آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران

در روز ۱۲ ژوئن ۱۹۴۱ در بحبوحه جنگ جهانی دوم پس از دیداری که میان سران سه کشور ایالات متحده آمریکا، کشورهای اتحادیه بریتانیا (انگلستان، اسکاتلند، ولز و ایرلند شمالی) و اتحاد جماهیر شوروی[پیشین] انجام شد، بیانیه ای که "اعلامیه لندن" نام گرفته است در کاخ سن جمیز صادر شد که پسامد و نتیجه آن، دیدار خصوصی چرچیل و ژوزف استالین و بسته شدن پیمان نظامی میان بریتانیا و شوروری (۱۲ ژوئیه ۱۹۴۱) و سپس صدور بیانه جهانی "منشور آتلانتیک" (۱۴ اوت ۱۹۴۱ ) بود.[[1]] منشور آتلانتیک که دیرتر منجر به "اعلامیه ملل متحد" و بپاسازی سازمان ملل [باصطلاح] متحد شد، دارای هشت اصل بود که نه تنها پیمانی برای رویارویی با آلمان نازی، بلکه چشم اندازی برای جهان پسا جنگ جهانی دوم برای آن سه کشور بشمار می رفت.
این منشوربر پایه هشت اصل از سوی دو کشور دستینه شده است:[[2]]
۱. دو کشور آمریکا و انگلیس به هیچ روی قصد افزایش خاک یا غیره [نفوذ] ندارند؛
۲. هردو کشور مخالف هرگونه تغییرات مرزی می باشند که با موافقت آزادانه ملت های مربوطه انجام نشود؛
۳. این دو کشور امریکا و انگلیس حق هر ملت را در گزینش نوع نظامی که برای خود مناسب بینند محترم شمرده و امیدوارند ملت هایی که اکنون بزور از حقوق و حاکمیت و استقلال محروم شده اند از نو این حقوق را بدست آوردند؛
۴. این دو کشور با رعایت تعهداتی که اکنون بر گردن گرفته اند خواهند کوشید برای هر ملتی کوچک یا بزرگ، غالب یا مغلوب بطور برابر حق شرکت در بازرگانی جهانی و دسترسی به کلیه منابع مواد اولیه که برای رفاه اقتصادیشان لازم است تامین گردد؛
۵. این دو کشور مایلند تمام کوشش های خود را بکار برند تا کلیه ملت ها بتوانند در زمینهٔ امور اقتصادی با یکدیگر همکاری کامل نمایند و برای همه شرایط کار بهتر و ترقی اقتصادی کاملتر و امنیت اجتماعی بیشتر فراهم کردد؛
۶. ایندو کشور امیدوارند پس از انهدام کامل اصول بیدادگری نازی صلحی برقرار گردد که در پرتو آن کلیه ملت ها بتوانند در درون مرزهای خویش به آرامش بسر برده و مطمئن باشند که کلیه مردم عموم کشورها خواهند توانست دور از ترس و نیازمندی به زندگی خویش ادامه دهند؛
۷. در چنین صلحی باید همه کس حق داشته باشند در اقیانوس ها و در دریاهای آزاد مسافرت کنند؛
۸. این دو کشور بر این باورند که کلیه ملت های جهان به علل معنوی و مادی باید دست از اعمال زور بردارند و تا زمانی که یک ملت بتواند نیروهای زمینی و دریائی و هوائی خود را به منظور یورش به کشورهای برون از مرزهای خویش بکار برد، هیچ صلحی در آینده پابرجا نخواهد ماند.
هر چند که این منشور و هشت اصل آن، در ظاهر سخن از جهانی می زد که در جهانیان بایستی در آرامش و دوستی بر پایه های احترام و انسانیت بسر بردند،[[2]] ولی در اصل و در پشت صحنه، نقشهٔ راهی شد برای تبدیل آمریکا به یک امپراتوری بود که امروزه جهان شاهد زورگویی ها، ستمگری ها و زیاده خواهی های آن کشور می باشند، که البته پوشاکی زیبا و فریبنده ای نیز بر تن دو استعمار بریتانیا و شوروری پوشانده شد؛[[3]] که نخستین قربانی آن ایران رضاشاهی بود. در روز ۲۵ اوت ۱۹۴۱، دقیقاً یک ماه پس از دیدار چرچیل و استالین، ایران بیطرف مورد یورش نیروهای روس و بریتانیایی قرار گرفت و نه تنها ایران را به اشغال خود در آوردند بلکه به برنامه های ترقی خواهانه و پیشروی رضاشاه بزرگ که توانست ایران را در طی ۱۶ سال پادشاهی، از یک کشور عقب مانده قرون وسطایی، غرق در بیماری و خرافات و بی سوادی، وارد عصر نو سازد، پایان دادند.
باری، چیزی که مسلم است، "نفت" و سیاست های پسامد آن، از جمله "دلار نفتی" در صدور آن منشور آتلانتیک نقش مهمی را ایفا کرد که بهمراه چهار پیام آزادی روزولت، که دقیقاً برای فریب ملت های جهان، بویژه آسیای غربی در منشور سازمان ملل متحد گنجانده شده بود، دست ابزاری شد تا استعمار کهن را با شیوه های نو و بیاری کارشناسان سیاسی و اقتصادی خود باجرا گذارند و در هشتاد سال گذشته همه کشورهای کوچک و بزرگ بهای زیاده خواهی آنان را با جان و هستی خود می پردازند، از جمله ایران که با اشغالش بدست نیروهای خونخوار بریتانیایی، روس و آمریکایی و سرنگونسازی رضاشاه بزرگ از تاج و تخت ایران و تبعید او به یکی از مستعمرات بریتانیا آغاز و با توطئه و برپاسازی یک انقلاب مهندسی شده در ایران در سال ۱۹۷۸ و سرنگونی نظام شاهنشاهی و بقدرت رساندن رژیم بنیادگرای اسلامی السیّد روح الله خمینی وابسته به بریتانیا[[4]] که در چهار دهه گذشته همواره از سرنگونی آن جلوگیری کرده اند تا منافع غرب را در منطقه متضمن شود ادامه پیدا کرده است.
اکنون پس از گذشت هشتاد سال از صدور منشور آتلانتیک ۱۹۴۱، همچون آشناپنداری* (Déjà vu) سیاسی است که در حال تکرار شدن می باشد. این بار منشور آتلانتیک نو که توسط جو بایدن و بوریس جانسون،[[5]] بعنوان "جهان پسا کووید" در روز ۱۰ ژوئن ۲۰۲۱ ارائه شده است، ولی این بار نه آلمان نازی، بلکه چین جایگزین آن شده است؛ - و همانند چرچیل که با استالین دیدار خصوصی داشت و یک ماه پس از آن ایران باشغال در آمد، نیز بوریس جانسون با ولادیمیر پوتین، دیدار خصوصی داشته اند که مفاد حقیقی آن اعلام نشده است. البته این بار ایران همانند سال ۱۹۴۱ اشغال نمی شود، زیرا نه تنها ۴۲ سال است که ایران را در اشغال و ملت ایران را در اسارت خود دارند، بلکه اشغال ایران در آن زمان برای بریتانیا همچون یک مسالهٔ شخصی و یک انتقام سیاسی از رضاشاه بزرگ بود؛ - انتقام، نخست بخاطر بیرون انداختن نیروهایش از ایران که طرح آن کشور در تشکیل مستمعره نویی به نام "ایران جنوبی" را با شکست روبرو ساخت[[6]] و سپس برداشتن نخستین گام در ملی سازی نفت ایران،[[7]] که پس از هشتاد سال، هنوز مزه تلخ آن در دهانشان زنده و سُرخی جای سیلی ِ دستان نیرومند و ایرانپرستانه رضاشاه بزرگ بر صورتشان دیده می شود.
در هر روی، با این دیدارها و منشور نو و نیز دیدار ۱۶ ژوئن جو بایدن با پوتین در ژنو[[8]] بدور دیده نمی شود که بایستی در انتظار تغییرات کلی در جهان بویژه در خاورمیانه باشیم که در چند هفته آینده نخستین پیش لرزه های آن احساس خواهد شد.
چه باید انتظار داشت؟
امروزه با رفع وابستگی غرب بویژه دلار به نفت و نیز جایگزینی آن با انرژی تجدیدپذیر و دیجیتالی شدن جهان، خاورمیانه برای غرب نه تنها دیگر ارزش گذشته را ندارد، بلکه هر روزی که می گذرد تبدیل به استخوان لای زخمی شده است که بایستی به هر شیوه ای که شده، دردسرهایش را از سر خود دور کنند؛ - ناگفته نماند که تا چند دهه آینده با افزایش گرمایش زمین و نابودی کُل آب های زیر زمینی که یکی از علل آن بخاطر بی اهمیت بودن محیط زیست است، سراسر منطقه از جمله ایران تبدیل به دشت و شنزاری بی آب و علف خواهد شد که مردمانش در آینده ای نه چندان دور، یکدیگر را برای قطره ای آب، تکه پاره خواهند ساخت.
در نتیجه، این تغییرات چون هزینه اش برای غربیان بمراتب بیشتر از سود آن می باشد، می تواند یا به پایان رژیم های استبدادی جمهوری اسلامی، خاندان سعود و رجب اردوغان به شکل امروزیش و بازگشت صلح کنترل شده که افسار آن از سوی غرب به دست روسیه به بهای شکستن خط اتحاد مسکو-پکن است سپرده شود سرانجامد؛ - یا به جنگ های درونی خانمانسوز و تجزیه آن کشورها به ایجاد کشورک های کوچک و خُرد که همواره درگیر با یکدیگر بر سر آب یا مسایل دیگری می باشند. البته، مشکلی که غربیان بویژه آمریکا در اجرای منشور آتلانتیک نو در خاورمیانه با آن روبرو می باشد، اسرائیل و روسیه است.
در وهله نخست بقای اسرائیل، بستگی به ادامه تنش ها و جنگ دارد که بقای رژیم جمهوری اسلامی آن را تامین می سازد. بنابرین، چون اسرائیلی ها نیازمند پشتیبانی بیدریغ مالی و نظامی آمریکایی ها می باشند، بایستی به هر شیوه ای که شده است از ترک آن جلوگیری کند - از جمله قرار دادن آمریکایی ها را در برابر یک عمل انجام شده که آغاز یک جنگ تمام عیار با ایران می تواند باشد. فراموش نشود، که جمهوری اسلامی بر عکس باور عام و تبلیغات گسترده رژیم روضه خوانان، نوکر اسرائیل می باشد.[[9]] مشکل دوم روسیه است که به گمان زیاد با دخالت ناتو انجام خواهد شد. ناتو از سال ۲۰۱۴ تا بامروز همواره سرگرم تعلیم دادن ارتش اوکراین و آماده سازی آنان در برابر روسیه بوده است و این مساله به تنهایی نشان می دهد، آمریکایی ها جنگ نیابتی با روسیه را در اوکراین باجرا خواهند گذارد - دیگر مهم نیست که چند در صد از اوکراینی ها قربانی سیاست های غربی خواهند شد.
پیمان آتلانتیک نو و ایران
در مقاله ای که این نگارنده چهار ماه پیش تحت عنوان "جو بایدن و پیشه کردن سیاست 'هویج و چماق' در رویارویی با رژیم جمهوری استبداد اسلامی"[[10]] نگاشته بود، پیش بینی کرده بودم که تاریخ انقضای رژیم روضه خوانان بسر آمده و شمارش معکوس برای جایگزینی آن با یک 'رژیم نو' یا 'تجزیه ایران' زده شده است و هر روزی که می گذرد، به اجرای آن نزدیک تر می شویم.
اگر به هشت اصل این پیمان توجه شود، بسیاری از نکات بویژه ذکر شده در شماره های ۲ و ۳، دو پهلو تنظیم شده اند که در هر برهه زمانی آن دو کشور می توانند با سیاست های روز خود منطبق ساخته و باجرا گذارند.
نخست دو نکته کلیدی در این دو اصل که "تغییرات مرزی با موافقت آزادانه ملت های مربوطه انجام می شود" و "ملت هایی که اکنون بزور از حقوق و حاکمیت و استقلال محروم شده اند از نو این حقوق را بدست آوردند" می باشد.
ایران یکی از انگشت شمار کشورهای کهنسال در جهان است که داری کهنترین ملت نیز می باشد. "ملت ایران" کنونی ایران وارث ملتیست که از زمان هخامنشیان و پس از آمیزش سه تیره بزرگ ایرانی، مادها، پارس ها و پارت ها بوجود آمده بود و پس از گذشت ۲۵۰۰ سال آمیزش آن چنان در یکدیگر ادغام شده اند که دیگر هیچ ایرانی نمی تواند خود ماد، پارس یا پارت بخواند. ولی با آمیزش این سه تیره ایرانی که ازدیدی ژنتیکی و تاریخی از یک نژاد می باشند، بخاطر پهناوری کشور و یورش های گوناگون بیگانگان، چندین زبان و گویش پدیدار شده است که بهترین نمونه آن زبان ترکی در استان های آذربایجان شروی، غربی و اردبیل می باشد که نژاد ایرانیست ولی زبان ترکی و بیگانه.[[11]] در نتیجه، در چهار دهه گذشته، بیگانگانی که بدنبال ایرانستان سازی ایران بوده او هستند بر اساس طرح برنارد لوئیس، با همیاری مستقیم رژیم جمهوری اسلامی و حقوق بگیران خود در ایران، با سواستفاده از این تلون گویشی، دستی به مرزبندی های گوناگون زده اند. این عده در وهله نخست دست به ساخت "اقوام ایرانی" زدند که بتدریج واژگان سیاسی دیگری در کنار آن ساخته شده است از جمله "اقوام در ایران" و "ملت های ایرانی" و در چند سال گذشته "ملت ها/ملیت ها در ایران."
بنابرین، در روزی که واپسین گام برای کنار گذاشتن جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک رژیم دیگر برداشته می شود، ایران دستخوش یک انقلاب خونین و مهندسی شده دیگری خواهد شد. زیرا که رژیم روضه خوانان و اراذل و اوباش مذهبی برای جلوگیری از سرنگونی، دست به خشونت های بیشتر و کشتار معترضین خواهند زد. در چنان زمانی سیاست آمریکا در "تغییر رژیم" مبدل به "جنگ درونی" و ایرانستان خواهد شد و با سواستفاده از کلید واژه "ملت ها" در منشور خود، ایران را یک کشور کثیرالملل معرفی کرده و اعلام می دارند که این ملت ها در ایران حق انتخاب سرنوشت را دارند. برای جلوگیری از این مساله، اپوزیسیون ها و مردم ایران بایستی به هر بهایی که شده است در چنان روزی، از گر گونه درگیری مسلحانه خودداری کنند تا آمریکایی ها سوریه دیگری را در ایران بپانسازند.
باری، حتی اگر هم جنگ درونی در ایران شکل نگیرد و آمریکایی ها بیاری بریتانیا یک رژیم دیگری را در ایران بقدرت رسانند، وضعیت ایران بمراتب وخیم تر از کشورهای همسایه بویژه دو کشور ترکیه و عربستان خواهد بود. زیرا که رژیم جمهوری اسلامی در ۴۲ سال گذشته به نیابت بیگانگان و شوربختانه با همیاری و سکوت اکثریت ملت عَرب زده و غَرب زدهٔ،[[11]] سرگرم تبدیل ایران به شنزارهای نجد و حجاز ۱۴۰۰ سال پیش بوده است ولی ترکیه و عربستان از هر لحاظی چه اقتصادی، صنعتی، علمی و نظامی پیشرفت داشته و خود را به عصر نو رسانده اند.
پایان سخن
هر رخداد ناگواری که برای ایران رخ دهد، گنهکار اصلی خود ملت ایران می باشد که در چهار دهه گذشته هر خواری و ذلتی که رژیم بر آنان روا داشته است پذیرفته و با تَکرَوی و ترجیح دادن مصالح و منافع شخصی بر مصالح و منافع همگانی و ملی، با رژیم در خوارسازی خویش همکاری کرده اند، که بهترین نشانهٔ آن، شراکت آنان در سیرک ها و تعزیه های رای گیری انتصابات قصابان محبوب خودشان بوده است.[[12]]
به هر رو، برای غرب زمان تغییر میدان جنگ و استعمار از خاورمیانه به خاور دور فرا رسیده است، بویژه آنکه چین بزرگترین خطر برای موجودیت نه تنها آمریکا بلکه کل کشورهای غربی است - خطری به مراتب بزرگتر از آلمان نازی و روسیه کمونیست بر روی هم - که باید همه نیروهای خود را معطوف مهارسازی آن نمایند.
شاپور سورنپهلاو
روز دی بدین از ماه خورداد سال ۳۷۵۹ بهدینی
۲۱ خرداد ۲۵۸۰ شاهنشاهی
۱۱ ژوئن ۲۰۲۱ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3gwG84G
1 - https://www.cfr.org/blog/remembering-atlantic-charter
2 - هشت اصل منشور آتلانتیک ۱۹۴۱: (نه نقل قول از: "آینده" سال سوم آبان ۱۳۲۳ شماره ۳)
۱. دو کشور آمریکا و انگلیس به هیچ روی قصد افزایش خاک یا غیره [نفوذ] ندارند؛
۲. هردو کشور مخالف هرگونه تغییرات مرزی می باشند که با موافقت آزادانه ملت های مربوطه انجام نشود؛
۳. این دو کشور امریکا و انگلیس حق هر ملت را در گزینش نوع نظامی که برای خود مناسب بینند محترم شمرده و امیدوارند ملت هایی که اکنون بزور از حقوق و حاکمیت و استقلال محروم شده اند از نو این حقوق را بدست آوردند؛
۴. این دو کشور با رعایت تعهداتی که اکنون بر گردن گرفته اند خواهند کوشید برای هر ملتی کوچک یا بزرگ، غالب یا مغلوب بطور برابر حق شرکت در بازرگانی جهانی و دسترسی به کلیه منابع مواد اولیه که برای رفاه اقتصادیشان لازم است تامین گردد؛
۵. این دو کشور مایلند تمام کوشش های خود را بکار برند تا کلیه ملت ها بتوانند در زمینهٔ امور اقتصادی با یکدیگر همکاری کامل نمایند و برای همه شرایط کار بهتر و ترقی اقتصادی کاملتر و امنیت اجتماعی بیشتر فراهم کردد؛
۶. ایندو کشور امیدوارند پس از انهدام کامل اصول بیدادگری نازی صلحی برقرار گردد که در پرتو آن کلیه ملت ها بتوانند در درون مرزهای خویش به آرامش بسر برده و مطمئن باشند که کلیه مردم عموم کشورها خواهند توانست دور از ترس و نیازمندی به زندگی خویش ادامه دهند؛
۷. در چنین صلحی باید همه کس حق داشته باشند در اقیانوس ها و در دریاهای آزاد مسافرت کنند؛
۸. این دو کشور بر این باورند که کلیه ملت های جهان به علل معنوی و مادی باید دست از اعمال زور بردارند و تا زمانی که یک ملت بتواند نیروهای زمینی و دریائی و هوائی خود را به منظور یورش به کشورهای برون از مرزهای خویش بکار برد، هیچ صلحی در آینده پابرجا نخواهد ماند.
3 - ناگفته نماند که منشور آتلانتیک، عملاً نخستین سنگ "جهانیگرایی نو" (گلوبالسیم نو) یا استعمار نو در قالب "استثمار پنهانی" را پایه گذارد.
4 - سورنپهلاو، شاپور "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا، فرانسه و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟"
5 - https://edition.cnn.com/2021/06/10/politics/new-atlantic-charter/index.html
6 - سورنپهلاو، شاپور "بازخوانی تاریخ: سالروز بیرون انداختن نیروهای انگلیسی از ایران بدستور سردار سپه و شکست طرح تشکیل مستعمرهٔ نویی به نام "ایران جنوبی" - https://bit.ly/3iBjbAj
7 - سورنپهلاو، شاپور "بمناسبت سالروز ملی شدن صنعت نفت ایران"
8 - Biden, Putin set to meet in 18th-century Swiss villa for summit - https://www.reuters.com/world/biden-putin-set-meet-18th-century-swiss-villa-summit-2021-06-09
9 - سورنپهلاو، شاپور، "رژیم روضه خوانان در خدمت اهداف صهیونیسم جهانی: از به رسمیت شناختن غیررسمی اسرائیل تا همکاری همه جانبه پنهانی!"
10 - سورنپهلاو، شاپور، "جو بایدن و پیشه کردن سیاست "هویج و چماق" در رویارویی با رژیم جمهوری استبداد اسلامی" - http://bit.ly/2ZdD1q7
11 - یحیی ذکا، "زبان تركی چرا و چگونه به آذربايجان راه يافت؟" - https://bit.ly/34ihb
12 - سورنپهلاو، شاپور "رژیم نوقاجاری روضه خوانان، هودهٔ ۱۳۷۲ سال "موالی گری" در ایران"
13 - سورنپهلاو، شاپور "رژیم استبداد و مردم زودباور: سیرک و تعزیه ای به نام انتخابات ریاست جمهوری"
#419ab3
≠










