رژیم زنستیز روضه خوانان و سرستیزی با "روز مادر" ایرانی
رژیم فاشیست مذهبی حاکم بر ایران از روز نخستی که غربیان و اسرائیلی ها آن را با ایجاد یک انقلاب مهندسی شده بقدرت رساندند، بیدرنگ دست بکار شد تا هر آنچه که نشان و بوی ایرانی دارد را از جامعه ایرانی حذف و با تبدیل "ملت ایران" به "اُمت اسلامی" هر گونه وابستگی احساسی که به ایران و هویت خود دارند را از دست دهند تا سرانجام راه برای ایرانستانسازی ایران را هموار سازند.
یکی از نمادهای ایرانی که رژیم درصدد مخدوش کردن و نابودی آن بر آمد، روز مادر ایرانی بود که هر ساله در ۲۵ آذرماه در سراسر کشور برگزار می شد. برای جایگزین ساختنش روضه خوانان و مذهبی ها که نهادشان بر اساس دروغ سرشته شده است، با توسل به جعل تاریخ، یک روز موهوم و خیالی را بعنوان روز زاده شدن فاطمه دختر محمد بن عبدالله، پیامبر تازیان را برگزیدند و سپس با سواستفاده از ساده لوحی، عدم سواد و اندیشیدن اکثریت، آن را در گلویشان فرو نمودند و آنچنان در حرکت خود موفق بوده اند که امرزه اکثریت ایرانیان روز ۲۵ آذر را بدست فراموشی سپرده و بجایش یک روز دروغین را بعنوان روز مادر برگزار می نمایند.
بهر روی، از آن جهت که رژیم برای جا انداختن این تاریخ موهوم، دست به جعل تاریخ زده است و چونکه آزادی و آبادی ایران، مستلزم افشاسازی دروغگویان و ریشه کنی دروغ در ایران می باشد، نیاز دیده شد تا در اینباره روشنگری شده و نشان داده شود که چرا برگزیدن این روز از سوی رژیم ریشه در دروغ دارد.
تاریخچه بوجود آمدن روز مادر
یک بانوی آمریکایی بنام اننا جارویس (Anna Jarvis) پس از مرگ مادرش در هشتم ماه مه ۱۹۰۵ ترسایی به اندیشه افتاد تا روزی را ویژه بزرگداشت و سپاسداری از مادران ساخته شود که به یاری کشیش محل خود، این پیشنهاد به گوش سیاستمداران آمریکایی رسید و سرانجام در سال ۱۹۰۷ ترسایی روز دوم ماه مه بعنوان روز مادر برگزیده و بطور رسمی وارد تقویم شد. پس از پایان جنگ جهانی یکم، پاسداشت از مادران و ویژه سازی یک روز بنامش، به اروپا و سپس به دیگر نقاط جهان از جمله ایران راه یافت.
باری، هر چند که برگزاری این روز به کشورهای گوناگون جهان سرایت کرد، ولی روز ویژه و مشترکی بنام روز جهانی مادر وجود ندارد و هر کشوری ویژه ساختن یک روز از سال را به نام مادر، بر اساس تاریخ، فرهنگ، هویت و پیشینه خود برگزیده است.بر آن اساس، گزینش ۲۵ آذر در ایران بعنوان "روز مادر" بدانروی بود که بنگاه حمایت مادران و نوزادان، نخستین بنیاد ملی در دفاع از حقوق مادران در کشور در روز ۲۵ آذرماه سال ۱۳۱۹ توسط رضاشاه بزرگ بنیان گذاشته شده بود. در نتیجه در سال ۱۳۳۹ آن بنگاه از محمدرضا شاه پهلوی درخواست نمود تا روز ۲۵ آذر ماه را بنام روز مادر برگزیند. این درخواست از سوی محمدرضا شاه پذیرفته شد و در سال ۱۳۴۲ نخستین آیین روز مادر در ایران با اجرای آیینهای گوناگون در سراسر کشور و چاپ تمبر یادبودی برگزار شد.
بهر روی، السیّد روح الله خمینی که همه ذرات هستی اش از ایران وایرانی منزجر و متنفر بود، پس از بدست گرفتن قدرت در ایران، در روز ۱۵ اردیبهشت سال ۱۳۵۹ در یک سخنرانی آتشین، روز ۲۵ آذرماه را طاغوتی[!] خواند و اعلام داشت: "اگر روزی باید روز زن باشد، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛ زنی که افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارک اسلام عزیز می درخشد."
ولی مشکلی که او و رژیمش با آن روبرو بود، روز زاده شدن فاطمه بود که ناروشن بوده و در هیچ مدرک و سند تاریخی اشاره نشده است؛ که البته این مساله طبیعی نیز می باشد، زیرا که علتی نداشته است روز زاده شدن فاطمه را ثبت نمایند زیرا که او یک زن بود، و زن در فرهنگ و دین تازیان و مسلمانان یک ضعیفه و کالایی در تملک مردان و برای بهره وری جنسی و جوجه کشی بشمار می آورند. از آنروی رژیم به ساخت یک روز موهوم و خیالی که فاطمه در آنروز زاده شده است، دست زد.
دستگاه دروغسازی رژیم در جنگ با روز مادر ایرانی
پس از سخنرانی خمینی، دستگاه دروغسازی رژیم بکار انداخته شد تا روز موهوم و ساختگی خود را جایگزین ۲۵ آذر سازد.
در وهله نخست، رژیم مدعی شد که گزینش روز ۲۵ آذرماه از سوی نظام شاهنشاهی بدان خاطر بوده است که روز زادروز ملکه مادر (همسر رضاشاه و مادر شاه فقید) بوده و چون نظام شاهنشاهی از ایران برچیده شده است دیگر نیازی به برگزاری آن نیست. ولی این دروغ فراگیر نشد زیرا که زادروز مادر شاه فقید در ۲۷ اسفندماه بود و در مدارک و مستندات تاریخی نیز به ثبت رسیده و دروغش آشکار شد. در نتیجه، متوسل بدروغ دیگری شد که نظام شاهنشاهی روز مادر را بخاطر آنکه "فریده قطبی"، مادر شهبانو فرح در آن روز زاده شده بود، برگزیده است.
علت گزینش این روز و تاریخ جعلی بدان خاطر بود که در هیچ کجا، روز زاده شدن فریده قطبی یافت نمی شود که کسی بتواند آن را پیدا کرده و مانند دروغ پیشین رژیم، آنرا برملا سازد. البته، در ویکیپدیا فارسی که یک وبلاگ همگانی می باشد و از یک نوجوان تا یک فرتوت سال توان افزودن و کاهیدن اطلاعات در آن را با در دست داشتن یک منبع بی ارزش و غیرمعتبرهم دارد، روز زاد روز السیّده فریده قطبی، را ۲۵ آذرماه ذکر کرده است، که بدون هیچ گمانی افراد خود رژیم برای عوامفریبی آنرا در ویکیپدیا افزوده اند. شوربختانه بایستی اذعان داشت تا بامروز بسیاری از ساده لوحان، چشم بسته و بدون اندیشیدن و پژوهش آنرا باور کرده و تکرار می نمایند.
باری، بدون آنکه این عده ساده لوح به تاریخچه روز مادر در ایران آشنا باشند، اگر درنگی با خود می اندیشیدن و از خود می پرسیدند که چرا نظام شاهنشاهی بجای آنکه روز مادر را، روز زاده شدن یکی از افراد خاندان پهلوی بر می گزید، از جمله ۲۷ اسفندماه که زادروز ملکه مادرست، یا ۴ آبان زادروز شاهدخت اشرف پهلوی که نه تنها همزاد ِ شاه فقید، بلکه نفوذ زیادی در دربار داشت و یا حتی ۲۲ مهر که زادروز خود شهبانو را برمی گزید بسراغ زادروز مادر شهبانو فرح رفته بوده است، دروغ رژیم آشکار می شد.
در هر روی، همانگونه که در سطور بالا ذکر شد، گزینش ۲۵ آذر، بدان خاطر بود که 'بنگاه حمایت مادران و نوزادان'، نخستین بنیاد ملی در دفاع از حقوق مادران در کشور بنیاد گذاشته شد بود و برخلاف تبلیغات گسترده دستگاه دروغسازی رژیم، گزینش این روز از سوی نظام شاهنشاهی نه به زادروز شخص خاصی پیوند داشت و نه حتی از ایران باستان ِ سرچشمه گرفته بود بویژه آنکه نظام شاهنشاهی، بر خلاف رژیم کنونی، یک نظام ایرانی بود که اکثریت روزهای یادبود را بر اساس فرهنگ و تمدن ایران باستان زنده می ساخت.
در اینجا بایستی اشاره شود که "روز مادر" در ایران باستان وجود نداشته است، هر چند که برخی بدون آشنایی با تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی در تلاشند تا جشن اسفندگان که روز بزرگداشت "زن و زمین" در ایران باستان بوده است را نیز روز مادر بخوانند - بدون آنکه متوجه شوند اسفندگان در برگیرنده دختران و دوشیزگان نیز بوده است.
جعل تاریخ و روزی موهوم بعنوان روز زاده شده فاطمه
روضه خوانان مدعی می شوند که فاطمه در روز ۲۰ جمادی الثانی زاده شده است. نخستین و مهمترین مشکل این تاریخ از آنجا آغاز می گردد که کاملا "ساختگی" و دروغ است و هدف رژیم از برگزیدن این روز و پیوند دادنش با روز خیالی زاده شدن فاطمه بجز ریشه در ایرانستیزی روضه خوانان و تلاش آنان در تبدیل "ملت ایران" به "اُمت اسلامی"، نیز سر در دشمنی ویژه روضه خوانان با رضاشاه بزرگ دارد، رضاشاه در سال های شاهنشاهی خود بنا و بنیاد قدرت آنان را به لرزه در آورد و تلاش به ریشه کن سازیشان نمود، که شوربختانه شاه فقید از هراس نفوذ کمونیستم در ایران، به آنان پر و بال داد و به صدر کشور بازگرداند که سرانجام ماری زهرآگینی در آستین خود پرورش داد که نتیجه اش فتنه ۵۷ و فروپاشی نظام شاهنشاهی در ایران بود.
باری، روز زاده شدن فاطمه در هیچ سند و مدرک تاریخی ثبت نشده و بطور کلی ناروشن است. ولی گمان داده شده است که او می بایستی در سال ۶۱۰ ترسایی زاده شده باشد. این گمان بر آن اساس است که اکثریت اسلامشناسان بر این باورند که فاطمه پنج سال پیش از ساخت یا بگفته مسلمانان نزول(!) قرآن زاده شده است.[[1]] ولی حتی اگر هم سال ۶۱۰ ترسایی هم پذیرفته شود، روز و ماه زاده شدنش روشن نیست که رژیم مدعی می شود در روز ۲۰ جمادی الثانی زاده شده است.
چرا نبایستی روزی که رژیم بعنوان روز مادر تعیین کرده است را برگزار کرد؟
در وهله نخست، این تاریخ همانگونه که در سطور بالا ذکر شد، یک تاریخ ساختگی و دروغین می باشد.
دوم، گاهشماری ایرانی براساس گاهشماری خورشیدی است و روز ۲۰ جمادی الثانی که روضه خوانان بعنوان روز زاده شدن فاطمه ساخته اند، بر مبنای گاهشماری قمری بوده و در درازای سال ها همچنان در گردش می باشد. در نتیجه برگزاری روز مادر در ایران را نمی توان در روز معینی بر اساس گاهشماری ایرانی برگزار نمود.
سوم، حتی اگر هم تاریخ زاده شدن فاطمه در دست می بود - که نیست، ممکن است که اکثریت ایرانیان مسلمان باشند، ولی هویت و ملیتشان ایرانیست. در نتیجه، زاده شدن یک زن تازی هیچ ربطی به ایرانیان ندارد که باصطلاح زادروزش را بعنوان روز مادر اعلام و پذیرفته شود.
چهارم، گزینش چنین روزی بعنوان روز مادر، بزرگداشت "مادر" نیست، بلکه توهین و خوارسازی همه مادران است. زیرا که فاطمه، زنی سیه روز و بدبختی بود که مرگ یا بگفته روضه خوانان کُشته شدن در سن ۲۳ یا بگفته ای ۲۵ سالگی (یک الی دو ماه پس از مرگ محمد) برایش ارمغان و نوید آزادی بشمار می رفته است. شواهد و مستندات تاریخ نشان می دهند که فاطمه زندگی بسیار سخت و نکبت باری داشته است؛ از آغاز کودکی از سوی پدرش محمد بن عبدالله مورد سواستفاده جنسی او قرار می گرفت[[2]] و سپس در سن ده سالگی (نُه سالگی خورشیدی) و تقدیم شدنش به علی بن ابیطالب که به "قتال العرب" (عرب قاتل/جنگجو) نامی بود و تنها دستاورد زندگیش، کُشتار و چپاول و برده داری و برده فروشی بود؛ بگذیم از آنکه سراسر هستی و پیکرش بخون ایرانی آغشته بود.[[3]] از آنروی هم می توان گمان داد مرگ فاطمه نیز نتیجه سالیان دراز آسیب های جسمی، روحی و روانی باو بوده است و درست تر و شایسته تر می باشد تا این روز را روز مبارزه با "کودک آزاری"، "پدوفیلی" (آزار جنسی کودکان) یا "کودک همسری" خواند تا روز مادر.
در نتیجه روز ۲۵ آذر، روزیست که از مقام مادر ایرانی پاسداری شده و روزیست ملی و بدور از هرگونه "دروغ" و وابستگی دینی و شخصی و دربرگیرنده همه ایرانیان. آن سوی سکه این روز دروغین و موهوم است که برگزاریش همراهی با برنامه ایرانستیزانه و زنستیزانه رژیم می باشد. بگفته ای دیگر، هر ایرانی که مخالف رژیم و سیاست های غیرانسانی، ایرانستیزانه و زنستیزانه آن می باشد، بایستی در مبارزه فرهنگ با رژیم، از رسمیت شناختن و رواج این روز دروغین جلوگیری خودداری ورزند.
بامید بیداری و بازگشت ایرانیان به اصل و تبار راستین خویش!
شاپور سورنپهلاو
۷ شهریور ۱۳۸۱
August 29, 2002
پی نوشته ها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 - Veccia Vaglieri, L. "Fatima", Encyclopaedia of Islam II, Vol II, pp. 641-650 (1995)
2 - منابع فراوان شیعه و نیز سنی نشان می دهند که محمد از دختر خویش فاطمه و از سنین کم بهره وری جنسی می کرده است. برای نمونه در کتاب اعلام الوری نوشته طبرسى برگ ٢٩٦ آمده است:
"امام صادق فرمود: عایشه [از روی حسادت] گفت: یا رسول الله می بینم دهان فاطمه را زیاد می بوسی و زبانت را در دهانش قرار می دهی.
پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت می شوم دهان فاطمه را می بوسم و زبان در دهانش می گذارم."
و در كتاب "ذخائرالعقبى في مناقب ذوى القربي"، نوشته حافظ محب الدين احمد ابن عبدالله طبرى، برگ ٣٦ می نویسد:
"[محمد]دهان او را می بوسيد و زبانش را می مكيد."
نیز ابو جعفر محمد ابن على ابن شهر آشوب در كتاب "مناقب آل أبی طالب" در جلتای ۳ برگ ۱۱۴ فراتر رفته و می گوید:
"امام باقر و امام صادق میگویند: همانا رسول (ص) نمی خوابید تا اینکه گونهی فاطمه را میبوسید و صورتش را بین دو پستانش قرار میداد!"
3 - در اکثریت منابع اسلامی از شراکت علی در غارت ایران ساسانی و کشتار ایرانیان پرده برداشته شده است؛ از پیشنهاد تکه پاره سازی فرش بهارستان که سهم خویش را به ۲۰ هزار دینار فروخته بود تا کُشتار و سرکوبی به برده کشیدن ایرانیانی که علیه اشغال کشورشان بدست تازیان بپاخاسته بودند، تا واپسین روزی که در بر روی زمین نفس می کشید، که نامی ترینشان کشتار استخر (فارسنامه ابن بلخی، برگ ۱۳۶ و مروج الذهب، جلتای ۲، برگ ۲۹)، کشتار فارس و کرمان (تاریخ طبری، جلتای ۶، برگ ۲۶۵۷ و فارسنامه، برگ ۱۳۶)، کشتار خراسان ۱ (تاریخ طبری، جلتای ۶، برگ ۲۵۸۶)، کشتار نیشابور (فتوح البلدان برگ ۲۹۲)، کشتار ری (فتوح البلدان برگ ۱۵۰)، کشتار خراسان ۲ (فتوح البلدان و بلاذری)، کشتار سیستان (فتوح البلدان و بلاذری)، کشتار آذربایجان (فتوح البلدان و بلاذری).

فرتور سمت راست، رخسار علی بن ابیطالب است که توسط این نگارنده بر اساس مدارک و مستندات تاریخی از جمله اسلامی باز سازی شده است. علی بن ابیطالب برخلاف تصویری که روضه خوانان و مذهبیون در ایران از او نشان می دهند که مردی با رخساری زیبا، پوستی سفید و بدون چفیه (کوفیه) تازیان بوده است (فرتور سمت چپ)، مدارک و مستندات تاریخی از جمله اسلامی نشان می دهند که او دارای چشمانی دچار التهاب و بیمار، پوستی سیاه، قدی کوتاه، پاهای کوتاه و کتفی فراخ، گردنی کلفت و کوتاه، پیکری چاق و تنومند و سر طاس با بدنی پرموی و ریشی بلند داشته است که پیش از کشته شدنش سفید شده و تا نزدیک سینه اش می رسیده است (فرتور سمت راست).
#419ab3
≠










