من وکالت می دهم
به شاهزاده رضا پهلوی، برای گذر از رژیم اهرمنی و ایرانی کُش روضه خوانان و بپاسازی یک رفراندوم ملی، در تعیین شکل نظام ملی از سوی ملت ایران که پایبند به ایران یکپارچه ِ یک ملتی و تک ملیتی بر اساس ارزش ها و فرهنگ، تمدن و هویت ایرانی باشد، #من_وکالت_میدهم.
چرا وکالت می دهم؟
"فردا هر کاری که بخواهیم انجام بدیم، بایستی یک مبنای مقبولیت و مشروعیت از داخل داشته باشد و این بایستی بیشتر بیان و در عمل دیده شود."
- شاهزاده رضا پهلوی
نخست، کارزار و هشتگ "من وکالت می دهم" که از پسانمیروز ۲۴ دی در رسانه های اجتماعی پا گرفت و گویا آغازگر آن علی کریمی بوده و به تندی نیز ترند شد و در حال گسترش می باشد، بدان معنی نیست که همچون بازی بوکس تماشاگر شده و انتظار داشته باشیم که دو تن مبارزه کنند و ما برایشان هورا کشیم! چهار دهه است که علیه رژیم فاشیست اسلامی که ایران مقدس را در اشغال خود دارد مبارزه کرده ایم و تا واپسین نفس و آزادی ایران از مبارزه دست نخواهیم کشید زیرا که این یکی از میدان نبرد از جنگ بزرگ برای آزادی ایران است. بنابرین، وکالت دادن، بدان مفهوم و معنا نیست که دست از مبارزه و تلاش برای آزادسازی ایران کشیده شود.
دوم، وکالت دادن که برخی بخاطر بیسوادی آن را با "قیومیت" اشتباه گرفته اند، نه از جنبه قانونی و حقوقی، بلکه یک حرکت نمادین است بویژه آنکه انقلاب کنونی نسل جوان که جان بر کف علیه رژیم ایرانی کُش روضه خوانان بپاخاسته اند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند به "همگرایی مخالفین رژیم" یا بگفته شاهزاده "با هم همسو هستیم" را دارد. در نتیجه همه ایرانیان میهندوست/میهنپرست، عاری از باورهای سیاسی اشان، تا زمانی که به تمامیت ارضی ایران، جدایی دین از سیاست و دموکراسی (آرا مردم) پایبند می باشند، خواهند توانست در زیر چتر یک شخص ملی، که نه دستانش به خون ایرانی رنگین شده است و نه ایرانستیزی و ایرانفروشی کرده است گرد آمده و به پیروز شدن انقلاب ملی و سرنگونی رژیم تا یک رفراندوم ملی برای تعیین نظام آینده یاری رسانند.
سوم، "وکالت دادن"، یک دهن کجی و بزرگترین "نه" گفتن به همه آنانی می باشد که در چهار دهه گذشته به نیابت و مزدوری بیگانگان بدنبال مرزبندی و مرزکشی میان ملت ایران با هدف ایرانستان سازی ایران بوده اند، می باشد. از آنروی نیز می باشد که از روز آغاز کارزار "من وکالت می دهم"، نه تنها رژیم فاشیست اسلامی و هوادارانش بلکه همه ایرانستیزان و ایرانفروشان، از جمله گروه تروریستی مارکسیست های اسلامی مجاهدین خلق ضدایران، توده ای ها، چپی ها، پنجاه و هفتیون و بویژه پان ها و تجزیه طلبان را به هراس و اعتراض واداشته است. در آن راستا نیز رسانه های پارسی زبان بیگانه که بدنبال ایرانستان سازی ایران می باشند، از جمله بی بی سی فارسی (نامی به آیت الله بی بی سی) وابسته به اینتلیجنس سرویس بریتانیا و ایران اینترنشنال (نامی به سعودی اینترنشنال) وابسته به دستگاه سعودی، بیش از دو بنگاه رادیو فردا و صدای آمریکای وابسته به سازمان سیا صدای اعتراض آن ها را رسانه ای ساخته اند و با هوچی گری و شلوغ بازی برای نابودیش متحد شده است.
چهارم، پس از گفتگوی شاهزاده با تینا قاضی مُراد، سردبیر اتاق خبر تلویزین 'من و تو'،[[1]] بخشی از مواضع او که در گذشته همواره در پرده ابهامات قرار داشت را اکنون آشکار و روشن شده است. این مساله مهم موجب شده است تا اعتماد بیشتری نسبت به او در میان ایرانیان بوجود آید، بویژه پس ازاعلام "برای من یک فرد تجزیه طلب هیچ فرقی با سرباز دشمن ندارد" مسیر و هدف خود را با افرادی همچون مسیح علینژاد دوست و یاور گروه های تروریستی عرب موسومی به "الاحوازی"[[2]] و امثالهم جدا نمود. لُپ کلام، روح و معنای "من وکالت می دهم" یا بگفته شاهزاده "با هم همسو هستیم"، روشن و آشکار و متمایز می سازد جه مرز جدایی "ما" (ایرانیان) و "آنان" (ایرانستیزان و ایرانفروشان) چیست؛ خط و مرزی که نشان خواهد داد چه کسانی ایرانگرایند و بدنبال آزادی و سربلندی ایران می باشند و چه کسانی ایرانستیز و ایرانفروشند و بدنبال نابودی آنند.
پنجم، هر چند که شاهزاده "یک شخص بعنوان رهبر" همچون رضاشاه بزرگ که ایران را از چنگال رژیم مغولی[[3]] و اشغالگر قاجاریه رها ساخت و با یکپارچه سازیش، هویت ملی را زنده و ایران نوین را پایه گذاری نمود،[[4]] را سنتی و غیرمستقیم منسوخ دانسته و باورمند به یک "رهبریت جمعی" است، این حرکت بدان منجرخواهد شد تا دولت های جهانی انقلاب ملی ملت ایران را سرانجام برسمیت شناسند. زیرا یک حقیقت غیرکتمان اینست که انقلاب کنونی نیازمند به یک چهره جهانی دارد؛ چهره ای شناخته شده، مطرح و معتبر جهانی که نه دستانش به خون انسان ها آغشته شده باشد، نه گذشته تروریستی داشته و نه با رژیم اشغالگر و تروریستی روضه خوانان همیاری و همکاری کرده است و مهمتر نه تنها دارای اندیشه یا متعصبانه اسلامی یا چپ نیست، بلکه بالعکس دارای اندیشه های آزادیخواهانه و دمکراتیک می باشد و تنها کسی که برخوردار از همه این شرایط است، هیچ کسی را بجز شاهزاده رضا پهلوی نمی توان معرفی کرد. در نتیجه، دولت های جهانی خواهند دانست "نماینده گذر از رژیم" چه کسیست و در زمان سرنگونی رژیم و خلاء قدرت ایجاد شده از سرنگونی، راهکار و نقشه راهی برای آینده که تعیین یک نظام نو بر اساس و پروسه دموکراتیک می باشد را در دست دارد.
البته، تاکنون هیچ انقلابی در جهان بدون یک رهبر پیروز نشده است[[5]] و امید است این وکالت دادم، به رهبری ایشان سرانجامد.
ششم، دانسته یا ندانسته، این پویش وکالت دادن نمادین که ترند آن به گمان زیاد از ۱ الی ۲ میلیون خواهد گذشت و نشانگر پشتیبانی ملت ایران از شاهزاده و مشرعیت بخشی بدو خواهد بود. در نتیجه دستاورد بزرگ دیگری را با خود بهمراه خواهد داشت و آن خنثی سازی پروژه تکراری رهبرتراشی" بیگانگان است.[[6]] زیرا آن دست از بیگانگانی که درصددند تا خمینی دیگری را همچون سال ۵۷، ولی مُدل رفو شده او را در 'قالب جمهوری دوم' به گلوی ملت ایران فرو نمایند،[[7]] اکنون خواهند دانست که دیگر ملت ایران فریب آنان را همچون سال ۵۷ نخورده و پروانه نخواهد داد تا هر ناکسی بر اریکه قدرت در ایران سوار سازند تا به نیابتشان حافظ منافعشان در منطقه شود؛ - همانگونه که رژیم فاشیستی و بنیادگرای اسلامی روضه خوانان در ۴۳ سال گذشته با خوشخدمتی و نوکری و فداسازی ایران و ایرانی، در نقش مترسک و لولوخورخوره، منافعشان را در منطقه تامین ساخته است.
فروغ اهورایی، همواره پاسدار و نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.
به روز رسانی
الف: شاهزاده رضا پهلوی، پیش از آنکه یک فرد سیاسی باشد، نخست یک انسان و مهمتر یک ایرانیست که همانند بسیاری از ما ایرانیان همواره دستخوش احساسات شده که شوربختانه در بسیاری زمان ها بر خرد و عقل و منطقمان چیرگی می یابد، موجب شده است تا سخنان و گفته هایی را بر زبان آورد که نه تنها نکوهش برخی از کُنشگران سیاسی و فرهنگی از جمله این نگارنده را بدنبال داشته باشد،[[8]] بلکه حتی موجب رنج و دلخوری هواداران نهاد پادشاهی نیز شده است. ولی این مساله دلیلی نیست که چون او دچار یک یا چند اشتباه شده است، بایستی بر او خط بطلانی کشیده شود، بویژه آنکه نه تنها تاکنون نه دستانش به خون ایرانی آغشته شده است، نه با رژیم ایرانستیز و ایرانفروش و ایرانی کُش روضه خوانان همکاری داشته است و نه کُنشی انجام داده است که به مصالح و منافع ملی کشور آسیبی وارد سازد، بلکه همه عمر خود را صرف مبارزه با این رژیم و آزادسازی ایران و برقراری یک نظام دموکراتیک کرده است. از آنروی کارنامه سیاسی او را بایستی در کُل سنجید که نشان می دهد، بهتر و شایسته تر از او که ملت ایران به او مشروعیت داده و نماینده خود اعلام دارند را نمی توان یافت.
ب: جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب ملی نسل جوان در ایران تلاش کرده است تا بدست آوردن بهانه ای، صداهای خروششان را خاموش ساخته و خواسته ای ملی و مدنی اشان را به حاشیه کشاند، ولی هچنان ناتوان و درمانده بود. ولی اکنون همه ایرانستیزان و ایرانفروشان (شامل هوادران رژیم، ته مانده پنجاه و هفتیون، قبیله گرایان تجزیه طلب و گروه های تروریستی چپ و اسلامی در کنار چند تن فرصت طلب که به آمریکایی ها دلبسته و امیدوارند همانگونه که خمینی را در سال ۵۷ در ایران بقدرت رسانده و بر مسند کار نشاندند،[[9]] باری دیگر رهبرتراشی را تکرار کرده و آنان را بر ایران حاکم سازند)، می شود، با یورش های شبانه روزی به پویش "من وکالت می دهم"، به رژیم یاری رسانده اند.
در نتیجه، نه تنها ملت ایران، این خیانت و جنایت تازه آنان، که موجب شکاف در میان مخالفین و پایمال کردن خون عزیزانی که جان بر کف علیه رژیم ایرانی کُش بپاخاسته شده اند را فراموش نخواهد کرد، بلکه "عدو شود سبب خیر" و با واکنش نادانانه اشان، آنچنان آسیب و ضربه مهلک و کشنده ای بخود وارد ساخته اند، که هیچ فعالیت فرهنگی و سیاسی نمی توانست بدین آسانی ماهیت و هویت اصلی آنان را برای آن بخش از ملت ایران که هنوز به ماهیتشان پی نبرده بودند، آشکار سازد. بگفته ای ساده تر، این عده، گور خود را بدست خود کنده و برای همیشه بخاک سپردند!
شاپور سورنپهلاو
روز اورمزدوبهمن از ماه دی سال۳۷۶۰ بهدینی
۲۵ دی ۲۵۸۱ شاهنشاهی
۱۵ ژانویه ۲۰۲۳ ترسایی
بازبُردها [:منابع] و فرانمودها [:توضیحات]:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - پیوند اینترنتی کوتاه شده به این نگاشته: https://bit.ly/3H06U2C
1 - https://youtu.be/_Te59UAOnzE
2 - "معصومه قمی کلا و پشتیبانی و همراهی با ایرانستان خواهان در زیر پوشش دفاع از حقوق بشر" - https://bit.ly/3QXwYA0
3 - قاجارها از دیدی تباری و نژادی متعلق به گروه غز/اغوز می باشند، که در کنار هشت قبیله دیگر از جمله مغول ها، در گروه "مونگولوید" یا "مغول نژاد" دسته بندی می شوند. بر اساس تاریخ شفاهی سلسه قاجار، رئیس قبیله آنان "قاجارنويان" نام داشته واز سرداران چنگیزخان مغول بوده است که با لشکر هلاکوخان مغول در سال ۶۵۶ هجری وارد ایران می شوند و تا سال ۷۳۹ که سلسله ایلخانان مغول منقرض شد همچنان از کنار جيحون گرفته تا دشت مغان، چادر نشین و بیابانگرد بودند. درسال ۷۳۹ که دست ایلخانان از پادشاهی ایران کوتاه شد و قاجارها همچون دیگر مغول تباران زندگی خود را در ایران در خطر دیدند، به شامات (سوریه کنونی) مهاجرت کردند تا آنکه تیمور گورکانی در سال ۸۰۳ سوریه را تسخیر نمود. تیمور قاجارها را در آنجا یافت و با افزودنشان به لشكر خود، آنان را با خود به ایران آورد.
4 - "گرامی باد "رستاخیز سوم اسفندماه"؛ روز رهایی ایران از اشغال رژیم مغول تبار و ایرانستیز قارجاریه" - https://bit.ly/3ZOR7MS
5 - "نه کشتی بدون ناخدا به مقصد می رسد و نه جنبش بدون رهبر به پیروزی!" - https://bit.ly/3E3DU8K
6 - "پروژه تکراری رهبرتراشی و تعزیه هالیوودی ربودن معصومه قمیکلا (مسیح علینژاد)" - https://bit.ly/3PUqm4X
7 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟" - https://goo.gl/TQAiwF
8 - رضاپهلوی، "شاهزادهٔ تابوشکن و نوگرا" - یا - "شاهزاده ای زخمی و در پی انتقام"؟ - https://bit.ly/2NDaTL0
9 - "بزرگنمایی و باد در بادکنک توخالی معصومه قمیکلا (معروف به مسیح علینژاد) انداختن از سوی آمریکایی ها، در راستای پروژه تکراری رهبرتراشی و خمینی سازی!" - https://bit.ly/3YU4IBZ
#419ab3
≠
آخرین به روز رسانی (شنبه ۱ بهمن ۱۴۰۱ ساعت ۰۷:۱۹)











