یادداشتی پیرامون "ماهی سرخ" بر سر سفره هفت سین

در چند سال گذشته بحث و گفتگو بر سر تحریم "ماهی های سرخ" [:قرمز] بر سر ِ سفرهٔ هفت سین آغاز و امروز مبدل به درگیری های لفظی و حتا موجب اختلاف میان ایرانیان شده است، که البته رژیم استبداد و فاشیست مذهبی حاکم بر ایران بهمراه اربابان بیگانگان اش که همواره در انتظار چنین رخدادهایی می باشند تا به ایران و فرهنگ و هویت ایرانی یورش آورند، با اشک تمساح ریختن در طیفی گسترده و پرخاشگویانه آن را رسانه ای نموده اند.[1, 2]]
باری، قشر یا گروه فعالان محیط زیست و پشتیبانان حقوق جانوران که خواهان تحریم ماهی های سرخ می باشند، بر خلاف رژیم و بیگانگان که مغرضانه با هدف نابودی نوروز که به نابودی فرهنگ و هویت ایرانی سرانجامد و اشک تمساح جاری می نمایند، دلایل منطقی را مطرح ساخته و براستی در تلاشند تا از مرگ و میر ماهیان جلوگیری نمایند. ولی آنان بجای ارائه راهکار و مهمتر فرهنگسازی در دفاع از حقوق جانوران، خودخواهانه و متعصبانه عمل کرده و چون با خشونت رفتار کرده و آئین ها، باورها و سنت های ملی را در نظر نگرفته اند موجب رویارویی ملی گرایان با خود شده اند. بگفته ای دیگر، این عده همهٔ نیرو و توجه خود را معطوف متوقف ساختن و از میان بردنش ساخته اند، تا آنکه در پی فرهنگسازی بوده باشند، تا هم از جان ماهی ها پاسداری شود و هم به سنت های ملی و آئین نوروزی که عنصر اصلی هویت ایرانیست[[3]]، آسیبی وارد نگردد.
بدینروی این جستار بدور از تعصبات کورکورانه و با ارجاع به حقایق و منابع تاریخی، به تاریخچه ورود ماهی سرخ به ایران و نیز اهمیت نماد "ماهی" در تاریخ و فرهنگ ایران و بودن آن بر سر سفره های هفت سین می پردازد، و نیز با ارائه راهکاری تلاش شده است هم آئین نوروزی پاسداری و هم از مرگ ماهی های "سرخ رنگ" جلوگیری شود.
خوان نوروزی
با آنکه مستندات و مدارک فراوانی از جشن نوروز در دست است که نشان از تاریخ چندین هزارساله اش دارد و در زبان پهلوی بدان "نوگ روز" (nōg rōz) و در زبان اوستایی "نَوَکَه رَوچَه" (navaka- raocah) گفته می شده است، ولی شوربختانه اطلاعات ما در بارهٔ "خوان نوروزی" در ایران باستان تقریباً هیچ و اکثر ادعاهای امروزی، نظریه های بدون پشتوانه تاریخی و برداشت های عامیانه و شخصی می باشند.
دو اندیشمند بزرگ ایرانی، خیام و بیرونی بطور مفصل در نوروزنامه و التفهیم در بارهٔ نوروز نوشته اند، ولی هیچ کدام اشاره ای به خوان نوروزی در پیش از اسلام نکرده اند. این مساله می تواند به دو شوند [:علت] باشد: نخست، همه مدارک تاریخی در زمان یورش تازیان به ایران نابود و مدرکی نبوده تا به آن ها ارجاع و استناد کنند؛ - دوم خوان نوروزی، همانند دیگر خوان های جشن های ایرانی همچون مهرگان و سده بوده و آنان نیازی ندیده بودند تا بشرح آن بپردازند.
بهرروی، تنها مدرک تاریخی که آنهم ضمنی به خوان نوروزی اشاره کرده است، کتاب "المحاسن و الاضداد" نوشته جاحظ می باشد که در شرح نوروز به نقل قول از خسروی (عیسی بن موسی) می نویسد، ساسانیان برای خوش آمدگویی به نوروز، هفت ستون از خشت خام بر پا داشته و بر سر هر ستونی، "گندم، برنج، جو، باقلا، گلرنگ ( کاجیره/کافشه)، ارزن، ذرت، لوبیا، نخود، کنجد و ماش" می کاشتند. در ششمین روز از نوروز بهترین ساقه های آن ها را چیده و برای خجستگی و فرخندگی در مجلس می پراکندند. سرانجام در روز مهر از ماه فروردین (چهاردمین روز فروردین) آن ها گردآوری کرده و در آب می افکندند، که نماد هدیه دادن به ایزد آناهیتا (ایزد آب ها) بوده است. این بازخوانی تاریخ به تنهایی نشانگر دیگری از پیوند ایزد آناهیتا با نوروز و نیز طبعتاً کارماهی با نوروز می باشد. همچنین، بدون هیچ گمانی، سنت در آب افکندن سبزه های نوروزی در سیزدهمین روز نوروز، ادامهٔ همان سنت گذشته دوران باستان می باشد.
هفت سین به شکل امروزی
شاها روا مدار که بر جای هفتسین / با هفتشین، کسی شب نوروز، سر کند
شکوا و شیون و شغب و شور و شین را / با ذکر شه شریک، دعای سحر کند
- ملک الشعرای بهار
"سفره هفت سین" با آنکه جنبهٔ آن و نیز یکایک اجزایش بازمانده از ایران باستان و ریشه در فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله ایران دارد که امروزه مبدل به عنصر جدایی ناپذیری از فرهنگ نوروزی و هویت ملی شده است، ولی تاریخ آن نه چندهزارساله، بلکه به چند سده پیش و به دوران فراساسانی [:اسلامی] می رسد. البته در گذشته و حتا امروزه برخی تلاش کرده اند تا به اشکال گوناگون برای سفره هفت سین پیشینه ای موهوم چندین هزارساله دست و پا سازند، از جمله آنکه، هفت شین، هفت میم، هفت سینی و غیره بوده است،[[4]] ولی حقیقت غیرقابل کتمان اینست که سفرهٔ هفت سین به "شکل امروزیش" دیرینگی چند صد ساله دارد. زیرا نه تنها هیچ مدرک و مستند تاریخی یا حتا شفاهی از سفرهٔ هفت سین تا پیش از اسلام وجود ندارد، بلکه در میان جامعه زرتشتیان ایران و هند، که با خون و جان خود از رسوم و جشن های باستانی نگهداری کرده اند، پهن کردن سفره هفت سین در میان آنان رواج نداشته است. البته جامعهٔ زرتشتیان در چند دهه گذشته همانند دیگر ایرانیان آغاز به گستردن سفره نوروزی کرده اند، ولی با هفت سین هم میهنان مسلمان متفاوت است.
سفره هفت سین زرتشتیان یا "هفت چین" متشکل از شش عنصر یا نشانه فروزه های اهورایی (امشاسپندان) و یک فروزه که همان کتاب اوستا می باشد است که شامل:
الف: ظرف شیر، نقل و پارچهٔ سفیدرنگی که سفره هفت سین را بر روی آن می چینند و نشانگر وهومنه (نیک اندیشی) است؛ نیز گستردن خوان نوروزی بر روی زمین، نماد داده های اهورایی و رویش است؛
ب: شمع، چراغ یا آتش که نشانگر 'اش و وهشت' (اردیبهشت) » و نماد نور و روشنایی اهورایی است؛
پ: ظرفی فلزی و سکه نشانهٔ خشتروئیریا (شهریور) و چیرگی بر نفس، نیروی شهریاری بر خویشتن است؛
ت: میوه (نارنج و انار در ظرف آب) نشانگر سپندارمذ/اسفند و نماد مهر و فروتنی است؛
ث: ظرف آب به شکل ماهی، نشانهٔ هئورتات (خرداد) و نماد دستیابی به رسایی است؛
ج: سبزه و پارچه ای سبزرنگ که بر روی سفره سفید نوروزی گسترده می شود و نشانه امرتات (امرداد) و نماد بی مرگی و جاودانگی می باشد.
در هر روی، شواهد نشان می دهد که کُهن ترین اشاره به "سفرهٔ هفت سین به شکل امروزی" درچکامه ای منسوب به امیر بهاءالدین برندق (برندق خجندی)، از چکامه سرایان سده هشتم و نهم یافت می شود، که سفره هفت سین را شش سده پیش این چنین توصیف می کند:[[5]]
چون به میدان طرب رانی بُراق عیش را / هم ز عین مردمی باید كه چینی هفت سین
سبزه سیراب و سنبل، سوسن و سرو و سمن / ساغر می در میان بزم و ساقی هفتمین
پس از او احمد بن مصطفى بن خليل نامی به طاشكبری (زاده ۱۴۹۴ - درگذشت ۱۵۶۱ میلادی)، نویسنده عثمانی سدهٔ شانزدهم ترسایی، در کتاب خود بنام "مفتاح السعادة و مصباح السيادة في موضوعات العلوم" از سفره هفت سین بعنوان یک رسم دیرینهٔ ایرانی یاد کرده و می نویسد:[[6]]
"از سنت های پارسیان [ایرانیان] بوده است که در آن زمان، براساس سنت روز نوروز، هفت چیز خوردنی که نام آنها با 'س' آغاز می شده است را فراهم و در کنار یکدیگر می گذاشتند. آن هفت چیز، شکر، کنجد، آرد سمولینا، به، سماق، سداب و سقنقور."
و در سده های دیرتر، میرزا حبیبالله متخلص به قاآنی، چکامه سرا و قصیدهسرای دربار فتحعلی خان، محمّدخان و نیز ناصرالدین قجر در توصیف نوروز، به هفت سین نیز اشاره می کند:
عيد شد ساقی بيا در گردش آور جام را / پشت پا زن دور چرخ و گردش ايام را
سين ساغر بس بود ای ترک ما را روز عيد / گو نباشد هفت سين رندان درد آشام را
همچنین هانری رونه دالمانی که در سال ۱۸۹۹ و سال های پایانی دوره قاجاریه به ایران سفر کرده بود در توصیف سفره هفت سین می نویسد:[[7]]
"از قدیم الایام چنین معمول بوده که در موقع فرارسیدن نوروز جمشیدی توانگران با فرستادن مجموعه محتوی هفت سین بیکدیگر شادباش میگفته اند. مجموعه هفت سین مرکب است از هفت نوع شیرینی یا میوه و سایر خوراکیها که حرف اول هریک (س) باشد."
و هینریش بروگش که در سال ۱۸۶۰ میلادی از تهران بازدید کرده بوده بود، بدون آنکه نامی از سفره هفت سین برد می نویسد که ایرانیان برای نوروز گل هایی میکاشتند که نامشان با حرف "سین" آغاز میشده است.[[8]]
و بازیل نیکیتین، خاورشناس و کنسول پیشین روس در ایران در خاطرات خود می نویسد:[[9]]
" . . . در شب قبل از آن [نوروز] سفره ای باید گسترده شود که علاوه بر شیرینی و خوراکی هفت چیز در آن یافت می شود که حرف اول آنها سین باشد و معمولا آنرا سفره هفت سین میگویند و بیاد هفت فرشته مقرب اهورامزدا که آنها را امشاسپندان مینامند فراهم میسازند. در میان این سفه ظرفی هم باید باشد که در آن دانه های گندم و جو یا سایر حبوبات سبز شده باشد."
البته شماره "۷" در ایران باستان (دین زرتشتی و نیز اساتیر ایرانی پیش از اشوزرتشت) از اهمیت بالایی برخوردار بوده است، از جمله "هفت عنصری که در جهان بینی زرتشتی، انسان را می سازد، هفت طبقه بهشت، هفت بینش زرتشت، اهورامزدا و شش امشاسپند (فروزه های اهورایی که در ادبیات پهلوی "هفت امشاسپند" شده اند)، هفت کشور زمین، پیشواز ساسانیان با کاشتن هفت غله و گل بر روی هفت ستون گلی و سپس، به آب ریختنشان در روز چهاردم فروردین و غیره.
بنابرین، همانگونه که در سطور بالا اشاره شد، در هیچکدام از دوره های باستانی تا قاجاریه، نامی از وجود "ماهی سرخ رنگ" بر سر سفره های هفت سین دیده نمی شود. اکنون پرسشی که مطرح می شود، در چه زمانی و بدست چه کسی یا کسانی ماهی سرخ به سفره هفت سین نوروز افزوده شده است؟
پیش از پرداختن به آن، بایستی توضیحی درباره "ماهی سرخ" که یک ماهی تزئینی است ارائه گردد.
ماهی سرخ تزئینی چینی
گروهی که مخالف تحریم ماهی های سرخ می باشند، با استناد به چکامه ای از شاهنامه فردوسی مدعی می شوند که ماهی سرخ از ایران به چین رفته است:
بپرداخت آب میانگاه خاک / بپرورد ماهی در آن آب پاک
ز جمشید ماند چنین یادگار / اگرچه برآمد بسی روزگار
هنرور شده خاک ایرانزمین / بشد زان سپس سوی ماچین و چین
نخست این ادعا و باور آنکه ماهی از ایران به چین فرستاده شده است، نه تنها خام و غیر منطقی می باشد، بویژه آنکه چین کشوریست با ۱۵۰۰ رودخانه و ۲۷۰،۵۵۰ هزار کیلومتر مربع مرز رودخانه ای درونمرزی و ۱۴،۵۰۰ هزار کیلومتر مرز دریایی، که ماهی بخش بزرگی از رژیم غذایی چینی ها را تامین می کند[[10]]، بلکه مهمتر شاهنامه، به "ماهی" اشاره کرده است، نه "ماهی سرخ" که برخی در تلاشند آن را بخشی از فرهنگ باستانی ایرانی سازند.
باری، پژوهش های تاریخی و علمی ثابت کرده اند که ماهی های "سرخ رنگ" نوآوری چینی ها می باشد. در این رابطه آکادمی علوم روسیه با بهره وری از دانش ژنتیکی (دیانای هستهای و دیانای میتوکندریایی) بر روی "ماهی های سرخ تزئینی" (با نام عملی: Carassius auratus auratus)، نشان داده است[[11]]، که ماهی سرخ، کاملاً چینی می باشد و پس از ایجادشان، نخست به ژاپن (در سال ۱۵۰۲ میلادی) و سپس به اروپا (در سال ۱۷۰۰ میلادی) و دیگر نقاط جهان از جمله ایران صادر شده اند.[[12]]
این پژوهش های عملی (در کنار مدارک و مستندات تاریخی) گویای اینست که ماهی هایی از نسل کاراس نقره ای (تیره ای از کپورماهی سانان، و بومی سیبری و اروپا می باشد)، بگونه ای طبیعی توان تغییر رنگ از نقره ای به زرد و سرخ را دارند، که چینی ها در دوره دودمان چین (۲۶۵- ۴۱۹ میلادی)، آن ماهی ها را به منظور مراسم دینی به آن کشوربرده اند.[[13]] پس از آن در زمان دودمان تنگ (۶۱۸ تا ۹۰۷ میلادی) چینی ها تلاش می کنند تا راهی یابند تا این ماهی ها، بگونه ای مصنوعی همواره سرخ بمانند. چینی ها سرانجام در زمان دودمان سونگ (۹۶۰ تا ۱۲۷۹ میلادی)، پس از آزمایش های گوناگون موفق می شوند با آمیزش دو ماهی گوناگون، "ماهی سرخ" را به منظور تزئینی بودن بوجود آوردند.[[14]] نیز آن پژوهش ها نشان می دهند که ماهی سرخ های تزئینی امروزی در جهان، از نسل همان ماهی سرخ های چینی با کمترین تغییرات ژنتیکی در ۸۰۰ سال گذشته می باشند.[[15]]
بنابرین، در چینی بودن "ماهی های سرخ" هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد، ولی هر چند که نمی توان تاریخ دقیق ورود این ماهی سرخ به ایران و افزدونش به سفره هفت سین را ارائه داد، ولی بگمانی می بایستی در سال های پایان رژیم قاجاریه و توسط ناصرالدین از اروپا به ایران وارد شده باشد.
ورود ماهی سرخ چینی به ایران و افزودنش به سفره هفت سین
نخستین اشاره به ماهی سرخ بر سر سفره هفت سین در تاریخ معاصر ایران، در روزنامه خاطرات محمدحسن خان مقدم مراغهای نامی به اعتمادالسلطنه (قاتل امیر کبیر) نگاشته شده است.
او درباره رخدادهای روز ۲۹ اسفند ۱۲۶۴ (۲۰ مارس ۱۸۸۰) می نویسد:
"از حوادث امشب . . . حاجی میرزا حسین گرانمایه که شاهی گرفت عقب عقب رفت [پایش] به بساط هفت سین خورد، ظرف ماهی را شکست. ماهیهای قرمز زنده که میان آن ظرف بود بروی زمین افتاد[ند]."
از سوی دیگر، در تابلویی بنام "نوروز" که حسین شیخ (از شاگردان کمال الملک) در سال ۱۳۰۴ خورشیدی آفریده بود و امروز در موزه مردمشناسی (کاخ ابیض) نگهداری می شود، هیچ نشانی از ماهی سرخ بر سر سفره نوروزی نیست. ولی چند سال دیرتر یک جهانگرد آمریکایی بنام هرمان نوردن که در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به ایران سفر کرده بود، برای نخستین بار به حضور ماهی در سفره هفت سین اشاره می کند و می نویسد:
"خانم خانه ترتیب چیدن هفت سین را که عبارت از سفره ایست که درون آن چیزهایی قرار دارد که با حرف سین شروع می شود، می دهد. قرآن و شمع نقل و ماهی قرمز و آئینه برای تزئین و مبارکی و یمن و برکت بر روی این سفره گسترده می شود."[[16]]
در نتیجه می توان برآورد کرد که ماهی در زمان ناصرالدین قاجار و پس از یکی از دو سفرهای اروپایی او که در سال های ۱۲۵۲ خورشیدی (۱۸۷۳ ترسایی) و ۱۲۵۷ خورشیدی (۱۸۷۸ ترسایی) انجام شده بود، می بایستی به ایران آورده شده باشد که نخست به سفره های هفت سین درباری افزوده شده، سپس اعیان و اشراف قاجاری از آن تقلید کرده و سرانجام در بین عموم اقشار جامعه سرایت و معمول می شود.
از دیگر نمونه های انتقال چنین مواردی از اروپا به دربار قاجاری و سرانجام به ملت ایران، می توان به پوشاک رقاصان باله بنام "توتو" (Tutu) اشاره نمود. ناصرالدین، در سفر به مسکو و حضور در تماشاخانه "گاولین" که نخستین بار رقص باله را می بیند، آنچنان تحت تاثیر پوشاک بالرین ها، بویژه دامن توری راه راه و لبههای پیچ خورده، بهمراه شلوار کش بافته ای چسبان و نازکشان قرار می گیرد که بیدرنگ پس از بازگشت به ایران، زنان حرمسرای خود را وادار می سازد تا آن بعنوان پوشاک بر تن کنند، که دیری نگذشت به زنان اعیان و طبقات اجتماعی مرفه قاجاری منتقل و سپس در میان عموم اقشار جامعه معمول می شود.
نیز می توان گمان داد که شوند[:علت] افزودن 'ماهی سرخ' به سفره هفت سین، رنگ آن که نماد شادی و سرور بوده می تواند باشد.
باری، هر چند که ماهی سرخ بگونه و شیوه ای که در سطور بالا اشاره وارد خوان نوروزی شده است، ولی "ماهی" در فرهنگ، دین و اساتیر ایرانی جایگاه ویژه ای داشته و افزودنش به سفره نوروز، نادانسته و ناآگانه زیبایی و معنای بیشتری بدان نوروز بخشیده است، که حذف آن را به هیچ رویی نمی توان پذیرفت.
ماهی در فرهنگ، دین و اساتیر-ایرانی
"ماهی" در فرهنگ ایرانی و نیز دین بهی [[:زرتشتی] جایگاه بسیار مهمی و نقش بسزایی در ساخت آن ایفا کرده است، بویژه "کرا ماهی/کارماهی" (Kara Māhīg)، که جایگاه پرارزشی در جهان بینی مزداپرستی و داستان آفرینش دارد.
در ادبیات اوستایی که دیرینگی آن به هزاره سوم پیش از میلاد می رسد، از جمله یسنا ۴۱ (یسنا هَپتَنگهایتی - Yasna Haptaŋhāiti)، از مرغی کیهانی بنام "سیمرغ" (Saēna Mərəgha) سخن می گوید که در جهان مینوی بر بالای "درخت زندگی" (Harvisptoxma = درخت همهٔ بذرهای ِ همهٔ داروها/درمان ها) آشیانه دارد.[[17]] این درخت، مادر همه گیاهان جهان مینوی و گیتی شمرده می شود که اهورامزدا پس از آفریدنش آن را در میان دریای وُئوروکَشَ ("فراخکرت" در ادبیات پهلوی) نهاده[18]] و ماهی غول پیکر اژدهاگونه ای[[19]] بنام "کراَ ماهی/کار ماهی" (Kara masyô [masya] - در پهلوی: Kara Māhīg)، را می آفریند تا از آن نگهبانی کرده و همهٔ موجودات پلید را از درخت زندگی دور سازد.
این ماهی به ابزار "نگاهی تیز و ژرف" (خرد) مسلح است، در نتیجه بر همه آگاهی ها و رموز مهم جهان دستیابی داشته و می تواند پلیدی ها را دفع سازد.[[20]] یسنا در توصیف تیزبینی این ماهی نیز می نویسد، تا بدان اندازه ریزبین است که از تکان خوردن کوچکترین موجی در ژرفناترین بخش وُئوروکَشَ، حتا اگر هم به اندازه یک مو باشد بیدرنگ آگاه می شود.
افزون بر آن، در ادبیات مزداپرستی، "کارماهی" با ایزد آناهیتا، ایزد آب های مینوی پیوند ویژه ای دارد. بندهشن در باره این پیوند می گوید:
"نخست کارماهی ِ اَرَز از [مسیر رود] ارنگ، به سوی ساوه رفت."[[21]] ارنگ (Araŋā) رودیست[[22]] که آناهیتا، ایزد آب های مینوی، هدیه از کشتیران پائوروو (Pāuruua)، و از یوئیشتای (Yōišta) فرییان ها (Frriānas) دریافت می کند."
از آنروی، هنرمندان ایران باستان، با آشنایی و دانش بر جایگاه پر ارزش ماهی در دین بهی و اساتیر کشورشان و آگاهی بر آنکه ماهی نماد "نگهبان زندگی"، "دور کنندهٔ پلیدی ها" و "چشم درونی/خرد" است، نقش "ماهی" را در نگارگری ها، کنده کاری ها، تندیس ها، جواهرات و تزئینات سفال ها[[23]]، ابزار جنگی (بر روی برنزهای لرستان با دیرینگی دو هزار سال پ. م.) و غیره بکار برده اند، تا پلیدی را از زندگی خود دور سازند، از جمله گردن آویز زرینی که در تخت کواذ (غباد) در افغانستان امروزی بدست آمد (تصویر سمت چپ بالا) و امروز جزو مجموعه "گنجینه آمودریا" و در موزه بریتانیا نگهداری می شود.[[24]] این آویزان (گلابدان) که به شکل ماهی "سس ماهی سرفولادی" ساخته شده است،[[25]] یکی از ماهیان بومی دریای کاسپین و نیز آمودریا (با نام علمی: Luciobarbus Conocephalus)، بشمار می رود.
البته برخی هنرمندان ایران باستان تحت تاثیر هنرهای میانرودان، که بخشی از شاهنشاهی هخامنشی بوده قرار گرفته و با نوآوری آن را در آفریده های هنری خود نیز گنجانده ند که به پای مردی به شکل ماهی در پاسارگاد می توان اشاره کرد که الهام گرفته از "خداماهی" (دگون - Dagon، آپکلّو Apkallu) یا اوآننا Uanna) سامیان بوده است. (تصویر سمت چپ)
نیز جای دارد تا به جام یا ظرف آب بر سر خوان های نوروزی اشاره شود که نماد "جام گیتی نمای" کیخسرو است. "جام گیتی نما" که به "جام کیخسرو" و "جام جم" نیز نامی می باشد، هر چند که ریشه و بُن مایه اوستایی داشته است ولی در زمان اشکانیان پدید آمده است.
در این جام، رموز هفت طبقه آسمانی (بهشت)، چگونگی حرکت زمین و ستارگان و احوال کیهان، دیده می شده است. جام گیتی نما، ابزاری برای آشکار ساختن شواهد و نیروهای اهورایی، در راه شکست تاریکی و برداشتن سد راه روشنایی، یاری رسانی، رهایی بخشیدن، رستگار ساختن جهان، هموار ساختن راه "فرشکرد" در پایان هزاره سوم بوده است. بدینروی هم کیخسرو، در شمار یاران سوشیانس نامیده می شود.
نیز در شاهنامه و در داستان بیژن و منیژه، کیخسرو با نگریستن در آن جام است که جای زندان بیژن را در می یابد، تا رستم برای آزادیش به توران رود:
یکی جام برکف نهاده نبید / بدو اندرون هفت کشور پدید
زمان و نشان سپهر بلند / همه کرده پیدا چه و چون وچند
ز ماهی به جام اندرون تا بره / نگاریده پیکر همه یکسره
چو کیوان و بهرام و ناهید و شیر /چو خورشید و تیر از بر و ماه زیر
همه بودنیها بدو اندرا / بدیدی جهاندار افسونگرا
پیوند ماهی و نوروز
ماهی در اساتیر و فرهنگ ایرانی نیز پیوند ویژه ای با با نوروز داشته و در برگزاری مراسم نوروزی نقش ایفا کرده است.
امروزه اکثر ایرانشناسان بر این باورند که شهر شاهنشاهی پارسه (تخت جمشید) پایتخت امپراتوری هخامنشی، ویژهٔ برگزاری مراسم و جشن ها، بویژه نوروز بنا شده است و نماد ویژهٔ نوروز و سال نو شدن و هموگان ِبهاری، نقش "نبرد شیر و گاو نر" است. شیر نماد آسمانی شاه، و نیز نشانگر خورشید و بهار، و گاو (Gav aēvō.datā)، نماد زمستان/بهار کیهانی و سال نو شدن و پرباری بوده است.
نیز در موزه ارمیتاژ یک بشقاب سیمین از زمان ساسانیان موجود است که همان "نبرد شیر و گاو" هخامنشی را به تصویر کشیده است، ولی در میان صحنهٔ نبرد درختی است که در آب ریشه دارد و پیرامونش ماهی قرار دارد. این بشقاب در حقیقت با تلفیق "نبرد شیر و گاو" (نماد نوروز)، "درخت زندگی" و "کار ماهی" (داستان آفرینش) را نشان می دهد، که این هر سه نمادهای نوروز بوده اند و هنرمند ساسانی با آگاهی کامل آن ها را بر روی ظرف آفریده است.
افزون بر آن، در دانش ستاره شناسی و گاهشماری ایرانی، نماد یا پیکر آسمانی (Constellation) ماه اسفند "ماهی" بوده است، که خودکار پیوندی ناگسستنی با نوروز و فرارسیدن سال نو را ارائه می دهد. فردوسی بزرگ در شاهنامه (در داستان بیژن و منیژه) در اشاره به آن سروده است:
زمان و نشان سپهر بلند / همه کرده پیدا چه و چون و چند
ز ماهی بهجام اندرون تا بره[[26]] / نگاریده پیکر همه یکسره
چو کیوان و بهرام و ناهید و شیر/ چو خورشید و تیر از بر و ماه زیر
همه بودنیها بدو اندرا / بدیدی جهاندار افسونگرا
نگه کرد و پس جام بنهاد پیش / بدید اندرو بودنیها ز بیش.
بنابرین، همهٔ شواهد و مستندات تاریخی نشان می دهند که "ماهی" جایگاه ویژه و مهمی در فرهنگ نوروزی داشته است.
رژیم روضه خوانان و اشک تمساح ریختن برای مرگ ماهی های سرخ
در گذشته و بارها ایرانشناسان تکرار نموده اند، دو عنصر مهمی که از تازی شدن ایرانیان جلوگیری کرده، جشن های ایرانی بویژه "نوروز" و "زبان پارسی" بوده است.
این دو مهم، که نقش پلی را ایفا می کند تا ملت امروزی ایران را با پیشینیان و نیاکانشان در دوران باستان پیوند داده است، نه تنها شاخص ترین نماد هویت ایرانیان می باشند، بلکه جایگاهی والا و ویژه ای در "هویت و خودآگاهی ملی" (National consciousness and identity) داشته اند، بلکه مهمترین عامل وحدت و یکپارچگی ایران می باشند.
از آنروی، هر کس یا نیروی که هدف از هم پاشیدن یکپارچگی ملت و کشور را در می پروراند بایستی این عنصر مهم و اساسی هویت ایرانی را به هر شیوه ای که شده باشد نابود سازد و این اشک تمساح ریختن رژیم استبداد و فاشیستی حاکم بر ایران، که برای جان انسان ارزشی قائل نیست ولی نگران جان ماهی های سرخ است، چیزی بجز "نوروز ستیزی"[[27]] در راستای اجرای آن هدف به نیابت بیگانگان است که در سال ۵۷ بر کرسی قدرت نشاندند.[[28]]
باری هرچند که رژیم بر اساس سیاست نوروز ستیزی، برای جان ماهی های سرخ اشک تمساح می ریزد، ولی شوربختانه این یک واقیعت تلخ است که سالانه شمارش بالایی از ماهی های سرخ بخاطر جشن نوروز، جان خود را از دست می دهند. از آنروی بایستی برنامه ای نه تنها برای جلوگیری از مرگ ماهی های سرخ ارائه شود، بلکه متضمن آن شد که هیچ خدشه ای به نوروز و سفره هفت سین، هر چند هم تاریخچه کهنی ندارد ولی امروز بخش مهمی از نوروز شده است، وارد نگردد.
پایان سخن: راهکار چیست؟
شوربختانه، بخاطر ناسپاسی ما از داده های آفریدگار، ارزش ندادن به جان ِ جانداران و بی فرهنگی حاکم بر کشورمان که مسئول و بانی آن رژیم خون و خشونت اسلامی می باشد که داعش وار، با نمایش گذاشتن اعدام های عمومی و آزار جانوران از جمله سگ کُشی وغیره در جامعه، "سنگدلی" و "جان گرفتن" را در جامعه ایرانی یک امر طبیعی ساخته و همچنان در تلاش می باشد تا آن را در سرشت و فرهنگ ایرانی نهادینه سازد، سالیانه شماری بالغ بر پنج میلیون ماهی جان خود را دست می دهند.[[29]] البته، این نهادینه سازی خشونت در ایران از سوی رژیم، به معنای رفع مسئولیت از آنانی که موجب مرگ ماهی های سرخ می شوند نیست و نبایستی باشد. این عده که شوربختانه خود را هم ملی گرا و انساندوست می خوانند، برای درنگی نمی اندیشند که با مرگ این موجودات، نه تنها تار و پود، نفس، فلسفه و بنیاد زنده و نو شدن ِ نوروز را زیر پا لگدمال می کنند، نه تنها جان گرفتن در ستیز با فرهنگ و هویت ایرانیست و کُنش پلید اهرمنی بشمار می آید، بلکه اگر به باورهایی همچون "کارمیوه" (کارما) و "تو نیکویی کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز" پایبند باشند، جان گرفتن آن جاندار، موجب می شود که سال نوی آنان، سالی پر از سختی ها، شکست ها، مشکلات و ناخوشی هایی را با خود بهمراه آورد.
ولی همزمان، راه چاره در زدودن ماهی ها از خوان نوروزی نیست، بویژه آنکه امروزه بودنش بر سر سفره های نوروزی یکی از اجزای مهم و اصلی خوان نوروزی شده است.
از آن روی، پیشنهاد می شود، تا هنرمندان زبردست ایرانی، تندیسک های کوچکی به شکل ماهی (همچون گردن آویز هخامنشی در موزه بریتانیا)، از فلزات گرانبها (که زنگ نمی زنند)، چوب، سنگ و غیره بسازند تا هم میهنانمان در زمان نوروز، بعنوان نماد "کار ماهی"، که پلیدی ها را دور ساخته و "بینش مینوی" (خرد) را بر جهان گسترش می دهد، سفره های هفت سین خود را زینت بخششان سازند؛ - و هر سال در زمان نوروز بر سر سفره های خود آن ها را بازگردانند؛ - یا حتی آبدان هایی به شکل ماهی ساخته وهمانند جامعه زرتشتیان، نارنج یا اناری را در آن قرار دهند. با چنین کُنشی، هم بساط اشک تمساح ریزی رژیم برچیده و سیاست نوروزستیزی اش با ناکامی روبرو خواهد شد و هم از فرهنگ و سنت ملی را پاسداشته و هم از مرگ آفریده های اهورایی جلوگیری می شود.
شاپور سورنپهلو
روز ادیبهشت از ماه فروردین ۳۷۵۵ بهدینی
۲۳ مارس ۲۰۱۷ ترسایی
بُن مایه ها و پی نوشته ها
* - لینک کوتاه شده به این نوشتار: https://bit.ly/2QCvCNd
1 - Goldfish Endangered as Iran marks New Year
http://www.jpost.com/Features/Front-Lines/Goldfish-endangered-as-Iran-marks-New-Year
2 - Killing Goldfish In Tehran: Persian New Year Revives Fish Furor
http://www.rferl.org/a/iran-nowruz-persian-new-year-goldfish-deaths-luristan-newt/28378300.html
3 - "تاریخچه نوروز و نوروزستیزی تازیان و بنیادگرایان اسلامی" -
4 - Shabazi, A. Sh., Haft Sin, 'Encyclopaedia Iranica', ed Ehsan Yarshater. Vol. XI, Fasc. 5, pp. 524-526 Colombia Unveritry (2002). Online edition: http://www.iranicaonline.org/articles/haft-sin
5 - این چکامه را تقیالدین محمدبن شرفالدین علی حسینی کاشانی (از نویسندگان دوران صفوی) در 'خلاصة الاشعـار و زبدة الافکار'، از برندق خجندی نقل قول کرده است.
6 - احمد بن مصطفى بن خليل نامی طاشكبری زاده، "مفتاح السعادة و مصباح السيادة في موضوعات العلوم"، انتشارات دارالکتب العلمیه، بیروت (۱۴۲۲ق)، جلتای ۱، برگ ۳۶۶.
https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/14938/1/366
7 - هانری رونه دالمانی، "سفرنامه از خراسان تا بختیاری"، محمد علی فره وشی، انتشارات امیر کبیر، تهران (۱۳۳۵)، برگ ۲۲۰
8 - 19 - Shabazi, A. Sh., Haft Sin, 'Encyclopaedia Iranica', ed Ehsan Yarshater. Vol. XI, Fasc. 5, pp. 524-526 Colombia Unveritry (2002). Online edition: http://www.iranicaonline.org/articles/haft-sin
9 - علیمحمد فره وشی، "[ترجمه] خاطرات و سفرنامه موسیو ب نیکیتین، قنسول سابق روس در ایران" ، انتشارات معرفت، تهران، چاپ دوم (۲۵۳۶)، برگ ۱۲۶.
10 - http://www.chinese-outpost.com/chinapedia/geography/location-size-land-boundaries-length-of-coastline-maritime-claims.asp
11 - Podlesnykh A. V. et al, Polyphyletic Origin of Ornamental Goldfish in "Food and Nutrition Sciences" Vol VI, (2015), pp.1005-1013
12 - Smartt. J., "Goldfish Varieties and Genetics: Handbook for Breeders", Blackwell Science, Oxford (2001), p216.
13 - Wang C.Y. "The origin of the goldfish", Bull Biol vol. 12 (1985), pp.11–12.
14 - Podlesnykh, p.1006
15 - همان
16 - هرمان نوردن پس از جنگ جهانی یکم به ایران سفر کرده بود که کتاب خود را پس از ویرایش و بازبینی در سال ۱۹۲۸ (بابر با ۱۳۰۸ خورشیدی) در لندن به چاپ می رساند. نگا: هرمان نوردن، "زیر آسمان ایران"، ترجمه سیمین سمیعی، تهران (۲۵۳۶) برگ ۱۱۹.
17 - Yt.14.41
18 - Yt.12.17
19 - Yt.14.29
20 - شادروان پروفسور مری بویس، بر این باور بود که "کارماهی" نقش اژدهای ایرانی را در اساتیری اوستایی ایفا می کرده است با این تفاوت که اژدهای ایرانی برخلاف اژدها در دیگر فرهنگ های ملل باستان، نماد مینوی و نیک گوهری بوده است:
Boyce and Frantz, " history of Zoroastrianism, Vol. 3: Zoroastrianism under Macedonian and Roman rule", (Brill), 1991, p.89
21 - Bdn.13.34
nazdist kar māhīg ī araz pad āb i arang frōd ō swah šud
22 - Yt.5.61 و Yt.5.81
23 - http://www.britishmuseum.org/research/collection_online/collection_object_details.aspx?objectId=282412&partId=1
24 - نقش ماهی بر سفال های باستانی بفراوانی یافت می شود، از جمله سفالی بدست آمده از تپه باکون در جنوب پارسه، با دیرینگی چهارسال پیش از میلاد (پ. م.)؛ نقش ماهی بر روی سفال های تپه شقا (استان فارس)، شهر سوخته (استان سیستان و بلوچستان)، و شهداد و جیرفت (استان کرمان)، با دیرینگی سه هزارسال پ. م. و غیره.
25 - Burton, A., ". . . and the golden fish of the Oxus": goo.gl/7UZ83h
26 - در اینجا "گوسفند"، نماد یا پیکر آسمانی ماه فروردین است.
27 - "تاریخچه نوروز و نوروزستیزی تازیان و بنیادگرایان اسلامی" -
28 - "از توطئه تا انقلاب مهندسی شده: چرا و چگونه بریتانیا، آمریکا و اسرائیل نظام شاهنشاهی را سرنگون ساختند؟" - https://goo.gl/TQAiwF
29 - Five Million Goldfish Die for Nowruz – the Iranian New Year
https://www.greenprophet.com/2012/03/goldfish-nowruz-iranian-new-year
#419ab3
≠










