آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچ: مهساهای بیگناه، خیزش های بدون رهبر، معترضان خشمگین، اعتراضات سرگردان، اپوزیسیون های متوهم، در رویارویی با رژیمی خشن، پیچیده و هوشمند

در چند روز گذشته و پس از افشای قتل مهسا امینی، هم میهن سقزی ۲۲ ساله ما که تازه ترین و یکی از صدها هزار قربانی رژیم خون و خشونت جمهوری مذهبی می باشد، موجب بپاسازی پرسرعت و اعتراضات گسترده و فراگیری در کشور شده است و شواهد نشان می دهند که هر روزی که می گذرد فراگیرتر شده و به سراسر ایران سرایت می کند.
بدون هیچ گمانی، این خیزش کنونی نتیجه خیزش های خُرد و بزرگ ولی ناکام در گذشته می باشد، ولی نکته قابل توجه، نخست چرا این جنایت تازه رژیم آنهم بیدرنگ پس از پخش گزارش غیرمستقیم مرگ السیّد علی الخامنه ای، دیکتاتور رژیم اسلامی، با چنین سرعت شگرف آوری رسانه ای و فراگیر شده است که در نوشته پیشین بدان اشاره شد[[1]] و در آینده با ارائه تحلیلی دیگر بدان پرداخته خواهد شد، نیز حضور پررنگ زنان و دختران ایرانی در این خیزش می باشد که ما مردان ایرانی بایستی شجاعت، دلیری و دلاوری را از آنان فرا گیریم.
بهر روی، این نوشتار تنها به واکنش بخشی از جامعه ما، یا در حقیقت اکثریت فرنگ نشستگان مخالفین رژیم که خود را هم اپوزیسیون می نامند است که در برابر این جنایت تازه رژیم چه خواهند کرد، ولی چه بایستی انجام دهند، می پردازد.
اپوزیسیون های متوهم
اگر این جنبش توسط رژیم و محافظه کاران (لیبرال های مذهبی) و جمهوریخواهان آمریکایی که با همکاری پنتاگون و ناتو بدنبال یک جنگ درونی در ایران می باشند تا ایران، ایرانستان گردد و از هم اکنون در رسانه های اجتماعی، مزدوران ایرانی خود را گسیل داشته اند تا مردم معترض را تشویق به مسلح شدن و درگیری های مسلحانه با رژیم نمایند که شوربختانه همانند جنبش های پیشین بخاطر عدم "رهبریت" و "مدیریت و هدایت"، اگر فرسایشی فروکش نکرده و ناکام نشود، به گمان زیاد به بیراهه کشانده خواهد شد.
ولی چگونه می توان نه تنها از فروکش کردن این خیزش، بلکه از به بیراهه رفتنش و اجرای برنامه های جنگخواهان غربی جلوگیری کرد؟
در وهله نخست، ملت ایران و نسلی که هم اکنون بپاخاسته اند بایستی از ایرانیان برونمرز قطع امید نمایند. زیرا که تجربه ۴۴ سال نشان داده است که اکثریت مخالفین رژیم در برونمرزها که خود را اپوزیسیون می نامند، بخاطر عدم سواد و بینش سیاسی بجای آنکه راهبر باشند، همواره رهرو بوده و واکنشی عمل می کنند.
این اکثریت در هفته نخست، خشمگین شده و با هیاهو و داد و فریاد و تهدید و وعده و وعید بخود و یکدیگر دادن که این واپسین میخ بر تابوت رژیم است، بیانیه ها صادر کرده و نشست های مجازی بپاساخته و کلیپ های گوناگون در یوتیوب پخش و با فیگور دردمندی بخود گرفتن، تازه ترین جنایت رژیم را محکوم و کاربرهای خود را در رسانه های اجتماعی غرق فرتورهای قربانی کرده و هشتگ زده و شمع ها روشن کرده و دست به عزاداری می زنند. هفته دوم، در روزهای آغازینش، در پناه امنیت غرب و بدون آنکه از جان و مال خود مایه ای بگذارند، مردم درون کشور را دعوت به مسلح شدن و جنگ مسلحانه با رژیم کرده و در پایان هفته اگر خیزش در ایران بخاطر سرکوب رژیم رو به خاموشی گذارد، آنان نیز بتدریج خشمشان فروکش کرده و تبدیل به غر و لُند و رجزخوانی و تهدید های تو خالی که اینچنین و آنچنان می کنیم می شود -- و سرانجام در هفته سوم، و پس از سرکوب شدید مردم و پایان خیزش که از خود کشته ها و بازداشت های فراوانی هم بجای می گذارد، گویا که آبی از آب تکان نخورده و کُشته ها و بازداشتی ها را به برگه های سیاه تاریخ و پرونده خونین رژیم می سپارند - تا نوبت قربانی دیگری شود؛ - بگذریم، که تا پیش از کشته شدن مهسا، یکایکشان حتی برای ثانیه ای از هم میهنشان که سالیان سال است در دژخیمگاه ها و سیاهچال های رژیم در اسارت و زیر شکنجه بسر برده یادی نکرده اند، دگر چه رسد که برای آزادیشان تلاش و کوششی نمایند؛ از جمله آن ۷۴ تن آزاده ای که بجرم ایرانپرستی در اکتبر ۲۰۱۶ ترسایی در پاسارگاد بازداشت و روانه شکنجه های رژیم شدند و تا به امروز هیچ نام و نشان و یا گزارشی مبنی بر زنده بودن یا کشته شدنشان در دست نیست.
باری، روضه خوانان با چند سده تجربه بر روی منبرها و توانایی بازی کردن با عقل و احساسات ایرانیان مسلمان، بخوبی از واکنش این مخالفین "موالی سرشت ِ" بیگانه پرست[[2]] (عربزده و غربزده) که با غوره ای سردیشان می کند و با مویزی گرمی چه خواهد بود آگاهند. سران رژیم می دانند که نه تنها توانایی آن را دارند تا هزاران هزار مهسای دیگر که هیچ، بلکه دو سوم ملت را هم بشیوه های گوناگون کُشته و سر به نیست کنند و حداکثرآسیبی که از سوی این اکثریت به ستون های رژیمشان وارد خواهند ساخت، همچون مُنارجُنبان اصفهان خواهد بود که می لرزد، ولی فرو نمی ریزد.
خیزش های بدون رهبر
۳۶۲ سال پیش، انگلیسی ها پس از ۱۱ سال "حکومت جمهوری" به اشتباه خود پی بردند که انقلابشان و بقدرت رساندن جمهوری اشتباه بوده و اگر برای سرنگونی و پایان دادن به جمهوری بپا نخیزند، اتحادیه میان دو کشور انگلستان و اسکاتلند که بریتانیا بر آن بنا نهاده شده است را با سکوتشان نابود خواهند ساخت. بنابرین، به مبارزاتشان تا سرنگونی رژیم جمهوری در کشورشان ادامه داده و سرانجام دو سال پس از مرگ "اولیور کرامول"، بساط و سفره جمهوری را در کشورشان جمع و فرزند و ولیعهد چارلز یکم که سرش را جمهوری طلب ها زده بودند، در روز ۲۵ ماه مه ۱۶۶۰ به بریتانیا بازگردانده و بنیاد "پادشاهی پارلمانی" را بنا نهادند.
ولی آن روی سکّه ما ایرانیان مخالف رژیم هستیم که شعور و بینش سیاسی ما در این سده نو حتی به اندازه و سطح شعور، فهم و سواد سیاسی انگلیسی های ۳۶۲ سال پیش هم نیست. زیرا که پس از گذشت بیش از چهار دهه، مخالفین جمهوری طلب، در در درون کشور و چه در برونمرزها که بسیاری از آنان از بدنه رژیم جدا شده اند، دانسته یا ندانسته در همراهی و همنوایی با تجزیه طلبان، ایرانستیزان و ایرانفروشان که سرآمدشان رژیم جمهوری اسلامی می باشد با زشت گویی و ناسزاگویی به دو پادشاه پهلوی و پرسه زدن در کوچه پس کوچه های امرداد ۱۳۳۲ در پی انتقام از تاریخی که وجود نداشته می باشند.[[3]] این عده که شبانه روز سخن و دَم از مضحکه، ملغمه و سرابی بنام "جمهوری ایرانی"[[4]] می زنند، در ۴۴ سال گذشته متوهمانه و ساده لوحانه پنداشته اند که می توانند گرگ گیاهخوار را اصلاح و گیاهخوار نمایند. از سوی دیگر، نیمی دیگر از مخالفین رژیم که شوربختانه عنوان "پادشاهی خواه" را با خود به یدک می کشند، بخشی از آنان بجای دست اتحاد به یکدیگر دادن تا یکپارچه و همبسته در زیر یک درفش گرد امده و یک اپوزیسیون نیرومند که تنها هدفش، آزادی ایران باشد را بپا دارند، همچون کودکان لوس و لجباز، شبانه روز بر سر و کله همدیگر کوبیده و هر روزی که می گذرد برای خود مغازه ها و دکان های باصطلاح سیاسی با عنوان های حزب و سازمان و گروه بپا می سازند؛ - و بخش دیگرشان، یا در انتظار معجزه ای آسمانی نشسته و یا آزادی خود و کشورشان را در پوتین ها و کوله پشتی های سربازان بیگانه، بویژه جیب روسای جمهور آمریکا می جویند، که گل سر سبدشان ترامپ اللهی ها می باشند که همچون حزب اللهی های درون کشور که از مرده حسین بن علی معجزه می طلبند، اینان نیز هنوز از ترامپ آزادی می طلبند.
باری، شایسته است که اشاره شود، چارلز که ولیعهد و وارث تاج و تخت بریتانیا بود، همچون شاهزاده رضا پهلوی نه مانند یک کُنشگر سیاسی عمل کرد و نه از مسئولیت تاریخی و سیاسی خود بعنوان وارث تاج و تخت کشورش نیز شانه خالی نکرد. او بیدرنگ پس از قتل پدر توسط انقلابیون جمهوریخواه و در سن هژده [؛هیجده] سالگی سوگند پادشاهی یاد کرد و پرچم رهبری برای آزادی بریتانیا را بدست گرفت و عملاً وارد جنگ با جمهوریخواهان شد. حتی دو سال پس از سوگند پادشاهی، با یک نیروی نظامی به بریتانیا بازگشت و هر چند که در آن جنگ شکست خورد، ولی ناامید نشد و به رهبری و مبارزاتش علیه جمهوری خواهان که کشورش را بسوی پرتگاه نابودی پیش می بردند ادامه داد، تا آنکه بریتانیا را از چنگالشان رها و آزاد ساخت و پادشاهی پارلمانی را در بریتانیا بنا نهاد که سرانجامش ساخت امپراتوری بریتانیای کبیر شد و امروز نه تنها بعنوان یکی غول های اقتصادی و صنعتی جهان بشمار می رود، بلکه برای جهانیان تصمیم می گیرد، از جمله برای ایرانیان که رژیم کنونی روضه خوانان، ساخته آن کشورمی باشد.
افزون بر آن، همانگونه که در گذشته هشدار داده بودم که اگر شاهزاده رضا پهلوی کمر را سفت نکرده و از پذیرفتن مسئولیت تاریخی که به او محول شده است، شانه خالی کرده و خود را از یک "کُنشگر سیاسی" تفریحی مبدل به یک "رهبر و مدیر سیاسی ِ تاج بر سر" ننماید، ملت ایران از او قطع امید کرده و در ایران آینده نه او جایی خواهد داشت و نه نهاد پادشاهی - که البته، خیزشگران مانند گذشته شعارهایی همچون "رضاشاه، روحت شاد،" "ایرانی که شاه نداره، حساب کتاب نداره" و "ای شاه ایران برگرد به ایران" را سر نداده و آن ها را از شعارهای سیاسی خود علیه رژیم حذف نموده اند.
رویارویی با رژیمی خشن، پیچیده و هوشمند
رژیم جمهوری خون و خشونت اسلامی دست نشانده بیگانگان،[[5]] مهسا را کُشت، ولی نه تنها همه ما مخالفین رژیم، بلکه یکایک مردم ایران با سکوت چهل و چهارساله امان، در این کشتن ها و جنایات رژیم شریک و سهیم می باشیم. بنابرین، نبایستی ذره ای بدرون خود شک راه دهیم، که ما مخالفین رژیم با سران یا اراذل و اوباش خونخوار، ایرانی-کُش و ایرانی-خوار رژیم تفاوتی داریم. هر چند که هیچ رژیمی نمی تواند بدون سکوت و همراهی و همیاری مردمش، این همه جنایات و خیانت ها را مرتکب شود و همچنان ۴۴ سال بر سر قدرت مانده و به بقای ننگینش تا چندی دیگر ادامه دهد و سخن شوربختانه ژوزف دو مستر، فیلسوف فرانسوی در مغز زدنه می شود که "هر ملتی شایستگی همان نظامی را دارد که بر او حکومت می کند!" و بر اساس همین اصل نیز السیّد علی الخامنه ای در یک خطبه های نماز جمعه اش گفته بود: "ملتی که ستم را می پذیرد، لایق زندگی کردن نیست."
باری، کشتن مهسا که موجی از خشم ایرانیان را بدنبال داشته است، حتی اگر هم که سراسری و تبدیل به انقلاب شود، بخاطر نبود یک رهبر ملی، اگر هم رژیم سرنگون شود، بخاطر دخالت بیگانگان به بیراهه خواهد رفت.
ناگفته نماند که فردید[:منظور] از "رهبر"، شخصی ست که در میان ملت ایران نه تنها همچون سازمان مجاهدین منفور و مورد تنفر عام و خاص نباشد، بلکه داری یک اعتبار تاریخی باشد. چنین رهبری، با بهره وری از خیزش ها یا لرزه ها و پس لرزه هایی که از جنایات رژیم علیه مردم ایران بوجود می آید، بایستی با مدیریتی صحیح[[6]] نگذارد نه تنها خروش و جانفشانی مردم بهدر رود و آن ها را تبدیل به یک خیزش ملی و سراسری تا سرنگونی رژیم و آزادی ایران مدیریت نماید، بلکه از به کژراه و بیراهه رفتن خیزش و انقلاب مازاد آن جلوگیری کرده و مسیر خیزش را در راستای منافع ملی که یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران، بعنوان اصل مهم بشمار می رود را تضمین نماید. باری، شوربختانه چنین رهبری وجود ندارد و عدم آن، بزرگترین مشکلی بوده است که در ۴۴ سال گذشته از سرنگونی رژیم جلوگیری کرده و رژیم نیز بر این مساله کاملاً واقف می باشد؛ بویژه آنکه بجز کم عرضگی و ندانم کاری اپوزیسیون ها، بلکه هوشمندی رژیم و اندیشکده های راهبردیش بوده است که شمار بالایی از مزدوران خود را در قالب اپوزیسیون به برونمرزها صادر کرده است که تاکنون از یکپارچگی و اتحاد مخالفان رژیم جلوگیری بعمل آورده اند.[[7]]
آینده ای تیره و تاریک، شوم و ترسناک
تاریخ انقضای رژیم همانگونه که این نگارنده پیشی بینی کرده بود بسر آمده و شمارش معکوس آن نیز زده شده است، ولی غربیان تلاش خواهند کرد تا رژیم را بامید ادامه بقای خون وخشونتش[[8]] پیش از سرنگونی اش، جام زهر دیگری را به گلویش خالی نمایند، و سپس به همان آسانی که در ۴۴ سال پیش آن را در ایران بر سر کار آوردند، سرنگون ساخته با تکرار تاریخ، رژیم دیگری را از درون همین رژیم بیرون کشیده و با همیاری مهره های صادراتی رژیم [[9, 10]] که در چند سال گذشته در قالب اپوزیسیون به توده ساده لوح ارائه داده شده را در قالب نویی که به گمان زیاد یک جمهوری بدون پسوند اسلامی، ولی همچنان دارای سرشتی ایرانستیز و ایرانفروش است را برای تامین منافع مالی و مصالح سیاسی خود در منطقه بقدرت خواهند رساند.
نیز همانگونه که در نوشته های پیشین هشدار داده بودم،[[11, 12]] در صورت پایداری رژیم در زمان سرنگونی، روضه خوانان همه نیروهای سرکوبگر خود را از جمله نخسا (نیروی خودجوش سرزمین های اسلامی یا بگفته دیگر آدمخواران شیعه عرب و افغان زیر نفوذ احمد عم الهدی)، به میدان آورده تا دست به کشتار دستجمعی زنند، بویژه در استان های مرزی ایران همچون کردستان، سیستان و بلوچستان و خوزستان - و غربیان که در انتظار چنین واکنشی نشسته اند، نیروهای مزدور و وابسته بخود را در آن استان ها بحرکت در آورده و جنگ درونی و سوریه دیگری را در ایران بر اساس طرح برنارد لوئیس[[13]] بپا خواهند داشت تا "ایران را ایرانستان" شود؛ - بویژه آنکه ۶ مرحله از طرح ۸ مرحله ای برنارد لوئیس تا امروز باجرا گذاشته شده است.[[14]]
بنابرین، بخاطر عدم رهبری ملی و مدیریت کارآرا، هتا اگر هم این خیزش تبدیل به انقلاب شده و به سرنگونی رژیم سرانجامد، بدون هیچ گمانی به بیراهه خواهد رفت.
نیز بایستی هشداری درباره عربستان سعودی و تلویزیون ضدایرانی اینترنشنال داد که بدون هیچ گمانی کسی هم گوش فرانخواهد داد.
هشدار
بر اساس سیاستی که جو بایدن اتخاذ کرده است و سال پیش در دو مقاله جداگانه بدان اشاره کرده ام،[[15, 16]] عربستان سعودی جای ایران اسلامزده را در منطقه خواهد گرفت. ولی سعودی ها که بر عکس بسیاری از ایرانیان، اهل سواد و اندیشه و بسیار هوشیار و آگاهند، بر این مساله کاملاً واقف می باشند و دست به پاتک خواهند زد. از آنروی سعودی ها همه تلاش ها و کوشش های خود را خواهند کرد تا از اجرای طرح جلوگیری کنند تا ایران از وضعیت کنونی برون نیاید.
از آنروی بنگاه تبلیغاتی خود بزبان فارسی که نام مضحکانه "ایران اینترنشنال" را بر روی آن نهاده اند، با مطرحسازی و زوم کردن بر روی 'ایرانستان خواهان' [:تجزیه طلبان] و گره زدن خیزش ملی یا انقلابی که در راه است با جریان ایرانستان خواهی در كشور، مبارزات نسل جوان علیه رژیم را بانحراف کشانده و از سرنگونی رژیم جلوگیری نمایند.
نیز، کارمندان [باصطلاح]ایرانی این نهاد ضد ایرانی بایستی متوجه باشند که حقوق ماهانه و نان شب ارزش ایرانفروشی را ندارد. کسب درآمد از راه روسپی گری می کند، بر کار در این بنگاه ضد ایرانی و خدمتگزاری برای بیگانه در قبال دریافت دریافت حقوق ماهانه دارد، شرافت دارد. در نتیجهم این عده بایستی بدانند که ملت ایران خیانت های آنان را فراموش نخواهد کرد و در آینده در کنار کارمندان آیت الله بی بی سی و صدای آمریکا که هر سه وابسته به نهادهای اطلاعاتی بیگانه و برای نابودی ایران فعالیt می کنند، بدون هیچ گمانی بایستی پاسخگوی خیانت ها و ایرانفروشی های خود در دادگاه های ملی باشند. ولی تا آن زمان، ایرانیان نیز بایستی شرافت بخرج داده و این سه بنگاه های ضدایرانی را تحریم نمایند.
پایان سخن: راهکار چیست؟
با تمام اوصافی که در بالا ذکر شد، هنوز زمان برای هم برای نجات ایران و رهاسازیش از چنگال پلید رژیم جمهوری وجود دارد و هم جلوگیری از بقدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی دیگر ولی بدون پسوند "اسلامی" و کلید آن در دست شاهزاده رضا پهلوی می باشد.
شاهزاده رضا پهلوی، هنوز می تواند بعنوان ولایتعهد قانونی و وارث تاج و تخت ایران، در نقش رهبر اعلام موجودیت کرده و راهبری و مدیریت خیزش را عملاً در دست گیرد تا با اتخاذ راه های مبارزه به خیزشگران و آزادیخواهان درون کشور و نیز بزانو در آوردن رژیم از دید اقتصادی، از جمله دعوت و تشویق کارگردان صنعت نفت، گمرکات و کشتیرانی و امثالهم به اعتصابات سراسری، رژیم را بر زمین افکنده و یک نظام ملی را بجایش در ایران بقدرت رساند.
افزون بر آن، آندسته از ایرانیان ایراندوست ساکن برونمرزها که خود را اپوزیسیون می خوانند، بایستی از تفرقه و جنگ میان خود دست کشیده و یکپارچه و یکصدا علیه رژیم همکاری نمایند. دو دیگر آندسته از ایرانیان برنمرز که در اکثریت بسر برده و در چند دهه گذشته همواره در حالت بی تفاوتی بسر برده اند، شرافتشان را سرانجام از خواب بیدار کرده و با تکانی بخود دادن، در پشتیبانی از هم میهنانشان در درون کشور، در کشورهایی که ساکن می باشند به خیابان ها ریخته و صدای زجردیده ملت ایران را بگوش جهانیان رسانند.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.
شاپور سورنپهلاو
روز انارام از ماه شهریور سال ۳۷۶۰ بهدینی
۲۵ شهریور ۲۵۸۱ شاهنشاهی
۱۶ سپتامبر ۲۰۲۲ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3UoFLN4
1 - "خامنه ای مُرد: خلاء قدرت، جنگ کفتارها و لاشخورها و سونامی مرگباری در کمین ایران" - https://bit.ly/3eeBviE
2 - "رژیم نوقاجاری روضه خوانان، هودهٔ ۱۳۷۲ سال "موالی گری" در ایران" - https://bit.ly/2AkMJ14
3 - "برداشت های نادرست و مغرضانهٔ سیاسی از نظام شاهنشاهی و محمدرضاشاه پهلوی" - https://bit.ly/2KpLzXp
4 - گویا که با بستن یک جاور به دُم موش و نشاندن یک پسوند "ایرانی" بر پشت "جمهوری" ساخت آتنی های دوران باستان، یا هالوین و کریسمس رومیان، این دستاوردهای فرهنگ بیگانه، ناگهانی و معجزه وار ایرانی می شوند!
5 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟" - https://goo.gl/TQAiwF
6 - "کشتی بدون ناخدای ایران به کجا می رود؟" - https://bit.ly/2XzeHNR
7 - "مدیریت" یک از اصول مهم خیزش ها و انقلاب ها در جهان می باشد. برای نمونه در سال ۲۵۳۷، هر چند که غربیان و اسرائیلی ها مسئول طرح و مدیریت بپاسازی فتنه اسلامی را بر عهده داشتند که به سرنگونی نظام شاهنشاهی و بقدرت رساندن رژیم جمهوری استبداد اسلامی در ایران سرانجامید، ولی مهرهای ایرانی فتنه، اکثریت نزدیک به کل آنان نه تنها دوره های تعلیمات سیاسی را در گروه های سیاسی اسلامی و چپ را دیده و با شیوه های بپاسازی انقلاب و بحران آشنایی داشتند، بلکه دوره های نظامی-چریکی در فلسطین و لیبی را گذرانده بودند. ولی شوربختانه، آنروی سکّه مخالفین امروزی رژیم یا باصطلاح اپوزیسیون های خارج از کشور می باشند، که در ۴۴ سال گذشته نه تنها با خواندن و مطالعه و یادگیری قهر بوده و در نتیجه عاری از سواد و بینش سیاسی می باشند، بلکه بالاترین حرکت چریکی اکثریتشان، بر سر و کله یکدیگر کوبیدن و کله ملق زدن بوده است.
8 - "آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران" - https://bit.ly/3gwG84G
9 - "تکرار تاریخ و اتحاد "استعمار سرخ و آبی" با "ارتجاع سیاه و سبز": آیا چلبی دیگری ولی "پشم بر سر و عمامه در زیر سر" در راه است؟" - https://bit.ly/2RPh6S7
10 - "هشدار: نیرنگ تازهٔ رژیم برای خنثی سازی مبارزات ملی و مردمی: صدور اراذل و اوباش سیاسی خود به برونمرزها، تحت نام اپوزیسیون و مخالفین رژیم" - https://bit.ly/2NZcyr8
11 - "آشناپنداری سیاسی: منشور آتلانتیک نو و آینده ایران" - https://bit.ly/3gwG84G
12 - "جو بایدن و پیشه کردن سیاست "هویج و چماق" در رویارویی با رژیم جمهوری استبداد اسلامی" - https://bit.ly/2ZdD1q7
13 - "برنارد لوئیس، طراح تجزیه ایران، پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی، سازنده ولایت فقیه و پدرمعنوی جمهوری اسلامی را بشناسید!" - https://goo.gl/hmRcrc
14 - "سرانجام ِ همهٔ ضحاکان زمان، دیدار با گُرز فریدون شاهان است . . . ولی!" - https://bit.ly/3xUUPrM
15 - "برنارد لوئیس، طراح تجزیه ایران، پدرخوانده بنیادگرایی اسلامی، سازنده ولایت فقیه و پدرمعنوی جمهوری اسلامی را بشناسید!" - https://goo.gl/hmRcrc
16 - "سرانجام ِ همهٔ ضحاکان زمان، دیدار با گُرز فریدون شاهان است . . . ولی!" - https://bit.ly/3xUUPrM
#419ab3
≠










