رژیم روضه خوانان نقشی مهمی را ایفا کرده بودند.[[21]] این گروه، در وهله نخست خواهان ادامه بقای رژیم تا چندی دیگر است، زیرا که اسرائیل بدون رژیم جمهوری اسلامی، با آسیب های جبران ناپذیری به اقتصاد ورشکسته اش روبرو خواهد شد، بلکه پایانی بر زیاده خواهی های آن کشور و دستیازی بر سرزمین فلسطینی هاخواهد بود. اسرائیلی ها، بویژه تندروان یهودی همچون شومری سفارد (شاس)، اتحاد یهودیت توراتی و حزب لیکود هنوز نتوانسته اند تا نوار غزه را ضمیمه خاک خود سازند، و این برای آنان معضلی شده است.
در نتیجه، همانگونه که یک زخم عفونی، زمینه رشد و نمو و حیات را برای ویروس ها پدید می آورد، نیز جمهوری اسلامی نه تنها متضمن حیات اقتصادی اسرائیل است، بلکه توجیهی بر سیاست های ضدانسانی وزیاده خواهانه آن موجودیت است.[[22]]، [[23]] در نتیجه، جمهوری اسلامی بایستی بماند تا بهانه ای بدست اسرائیلی ها دهد تا فلسطینی ها را قتل عام و غزه را به اشغال خود درآورند. البته شواهد در دست نشان می دهند دولت یئیر لاپید، که یک دولت میانه رو و صلحجو و در ستیز با ترح یا در حقیقت توهم بپاسازی اسرائیل بزرگ است و برکنار خواهد شد و جای خود را به یک دولت تندروی صهیونیستی خواهد داد، بویژه انکه زمزمه بازگردادندن بنیامین نتانیاهو توسط تندورهای یهودی افزایش یافته است. باری، اگر نیتانیاهو به صدر قدرت بازگردد، و با آگاهی بر آن که شمار معکوس رژیم زده شده است، بایستی در روند اشغال غزه شدت بخشیده شود، که در چنین زمانی با چند حرکت روبرو خواهیم شد.
نخست، با بقدرت رسیدن دولت جنگخواه در اسرائیل جمهوری اسلامی را وادار خواهد ساخت تا بهانه ای بدست اسرائیلی ها دهد تا غزه را اشغال و دست به نسل کُشی زند، که بدون هیچ گمانی پیروز نیز خواهند شد، زیرا که غرب، مدعی مدافع آزادی و حقوق بشر، همچون نوکری فرمانبردار در برابر آن نسل کُشی خاموشی پیشه خواهد کرد.
سپس، اسرائیلی ها بیاری یاران دیرینه خود که محافظه کاران، جمهوریخواهان آمریکایی و در کل جنگ خواهان غربی با اندیشه های آتلانتیستی (پشتیبانی بدون چون و چرای آمریکا و اروپا از اسرائیل) می باشند، تلاش خواهند نمود تا دو سناریو را پیاده سازند:
۱ - اسرائیلی ها تلاش خواهند نمود تا رژیمی وابسته به خود را که به گمان زیاد می تواند متشکل از جناح اصلاح طلبان یا حتی تحول خواهان باشد را در ایران در قالب جمهوری دوم بقدرت رساند. علت برآورد چنین باوری، نگارش و آمده سازی طرحی بنام "پیمان کورش" است که مفاد آن هنوز افشاء نشده است ولی بدون هیچ گمانی برنامه ای استعماری و استثماری برای ایران است. این طرح تبدیل ایران به کشور نیابتی برای اسرائیل توسط دو تن بنام های لن خودورکوفسکی و ویکتوریا کوتس نوشته شده است.[[24]]
۲ - درصورتی که اسرائیل ها نتوانند چنین رژیم وابسته به خود را در ایران بقدرت رسانند، بیاری آمریکایی ها و نیز همکاری کشورهای تازی کناره آب های شاخاب پارس (خلیج فارس)، بویژه امارات و ائتلافی برای این منظور بپا داشته است،[[25]] و بپاسازی یک جنگ میان ایران و آمریکا، نه تنها سرنگوسازی رژیم را فراهم خواهند ساخت، بلکه با بهره وری از گروه های تروریستی تجزیه طلب که بویژه در دو دهه گذشته تعلیمات نظامی دیده و تا دندان به سلاح های گوناگون جنگی مسلح شده اند، جرقه جنگ درونی را در ایران خواهند زد، چنین جنگ درونی قطعاً به تجزیه ایران می سرانجامد و اسرائیل از این راه نه تنها با بهره وری از تنش ها و تشنج های نو در منطقه، بلکه ایجاد کشوری بنام الاحواز،[[25a]] بر روی سرزمین های گاز و نفت خیز ایران دست گذارده و همچون زالو به بقای خود ادامه خواهد داد.
خیزش و انقلاب در راه و راهکارها برای جلوگیری از نابودی ایران
شیوه براندازی رژیم برای آمریکایی ها بسیار آسانست که در سطور بالا بگونه ای چکیده بدان اشاره شد، ولی در یک جمله می توان آن را فرانمود: "نه ایجاد و بپاسازی یک خیزش سراسری، بلکه جلوگیری نکردن از خیزش در ایران؛ و نه رسانه ای کردن، بلکه خاموش نساختن و سانسور نکردن جنایات رژیم، همچون گذشته!"
جمهوری اسلامی می بایستی سال ها پیش سرنگون می شد که علت اصلی زنده ماندنش یا در حقیقت عاملین زنده نگه داشتنش، غربیان و اسرائیلی ها بوده اند. کشورهای غربی و اسرائیل که در سال ۲۵۳۷ در طی یک انقلاب مهندسی شده ای که به فتنه و شورش اسلامی سرانجامید، گاو شیرده اسلامی کنونی را در راستای منافع غرب و اسرائیل در منطقه بقدرت رساندند، که امروز آن گاو پیر و پستانهای شیرده اش خشک شده است و زمان قربانی کردنش و جایگزینی اش با گاو جوان شیرده ای فرا رسیده است.
در نتیجه، در ایران اسلامزده شکل گرفتن یک خیزش و انقلاب علیه رژیم که ناشی از چهل و اندی سال زور و ستمگری و تبعیض و زجر و درد می باشد، بسیار آسان تر از بر آمدن خورشید در بامدادان است. ملت ایران ابری دیگر بپا خواهد خاست ولی این بار، بر عکس گذشته بویژه سال های ۹۶ و ۹۸ که غربیان از رسانه ای شدن خیزششان خودداری کرده و نه تنها سیاست خاموشی برگزیده و چشمانشان را بر روی جنایات رژیم دست نشانده اشان بسته بودند، بلکه به رژیم یاری می کردند تا ملت ایران را سرکوب سازند، از امروز تغییر سیاست داده و خواهند گذاشت تا نه تنها خروش ملت ایران به گوش جهانیان رسد، بلکه دیگر از رسانه های خود جلوگیری بعمل نخواهد آورد تا گزارش های جنایت های رژیم را سانسور و نگذارند به گوش جهانیان رسد. در نتیجه، عدم سانسور و خفقان، خیزش آنان را تبدیل به سیل سهمناک و انقلابی سراسری خواهد ساخت تا ملت ایران، گاو پیشین و پیر آنان را سلاخی کرده و راه برای آوردن گاو نویی هموار خواهند کرد - همانگونه که در سال چهل و اندی سال پیش رژیم جمهوری کنونی را در گلویشان فرو کردند.
ولی راهکار چیست تا از آمدن گاو شیرده و نوی آمریکایی، در قالب جمهوری وابسته دیگری جلوگیری کنیم؟
نخست، "سامانه جمهوری" نسبت به "سامانه پادشاهی"، بویژه یکی از گونه های نهاد پادشاهی که پارلمانی می باشد از جمله پادشاهی/شاهنشاهی گزینشی، آسیب پذیر و مستعد برای فاسد شدن و وابسته شدن به بیگانگان و خیانت است، بویژه آنکه ما ایرانیان در گزینش کشورمداران خود همواره دچار اشتباره شده و خواهیم شد؛[[26]] افزون بر آنکه شمار ایرانفروش و ایرانستیزمان بسیار بیشتر از ایرانبان و ایرانخواه/ایرانپرست/ایراندوستانمان می باشد - که البته نتیجه مسلمان بودن و ۱۳۰۰ و اندی سال حاکمیت کیش تازیان در ایران و کنترل روضه خوانان بر مغزهای ساده و خام است.[[27]] در نتیجه روسای جمهور در كشوری همچون ایران، احتمال ایرانفروشی شان بیشتر از ایراندوستی اشان می باشد.
دو دیگردر حالیکه جمهوری، یک سامانه سیاسی بیگانه است که هیچ ریشه و سنخیتی با تاریخ و هویت ایرانی ندارد، بر عکس آن پادشاهی، دارای یک ریشه کهنسال در ایران است و آنچنان با فرهنگ و هویت ایرانی در آمیخته است که یکی ازدوازده ستون اصلی فرهنگ و هویت ایرانی را ساخته و توانن یکپارچه نگهداشتن کشور را دارد. بویژه آنکه پادشاه/شاهنشاهی تنها نقشش، حُکم چسب را خواهد داشت و در سیاست به هیچ رویی دخالت نخواهد داشت.
در نتیجه، بیگانگان تلاش خواهند کرد تا جمهوری دیگری را در ایران بقدرت رساندند، تا مزدور حلقه بگوششان منافعشان را تامین سازند. بنابرین، منطقی و عقلانیست که هر ایرانی که سرسوزن شرافت و عشق به ایران در هستی و وجودش یافت گردد، بایستی در جلوگیری از تکرار تاریخ و دور ساختن خطر از سر تمامیت ارضی کشور، بساط جمهوری را برای همیشه در ایران جمع نموده و تلاش برای استقرار به یک نهاد پادشاهی/پارلمانی و گزینشی کنند.
باری، همه این مسایل بدون رهبری امکان پذیر نخواهد بود و همانگونه که بارها و بارها در نوشتارهای گوناگون نسبت به لزوم یک رهبر برای هدایت و مدیریت خیزش های آینده که به سرنگونی رژیم و آزادی ایران سرانجامد گوشزد کرده ام[[28]] و همچنان گوش کری داده شده و هتا بسیاری خام اندیش متوهمانه پاسخ داده اند که "ملت رهبری را برای خود پیدا خواهد کرد" - از همان پیدا کردن هایی که یک روضه خوان بی سواد و بی سر و پایی که هتا توان مدیریت تن و مغز خود را هم نداشت، سرور خود ساخته و میهن و جان خود و ملتش را بدستانش سپردند، تا چنین روزگار خونینی را برایشان پددی آورد. ولی امروز دیگر به پایان خط رسیده ایم و اشتباه، بمثابه مرگ و نیستی است. در نتیجه، کُنش ها و واکنش های یکایک ما، سرنوشت آینده ایران و هم میهنانمان را خواهد ساخت.
از آنروی، تنها کسی که می توان رهبریت را بر عهده گیرد، که شخصیست داری یک اعتبار تاریخی و نه خیانتی از او سر زده است و نه دستانش بخون ایرانی آغشته شده است، شاهزاده رضاپهلوی می باشد.
شاهزاده رضاپهلوی، بایستی پس از سال ها لجبازی، سردرگمی، بیراهه روی، گریز زنی و خودداری در پذیرش مسئولیت و وظیفه ای که پدر فقیدش و قانون اساسی ایران بر دوش او محول ساخته است و مهمتر بدان نیز سوگند وفاداری و پایبندی هم یاد کرده است،[[29]] سرانجام از خواب غفلت بیدار و با پذیرش رهبری، سکان کشتی ایران، که در توفان پیش روی را در دست گرفته و همچون یک ناخدای دلسوز و کاردان، کشتی و سرنشینانش را به ساحل آزادی و آرامش رساند. ولی، درصورت هر گونه غفلتی و ادامه سرباز زدن ها او همچون سالیان گذشته، نه تنها به کشتار بیشتر ملت ایران خواهد سرانجامید، بلکه توفان در راه اگر کیان و هستی ایران را هم نگسلاند، بیگانگان بویژه آمریکاییها و اسرائیلیها پس از جنگی با ایران، اگر ایران راایرانستان نسازند، رژیم جمهوری دومی را در ایران بقدرت خواهند تا در راستای منافعشان، انجام وظیفه نماید و همین روزگار تباه و سیاه ادامه خواهد یابد.
البته بایستی به شاهزاده رضاپهلوی هشدار جدی داد. بیگانگان بخوبی آگاهند که بازگشت نهاد پادشاهی به ایران، مصالح و منافع آنان را در منطقه بخطر خواهد انداخت، از آنروی پیش از ساخت جمهوری دوم، درصدد تخریب و هتا از میان بردن او برخواهند آمد، زیرا که او واپسین سنگر دفاع از آرمان های ملی و نهاد پادشاهی است. باری، امروز هر چند که شاهزاده رضاپهلوی مبارزاتش محدود و واکنشی است و چون مطرح نیست و در صدر اپوزیسیون قرار ندارد، در نتیجه آمریکایی ها و تحول خواهان نمی توانند او را باسانی بر زمین افکنند و هر گونه حرکتی علیه او، محدود و کوتاه زمان خواهد بود و او باری دیگر توان برخاستن را خواهد داشت. از آنروی، آنان بایستی شاهزاده را بگونه ای مطرح ساخته و به حدی بالا برند تا برزمین افکندش آنچنان درآور باشد که دگر توان قد علم کردن نداشته باشد، برای جلوگیری از این حرکت تنها از طریق بپاسازی یک جنش یا سازمان سیاسی منسجم و منظم با ائتلاف نیروهای ملی و خوشنام که هرگز با رژیم یا بیگانگان همکاری نکرده اند را بپاسازد تا آن نهاد "راهبری عملیاتی" سرنگونسازی رژیم را بر عهده گیرد. در این میان، تنها گوشزد و هشداری که به شاهزاده می توان داد، او بایستی هُشیارنه عمل کرده و پروانه ندهد تا افرادی با پیشینه ای سیاه ایرانستزانه و ایرانفروشانه، زیر پوشش نام مخالفت با رژیم در کنار او گرد آیند، نیز او باید صادراتی های رژیم از جمله اعضای فرشگرد و امثالهم را از پیرامون خود پاکسازی نماید. این عده نه تنها موجب بدنامی او خواهند شد و با بی اعتبار ساختنش، واپسین میخ را بر تابوت سیاسی او خواهند کوبید، بلکه به راهی خواهند کشاند که سرانجامش کُشته شدن او خواهد بود. نیز بدون چنین سازمان سیاسی که بارها در نوشتارهای گوناگون بدان اشاره شده است، رژیم سرنگون نخواهد شد.[[30, 31, 32, 33]]
دوم، هر چند که شکدم از مرگ احتمالی الخامنهای پرده برداشته است، ولی چرا آمریکاییها و اسرائیلیها از پخش این گزارش خودداری ورزیده اند. پاسخ ساده به پرسش اینست که اگر او مُرده باشد، هنوز زمان انقضایش بر اساس استراتژی و برنامه های جنگخواهانه آنان که برای ایران دارند، فرا نرسیده است. یکی از عللی که گروه های ایرانفروشی همچون فرشگرد در چند سال گذشته همواره درصدد جا انداختن این باور می باشند که "رژیم بدون دخالت بیگانه سرنگون نخواهد شد"، دقیقاً در راستای یک استراتژی نویی است که آن را "رهایی از برون" (External Liberation) نامیده ام.[[33]] زیرا که رژیم اسلامی این شیوه سرکوب و مسیر خشونت آمیزی که پیش گرفته است که کُشتار بیشتر خیزشگران را افزایش خواهد داد، یکی از معدود بهانه هایی خواهد شد تا آمریکاییها بیاری یک ائتلاف دیگری با اروپائیان بدستور اسرائیل، سرانجامی همچون عراق و لیبی دیگری را برای ایران رقم زنند. در نتیجه مرگ نابهنگام الخامنه ای برای آنان در این برهه زمانی سودبخش نبوده و بایستی به توهم و داستان زنده ماندن او ادامه دهند. بگفته ای دیگر، کشورهایی غربی همواره نیازمند یک بُت دیکتاتورند تا جنایات جنگی خود را توجیه کنند. از آنروی نام او را زنده خواهند نگه داشت، تا در روز یورش نظامی به ایران، مدعی شوند که او را یا همچون صدام حسین دستگیر کرده اند یا همچون بن لادن کُشته اند.
بهر رو، پیش از به پایان رساندن این نوشتار و نتیجه گیری کردن، بایستی به واپسین مساله مهم دیگری دیگر اشاره داشت. چگونه ایرانیان می توانند مطمئن شوند که سرنگونی رژیم حتمی است؟ پاسخ، در سیاستی است که بریتانیا نسبت به برنامه بایدن و خیزش آینده در ایران نشان خواهد داد.
زمانی که دولت بریتانیا و بی بی سی فارسی نامی به آیتالله بی بی سی، که توسط اداره پنجم اینتلیجنس سرویس هدایت می شود، از جنایات رژیم و خیزش در راه سخن گوید و نیز فراتر رفته و دست به تحریم سران رژیم زده و دارایی های آنان که از ایران غارت و در بانک های این کشور که سر به چند صد میلیارد دلار هم می گذارد انباشته شده است را مسدود و سپاه پاسداران در فهرست نهادهای تروریستی قرار دهد، نشانگر آن خواهد بود که بریتانیا دست های خود را از پشت رژیم خالی نموده و پروانه سرنگونی را به آمریکا و اسرائیل داده است.
شاپور سورنپهلاو
روز ارد از ماه شهریور سال ۳۷۶۰ بهدینی
۲۰ شهریورماه ۲۵۸۱ شاهنشاهی
۱۱ سپتامبر ۲۰۲۲ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3eeBviE
** - رونوشت این نوشتار بزبان انگلیسی: 'Khamenei Dies at 83: Power Vacuum, Predatory Struggle and an Impending National Catastrophe'
1 - بسیاری از ایرانی نمایانی که لقب "سیّد" را با خود به یدک کشیده و محمد، پیامبر تازیان را نیای خود دانسته و بدان افتخار می ورزند، بنابرین، این عده غیرایرانی و تازی می باشند. از آنروی در زمان نامبردن از این کسان، همواره نام تازی آنان را بکار برده ام، زیرا که این عده نه تنها شایستگی ایرانی بودن را ندارند، بلکه غیرایرانی بودنشان آشکار تر گردد. ناگفته نماند که خمینی، همیشه نام خود را "الخمینی" و "الموسوی" امضأ می کرد. بهر روی، در آینده و پس از آزمایش های دی. ان. ای بر روی این عده در ایران که خود را سادات می دانند، بایستی تازی بودن یا ایرانی بودنشان تائید شده و اگر تازی تبار باشتند بایستی از ورود به دولت و در دست گرفتن کارهای کلیدی در کشور محروم گردند. زیرا که تنها یک ایرانیست که به ایران عشق می ورزد.
2 - خبرگزاری حوزه علمیه قم مجتبی خامنهای را «آیتالله» معرفی کرد - https://www.radiofarda.com/a/mojtaba-khamenei-son-ali-khamenei-leader-islamic-republic-iran/32006908.html
3 - "An Israeli spy reveals how she caught 100 Iranian officials, including clerics, having sex with her" - https://newsfounded.com/ksaeng/an-israeli-spy-reveals-how-he-caught-100-iranian-officials-including-clerics-having-sex-with-him/
4 - انجمن هنری جکسن که یک اندیشکده امنیتی وابسته به نهادهای امنیتی-اطلاعاتی غربی بویژه اینتلیجنس سرویس بریتانیا و سازمان سیای آمریکا با مرکزیت در لندن است که در چند سال گذشته ماموریت جداسازی سرزمین های نفت و گاز خیز از ایران را بر عهده اش گذارده شده است. برای اطلاعات کامل در باره این اندیشکده و برنامه هایش به نوشتار این نویسنده مراجعه شود: "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی استان خوزستان و دیگر سرزمین های نفت خیز از ایران"
5 - https://henryjacksonsociety.org/staff/catherine-perez-shakdam
6 - رژیم تازی پرست جمهوی نوقاجاری اسلامی، واژه "جعل عمیق" را برابر واژه انگلیسی Deepfake ساخته است که این نگارنده پیشنهاد می دهد بجای آن واژه "برساخته ژرف" بکار برده شود.
7 - برگردان آزاد از: "In politics, nothing happens by accident. If it happens, you can bet it was planned that way"
8 - "جو بایدن و پیشه کردن سیاست "هویج و چماق" در رویارویی با رژیم جمهوری استبداد اسلامی" - http://bit.ly/2ZdD1q7
9 - "آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران" - https://bit.ly/3gwG84G
10 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده ۵۷: چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
13 - "ترور قاسم سلیمانی، طرح مشترک جمهوری اسلامی و آمریکا" - https://bit.ly/2IeyIpB
16 - "برداشت های نادرست و مغرضانهٔ سیاسی از نظام شاهنشاهی و محمدرضاشاه پهلوی" - http://bit.ly/2KpLzXp
17 - "اگر آماده فدا کردن جان نیستی، دعوت به فداسازی جان و خون کسی مکن!" - https://bit.ly/2TVrXeR
18 - "مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز"
19 - "آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران" - https://bit.ly/3gwG84G
20 - "Reason U.S. Stays in Syria Revealed: To Steal Its Oil", Modern Diplomacy Online (August 21, 2022) - https://moderndiplomacy.eu/2022/08/21/reason-u-s-stays-in-syria-revealed-to-steal-its-oil/
21 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده ۵۷: چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
23 - همان. به منابع شماره ۲۵ و ۲۶ در نوشتار بالا مراجعه شود.
24 - ‘The Cyrus Accord as Myth and Strategy: Fabricated Antiquity, Foreign Power, and Iran’s Sovereignty’: https://www.suren-pahlav.com/en/the-cyrus-accord-as-myth-and-strategy-fabricated-antiquity-foreign-power-and-iran-s-sovereignty.html
25 - "دعوت اسرائیل از کشورهای عرب خلیج فارس، برای همکاری در تجزیه و نابودی ایران"
25a - "الاحواز" (با شهر اهواز اشتباه نشود)، یک امیرنشین خیالی عربی است که شامل استان های خوزستان، بوشهر، لرستان، ایلام و کهگیلویه و بویر احمد و نیز بخش هایی از استان های کرمانشاه، کردستان، همدان، مرکزی، قم، اصفهان، چارمحال بختیاری، فارس، و هرمزگان می شود. گروه های عرب مزدور بیگانه مدعی می شوند این سرزمین ها، که در حقیقت خاستگاه تمدن هخامنشی و هویت ایرانی می باشند، کشوری عربی بنام الاحواز بوده که در زمان رضاشاه در سال ۱۹۲۵ میلادی به اشغال ایرانیان درآمده است. شگفت آور نیست که این کشور خیالی، سرزمین های گاز و نفت خیز ایران را در بر می گیرد که تا پیش از آزادسازی ایران از چنگال رژیم قاجاریه بدست رضاشاه، بخش نفوذی و تحت اشغال و چیرگی بریتانیا بشمار می رفتند و بریتانیا تا به امروز غیرمستقیم بخشی از خاک خود می پندارد. ابری گروه های تجزیه طلب عرب که خود "الاحوازی" و نیز "الاهوازی" می خوانند، با پشتیبانی مالی کشورهای عربی و تعلمیات نظامی اسرائیلی ها، تحت ریاست یک انگلیسی اداره می شوند. برای اطلاعات بیشتر به نوشتار های زیر مراجعه شود:
الف. "سایه لاشخوران برروی خاک ایران: افزایش فعالیتهای غربیان برای جداسازی خوزستان و دیگر سرزمینهای نفت خیز از ایران"، goo.gl/EDzLBM
ب. "گروه های تروریستی عرب، مناطق نفت خیز ایران و نقشه خیالی امیرنشین الاحواز"، goo.gl/KdvbEy
26 - "چرا ما ایرانیان در گزینش کشورمداران، همواره کسانی که لیاقت کشورمداری ندارند را بر می گزینیم؟"
27 - "رژیم روضه خوانان، هوده ۱۳۷۲ سال "موالی گری" در ایران!" - http://bit.ly/2RKyHfv
28 - "چگونه می توان رژیم جمهوری نوقاجاری اسلامی را سرنگون ساخت؟" - https://bit.ly/2HDcPjQ
29 - "دعوت ملی از شاهزاده رضاپهلوی، در اعلام پایبندی به سوگند پادشاهی خود برای نجات ایران. کیان و هستی ایران در اولویت و بر هر مساله دیگری ارجحیت دارد." - https://bit.ly/3fioUct
30 - ‘Defeat as Diagnosis: Why Iran’s Student Uprisings Stall, and How to Prepare for the Next Opening’: https://www.suren-pahlav.com/en/defeat-as-diagnosis-why-iran_s-student-uprisings-stall-2c-and-how-to-prepare-for-the-next-opening.html.html
31 - ‘Economic Choke Points: Disrupting Totalitarian‑Theocratic Regime Lifelines Toward Iran’s Democratic Future’: https://www.suren-pahlav.com/en/economic-choke-points-disrupting-totalitarian-theocratic-regime-lifelines-toward-democracy.html
32 - ‘Once Again, the Nation Rises and the Opposition Drifts: Building a National Opposition That Can Govern the Rupture and the Transition to Democracy’: https://www.suren-pahlav.com/en/once-again-the-nation-rises-and-the-opposition-drifts.html
33 - ‘The ‘External Liberation’ Narrative As Information Strategy: The Normalisation Of War And The Hollowing Of Sovereignty’: https://www.suren-pahlav.com/en/external-liberation-narrative-as-information-strategy-the-normalisation-of-war.html
#419ab3
≠











