پاسخی به مرتضی شیرودی در باره زن در ایران باستان
فرانک، زن جنگجوی ایرانی از شاپور سورنپهلو
آبرنگ ۵۵×۳۷ - سال ۲۰۰۴
مرتضی شیرودی، باصطلاح کارشناس ارشد علوم سیاسی و استاد پژوهشکده تحقیقات اسلامی، در مقاله ای بنام "نگاهی به جایگاه زن در عصر باستان، اسلام، غرب و جمهوری اسلامی" در مجله 'مربیان' دست بدامان تحریف تاریخ شده و با دروغسازی تلاش نموده است تا ایرانیان باستان را متهم به زنستیزی کند.
شیرودی که از فرآورده های رژیم است و در پی اجرای سیاست نخبه زدایی توسط رژیم روضه خوانان از سطوح جامعه ایرانی، بویژه در بخش آموزش و پرورش و جایگزین ساختنشان با "پخمگان مذهبی" و تبدیل ایران از شایسته سالاری به پخمه سالاری، تا ملت ایران، تبدیل به امت اسلامی-تازی گردد، جایگاه استاد دانشگاه را اشغال کرده است، در مقدمه مقاله خود با دروغسازی می نویسد (رویه ۹۷):
". . . زن در ایران باستان جایگاه انسانی و اجتماعی شایسته خویش را نداشت. در ایران، روم و یونان باستان، همچنین در عصر عرب جاهلیت، به زنان همچون کالایی بی جان نگریسته میشد. این جوامع، زنان را برای لذت جنسی و منافع مالی و مصالح اقتصادی به خدمت میگرفتند. و زنان سهمی در تصمیم گیری ها و برنامه ریزیهای خُرد و کلان اجتماعی و حتی خانوادگی نداشتند. با ظهور اسلام، این وضیعیت تغیر کرد و زن به جایگاهی که خداواند برای او نهاده است دست یافت." [[1]]
وی در متن دیگری به دروغسازی خود ادامه داده و می افزاید: (رویه ۱۰۰):
"جامعه جاهلی ایران، دست کمی از عربها و رومیان و یونانیان نداشت. . ." و دیگر لاطائلاتی که تنها در چنته استادان فرهیخته جمهوری اسلامی می توان پیدا کرد را در مقاله خود قید می کند.
باری، مدارک تاریخی بسیاری از رومیان در مورد ایرنیان بجا مانده است، که بما گزارش می دهند که چگونه زنان جنگجوی ایرانی با دلاوری های خود، شانه بشانه مردان ایرانی آنهم داوطلبانه شمشیر زده و از کشور و هویت ایرانی دفاع نموده اند.
باری در زیر چهار نمونه از آن مدارک تاریخی، بدون هیچ تفسیری یا نیازی به آذین بستن داشته باشد، گویای شرکت داوطلبانه زنان در جنگ در ایران باستان بوده است، که این استادان کوته اندیش و رهبرانشان بدانند، که زن ایرانی هرگز ضعیفه نبوده و نخواهد بود و تاریخ را نمی توانند برای منافع خود تحریف سازند. در گستره تاریخ پر افتخار کشورمان زنان ایرانی همیشه نقش آفرین و صحنه ساز بوده است - و هماره تاریخساز خواهند بود و نیز آنان خواهند بود و به گمان این نگارنده زنان ایرانی خواهند بود که ایران کهنسال را از چنگال این رژیم آزاد خواهند ساخت.
در زیر برگردان آن متون بزبان فارسی می باشد:
اکولوس:[[2]]
"آنان [ایرانیان] مانند ما [رومیان] ارتش حقوق بگیر ندارند، ولی همه مردان و گاهی زنان [ایرانی] بدستور شاه بیدرنگ به جنگ میروند . . . ۴- آنان مانند رومیان، از تیر و کمان و اسب در جنگ استفاده میکنند، ولی با این تفاوت که آنان [چه مرد و چه زن] از بچگی گونه ای پرورش [میابند] که با جنگ خو گرفته و بشکار میروند؛ آنان هرگز تیر و کمان و اسب را از خود دور نمیکنند و [اسب شان] زین شده همیشه آماده رفتن به نبرد است".
زونارس:[[3]]
". . . در بین سربازان پارسی [ایرانی] که برزمین افتادند، پس از درآوردن زره پوش و کاهخودشان، بسیاری از آنان زن بوده، که مانند مردان سراپا در زره پوش بودند؛ که برخی از آن زنان [هنوز زنده بودند] بدست رومیان اسیر گشتند."
جولیان:[[4]]
". . . . از زمان لشگرکشی پیشین، پارسیان [ایرانیان] هماره منتظر چنین موقیعتی بودن، و برنامه داشتند تا سوریه را در یک یورش تسخیر کنند، بنابراین آنان به گردآوری نیرو [ساختاری از] از هر سنی، جنسی و حالی [برآمدند] و با ارتشی از پسربچگان، پیرمردان، و انبوهی زن و اسیر [کارگزار]، کسانی که [نه با زور بلکه] داوطلبانه راهی شدند، تا در جنگ با ما [رومیان] شرکت کنند، که تعدادشان بیش از آنچه که برای اینکار نیاز بود آمده بودند."
دوژیون:[[5]]
" . . . نیازی نیست که اضافه کنم، طبیعت مکان جنگ بیشتر از دلاوریهای دشمن و نیز زنان جنگجوی پارسی (ایرانی) که داوطلبانه به جنگ آمده بودند [به ما] آسیب رساند."
نیز در زمانی که اسلام تجاوز به زنان شوهردار را حلال اعلام کرده بود: "برای شما نکاح زنان شوهردار حرام شد ، مگر آنکه آن زنان را در جنگ با کفار به غنیمت گرفته و مالک شده باشید،" (سوره نساء آیه ۲۴)، یکهزار سال پیش آن سوره، گزنفون در توصیف کورش بزرگ و احترام به زنان می نویسد:[[6]]
". . . هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردنند، در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام 'آبراداتاس' برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود. چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام 'آراسپ' سپرد. اما آراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست! کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند. می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم."
اهورامزاد این کشور را دروغ (روضه خوانان) و خشکمغزی (مذهبیون) و دشمنان (بیگانگان غربی و شرقی) و خشکسالی رها سازد.
شاپور سورنپهلو
پانوشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2 - مربوط به سال ۲۱۳، جنگ رومیان با اشکانیان: Echolos,1.3.3. The Campaign of Alexander Severus
3 - در بخش جنگ شاپور یکم با رومیان در لیکاونیا، آسیای کوچک: Zonares XII, 23
4 - Julian, or. I, 27A-29A (22.1-60, pp 41-4, Bidez)
5 - در توصیف جنگ سینگارا در ۳۴۳ یا ۳۴۴ میلادی - Dodgeon, 114
6 - گزنفون، کوروش نامه، کتاب ششم، بخش نخست، بند ۱:۲۷




